محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

داستان عکاسی با همسرم

شهریورماه 1394 من و همسرم عقد کردیم . بعد از گذشت 5 ماه در بهمن ماه 1394 موقع تولد همسرم رسیده بود . یه جش تولد برای همسرم در خانه پدرش گرفتم و شام ( چلومرغ ) دادم . مهمونای تولد همسرم ، داداش ها و آبجی های دو طرف به همراه پدر و مادرهامون بودند . کادوی من برای همسرم یه گوشی موبایل سامسونگ مدل G5 بود که 530 هزار تومان خریدم .
 
***
 
 
سال نو مبارک
من عید نوروز امسال ( 1399 ) به همسرم 100 هزار تومان عیدی دادم . عید نوروز 1399 اولین عید نوروز زندگی من و همسرم می باشد که عروسی گرفتیم و اومدیم خونه خودمون . البته متاسفانه بخاطر شیوع بیماری کرونا در ایران و حتی در کشورهای جهان امسال دید و بازدید عید را منع کردند و انشالله این بیماری ریشه کن خواهد شد .
 
 
در ۹۹٪مواقعی که با همسرم وارد دعوا و مشاجره و بگو مگو میشم،نهایتا چیزی که میاد تو ذهنم اینه که ارزششو داشت؟ارزش داشت سر فلان چیز بی مورد با همسرم دعوا کنم و آرامش زندگیمو بهم بزنم؟همیشه هم جوابم اینه که نه ارزششو نداشت.
مشکل من اینه که تحمل بی نظمی و گیج بازی و حواس پرتی برام سخته و دیدن اینها از همسرم باعث میشه از کوره در برم و اون هم بهش برمیخوره شدیدا.
 
آخ چقد این تپش قلب اذیتم میکنه.
چرا  گاهی نمیشه شاد بود؟
چرا اینهمه از دردودلام نوشتم ولی پاک کردم؟
چرا دارم دق میکنم؟
چرا حس میکنم تو این زندگی هیچ سهمی ندارم؟
چرا دیگه مث قبل به همسرم احساسی ندارم؟
چرا همسرم دیگه به حرف من اهمیت نمیده؟
حس دختری رو دارم که چون حالا یه بچه دارم مجبورم بسوزم و بسازم
و همسرم داره از این موضوع سواستفاده میکنه
قدر خوبی ها و خوشبختی هاتونو بدونین
چون خیلی زود دیر میشود
پ.ن: گاهی هیچ چیزی مرحم زخم دلت نمیشه حتی یه آغوش گرم
آیا می دانید داستان سرایی در عکاسي چیست؟ در این مقاله، برخی از حقایقی که در درک آن به شما کمک می کنند، و چند نکته در مورد نحوه بهبود داستان سرایی در عکاسيتان با شما به اشتراک خواهم گذاشت. با من همراه شوید.
الف-داستان سرایی در عکاسي چیست؟
من تعاریف زیادی از داستان سرایی در عکاسي شنیده ام، از توضیحی که آن را با یک کاسه بستنی مقایسه کرده است، تا تعریف کلاسیک یک تصویر به اندازه هزاران کلمه ارزش دارد». چیزی که من از تمام آن تعاریف متوجه شدم این است
هدیه‌ی سال نو» داستانیه از اُ. هنری
 
این داستان قشنگ، قبلاً توی کتابای ادبیات درسی‌مون بوده.
ولی به دلایلی، از کتاب برداشتن! نمی‌دونم چرا. یعنی نسل ما اینو توی کتاب‌هاش نداشت.
ولی به هر حال، معلم‌مون، بهمون گفت برین اینو سرچ کنین بخونین :)
 
واقعاً هم داستان قشنگیه. خیلی قشنگ.
یه جورایی، یکی از آرزوهای من اینه که همچین رابطه‌ای بین من و همسرم باشه. :)
اگه دلتون خواست، بخونید. توی ادامه‌ی مطلب» هست :)
 
پ.ن: معلومه زدم تو کار داستان کو
من 34 سال دارم خانومم 40 ساله هست و4ساله که داریم به همراه فرزندان همسرم زندگی میکنیم ولی از لحاظ مالی تحت فشار هستم حتی از نظر ارتباطی هم تحت فشارم چون بچه ها بزرگ هستند نمیتوانم با همسرم داشته باشم به خاطر حضور بچه ها به همسرم گفتم بچه ها با پدرشون باشن قبول نمیکنه ومیگه توافقی جدا بشیم من و خانومم هیچ مشکلی باهم نداریم فقط من دیگه نمیتونم با بچه ها زندگی کنم. من از همه چیم زدم از مسافرت از خوشی از لباسم و اینکه با وجود این بچه ها من نمیتون
ما خانواده موفرفری ها هستیم در ضمن خانواده ای هستیم در چهارطیف متفاوت از رنگ!
همسرم سبزه رو .من سپید سپید.پسرم گندمی .دخترم روشن تر از پسرم هست و کمی تیره تر از من .(هنوز اسم رنگش را کشف نکرده ایم.)
.وقتی دستهایمان را کنار هم می گذاریم هر کداممان یک رنگ منحصرفرد داریم
قسمت جالب ماجرا دیدن همکاران و دوستان همسرم هستند که طیف وسیعی از دکتران با انواع اقسام تخصص ها هستند که با دیدن پدر و دختر شروع به واکاوی رنگ پدر و دختر می کنند.(دخترم کنار پ
اگر بخوام زندگیم رو تا به امروز به سه بخشِ مهم و تأثیرگذار  تقسیم کنم میشه:
زندگیم قبل از آشناییم با همسرم
زندگیم بعد از آشنایی با همسرم(بزرگترین هدیه خدا)
زندگیم بعد از آشنایی با شخصیتِ شهیدِ مدافعِ حرم "محمد حسین محمدخانی" 

+ آتــــقی!
              ازت ممنونم!!!
همسرم قبول نمیکنه خانواده من بهتر هستند
خانم بنده همواره اصرار دارد تا در زمان خرید هدایا برای خانواده‌های مان کاملا یکسان و برابر برخورد کنیم، حال آن‌که خانواده این جانب همواره به نسبت خانواده همسرم لطف بیشتری به ما دارند، چه از لحاظ تعداد و دفعات هدیه دادن و چه از لحاظ ارزش مالی. خانمم قبول نمی‌کند که خانواده من از خانواده او در این زمینه بهترند. با این‌که این موضوع را بارها برایش توضیح داده‌ام اما با توجیهاتی همچون تفاوت سطح مالی دو خ
من و همسرم داریم توافقی جدا میشیم, دادگاهش هم انجام شده ودر دادگاه قرار بر این شد در عوض بذل مهریه مبلغی را نقدا در محضر همسرم به من بدهد, وحکم دادگاه هم مبنی بر عدم سازش صادر شد, حالا اگه همسرم مبلغ را نپردازد و در محضر حاضر نشود, مهریه اولیه من هنوز پابرجاست؟ و ما هنوز زن و شوهریم؟

سلام بله هستید هم زن وشوهر هم مهر پابرجاست

منبع: سایت وکالت دادراه
 
همسرم نزدیک یکسال هست که داره میره کلاس آشپزی . خیلی خوبه که یک خانم انواع آشپزی ها رو یاد داشته باشه . نزدیک چهار ماهه که عروسی گرفتیم و در این مدت همسرم غذاهای متنوعی رو درست کرده . غذاهایی مثل قورمه سبزی ، ماکارونی ، مرغ ، ماهی ، آبگوشت ، پیتزا و .
عکسهایی از غذاهایی که همسرم در این مدت 4 ماهه توی خونه درست کرده رو در ادامه مطلب ببینید .
 
روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
من وهمسرم دایم طلاق توافقی میگیریم گواهی عدم سازش هم صادر شده قرار بر این شده که در عوض بذل مهریه همسرم در دادگاه  مقداری پول به من بدهد 
حالا اگه همسرم مبلغ را نپردازد و در محضر حاضر نشود, مهریه اولیه من هنوز پابرجاست؟ و ما هنوز زن و شوهریم؟
من و همسرم 8ساله که ازدواج کردیم در این مدت همسرم اصلا سازش نداره مدام بد اخلاقی میکنه من میترسم که از او بچه دار شوم میگم بیا توافقی جدا بشیم میگه مهرش رو اجرا میگذاره من شرایط مالی خوبی ندارم 
اگر مهر اجرا بزاره برای طلاق چقد معمولا پیش میگیرن و اینکه چند ماه یا چند وقت طول میکشه که طلاق انجام بشه؟
کشف جسد زن جوان با سر بریده شده
اخبار حوادث-مجله زیبا- شوهر این زن جوان که به قتل رسیده بود به پلیس گفت:همسرم، دختر عمویم بود و هیچ اختلافی با هم نداشتیم و صبح برای کار نقاشی ساختمان به محل کارم رفتم که در تماس پلیس متوجه به قتل رسیدن همسرم شدم.
به ادامه بروید
ادامه مطلب
الان ساعتهاست در مورد نوشتن برای ماد فکر می کنم اما دریغ از نوشتن حتی یک خط، قطعا که تشکر از مادر با هزاران جلد کتاب هم ممکن نیست. 
هنوز چند روزی بیشتر از فوت مادربزرگ مهریان همسرم نگذشته و ذهنم همچنان درگیر نبود او، یادم نمیره زمانی که قرار بود برای خدمت سربازی به  کرمان اعزام بشم حدود دو سال پیش همراه همسرم برای خدا حافظی پیش مادر بزرگ خانمم رفتیم، چه لحظاتی بود،
پیرزنی مهربان و هرچند فرتوت که با کوله باری از عشق و تجربه روی تخت خودش نشسته
دارویی بسیار جدید پس از آزمایش روی حیوانات قرار بود روی انسانها امتحان شود ولی امکان مرگ شخص نیز وجود داشت. 
سه نفر داوطلب تزریق این داروی جدید شدند. یک آلمانی، یک فرانسوی و یک ایرانی.
به آلمانی گفتند: چه قدر می گیری، گفت 100هزار دلار. 
گفتند: برای چه؟ 
گفت: اگر مُردم برسد به همسرم.
به فرانسوی گفتند: چقدر؟ 
گفت: 200 هزار دلار که اگر مردم 100هزار برسد به همسرم و 100 هزار برسد به معشوقم.
به ایرانی گفتند: چقدر می گیری؟ گفت 300 هزار دلار. 
گفتند چرا؟ 
گفت: 100
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
تو لیست خرید برای همسرم نوشته بودم یک و نیم کیلو سبزی خوردن!همسرم آمد، بدوبدو خریدها را خانه گذاشت و رفت که به کارش برسد.وسایل را که باز میکردم سبزی ها را دیدم! یک و نیم کیلو نبود! از این بسته های کوچک آماده سوپری بود که مهمانی من را جواب نمی داد.حسابی جا خوردم! چرا اینطوری گرفته خب؟! بعد با خودم حرف زدم که بی خیال کمتر میگذارم سر سفره.

ادامه مطلب
همسرم بیرون از خونه منتظرم بود رفتم بیرون حواسم به اون چند تا مردی که روبرو تو ماشین نشسته بودن نبود یعنی اصلا ندیدمشونچشمتون روز بد نبینه همسرم بیچاره کرد منو که چرا موهام اومده بیرون و اینا دیدن! 
جالبه بدونین که خانواده همسر خیلی راحتن و دختراشون برای پوشش و آرایش تقریبا هیچ محدودیتی ندارن :(
تا یه مدت غر میزد مامانم که متوجه شد بهش گفت حالا بازم خوبه خشگل نیست :|
1_ لبخند همسر
2_ رضایت پدر و مادر
3_ آگاهی دادن به دیگران
4_برآورده کردن خواسته های خانواده و دیگران
5_ خوردن سالاد و مخصوصا سس سالاد
6_ موفقیت دیگران
7_ کمک به دیگران
8_ بخشش از هر مدل و نوع و شکلش
9_ شنیدن خاطرات زندگی دیگران
10_ نصیحت شدن
11_  خبر ازدواج دیگران
12_ دیدن کسایی که تازه ازدواج کردن
13_ خوردن
14_ نوشیدن آب
15_ مسافرت 
16_ رانندگی کردن
17_ دیدن مکانهای تاریخی
18_ دیدن مکانهای عجیب
19_ تماشای مستند های تاریخی از سرگذشت ادمهای بزرگ تاریخ
20_ گپ زدن با همس
7سال با یک مرد معتاد زندگی کردم تمام وسایل زندگیم رو فروخت در این بین دوست همسرم گفت از ش جدا بشم وایشون هم از همسرش جدا میشه وبا هم زندگی کنیم قبول نکردم با همسرش از من اخازی کردند ومنم برای حفظ آبروم در محل کارم 6میلیون پول دادم این موضوع را خانواده ی همسرم فهمیدند ومجبور شدم با بخشش مهریه طلاق بگیرم بعد از مدتی همسرم که ترک کرده بودخواست که برگردم منم برگشتم یک سال خرج زندگیش رو دادم ولی بازم به مواد برگشته میخوام طلاق بگیرم وقتی فهمیدتهدی
 
اولین چیزی که با بازگشت به این وبلاگ دوست داشتنی به ذهتم رسید انجام دهم انتشار یک عکس از خودم و همسرم بود! 
شاید صد سال دیگر یکی از نبیره ها یا شاید نتیجه هایم در این باند به دنبال عکسی از جدش بگردد. . 
من هستم
فاطمه
و همسرم
امید :) 
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
 
عکس نوشته و متن تبریک روز مرد به همسرم
امیدوارم این پیامهای زیبای تبریک روز مرد مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
مردان ایران زمین ، پیشاپیش روزتان مبارک

گاهی وقتا چقدر مرد بودن سخته،
نشکستن غرور سخته،
نترکیدن بغض سخته،
چقدر سخته دلت گریه بخواد اما نتونی
تو تنهاییت با خودت بخاطر غرورت راحت باشی،
کوه آهنین روزت مبارک

عکس نوشته تبریک روز مرد به شوهر
همسر عزیزم!
نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را،
نمی دانم که حس کردی سکوتم را
ولی دانم
از یک استاد سخنور دعوت به عمل آمد که در جمع مدیران ارشد یک سازمان ایراد سخن نماید. محور سخنرانی در خصوص مسائل انگیزشی و چگونگی ارتقاء سطح روحیه کارکنان دور می زد. استاد شروع به سخن نمود و پس از مدتی که توجه حضار کاملا به گفته هایش جلب شده بود، چنین گفت: آری دوستان، من بهترین سالهای زندگی را در آغوش زنی گذراندم که همسرم نبود!!! ناگهان سکوت شوک برانگیزی جمع حضار را فرا گرفت. استاد وقتی تعجب آنان را دید، پس از کمی مکث ادامه داد: آن زن، مادرم بود. حاض
+
دیروز از یکی از معاملات املاکی که خانه را برای فروش پیش‌شان سپرده‌ایم، آقای بزرگ‌زاده نامی تماس گرفت و به همسرم گفت: دکتر هیچ نگران نباشی‌ها، همین یکی دو روز خانه‌ات را می‌فروشم. همسرم این‌قدر از لحن مثبت بزرگ‌زاده، در این روزهای پرتنشش، سر حال آمده بود که بعد تماسش گفت حاضرم بیست میلیون شیرینی معامله به این مرد بدهم، این‌قدر که انرژی‌اش مثبت است! مگر ما آدم‌ها چه می‌خواهیم از هم؟!
واقعاً ما آدم‌ها چه می‌خواهیم از هم؟
1- یه بار من و همسرم خواستیم خودمونو تحویل بگیریم یه عالمه چیپس و پفک خریدیم، چون من عاشق بال کبابم رفتیم بال مرغ بخریم.
تا گفتیم بال مرغ میخوایم، مرغ فروشه یه نگاه به پلاستیک چیپس انداخت یه نگاه به بال مرغ، یه لبخند ملیح زد،گفت: ایول شما هم؟!
ما :|||
2-دیروز دوست همسرم با پسر خوشمزه ی 1سالش اومد دم در، به همسرم گفتم پسرش رو بیاره خونه ببینمش. تا گذاشتمش زمین همه ی اتاقا رو گشت و تا چشمش به عروسک ببعیم افتاد بامزه گفت: بع بع:)
من مردم براش.
کف آشپزخو
سلام
دوستان من مدت یک سال و یکی دو ماه هست که عقد کردم. مشکل من اینه که خانوادم خیلی برام مهمتر از همسرم هستن و با اینکه با عشق و علاقه همسرم رو انتخاب کردم ولی علاقه و وابستگی ای که به خانوادم دارم رو نسبت به همسرم ندارم و احساس میکنم عاشقش نیستم.
چون همه کارهایی که خانوادم برام انجام دادن و میدن رو با همسرم مقایسه میکنم نسبت بهش سرد میشم. من مسأله مالی رو ملاک انتخاب و ازدواجم قرار ندادم و الآن پشیمونم. چون بخاطر این موضوع همسرم خودخواه شده و
چیزی ک نگرانش بودم اتفاق افتاد
اونوقتی که به همسرم بله گفتم، نمیدونستم ک همچین چیزهایی هم ممکنه پیش بیاد
اون هم انقدر زود
طول مدت محرمیت مون دو و نیم ماه بود که حدود 20 روز و در سه مرتبه، طعم فراق رو چشیدیم.
بعد از عقد هم، خیلی.! 
تلخ ترین تجربه ی زندگی من همین فراق 24 روزه ی بعد از عقدمون بود.
و هنوز به آرامش نرسیده دوشنبه شب همسرم گفت همون که نگرانش بودیم شد زهرا.
گفتم چی؟
گفت حوزه ترم تابستونه ارائه نمیده.
و این، برای همسر شهرستانی من یعنی بی ج
همسرم با خانواده ام رفتار خوبی ندارد
در مواقعی که بین همسران اختلافاتی بروز می کند بهتر است که پای خانواده زن و یا شوهر به میان کشیده نشود و حتما سعی کنید به خانواده همسرتان بی احترامی نکنید
ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
www.holoo1.ir
اصرار می‌کنند که سحر هم پیششان باشیم. مادر همسرم می‌گوید یک لقمۀ محبت‌ست همه با هم می‌خوریم و می‌داند من چقدر عاشق این دو کلمه "لقمۀ محبت" هستم. سر ساعتی که تعیین کرده‌اند می‌رسیم. با لبخند و به گرمی استقبال می‌کند و در حالیکه به ساعت نگاه می‌کند چند تا پسته و بادام کف دست من و همسرم می‌گذارد و با لبخند می‌گوید این هم جایزۀ به‌موقع آمدنتان. همانطور که سفره را می‌چینیم با خوشحالی زیر لب زمزمه می‌کند "آدم خستگی از تنش در میره وقتی شماها ب
من در شهرستان ساکن هستم همسرم دست بزن نداره ولی ولی همه جوره از نظر روحی آزار میده. بددهن و فحاش و شکاکه. و از تحقیر چیزی کم نمیزاره. قبل از ازدواجمون هم چندین پرونده کیفری و حقوقی داره و یه بار هم شلاق خورده. خونواده خودش هم میدونن حالا من میخوام به خاطر همین رفتارش ازش جدابشم هیچ چیز نمیخوام مهریه , نفقه فقط میخوام دخترم با من باشه اگه من درخواست طلاق توافقی بدم و همسرم رد کنه و بگه طلاق نمیده چی میشه؟
ایا امکانش هست که سورفتارش رو بتونم ثابت
از توی خرت و پرتای قدیمیم یه داستان نیمه کاره و 
کلی شعر و برنامه های مختلف بعد کنکور پیدا کردم
اینکه میخواستم عکاسي رو پیگیر ادامه بدم و 
طرح های توی سرمو به سامان برسونم
بعد هی نمیدونم چی شد
اما دیگه نه دلم میخواد عکاسي کنم _و نه میکنم ذاتا_
نه میتونم بنویسم
نه "خودم" بودن رو ادامه دادم
داشتم فکر میکردم چقدر سخته بعد از یه مدت طولانی
قوی بودن، دیگه قوی نباشی
باید قوی باشی که ادامه بدی 
اما دیگه توانشو نداری
زیادی غم انگیزه داستان
دیروز آروم و سر به زیر سر شد, من لیست کارهای دفتر رو توی سررسیدم نوشتنو و کنار هر کدوم که انجام شد یه تیک صورتی اکلیلی زدم, دیروز روز آرومی بود روز آرومِ کم انرژیِ من.
روزی که به امید دیدن همسرم و فیلم تختی و بودنمون با هم سر شد.
عصر دو تا قلمه پتوس رو که حسابی ریشه گرفته بودن زدم زیر بغلم تا برم خونه, تو حال و هوای خودم داشتم یه مسیری رو پیاده میرفتم که سرم گیج رفت افتادم شقیقه ام به یه میله آهنی اصابت کرد و مابقی داستان رو بزار تند بگم برات, کنسل
رسم هر سالۀ اینجا، جمع شدن سر سفرۀ افطار خانۀ پدری همسرم ست. هر شب دعوتیم به نان تازه و پنیر و سبزی و چای و خرما. نان تازه را مردها می‌آورند، سبزی را هم هماهنگ می‌کنیم که هرکس بتواند، هر روز، به قدر نیاز بخرد. سفرۀ ساده و دلچسبی‌ست و به قول مادر همسرم بی‌هیچ تکلّف و سختی، هر شب میزبان روزه‌داران‌ست و به خودش می‌بالد و آشکارا ذوق می‌کند و حاضر نیست میزبانی را به ما یا برادر همسرم واگذار کند.
نشسته بودیم سر سفرۀ افطار. میزبان حواسش به همۀ مه
پیام تبریک عاشقانه سیزده بدر ۹۹ به عشقم و همسرم + عکس پروفایل
اس ام اس سیزده بدر | عکس و متن زیبای 13 بدر 1399
عکس نوشته عشقم سیزده بدر مبارک + عکس پروفایل تبریک سیزده بدر به همسر
پیام تبریک عاشقانه سیزده بدر ۹۹ به عشقم و همسرم + عکس پروفایل
پیام تبریک عاشقانه سیزده بدر ۹۹ و متن زیبای عاشقانه و احساسی و رمانتیک با عکس نوشته و عکس پروفایل جدید ویژه سیزده بدر ۹۹ در قالب تبریک سیزده بدر به عشقم و همسرم و عکس پروفایل اولین سیزده بدرمون مبارک عشقم و عکس
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تروپ پس گالری مقدس سایت شخصی حبیب آ پریشان نوشت هواکش خزرفن , خزرفن , خزرفن پمپ , صنایع الکتروموتور ایران فایل گذر حسابداری 2015 دبیرستان دخترانه حضرت معصومه (س) وبلاگ شخصی مداح و خواننده انقلابی کربلایی اسماعیل ارندان