محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

عاقل نکندتکيه ب ديوارشکسته

استاد قائدی یک پستی گذاشته است با عنوان "شهروند عاقل". برایش نوشتم بعضی وقتها دلم میخواهد عاقل نباشم. نه شهروند عاقل، نه همسر عاقل، نه مادر عاقل. نه فرزند عاقل و نه هیچ چیز عاقل دیگری. دلم می خواهد بی خیالِ همه ی مسئولیتهایم بروم دیوانه وار دیوانگی کنم. زیر این نظر نوشته است: این خودش عین عقل است .
استاد قائدی یک پستی گذاشته بود با عنوان "شهروند عاقل". دلم گرفته بود. زیر نوشته اش در بخش نظرات نوشتم: "بعضی وقتها دلم میخواهد عاقل نباشم. نه شهروند عاقل، نه همسر عاقل، نه مادر عاقل. نه فرزند عاقل و نه هیچ چیز عاقل دیگری. دلم می خواهد بی خیالِ همه ی مسئولیتهایم بروم دیوانه وار دیوانگی کنم". 
پاسخم داده است: این خودش عین عقل است .
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی را گسترش دهید

انشا درمورد چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
انشا در مورد چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
انشا درمورد ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی

گسترش ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
داستان کوتاه درباره چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
مثل نویسی عجله کار شیطان است

ضرب المثل هم معنی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
داستان ضرب المثل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته داستان عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته انشا عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته یعنی چه انشا در مورد عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته گسترش مثل نویسی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته داستان درباره عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته گسترش عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته
انشا در ادامه مطلب
ادامه مطلب
داستان کوتاه در مورد عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته داستان در مورد عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته داستان عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته گسترش عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته گسترش مثل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته گسترش ضرب المثل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته معنی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته داستان ضرب المثل عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته
انشا در ادامه مطلب
ادامه مطلب
ح آزارم میده و راستش من بیمار این آزارم. چرا؟ چون دلم هیجان می‌خواهد، دلم وادادگی می‌خواهد. لعنتی این را خوب فهمیده، خوب بازی می‌دهد. اما تا کجا؟ مگر قرار نبود من عاقل باشم؟پس بسم است از قبول علمی و صلاح و نیکنامی. هرچه دل افشار کشد دیگر نمی‌روم. آری خواست دل را می‌شناسم اما من نه آنم. بسم است.
پیعمبر فرمود خدا به بندگانش چیزی بهتر از عقل نبخشیده است زیراخوابیدن عاقل از شب بیداری جاهل بهتره در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل بسوی حچ وجهاد بهتر است وخدا پیعمبر و رسول راجز برای تکمیل عقل مبعوث نسازد  تا عقلش را کامل نکند مبعوث نسازد و عقل اوبرتر از عقول تمام امتش باشد و انچه پیعمبر در خاطر دارد از اجتهاد و مجتهدین بالاتر است و تابنده ای واجباترا بعقل خود در نیاد انها را انجام نداده است همه عابدان در فصیلت عبادتشان بپای عاقل نرسند عقلا
یکی را از وزرا پسری کودن بود پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود، پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمیشود و مرا دیوانه کرد.
چون بود اصل گوهری قابل               تربیت را در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نخواهد کرد           آهنی را که بد گهر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند        چون بیاید هنوز خر باشد
سعدی
کفاره ی شرابخوریهای بی حساب
هشیار در میانه ی مستان نشستن است
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون»
قسم به جان تو (ای پیامبر) که آنان در مستیشان سرگردانند .
سوره ی حجر آیه ۷۲
داستانی رو از کودکی شنیده بودم مضمونش این بود:
جادوگری نیمه ی شب معجون دیوانگی رو داخل چشمه ی شهر که مردم ازون آب میخوردند میریزه
یکی از مردم  متوجه میشه فردا هرچی به مردم میگه آب چشمه آلوده شده هیشکی گوش نمیکنه و همه از چشمه آب میخورن و همه دیوانه م
در خبر داریم که:قَدِمَ الْمَدِینَةَ رَجُلٌ نَصْرَانِیٌّ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ وَ کَانَ فِیهِ بَیَانٌ وَ لَهُ وَقَارٌ وَ هَیْبَةٌ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَعْقَلَ هَذَا النَّصْرَانِیَّ فَزَجَرَ الْقَائِلَ وَ قَالَ مَهْ إِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ وَحَّدَ اللَّهَ وَ عَمِلَ بِطَاعَتِهِ.»ترسایى از مردم نجران به مدینه آمد و او را زبانى گویا و ظاهری جذاب و با هیبت بود. پس گفته شد: اى پیامبر خدا، این ترسا چه اندازه عاقل است! حضرت گوینده ر
یه رفیق دارم که ازم بزرگتره. یعنی خیلی رفیق دارم که ازم بزرگترن. منتهاش این از همه شون بزرگ تره. نزدیک چهل سالشه. ولی مجرده. دیشب حرف می‌زدیم. لو داد بالاخره. عاشق شده قبلا . همه ی این سال ها سعی کرد خودش رو تو نظر همه مون یه تیکه سنگ جلوه بده. 
دیشب بهم گفت می‌دونی اشتباه تو توی زندگیت چی بوده؟
گفتم چی؟
گفت قبل اینکه عاشق بشی، عاقل شدی .
گفتم مگه دست من بود؟ دنیا منو این طور چرخوند. دنیا نخواست من مثل بیست ساله ها رفتار کنم. بگم. بخندم. حرف بزنم.
حالا این عمه من خوبه هروقت میاد رشت میره رازقی و شکم الملوکو کبابی فلان و بسار کلی به خودش میرسه
ما
۹ تا آدم عاقل و بالغ رفتیم دربند املت زدیم بر بدن کلا شد ۱۲۰تومن
میخواست مارو به کشتن بدهههه که چرا واسه املت انقد پول دادین
البته
نظرشون اینه اگه عاقل بودین اینقد پول پای املت نمیدادینولی به قول
آروین اینجوری خودمونو توجیح کردیم که نهههه خوب بود گوجه گرون شدهههه
پ.ن:یادم باشه حق تبلیغو از این رستورانایی که نام بردم بگیرم
 
 
 
بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیممستیم اگر ساکن میخانه نباشیمما را چه غم ار باده نباشد، که دمی نیستاز عمر که با نالۀ مستانه نباشیمسرگشتۀ محضیم و در این وادیِ حیرتعاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیمچون می نرسد دست به دامان حقیقتسهل است اگر در پی افسانه نباشیمهر شب به دعا می طلبیم اینکه نیایدآن روز که ما در غم جانانه نباشیم#مهدی_اخوان_ثالث
قابلیت دانلود اپلیکیشن اینستاگرام برای کاربران ایرانی غیر‌فعال است، چون از خارج تحریم هستیم. قابلیت استفاده از اینستاگرام برای کاربران ایرانی به زودی غیرفعال خواهد شد، چون از داخل تحریم هستیم. دارو نیست چون از خارج تحریم هستیم، دارو هست، دست من و تو نیست، چون از داخل تحریم هستیم. دست امامزاده بر سر دست‌های داخل است و دست شاهزاده در دست دست‌های خارج. دست بوسی حضرت آقا و اعلیحضرت همایونی برقرار است اما دست دلال‌ها دست خدا شده، هر توپی را و
از این دعواها خسته شدم
مامان و آبجی  هر روز با هم دعوا می کنن. آرزومه برم برای خودم خونه مستقل بگیرم و از این دعواها راحت بشم.طاهرم آرومه از درون داغون 
یه وقتای با این دعواها ی چند ساله دست و پاهام  میلرزه.سردردهام زیاد شده و تمرکزم رو از دست می دم
از زمانی که ف توی زندگیش مشکل پیدا کرد و اومد اینجا دردسر ما بیشتر شد 
خدایا به ادمات بفهمون با جیغ و داد و بیداد هیچ مشکلی حل نمیشه 
اینا همه حق الناسه.چرا توی یه خونه باید این همه حرفهای تکرار باش
حکمت 40
راه شناخت عاقل و احمق‏
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.[10]
(این از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، که عاقل زبانش را بدون م و فکر و سنجش رها نمى‏سازد، امّا احمق هر چه بر زبانش آید مى‏گوید بدون فکر و دقّت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى‏گیرد).
(حکمت 40 به گونه دیگرى نیز نقل شده)
هر وقت دلم پر شد 
بیشتر خواندم و رقصیدم 
هرجا گریه ام گرفت فقط و فقط خندیدم 
انجا که پاهایم یار من نبودند 
بال در اوردم 
هرجا  دلم گرفت 
دیگران را دلداری دادم 
فقط 
در حکمت این امور مانده ام 
که در این بازار مخلوط دنیا 
ایا هنوز لازم است دیوانه بمانم 
یا
باید 
عاقل شوم؟ 
 
این پست
امروز دوباره اومد شرکت
از صبح ۲تا لیوان چایی
یکی بابونه
ویکی هم گاوزبون و بابونه قاطی به زورواجبارو قسم ریخت تو‌حلقم
دیگه از دشویی نگم براتون
میگفت بخور برای چشات خوبه!
تو همشم انگشتشو فرو برد
منم که با تف تو رابطم همشو خوردم که ناراحت نشه
کل‌امروز رو فکرکردم و باید بگم بلاخره فهمیدم چراییشو
وقتی دستشو فرو میبره تو یکی از فنجون ها چون داغه و انگشتش میسوزه میبره تو دهنش و دوباره میره استکان بعدی
یه جور وسواس داره روی داغ بودن یا نبو
حکایت امشب:
یکی را از وزرا، پسری کودن بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مر این را تربیتی می‌کن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و موثر نبود. پیش پدر کس فرستاد که این عاقل نمی‌شود و مرا دیوانه کرد. 
چون بود اصل گوهری قابل/تربیت را در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نداند کرد/آهنی را که بدگهر باشد
سگ به دریای هفت‌گانه بشوی/که چو تر شد پلیدتر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند/چون بیاید هنوز خر باشد
+بیت اخر :)))
#دکلمه #حرف دل #تنهایی
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند

دیوونه کیه عاقل کیه جونور کامل کیه
واسه نیار به عزتت خمارم
حوصله ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم سوال دارم یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم میشه چیکارم
میچرخم و میچرخونم سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
ادامه مطلب
مازِرون نِخاره، تَن زَنده زِلهمهمون وَر نَینه عیدی، نَ گِله
عاقل‌، نِخار جه نِدارنه تِوقّع 
مازِرون شرمنده، نارْنه حوصله 
ترجمه فارسیمازندران مریض است، بدنش درد دارد عید امسال پذیرای مهمان نیست، پس گلایه نکنیدانسان عاقل از شخص مریض توقع پذیرایی ندارد مازندران شرمنده مردم است، چون حال و حوصله ندارد دوستعلی علیخانی / اسفند نود و هشت
گفت عاقل نان ز آزادی به استگندم اندوه از شادی به است
بهر بوفان ظلمت شب نعمت استدر خرابی بهرشان صد شوکت است
خلق پندارد که عاقل فکر اوستخلق با عقل است و این عقلش عدوست
عشق گوید خلق! آزادی بجوای گرسنه رشته‌ی شادی بجو
نان رود از کف چو آزادی رودغم بیاید نان برد شادی رود 
این فکوران بنده‌ی نام‌اند و کامدلقکان عقل در کوی ظلام
بی‌خردمردان کاهل هر سویندهر که مستی را دهانش می‌بویند
هر چه بدبختی ز عقل ناقص استظلمت عالم ز عقل ناکس است
هر حجابی را که بر
بنیامین بهادری–راحت
راحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدم
من نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت
چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرف
این روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تو
نمیدونی چقد آسونه مردن براتو
نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتو
تو اومدی همه قانون دنیام عوض شد تو اومدی یهو دیوونه دیوونه تر شد
دیوونه تر شد
چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو ت
گفتی نکته‌ها چون تیغ پولادست تیز. گفتی گر نداری تو سپر واپس گریز. درسته؟ یادته؟ 
یه قدم رفتم عقب. اما شیرین می گفتی و چاره نبود از المپیاد. چاره نبود. سوار قطارِ اجباری بودیم که می‌رفت تا بیفته تو درّه. چه می‌دونستم دره‌ست. فکر می‌کردم سپر هم دارم تازه.
معجب و سپرِ پوست‌پیازی به دست اومدم. با شمشیرت ایستاده‌بودی اون‌جلو. گفتی با این آرامش و دین و ایمونت که نمی‌شه جلوتر رفت. هرچی داری رو باید بذاری و بیای. فک می‌کردم سپرم جوابه. دین و ایمونم
    انسان های عاقل خیلی دوست دارند که قفسه دل هایشان را برای طبیعت باز کنند که پرنده های دل آن ها 
آزادانه با پرواز کردن فکر و اندیشه کنند.
وقتی انسان های عاقل با آسمان همدردی و همدلی می کند؛ وقتی که به آسمان خیره می شود آن وقت درک می کند که حسادت و خودخواهی در این دنیا در برابر این عظمت الهی هیچ است .
    پس گاهی وقت ها آسمان و طبیعت برای انسان ها درس زندگی است
گسترش مثل نویسی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته پایه دوازدهم صفحه۹۳
آدم معتدل، پیش از هر کار، و پیش از همه، می خواهد که خود» را بشناسد، قدر خود» را بداند، انتظار از خود» را، به قاعده و به اندازه کند، تا توقع اضافی، نداشته باشد و نیز خود را مهمل نگذارد، و به تسامح بی جا، هم، اجازه ندهد.آدم معتدل، خواستار سلامت خود، قبل از هر امر دیگر است؛ و سپس، خواستار خوبی خود، در بینش زندگی» است.و آنگاه خوب تر شدن» و خوب تری» را اشتیاق دارد.آدم معتدل، خو
بسم الله الرحمن الرحیم.
خسته م، خیلی خسته م، خیلی خیلی خسته م و کاش الف اینا رو درک کنه. بدونه چقدر این دوری اذیتم میکنه، چقدر دوسش دارم و چقدر دلم میخواد توی تک تک لحظه های زندگیم باشه و نیست.
هر دفعه به خودم قول میدم دیگه بهونه گیر نشم اما نمیتونم. امروز بهش گفتم قول میدم دختر خوبی بشم، گفت از این قولا نده :(
والا من اصلا نسبت به دوستام بهونه گیر و سخت گیر نیستم. ولی الان دلم میخواد یه چیزایی رو تجربه کنم. الانه که من میتونم دستاشو بگیرم و روی جد
مولانا شمس الدین-قدس اللهّ سرّه-می‌فرمود که قافله‌ای بزرگ به جایی می‌رفتند، آبادانی نمی‌یافتند و آبی نی. ناگاه چاهی یافتند بی دلو. سطلی به دست آوردند و ریسمان‌ها، و این سطل را به زیر چاه فرستادند. کشیدند، سطل بریده شد. دیگری را فرستادند هم بریده شد. بعد از آن اهل قافله را به ریسمانی می‌بستند و در چاه فرو می‌کردند، برنمی‌آمدند. 
عاقلی بود، او گفت: من بروم.» او را فرو کردند. نزدیک آن بود که به قعر چاه رسید، سپاهی باهیبتی ظاهر شد. این عاقل گ
چند روز پیش صاحبان مکینه خوشی حالا یادرست یا غلط در حال لایروبی چاه این مکینه بودند که گویا از اداره کشاورزی میایند و ضمن جلوگیری از اینکار ، گویا وسایل لایروبی را به داخل چاه میندازند و عملا این چاه را بی استفاده می کنند .جهاد کشاورزی برخوار یک طرف و صدها نفر کشاورز شاکی هم یک طرف .دادگاه وطومار واستانداری ونماینده و بیا ودرستش کن .هیچ راهی هم نداره جز اینکه یک چاه دیگه بزنند اونم با این خرج و مخارج بالا میگند یک دیوانه یه سنگ میندازه تو چ
موقع بیماری به نظرش می آمد که گویی تمام عالم محکوم است به اینکه قربانی مرضی شوم و ناشنیده بشود. مرضی که از اعماق آسیا به اروپا آمده بود. همه می بایستی از بین بروند، به غیر از عده ای معدود از برگزیدگان. قارچ هایی جدید و ذره بینی پیدا شدند که در بدن مردمان رخنه می نمودند، اما این موجودات ارواحی بودند دارای عقل و اراده. مردمی که آن ها را در خود می پذیرفتند، بی درنگ جن زده و بی اراده می شدند. اما هرگز، هرگز آنقدر که این مبتلایان خود را عاقل و مطمئن در
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر ازین حقیر سؤال میپرسید باید بگویم که عاقل آن است که میان خوب و خوب تر آنقدر عاقل باشد که خوبتر را انتخاب کند.در زمانی که هجوم سؤالات فراوان از سوی مکاتب و مذاهب و ادیان و ایدئولوژی های مختلف به سمت شیعه آغاز شده است. تحقیق و یافتن پاسخ صحیح برای این پرسش ها وظیفه هر شیعه ای است.نشستن و بحث کردن در خصوص روایات وارد شده در چگونگی مسح کردن شاید لازم باشد _که لازم نیست چون علمای بزرگ شیعه در قرون گذشته به بررسی این مسائ
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر ازین حقیر سؤال میپرسید باید بگویم که عاقل آن است که میان خوب و خوب تر آنقدر عاقل باشد که خوبتر را انتخاب کند.در زمانی که هجوم سؤالات فراوان از سوی مکاتب و مذاهب و ادیان و ایدئولوژی های مختلف به سمت شیعه آغاز شده است. تحقیق و یافتن پاسخ صحیح برای این پرسش ها وظیفه هر شیعه ای است.نشستن و بحث کردن در خصوص روایات وارد شده در چگونگی مسح کردن شاید لازم باشد _که لازم نیست چون علمای بزرگ شیعه در قرون گذشته به بررسی این مسائ
 
سرگشتۀ محضیم و در این وادیِ حیرتعاقل تر از آنیم کِ دیوانه نباشیمچون می نرسد دست به دامان حقیقتسهل است اگر در پی افسانه نباشیم
 
                                                                  "اخوان ثالت"
 
بله؛ از آفتاب بِ ماهتاب،
 
از خشکی بِ دریا،
 
از خورشید بِ برف!
 
 
نه که عاقل بودم ، عشق تو مجنونم کردمن همه چشم شدم مهر تو حیرونم کرد❤این و هر دم و هر ثانیه در فکر تو امعاشق و واله و دیوانه و مجنون ، منمدم به دم یاد در خاطرات ما شیرین استقصه ی عشق من و دلبری ات استیاد تو مرهم جان و دل افگار من استچهره ات حافظه ی پرده ی افکار من استای دلم بردی و هوش از سر و جان از جسمممن فراموش کنم نزد تو حتی اسمم 
آب : فقط زمانی خسته میشود که از حرکت باز ایستد! آب، نرم ترین است اما سخت ترین ها را نرم نرم، نرم میکند!
آب نبات چوبی : اگر آدم بزرگ های جدی آن را به دهان گیرند از شخصیت چوبی » خود خارج میشوند.
آتش: اگر به زیر افکنده شود باز هم به رو میرود.
آجیل : مشکل گشای آن اگر در جمع ن مشکل دار شکسته شود مشکل تراش خواهد شد.
آدم بی عرضه : بیچاره ای که فرصت درست و حسابی برای عرض اندام نداشته است و اگر نه بیا و ببین.
آدم پر حرف : وزن مغز او با وزن فهمش نسبت مع دارد
نه که عاقل بودم ، عشق تو مجنونم کردمن همه چشم شدم مهر تو حیرونم کرد❤این و هر دم و هر ثانیه در فکر تو امعاشق و واله و دیوانه و مجنون ، منمدم به دم یاد در خاطرات ما شیرین استقصه ی عشق من و دلبری ات دیرین استیاد تو مرهم جان و دل افگار من استچهره ات حافظه ی پرده ی افکار من استای دلم بردی و هوش از سر و جان از جسمممن فراموش کنم نزد تو حتی اسمم 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
عاقل و ابله
هر کس در هر علمی به مرحله استادی(گفتم استاد نگفتم مدرس که او با
شاگرد فرقش زمین تا زیر زمین است اما استاد که آن درس را خورده باشد)رسید گفت تازه
دانستم که هیچ نمی دانم،فورا ذهنتان سوی بوعلی سینا و ابن عربی نرود نه همین اساتید
موسیقی دان ریاضی دان فیلسوف را هم می گویم.
چه خوش گفت اون شاعر عرب که نادان در رفاه است و عاقل در زندگی اش سرگردان
مانده و نمی داند راه چاره چیست؟ و این مطلب عقول عقلا را حیران کرده است.
خ
تموم لذت‌ها رو به بعد موکول کردیم. دور خودمون دیوار کشیدیم تا یه‌وقت پامون نلغزه.ما می‌خواستیم خوب باشیم. می‌خواستیم متعادل باشیم و هیچ کار احمقانه‌ای نکنیم. ولی حالا که فردا معلوم نیست هرکدوممون زنده باشیم یا مرده بیا ببینیم می‌ارزید واقعا؟ این‌همه عاقل بودن به کدوم درد خورد؟ اگه همین فردا چیزیمون بشه چه لذتی بردیم؟ کل پنج سال گذشته چی‌کار کردیم برای خودمون؟ما تو رعایت کردن زیاده روی کردیم. بدون انجام هیچ کار احمقانه‌ای چطور می‌خو
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
طراحی کارت ویزیت و لوگو مرصاد | سپهر صفابخش هییت سربازان بقیه الله(ع) فروشگاه ساز رایگان عمومی گروه نرم‌افزاری چکاد علی مومن زاده رهبران مدیریت - آموزشهای آنلاین کسب و کار،مدیریت و موفقیت نسیم نماز هاست و دامنه