محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

ویسگون تمام هفته گناه غروب جمعه دعا

جمعه_انتظار 
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی 
غروب ِ این همه غربت، چرا نمی‌آیی؟ 
زمین به دور سرم چرخ می‌زند پس کی
تمام می‌شود این روز‌های یلدایی؟
کجاست جاذبه‌ات آفتاب من؟ خسته ست
شهاب کوچکت از این مدار پیمایی
کبوترانه دلم را کجا روانه کنم؟
کجاست گنبد آن چشم‌های مینایی؟
تمام هفته دلم را به جمعه خوش کردم 
غروب جمعه رسیده ست و باز تنهایی.
صاحب_امان_عج
تمام طول هفته را منتظری تا جمعه برسه، چه روزهای پرکار و پر تنش و چه روزهای آرام و بی صدا. فکر میکنی جمعه روز خاصی هست، یک اتفاق نو رخ میده، یا کلی استراحت میکنی و خستگی کل هفته از تنت درمیره اما جمعه میرسه و تازه دلتنگ روزهای هفته میشی! شاید واقعا جمعه ها هیچی نداره جز دلتنگی. جمعه ها سوت پایانه، جمعه ها آخر جاده است!
اما با این حال روزهای هفته با یک دلخوشی سپری میشه، دلخوشیه رسیدن جمعه ای که تو میخوای!
✨✨✨✨ 
✳ زمان غسل جمعه
وقت غسل جمعه از اذان صبح است تا :
✅ آیات عظام ای ، مکارم ، وحید : تا اذان ظهر و بعد از ظهر به نیت ما فی الذّمه انجام دهد.
✅ آیت الله سیستانی : غروب آفتاب .
↙ توجه :  اگر در روز جمعه غسل نکنند مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب، قضاى آن را به جا آورند و کسى که مى ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند مى تواند روز پنجشنبه غسل را به نیّت مقدّم داشتن انجام دهد.
✳ همه مراجع: می ‏تواند قضاى غسل جمعه را صبح شنبه تا غروب به جا آورد ولى قض
سلام بر حضرت دوست
جمعه که میشود از صبح همه به امید فراغت و استراحت هفته ای پر مشغله با نشاط شروع به برنامه های روزمره میکنند رفته رفته که روز به زوال میرود نشاط درونی اهل نشاط هم به کاستی میرود
بعد از ظهر که فرا میرسد  ساعت ها مرتب چک میشود  که چه مدت به غروب روز باهم بودن افراد مانده است؟؟ تا کی میتوانند در پرتو مهر و آغوش محبت از با هم بودن ها لذت ببرند؟؟؟  ولی آیا مردم از غروب جمعه به چه جرمش فرار میگنند چرا اسم غروب جمعه ها گل چهره ها  را به
میگردى بین مخاطب هایى که،
تمامِ هفته را کنارشان گذراندى.
میگردى بین تمامِ آنهایى که،
کِیفَت کنارشان کوک است.
میگردى بین صمیمى ترین ها
با معرفت ترین ها.
تا پیدا کنى یک نفر را؛
که جمعه ات را
غروبِ جمعه ات را
برایت بسازد
برایت شیرین بسازد.
نیست!
نه این هفته
تا آخرِعمرت هم بگردى،
پیدا نمى شود
جمعه یار میخواهد.
غروبِ جمعه یار میخواهد.
یار اگر نباشد،
تمامِ دلتنگى ها
تمامِ خستگى ها
تمامِ نا امیدى هاى هفته ات،
بغض میشود در گلویت و
نمیترکد که نمی
با آدم های زیادی می شود صبح تا عصر جمعه را گذرانید
طوری که نفهمی آفتاب صبح جمعه ات کِی غروب کرد!؟
آنها که دل زنده اند
آنها که دل و دماغ یک جا نشستن و صحبت های طولانی را ندارند
آنها که آدم های دست توی دست دویدن و خندیدن و قهقهه اند!
اما آدم های کمی هستند که می توان دلتنگی غروب جمعه را با آن ها سر کرد
همان ها که عصرهای جمعه ی عمرشان ، دلِ شان برای کسی گرفته
همان ها که می توانند مسیرهای طولانی را آرام کنارت قدم بزنند و حوصله شان سر نرود!
 همان ها که بی
خطبه های این هفته نماز جمعه توسط حجت الاسلام رفیعی امام جمعه اقامه گردید.
 وی در خطبه اول مجددا موضوع  خطبه را خانواده قرار داد و افزود:  اگر میخواهیم در خانه رزق و روزی زیاد شود و برکت وجود داشته باشد باید خانه را از لوث گناه پاک کنیم.
خطیب نماز جمعه افزود: بر اساس یک تقسیم گناه بر دو قسم تقسیم میشود؛ کبیره و صغیره و براساسی دیگر ،تقسیمات دیگری دارد مثلا بعضی ابهت بیشتری دارند و بعضی کمت
ادامه مطلب
حقیقتش را بخواهید این دلگیری غروب جمعه غالباً برای من معنا ندارد. یعنی برایم همان‌فدر شیرین و سریع می‌گذرد که ۵ روز تعطیلیِ عید نوروز. یعنی تصور بگنید بعد از ۶ روز کار سخت و زیاد تنها حدود ۱۴ ساعت فرصت دارید تا کمی با فراغ خاطر بیشتری به هر چیزی که دلتان می‌خواهد فکر کنید. حال ممکن است این فکر، فکر به کار باشد، به غم‌هاتان باشد یا اصلا به هرچیز دیگر. مهم این است که با فراغ خاطر است. فرقی هم نمی‌کند که هفت صبح بیدار شوید تا ۱ بعد از ظهر. مجددا ف
حقیقتش را بخواهید این دلگیری غروب جمعه غالباً برای من معنا ندارد. یعنی برایم همان‌قدر شیرین و سریع می‌گذرد که ۵ روز تعطیلیِ عید نوروز. یعنی تصور بکنید بعد از ۶ روز کار سخت و زیاد تنها حدود ۱۴ ساعت فرصت دارید تا کمی با فراغ خاطر بیشتری به هر چیزی که دلتان می‌خواهد فکر کنید. حال ممکن است این فکر، فکر به کار باشد، به غم‌هاتان باشد یا اصلا به هرچیز دیگر. مهم این است که با فراغ خاطر است. فرقی هم نمی‌کند که هفت صبح بیدار شوید یا ۱ بعد از ظهر. مجددا ف
به شوق صبح و سحر، شام تار هم خوب است
برای گریه شدن، آبشار هم خوب است
تمام هفته خطا و غروب جمعه دعا؟
کمی خجالت از این انتظار هم، خوب است
اگر چه لایق وصل تو نیستیم آقا
ولی کشیدن ناز نگار هم، خوب است
مرا ببند که من، جای دیگری نروم
برای عبد فراری، حصار هم خوب است
هوای شهر بد و گریه سخت و حال بد است
کمی هوا وسط این غبار هم، خوب است
اگر که پای رکابت نشد شهید شوم
برای کشتن ما، زلف یار هم خوب است
اگر اجل به وصالت مرا مجال نداد
امید آمدنت بر مزار هم، خوب است
آن رفیق برسعادت جمعه هاست/زمزم خوب عنایت جمعه هاست/اهل بیت مصطفی را یادمان/گلشن نیک امامت جمعه هاست/لذت دیدار دارد بندگی/وقت شیرین عبادت جمعه هاست/گریه دارد شیعه برصاحب زمان/ندبه خوانش برصداقت جمعه هاست/درنمازجمعه وحدت گل کند/همدم نور وهدایت جمعه هاست/شورهم عهدی مابا رهبری است/یاورناب ولایت جمعه هاست/ازامام وازشهیدان یادکن/یادمان برشهادت جمعه هاست/هر غروب جمعه ای دلگیرشد/بهرزهرا هم ارادت جمعه هاست/کن دعا بهر ظهور مهدوی/لطف مولابا رضایت ج
شبای جمعه اقا جون ، دلم برات پر میزنه 
غروب هر جمعه اقا ، غم به دلم سر میزنه 
حال و هوای جمعه ها  شده یه غم روی دلم 
ازت می خوام تنگ غروب  نگاه کنی به این دلم 
یا مهدی جان 
آقای من     دوست دارم من بخدا 
یه بار بزن منو صدا     به جون مادرت قسم 
دیگه نشو ازم جدا 
تو ندبه و تو گریه ها     تو گریه و تو زاریا 
تویی آقای خوبه من       یابن الحسن 
تو هر زمان و هر مکان    تو هر مکان و لحظه ها 
توی صفای دل شیدایی من 
یابن اهرا 
 
 
ادامه مطلب
حتی اگر شمارش روزهای هفته از دستت رفته باشد، که می‌دانم رفته، اما.
صبح جمعه را با دست و پا زدن در بیم‌هاو امیدهایش، عصر جمعه را با‌ دلتنگی های خفه کننده اش و پایان جمعه را با افسردگی مزمن و غیرقابل درمانش خواهی شناخت.
این هفته هم تَه کشید.
با نام و یادش»
چند وقت پیش یک کتاب خیلی خوب میخوندم. یجاییش میگفت اینکه آدم ها غروب جمعه دلشون میگیره بخاطر اینه که یک هفته دنبال چیزای مختلف دویدن اما حالا که آخر هفته شده، یک احساس خالی شدن درونی دارند. این حس بخاطر اینه که دنبال چیزایی بودند که واقعا سیرابشون نکرده و برای همین یجور حس خلا و ناآرامی دارند.
خیلی نقل به مضمون گفتم. احتمالا خود نویسنده هم بخونه تشخیص نمیده از کتاب خودشه.
خود اینجانب وقتی کل هفته رو کار درست و حسابی کردم، جمعه
اوضاع اسف باریه!سرما خوردگی، بدن درد، ابریزش بینی، بالا رفتن فشار خون، مرگ مادرزن.
روز جمعه برای گریز از تنهایی به سرکار اومدم. به همه اینها یه غروب جمعه بدون تو هم، اضافه کن. فکر نمیکنم دیگه چیزی باقی مونده باشه. به قول فرهاد؛ جمعه حرف تازه ای برام نداشت هرچی بود، پیش تر از اینها گفته بود!
 
 
یه روزایی انگار کل رخت‌شور خونه های عالم جمع شدن تو دلت و خانم هایی با لباسای سفید هی چنگ میندازن به دلت، هی چنگ میندازن و هی لباساشون قرمز میشه از خون جگر.یه روزایی انگار سر تموم شدن ندارن، حتی اگه خورشیدو بذاری تو جیبت و زل بزنی به آسمون، هوا آبی مایل به نارنجی میمونه که میمونه. یه روزایی انگار واقعا غروب جمعه خودشو بهت نشون میده تا دست کم نگیری اون روزارو.
غروب جمعه ۵ مهر یکی از دلگیر ترین روز های زندگیم.
حرکت به سمت سمنان ا
ز فردا رسما یک دانشجو ترم  اولی خواهم بود .
دلم خیلی گرفته روزی که داشتم به اجبار این رشته میزدم هرگز  فکر نمی کردم قرار اینو برم
از زمانی که نتیجه اومد الکی دلم به این و اون خوش کردم ولی هر بار بیشتر از بار قبل شکسته تر شدم
احساس میکنم دیگه خدا منو اصلا دوست نداره .
پ.ن : یادم رفته بود تو این دنیا به هیچ کس جز خودم  نباید  اعتماد کنم .‌. عاقبت امروز من اعتماد بی ج
جمعه ها هم مثل تمام طول هفته یکجور طلوع می کنند اما ما اعتقاد داریم روی جمعه ها هم اسم بگذاریم. غروب هایش را غم آلود بنامیم و کل آن را یک روز کسالت بار تلقی کنیم که آدمی نمی تواند کار بکند، کتاب بخواند یا اساسا از چیزی جز خوابیدن و کز کردن لذت ببرد. اما من یک ایده دارم. بیایید جمعه ها را روز کارهای بکر بنامیم. حالا همه میگن مثلا چی!؟ مثلا برخلاف تمام هفته که کتاب های داستان می خواندید امروز فقط شعر بخوانید. مثلا امروز حتما یک گلدان به خانه تان اضا
رفت تا نزدیک‌ترین ایستگاه اتوبوس شهر. ایستاد کنار درخت روییده در جوی جلوی ایستگاه. نگاه به آسمان کرد. هوا غبار داشت. گمانش این شد که تا غروب آفتاب چیزی نمانده است. اما ساعت می‌گفت که فعلاً، غروب نزدیک نیست: چرا ساعت مچی‌اش می‌گفت که دقیقاً ۲ ساعت مانده است به غروب؟ به نظر او، همان موقع هم غروب بود. بعد این واقعه، او مشاهدات چند روز قبل خود را مرور کرد و دانست که خورشید فقط دارد غروب می‌کند. ولی ساعت مچی او می‌گفت که خورشید در ساعت ۶ و نیم صبح
اگه بخوام از حال و هوای امروزم بگم باید بگم که اتفاقا غروب دلگیر جمعه ها رو از تموم روزهای هفته بیشتر دوسش دارم.
چرا که منو به تفکر وادار میکنه ؛ تفکر به خودم ، به دنیای اطرافم و به عمر در گذرم که در هفته ای که گذشت چیکار کردم؟! 
چه کار خوبی انجام دادم که یک قدم منو به انسانیتم به چیزی که برای اون آفریده شدم منو نزدیک کرده باشه؟!
ثانیه ها در گذرند مراقب‌ قلبمون باشیم که در پس تپیدن های مُمتَدش چه چیز هایی رو بدست میاریم****
لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ،از گرما مینالیم. از سرما فرار میکنیم. در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس!ﻫﻤﺸﻪ در انتظار به پایان رسیدن روزهایی ﻫﺴﺘﻢ که بهترین روزهای زندگیمان را تشکیل میدهند:مدرسهدانشگاهکارﺣﺘ در ﺳﻔﺮ همواره ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣ ﺍﻧﺪﺸﻢ بدون لذت از ﻣﺴﺮ!ﻏﺎﻓﻞ از ﺍﻨﻪ زندگی همان ﻟﺤﻈﺎﺗ ﺑﻮﺩ ﻪ ﻣﺨﻮﺍﺳ
غروب جمعه دلهاغمگساراست/بدونش سختی وعصرفشار است/جهان درانتظار یوسف حق/عدالت باظهورش آشکار است/نویدش داده اند آل پیمبر/زسوی حق همان زلف نگاراست/رودسختی ودشمن روز موعود/حضورش درجهان فصل بهاراست/به هرجمعه برایش گریه کردیم/نگریاران مولا بیشماراست/شکست دشمنان بااو مهیاست/به دنیا حضرت اوتک سواراست/ولایت بهراو سردار دارد/کنون عالم برایش انتظاراست/
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صیقلانی )    من   هفته رو   خیس ،  و  بالدار ، بطور  سینه خیز  و با  درد گذراندم . ما دهه ی  شصتی ها خیلی ماهیم .   والا.  خلاصه  با بی حوصلگی  سوار بر قایق تکنفره ای   در تلاطم دریای طوفانی  از جنس  دخترانه های ماهانه ، پارو زدم تا ساحل  ارامش  رو از پشت  امواج غریب در غم انگیزترین  لحظات هفته ،یعنی   غروب جمعه  دیدم . 
ادامه مطلب
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صیقلانی )    من   هفته رو   خیس ،  و  بالدار ، بطور  سینه خیز  و با  درد گذراندم . ما دهه ی  شصتی ها خیلی ماهیم .   والا.  خلاصه  با بی حوصلگی  سوار بر قایق تکنفره ای   در تلاطم دریای طوفانی  از جنس  دخترانه های ماهانه ، پارو زدم تا ساحل  ارامش  رو از پشت  امواج غریب در غم انگیزترین  لحظات هفته ،یعنی   غروب جمعه  دیدم . 
ادامه مطلب
غروب جمعه هاوقت دعای فاطمه باشد/تمام عالم هستی برای فاطمه باشد/همیشه حضرت زهرادعاخوان فرج گشته/زپشت درب یک خانه صدای فاطمه باشد/برای احمد ومادر فراوان اشک میریزد/رضای خالق یکتی فاطمه باشد/برای داغ فرزندان وحیدرگریه هاکرده/تسلی بخش آن بانوخدای فاطمه باشد/زسوگ کربلازهرا دو چشمش زمزم وکوثر/به زوارش بگودائم شفای فاطمه باشد/ولایت محوری شرطی که زهراازهمه خواهد/برای شیعه حیدرعطای فاطمه باشد/غروب جمعه هادارد نسیم یوسف زهرا/به درگاه خداشیع
عصر جمعه کدام است؟! آن‌که تقویم می‌گوید؟ یا غروبِ کم‌نوری که دل آدم را می‌فشارد و می‌چلاند؟
اصلن گور پدر تقویم که این روزها و خیلی روزهای پیش از این -از وقتی زخم روی زخم، آوار شد سرِ روح و جانم- برایم غروب جمعه است. به قاعده‌ای که هر لحظه هوای دعای سمات می‌وزد.
اللهم انی اسئلک.» یا این که دستم را بگیرید و بکشد تا انتقام. وانتقم لی.» و بعد هم بلغزد نام فلان بن فلان»!
اسم هم گیرم نبود، رسم که هست. وانتقم لی ممن یکیدنی و ممن یبغی علیّ و من ی
این غروب اولین جمعه ی ماه رمضون امساله که داره می گذره.
این حیاط اردیبهشتی غروب اولین جمعه ماه رمضونه امساله:
اینم از یه زاویه دیگه:
قرآنو برداشتم اومدم تو حیاط بخونم، گفتم قبلش چندتا عکس بگیرم واسه خواهرم بفرستم دلش وا شه.
نمی دونم از حیاط کدوم خونه عطر یاس میپیچه تو نسیم خنکی که داره می وزه. خلاصه همه چی برازنده ی اردیبهشتی بودن هواست.
دیروز غروب؛ یه حسِ غروب جمعه طوری داشتم با اینکه جمعه نبود و توی فروشگاه سرم شلوغ بود.
به محض اینکه سرم خلوت شد اهنگ سوغاتی هایده رو پلی کردمانقدر دلتنگ بودم که تو همون حال میخواستم بیام توی وبلاگم و یه پست بنویسم.
هایده دور اولش رو خوند
تو فکر بودم چجوری حسم رو بنویسم و به رفت و امد ادم ها نگاه میکردم. که یه دفعه پریا رو دیدم که با دخترش داره میاد پیشم! بهم خبر نداده بود که میادبال درآوردم.
ایلای رو گرفتم تو بغلم و دور دوم اهنگ رو با هاید
بر گر فته از کانال انشا 21 برای
پیدا کردن انشا با هر موضوعی به کانال ما سر بزنید      زرد شدن درختان،سرد شدن هوا،بوی خاک، صدای خش خش،همه و همه خبر از آمدن فصلی رنگارنگ می دهند.فصلی که غروب هایش بغض آلود و دم صبح هایش گرفته است؛انگار همه ی روز ها جمعه است. جمعه ای که چه زیبا خورشیدش طلوع و چه غم انگیز غروب می کند. غروب های جمعه،عجیب بوی پاییز می دهد. اما چند سالی است که غروب های جمعه اش با جگرسوز ترین اتفاق بشری گره خورده است.پاییزی که تاسوعا می شو
 
پاسخ:
غسل جمعه؛ از سنت ‌های مورد تأکید پیامبر خدا(ص) بوده و در احادیث معصومین(ع) بر انجام آن سفارش شده است.
در کتب فقهی نیز، غسل جمعه یکی از غسل‌ های مستحب شمرده شده است که وقت انجام آن، از اذان صبح روز جمعه تا ظهر آن است و بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود. پس اگر تا ظهر انجام نشد، بهتر است بدون نیّت ادا یا قضا و به قصد ما فی الذّمه، تا غروب روز جمعه انجام شود. حتی اگر فرد، در روز جمعه غسل را انجام نداد، مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب، قضاى آن‌
جمعه احوال عجیبی دارد
هر کس از عشق نصیبی دارد
در دلم حس غریبی جاری است
و جهان منتظر بیداری است
جمعه، با نام تو آغاز شود
یابن یاسین همه جا ساز شود
جمعه یعنی غزل ناب حضور
جمعه میعاد گه سبز حضور
جمعه هر ثانیه اش یکسال است
جمعه از دلهره مالامال است.
 ابر چشمان همه بارانی است
عشق در مرحله پایانی است
کاش این مرحله هم سر می شد
چشم ناقابل ما تر می شد.
 
 
جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو 
بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو 
تا به اینجا که به درد تو نخوردم آقا هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو 
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو 
سالها می شود از خویش سؤالی دارم من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو 
با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم من از این زندگیم سود نبردم بی تو 
گذری کن به مزارم به خدا محتاجم من اگر سر
 
 
 
 
 
 
هر هفته باخیال آمدن توزنده ایم
با این خیال جمعه به جمعه زنده ایم
آقا بیاکه زندگی مان بی هدف شده
گویابرای هیچ و،بیهوده زنده ایم
وقت نماز و نیایش دعاکن برای ما
والله که ما با دعای توزنده ایم
باهر گناه میشکنیم قلب پاک تو
گویی برای شکستن قلب تو زنده ایم!؟
نور خدا تویی ای زاده ی رسول
ما باخیال دیدن این نور زنده ایم
تعجیل کن درفرجش مهربان خدای
شاید جمال اوببینیم تاکه زنده ایم
 
 
الهم عجل لولیک الفرج.آمین
از این ساعت به بعد غروب رو دیگه دلم نمیخواد جلوتر بره. همینجور غروب بمونه و من پای لپ تاپ و گلدوزی و کتابام وول بخورم و توی تنهایی گل گلیم لم بدم.اما همیشه این ساعت میگذره و من باقی روز خودم رو محکم پشت چهره ایی که برای آدما ساختم قایم میکنم.
  بر گر فته از کانال انشا 21 برای
پیدا کردن انشا با هر موضوعی به کانال ما سر بزنید        
زرد شدن درختان،سرد شدن هوا،بوی خاک، صدای خش خش،همه و همه خبر از آمدن فصلی رنگارنگ می دهند.فصلی که غروب هایش بغض آلود و دم صبح هایش گرفته است؛انگار همه ی روز ها جمعه است. جمعه ای که چه زیبا خورشیدش طلوع و چه غم انگیز غروب می کند. غروب های جمعه،عجیب بوی پاییز می دهد. اما چند سالی است که غروب های جمعه اش با جگرسوز ترین اتفاق بشری گره خورده است.پاییزی که تاسوعا
هفته اول بعد از تعطیلات
خوب اول غروب جمعه 16 فروردین رو تسلیت
عرض می کنم.
خوب به صورت طبیعی همه با چک لگد بلند
شدین ولی من نه.من با یه مشت فقط
خوابیدم و حالا بیدارشدنم با خدا بود و
مادرم به هر تریتیبی بود بلند شدم و رفتم.
خوب این هفته به جز ریاضی مشق نداده بودن
و کل عید راحت بودیم و حال کردیم.
و،و،و،و،خبر خوب تو ریاضی کل این هفته
بود این بود که تکلیف عید رو مبصر رو نگرفت
و بهش یه صفر گنده و شیک با کلاس گزاشت
ما هم کیف کردیم.
کل این هفته زود گذشت.خ
98/3/18 بود که تصمیم گرفتم از کارها و اعمالم مراقبه کنم.
به مدت یک هفته انجامش دادم.
هفته دومش ولی . 
ولی بله. کم کاری و غفلت کردم . .
اما خداروشکر که الان می تونم ادامه بدم.
الحمدلله. .
از همین چهارشنبه تا جمعه ، هفته دوم مراقبه ام باشه خوبه.
ان شاء. .
باور کنیم .که هیچ روز خاصی وجود نداردبهار و پاییز باهم برابر اندو غروب جمعه با سایر روزهای هفته تفاوتی ندارد این خود ما هستیم که برای دلتنگی ها و شادی های خویش بهانه می جوییمبرای خالی کردن خود پاییز را لبریزو غروب جمعه را غرق در اندوه می بینیملحظات خوب زندگی را با غم های گذشتهیا بعضا با اتفاقاتی که قرار نیست بیفتد تلخ می سازیمباور کنیم هیچ اتفاق بدی قرار نیست بیفتد مگر آنکه خود آن اتفاق را درذهن مصور ساخته برای خود رقم بزنیمباور کنیم
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
کشکول اخبار صنعت خودرو آلاء خانوم زهرا یوسفی نامزد مجلس شورای اسلامی ارومیه غدیر | نرم افزار و دستگاه حضور و غیاب اسپلنج tamirkar2 قصر خیال گل و برگ