نتایج جستجو برای عبارت :

خواهرم دیگر تو کودک نیستی

دارم تو اتاق خواهرم درس میخونم.
بلند بلند انگار که معلم باشم، دارم به جن ها درس میدم.
به در کوبیده میشه.
من: بلللههه؟
صدای خواهرم میاد: باز کن منم.
باز میکنم.
خواهرم: با کی حرف میزدی 
من‍♀️ 
من: داشتم حفظ میکردم. 
اون 
من
نوع درس خوندم همینجوریه، بلند داد میزنم و راه میرم و.
عکس تبریک روز معلم به خواهرم / روز معلم مبارک خواهر عزیزم 
در ادامه مجموعه ای از متن تبریک روز معلم به خواهرم ، عکس تبریک روز معلم برای خواهرم ، عکس نوشته روز معلم مبارک خواهر عزیزم را در وبسایت لیس گپ اس ام اس  مشاهده می کنید .
 خواهرم روز معلم بر تو مبارک / تبریک روز معلم به خواهرم / پروفایل روز معلم برای خواهرم
معلم یعنی دستانی گرم که به تو می‌آموزد چگونه قلم به دست بگیری؛ معلم یعنی کوه صبر و استقامت برای آموختن و نوشتن کلمه ای مثل دوستت دار
با خواهرم رفته بودیم کافه لته و کیک سفارش دادیم نه من،نه خواهرم لته رو دوس نداشتیم اون یه مقدار خورد من نخوردم وختی رفتم پاصندوق حساب کنم متصدی صندوق ازم پرسید: خانم از سفارش تون راضی بودین؟ گفتم کیکش خوشمزه بود ولی لته رو دوس نداشتم بعدم کارتمو دادم حساب کنه حساب کرد و داد و گفتش ک: لته ی شما رو حساب نکردم چون دوس نداشتی کرک و پرم ریخت:) خواهرم گف کاش منم گفته بودم ک دوس نداشتم:دی
در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
در مسیر چشم ها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معاد
طره ی گیسو مده بر دست باد 
خواهرم ديگر تو کودک نيستي
فاشتر گویم عروسک نيستي
خواهر من این لباس تنگ چیست ؟؟
پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم ، ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان راببین 
شیعیان مدیون خون کیستند؟
زنده از رقص جنون کیستند؟
ای مسلمانان ، فرهنگ عاشورا چه شد؟ 
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد ؟
کیست تا اسلام رایاری ک
در خیابان چهره آرایش مکن

از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز

در مسیر چشم ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد

طره ی گیسو مده بر دست باد 

خواهرم ديگر تو کودک نيستي

فاشتر گویم عروسک نيستي

خواهر من این لباس تنگ چیست ؟؟

پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم ، ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان راببین 
شیعیان مدیون خون کیستند؟
زنده از رقص جنون کیستند؟
ای مسلمانان ، فرهنگ عاشورا چه شد؟ 
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد ؟
کیست تا اسلام رای
مدتی بود تعجب می کردم از اینکه نيستي 
پیام‌ میدم جواب نمیدی 
پست هات و میخوندم و بهت راجبشون میگفتم
حالت و می پرسیدم
نگو دو طرفه بود 
من خیلی وقته ازت پیامی دریافت نکردم 
نمیدونم مشکل از کجاست 
تنها راهی که به ذهنم رسید اینکه پست بزارم 
 
+سلام خواهرم 
رسم برادری رو به جا آوردم و اصلا ترک نکردم 
اما چه کنم متوجه نشدم که مشکل اینه که نه پیام های تو به من رسید نه پیام های من به تو 
امیدوارم بتونی توی این‌پست نظر بزاری و بهم‌نشون بده 
سلام دوستان 
این اواخر که به خودم میرسم ادمای بیشتری بهم علاقمند میشن خخخخ 
سر قضیه همون باغ ، پسر مالک از بنده حقیر خوشش اومد و به مادرش گفته بود و مادرشم با خواهرم در میان گذاشته بود.خب درسته وضعیت مالی شون به علت مالک بودنشون در گذشته عالیه،  ولی پسره از اینایی بود که دماغش عملی نصف سرش کچل کرده بود و موهای اون نصف دیگه رو اینور ریخته بدد و ابروهاشم پهن و کوتاه برداشته بود مخلص کلام از من دخترتر بود و خواهرم زنگ زد و قضیه خواستگاری رو تعری
چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم. همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: عمه جان» اما زن با بی حوصلگی جواب داد: جیمی، من که گفتم پولمان نمی رسد!» زن این را گفت و سپس به قسمت ديگر فروشگاه رفت.
 
به آرامی از پسرک پرسیدم: عروسک را برای کی می خواهی بخری؟»
با بغض گفت: برای خواهرم، ولی می خوام بدم به مادرم تا او این کادو را برای خواهرم ببرد».
پرسیدم: مگر خواهرت ک
خواهر زادم چند وقت پیش از خواهر کوچیکم که پزشکه میپرسه که خاله راست میگن آدم با یه کلیه هم میتونه زندگی کنه خواهرم میگه آره میشه با یه کلیه هم زندگی کرد
بعد میگه خاله یعنی هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد خواهرم میگه نه هیچ مشکلی پیش نمیاد
میگه دیگه کدوم از اعضای بدنمون رو بیرون بیاریم مشکلی پیش نمیاد 
خواهرم یه چنتایی نام برد گفت بدون اینا هم میشه زندگی کرد
گفت اونوقت همه اینا روهم چند کیلو میشه
خواهرم میگه خاله واسه چی داری اینا رو میپرسی
میگه خ
برای اینکه خوب به نظر بیای لازم نیست منو خراب کنی.
این یه قانون ساده را من از دوازده سالگی نتونستم به خواهرم یاد بدم و حالا اون 27سالشه و من دیگه امیدی ندارم که بتونم اینو بش یاد بدم.
پیرزن کهنسالی خواهم شد و هنوز صبح ها با صدای چغلی کردن خواهرم به مادرم بیدار خواهم شد.
آیا سن تربیت کودک مربوط به دوره  خاصی است؟ همه پدر و مادرها می خواهند کودک خود را به بهترین شکل تربیت کنند و از همان اولین روزهای زندگی کودک به دنبال بهترین نحوه برخورد با کودک و پرورش او هستند. اما خیلی از والدین به درستی نمی‌دانند در چه سنی چه رفتاری با کودک مناسب‌تر است. آگاهی از سن مناسب برای تربیت کودک و چگونگی آن والدین مانند راهنمایی همیشگی برای پیشبرد رفتاری متناسب با درک کودک ارائه می دهد. 

ادامه مطلب
تا حالا احساس تنهایی کردین؟
اینکه کسی دوروبرت نباشه
واسه کسی مهم نيستي
حس کنی که دور انداخته شدی
و کسی دوست نداره؟
یا اینکه.
توی تک تک این لحظه ها چند نفر هستن که میگن
نه اینطور نیست
تو تنها نيستي
من باهاتم.
من ازشون ممنونم یکی خواهرم پری و اون یکی هلیا(جدیده)
یه آرزو ی خوب براتون دارم
زندکی تون لبریز از این دوستا
عکس پروفایل خواهرم | برادرم عروسیت مبارک در سایت روبکا مشاهده نمایید امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیره.
پروفایل عروسی برادر
پروفایل عروسی خواهرم مبارک
عکس پروفایل خواهرم
عکس های زیبا برای پروفایل
عکس پروفایل خواهرم
 پروفایل عروسی خواهرم مبارک
پروفایل عروسی برادر
عکس های زیبا برای پروفایل
پروفایل عروسی برادر
 پروفایل عروسی داداش
عکس های پروفایل
پروفایل عروسی برادر
پروفایل عروسی
گردآوری مطلب : روبکا/robeka.ir
عکس پروفایل خواهرم | بر
دیروز میگفتن واس ولنتاین ب کسایی که دوسشون دارید
برید ابراز علاقه کنید
من اگه بهش میگفتم ی دل سیرمیخندید بهم ومسخرم
میکرد،بعدم پیداش نمیشد
وقتی اون دختره ی عوضی رو اعصابش میره وناراحتش
میکنه،ناراحت میشم
وقتی بهش میگم زیادی لی لی ب لالاش گذاشتی،میگه
دوسش دارم دلم نمیاد دعواش کنم
سرماخورده بود،براش سوپ پختم وبردم،کلی خوشحال
شد هیچوقت حواسش نیست که چقدمواظبشم وحواسم
بهش هست امروز بهش میگم رفیق خوبی هستی گف
فدات خواهرم توهم خیلی خوبی ر
مرد ثروتمند بدون فرزندی بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود، کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد: تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران»
 
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری کند.پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد؟؟؟
 
برادر زاده او تصمیم گرفتآن را اینگونه تغییر دهد: تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم؟ نه! برای برادر زاده‌ام. هرگز به خیاط. هیچ برای فقیرا
روزی که بالغ شدم فکر کردم اینجا آخر دنیاست
روزی که سر کنکور غش کردم گفتم اینجا آخر دنیاست
روزی که مامان رفت گفتم اینجا آخر دنیاست
روزی که خواهرم دیابت گرفت گفتم اینجا آخر دنیاست
وقتی دو ترم متوالی مشروط شدم
وقتی فهمیدم توی سرم یه تومور شش میلیمتری هست
اما هیچکدوم آخر دنیا نبود.
داروهای خواهرم کمیاب شده.میترسم این بار آخر دنیا باشه.
میدونم این بار هم آخر دنیا نیست.
به شدت خسته ام و به شدت افسرده شدم از طرفی قضیه اظهار نامه مالیاتی موسسه که ب
هنوز ده ساعت کامل نگذشته از این که بیرون نرفتم و تو خونه نشستم و حقیقتا تحملم سر اومده-_-باید تا دو ساعت آینده حتما برم و یکم قدم بزنم وگرنه دیوونه میشم،اینم عادت بد منه دیگه،راستی دلم میخواد دوباره برم کتابخونه چون می خوام چند تا کتاب فلسفی جذاب بخرم اما نمیدونم کتابخونه پنج شنبه ها تا ساعت چند بازه،احتمال میدم بسته باشه:(
همین الان به خواهرم گفتم بیا بریم سینما و گفت:نه گفتم چرا؟ گفت:بچه های دانشگاه هم میخوان برن سینما من باهاشون نمیرم.و ه
دیروز خواهرم زایمان کرد. برای دومین بار، در روز تولد 26 سالگیش بچه‌ی دومش رو به دنیا آورد. فکر می‌کنم که خواهرم از رویاش فاصله گرفته، خیلی هم فاصله گرفته، تایید این مسئله قطعا براش سخت و دردناکه به همین خاطر منم هیچ حرفی در این مورد باهاش نزدم.
من فکر میکنم که خیلی از آدم‌ها از غریزه‌اشون فاصله نگرفتند و همونطوری که غریزشون ایجاب میکنه عمل می‌کنند، به دنیا آوردن بچه در این شرایط اقتصادی و اجتماعی این کشور از نظر من کار عاقلانه‌ای نیست، ام
شب تا صبح خواب خواهرم و اقواممون رو دیدم.
دیدم با خواهرم نشستیم یه گوشه ای
انگار مثلا من 13 سالمه
نشستیم داریم حرف میزنیم و میگیم و میخندیم
انگار یه مراسم عروسی بود :)
توی شمال هفت هشت بار مراسم و جشن برگزار میشه برای یه زوج
مال ما یکی ازون وسطا بود :)
داشتم فکر میکردم که برم ایران یه سر.
توی این دو سال و دو ماه، دو بار تصمیم گرفتم و تا مرحله بوک کردن بلیط رفتم جلو ولی سرم شلوغ بود و نمیشد.
ولی الان دیگه برنامه هام دست خودمه :)
9 نکته ی تربیتی:
1- همیشه به کودک خود سلام کنید و به او احترام بگذارید2- زمانی با کودک بازی کنید که او مشتاق باشد
3- از زورگویی پرهیز کنید4- با کودک رفتار محبت آمیز داشته باشید
5- برای آموختن زندگی به کودک عجله نکنید و اجازه بدهید او از کودکی خود لذت ببرد6- ناکامی کودک را محترم بشمارید و او را از شکست نترسانید
7- کودک را برای خودش و بر اساس توانایی هایش پرورش دهیدو نه برای اینکه تصویری از آرزوهای شما باشند
8- با صبر و سکوت با کودک خود ارتباط برقرار کنی
امروز با خواهرم حدودای ساعت چهار رفتیم لب ساحل 
محل اقامتمون خیلی فاصله کمی داشت 
رفتیم و یکم تو آب راه رفتیم و اومدیم صدف جمع کنیم . یه اقایی که معلوم بود جنوبی بود اومد و یه مشت صدف اورد گفت این برای شما . اولش گفتم چقدر مهربونه. بعدش دیدم به طرز حال بهم زنی داره سعی میکنه صمیمی بشه . 
خواهرت چند سالشه؟ تو چند سالته؟محل اقامتتون کجاست ؟کجایی هستین ؟
من سعی میکردم همه رو سر سنگین جواب بدم اما اون کوتاه نمی اومد.
اومد گفت بیاین اینجا پاچه شلوارت
امروز داماد کوچک اومده بود اینجا پول داده بود به مامان که بدن به من که برم یه هدیه برای روز زن برای خواهرم بخرم!! گفته من اینقدر سرم شلوغه نمی‌تونم برم. الان تازه دیر هم که شده.
یک ساعت بعد خواهرم اومد خونه‌ی ما، منم پولو گذاشتم کف دستش گفتم بیا بریم برات کادو بخرم، فقط قول بده امشب سوپرایز بشی! آخه من چه می‌دونم خواهرم چه مدل و طرحی دوست داره. سلیقه‌ی ما زمین تا آسمون با هم فرق داره. یه‌کم‌عذاب وجدان گرفتم، ولی دلم نمی‌اومد برم پولو بریزم ت
خواهرم می خواست یه باغ بخره تو یکی از روستاهایی که توریستی هست و حسابی قیمتش بالا رفته
بعد منم گفتم بزار من بیام GPS کنم ببینم جز منابع طبیعی هست یا کشاورزی 
بعد بخرید 
امروز با دامادمان و صاحب باغ رفتیم داخل زمین،  با توجه به پوشش جنگلیش خیلی بعید دونستم مسثنیات باشه،  فایل Gps رو فرستادم برای دوستم که کارمند منابع طبیعیه،  از دو هزار متری که خواهرم می خواست بخره،  ۱۷۵۰ مترش جز منابع طبیعی بود. 
خب سادگی خواهرم اونجا بود که همش تاکید داشت که
 بهداشت را رعایت کنید: قبل از اولین تغذیه، بطری ها را طبق دستور بسته بندی بشویید یا استریل کنید.
شیر را گرم کنید: برای گرم کردن شیر مادر یا شیرخشک از یک بطری گرم یا آب گرم استفاده کنید. (از ماکروفر استفاده نکنید). قبل از تغذیه کودک، کمی از شیر را روی قسمت داخلی مچ دست امتحان کنید.
به علاقه ی کودک خود اهمیت دهید: اگر کودک شما شیر گرم دوست ندارد ، می توانید آن را کمی سرد کنید یا دمای آن را به دمای اتاق برسانید.
کودک را در یک مکان راحت قرار دهید: یک مکا
مدتی هست که خواهرم از همسرش توافقی جدا شده اون از همه حقوقش گذشته وفقط بچه هاش رو گرفته ودر دادگاه قرار براین شده که ماهی 2میلیون هزینه مسکن بچه ها رو بده این نوشته ومکتوب شده ولی مدتی هست که این پول رو نمیده چگونه میتوان مجبور کرد که پای توافقش باشه درحالیکه چیزی بنام نداره و بیشتر حسابهای بانکیش خالی نگه میداره؟؟ ایا برای دادگاه همینکه بگه ندارم و اعسار بده درسته؟ هنوز خواهرم کاره حقوقی کیفری انجام نداده.
یکی ديگر از عوارض اختلال در خواب کودک، پرخاشگری و خشک کودک است.زمانیکه کودکتان در زمان مناسب نخوابد، در کل روز بی حوصله است و به دلیل اینکه انرژی لازم را برای انجام کارهایش نداردبا کوچکترین چیزی دچار استرس و اضطراب می شود و پرخاشگری می کند.از این رو خواب کودک می تواند روی پرورش کودک تاثیر مثمر ثمری داشته باشد.
زمانى که کودک شروع به گفتن "من،من" میکند یعنى خودم میخواهم انجام دهم به این معنیست که کودک در حرکت بسوى استقلال است .
مسلما در ابتدا همه کارها را اشتباه انجام میدهند و برخورد والدین تاثیر تعیین کننده ایى در اعتماد بنفس کودک دارد.
اگر به او بگوییم نکن، بده، بشین، دست نزن تو نمیتونى، به جاى آنکه به او بیاموزیم و مراقبش باشیم کودک به این نتیجه میرسد که من ناتوان و ابله هستم و نمیتوانم.
شعری زیبا از مرحوم آقاسی:
 
در خیابان چهره آرایش مکن / از جوانان سلب آسایش مکن
 
زلف خود از روسری بیرون مریز / در مسیر چشم ها افسون
مریز
 
یاد کن از آتش روز معاد/ جلوه ی گیسو مده در دست باد
 
خواهرم ديگر تو کودک نيستي / فاش تر گویم عروسک نيستي
 
خواهرم،این لباس تنگ چیست؟/ پوشش چسبان و رنگارنگ چیست؟
 
خواهرم،اینقدر طن نازی مکن / با اصول شرع لج بازی مکن
 
خواهرم ای عاشق دین مبین / یک نظر ازواج پیغمبر ببین
آقا قبول نیست. من اینجا وب می زنم برای نیمه گمشدم بعد فرداشبش نیمه گمشده خواهرم پیدا میشه. این چه وضعشه؟
البته ایشالله خوشبخت شن. خدا رو چه دیدی شاید مسیر برای ما هموارتر بشه.
به هرحال اینجا خوش یمن بود.
جوری به خواهرم م می دادم که انگار من 12 سال از اون بزرگترم. سوالاتی که بینشون رد و بدل شده بود رو که شنیدم فهمیدم چقدر دنیام با دنیاهای مرسوم متفاوته. و چقدر این تفاوت پیدا شدن تو رو سخت تر میکنه. اما هر چی سخت تر، شیرین تر! مگه نه؟
پ.ن: ازم میپر
تلوزیون همون اول تابستون توی یه جابجایی شکست.گوشی خوب خواهر کوچیکه هم وسطای تابستون.
تبلت اون یکی خواهرم هم اوایل تابستون بود که شکست.
گوشی اون یکی خواهرم اواخر تابستون یهو آنتنش پرید.
دیشب هم که گوشی تقریبا گرون قیمت اون یکی اون یکی خواهرمو یدن!
کلیه‌ی موارد بالا همچنان در همون وضعیت به سر میبرن و توان تعمیر هیچ کدومش نبوده تا حالا! واقعا چرا؟
پی نوشت: خواستم فقط چیزی گفته باشم. خاک گرفت این بی صاحاب مونده!
این اتاقی که هستم با خانه خواهرم درب مشترک دارد و صداها از دو طرف منتقل می شوند.
ساعتی نیست که ناگهان صدای بلند و غضب ناک خواهرم همچون پتک بر سر خواهرزاده ام کوبیده نشود. دقیقا کاری که مادرم با فرزندانش می کرد و اکنون فرزندانش با فرزندان فرزندانش می کنند. و دقیقا واکنشی که تو به خاطر بزرگ شدن در آن محیط گاهی از خودت بروز می دهی. اما من سعی می کنم این تسلسل را قطع کنم.
 مامان ما یه عادتی داره هروقت بخواد تهدید کنه که  یه چیزی رو نابود می کنه، میگه یا آتیش میزنم، یا سنگ بر میدارم میشکنم،(در همین حد خشن ).
 مثلا میاد توی اتاقمون میبینه از بس کتاب گذاشته دور و بر اتاق جای راه رفتن نیست، میگه آخرش یه روز این کتابا رو آتیش میزنم:)))) 
یا اون انار سفالی هایی که من خیلی دوستشون داشتم و دائم میگذاشتم جلو  تلوزیون و مامانم دوست نداشت جلو تلوزیون چیزی گذاشته باشه، یه بار گفت اگه اینا رو جلو تلوزیون بر نداری با سنگ میشکن
یکی‌از افتخارات اکتسابی زندگیم داشتن خواستگاری بود که شبیه آرمین‌گرشاسبی بود!
که اونم در جهت هرچه بیشتر لگد زدن به بختم بهش‌گفتم نه!هرکسی ام میگه چرا ردش کردی میگم بخاطر خواهرم
چرا؟! چون خوشم نیمد تو کلاس به خواهرم گفته شما چادریا عقده ای هستین!بعد هم با دوستاش خندیدن و رفتن!
منم بهش گفتم نه که بفهمه رئیس کیه!
نتیجه:دانشجویان کنون حواستون باشه به کی چی میگین یهو زدو نه سال بعدش از خواهر طرف خوشتون اومد :)
همکارم خیلی بد یعنی خیلی بد ها آدامس
وقتی بچه بودیم، مادرم یک عادت قشنگ داشت: وقتی توی آشپزخانه غذا می پخت برای خودش یواشکی یک پرتقال چهارقاچ می کرد و می خورد. من و خواهرم هم بعضی وقت ها مچش را می گرفتیم و می گفتیم: ها! ببین! باز داره تنهایی پرتقال می خوره. و می خندیدیم. مادرم هم می خندید. خنده هایش واقعی بود اما یک حس گناه همراهش بود. مثل بچه هایی که درست وسط شلوغی هایشان گیر می افتند، چاره ای جز خندیدن نداشت.مادرم زن خانه بود (و هست). زن خانواده بود. زن شوهرش بود. تقریبا همیشه توی آشپ
رنگ سبز اتاق کودک و ترکیب آن با رنگ های مختلف تاثیرات فوق العاده ای بر روی احساسات ورشد عملکرد مغز کودک خواهد داشت.رنگ سبز اتاق کودک یکی از پرطرفدارترین رنگ های دنیا میباشد.برای فضاهایی که آرامش احتیاج داریم بهتر است از رنگ سبز استفاده کنیم.
رنگ سبز اتاق کودک استرس را کم , نشانگر شروع دوباره(برای روحیه بیماران نیز استفاده میشود) , کاهش دهنده تب و حرارت بدن میباشد
• استفاده از رنگ سبز اتاق کودک باعث افزایش تمرکز ویادگیری کودک میشود .پس اگر میخ
امروز دوبار زبونم نچرخید که اون حرفی که میخوام رو بزنم. نه به خاطر جرات نکردن یا مراعات یا هر چیزی. فقط یه حرف ساده بود. مثلا عصری یه بار خواستم بگم آب بیاره خواهرم برام، نتونستم بگم. و همین الان مامانم یه سوال درباره چرخ خیاطی پرسید که قرقره اش کجاست و. ، باز نتونستم بگم :| عصری فک کردم یهویی بوده و همینجوری! ولی الان اعصابم خرد شد! :| کلا یه حس بدی دارم. 
 
+چرا واقعا؟
 
+ الکی ناراحتم. مگه نه؟ میدونم شورشو در آوردم! :(
 
+ برم خواهرم برام لاک بز
رشد کودک: ماه اول تا سوم
در این ماه‌ها رشد قدی و وزنی کودک بسیار
سریع است. روند رشد کودک در این ماه‌ها مشابه رشد سریعی است که طی یک ماه
اول داشته است. در این ماه کودک بین 2.5 الی 3.8 سانت رشد قدی و در حدود
907 گرم رشد وزنی خواهد داشت. این اعداد تنها نشان‌دهنده میانگین مورد
انتظار هستند و امکان آن وجود دارد که روند رشد کودک شما آرام‌تر یا
سریع‌تر باشد و یا در مقطعی رشد او به طور ناگهانی زیاد شود. اگر در سن 6
هفتگی کودک شما بیش‌ازحد بی‌قرار است یا
برای خودم و خواهرم و مامانم پالتو دوختم برای یکی که دوسش دارم ولی همیشه یه عالم مهربونی ازش طلبکار بودم هم یه لباس دوختم یه ماشین نمدی با آقا حسین دوختیم از یه بنده خدایی هم که از اونم همیشه طلبکار بودم و متهم میکردم به تبعیض بین من و خواهرم، عذرخواهی کردم. به یه عزیز دیگه ای هم که همیشه  بهش کم توجهی میکردم زنگ زدم و بهش گفتم خیلی برام عزیزه.
 
راهی یادگرفته زندگی خیلی کوتاهه
میشه خوب گذروندش

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها