نتایج جستجو برای عبارت :

حیرانم سرگشته رسوای رقیه

سرگشته و حيرانم زین بازی جان‌فرساپیدا و کرانم نیست زین عشق کران‌فرسا سامان خراباتی در چشم تو می‌بینمپیمانه لبالب ده ای جان جهان‌فرسا ساقی چو تویی باید تا مست ز پا افتدافتانم و خیزانم زین جام نهان‌فرسا تا تاج دهی جان را تاراج دهی جان راما باج خراباتیم ای تیر کمان‌فرسا راهیست که سامانش بیکاری و بیماری‌ستما کار نمی‌جوییم ای کار امان‌فرسا زین دام رهایی نیست، جز راه تو راهی نیستما قسمت صیّادیم زین صید روان‌فرسا تا باد بهار آورد طوفان
آهنگ منم سرگشته حیرانت ای دوست
برای دانلود آهنگ منم سرگشته حیرانت ای دوست از حسین کشتکار به ادامه مطلب گلسار موزیک مراجعه کنید
منم سرگشته حیرانت؛ ای دوستکنم یک باره جان؛ قربانت، ای دوستخلیل آسا؛ زِ شوقِ وصلِ کویتدهم سر؛ بر سرِ پیمانت، ای دوستدلی دارم؛ در آتش، خانه کردهمیانِ شعله‌ ها؛ کاشانه کردهدلی دارم؛ که از شوقِ وصالتوجودم را زِ غم؛ ویرانه کردهوجودم را زِ غم؛ ویرانه کردهمن؛ آن آواره ی بشکسته بالمزِ هجرانت بُتا؛ رو بر زوالممنم آن؛ مرغ
 
نبودی مثل من سرگشته در امواج چشمانیکه حتی نوح ترسید از چنین سیل خروشانی
 
نمی دانی چه دردی دارد از یار خودی خوردننخوردی مثل من از غیب هرگز تیرِ مژگانی
 
به جرم بوسه ای رسواي عالم بودم اما حیف .نشد وصلی مقدّر ، ماند داغی روی پیشانی
 
هزاران وعده ی خوبان،یکی را نیست امّیدیغلط کردم که دل دادم به دست سست پیمانی برایم دانه پاشیدی و می دانستم از اول .که این دام بلا دارد اسیران فراوانی
 
نباید اختیارم را به دست عشق میدادم"چرا عاقل کند کاری که باز
مراسم
هفتگی هیئت حسن بن علی علیه السلام
هفتگی 15 اسفند 1397
وفات حضرت ام الکلثوم (س)
با مداحی:
  کربلایی وحید شکری
  کربلایی حسن عطایی
کربلایی #کربلایی_امیر_برومند
 ذکر مولا
 روضه حضرت ام کلثوم سلام الله علیها
 زمینه حضرت ام کلثوم.دوباره محزون و 
 شور.ساقی امشب.دنیاطلبان
 شورحضرت عباس.ذکر قمر طوفان میکنه
 شور.آسمان تیره و تاره
 شورحضرت عباس.الله الله قمر ماشاءالله
 شور.بازویی میاد که خیبری بره
 شورحضرت رقيه.حيرانم و سرگشته و رسواي رقيه
 شور.
ولادت حضرت رقيه در سال 98 از سایت ایندکس وار دریافت کنید.
ولادت حضرت رقيه س در سال 97 و 98 چه روزی است؟
تاریخ زاده حضرت رقيه در سال ۹۷ بر سازمان اسناد و منابعی که در مقاله تحت آموزش شده است حضرت رقيه در سال 57 هجری قمری زاده شدند درباره تاریخ. طبع جلت اسمائه؛ آنچه از تاریخ بر مى آید این است که حضرت رقيه علیها السلام بین واحد زمان ( 57 و 58 ه ق فرق مدینه منوره زاده شد و وفاتش فرق شهر صفر 61 هجرى 1 فرق دمشق 98 Must include 98.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیممدتی ست که سرطان سینه پیچک شده و از تنش بالا رفته اما درد و دارو و .می گوید: "حالم خوش نیست و نایی در بدنم نمونده ولی نمی خوام غر و ناله کنم. می خوام از این دروازه استفاده کنم برای پل زدن به خدا"و الی الله ترجع الامور .*منزوی
 
بنال ای دل نوا دارد رقيه/به هر دردی دوا دارد رقيهمرض او را ز پا انداخت ،امّا/مریضان را شفا دارد رقيهالسلام علیک یا رقيه
مراسم روضه حضرت رقيه(س) 
با نوای کربلاییانسیدمصطفی نژاداحمدرضا نامجومجتبی نادری زادهجمعه و شنبه از ساعت 19:30مجمع عاشقان ثامن الائمهمبلغ مجلس اهلبیت باشیم
لب نمی‌گنجد که حقیقت بگوید. جان نمی‌جنبد که به حقیقت جامه پوشاند. چرا که آن لبها که عمری به حروف عبث جنبیده را چه صنم به حقیقت؟ چرا که آن جانی را که به بطالت و اندوختن و حسرت و لاف و خلاف پیچیده را چه جنم حقیقت؟ 

بی‌جنم در درون مرزها زندانی‌ست. بی‌جنم را چه به پرواز؟ چه به آموختن؟ بی‌صنم را چه به کار، بار، دیدار یار؟
هنرنیاموخته چه کند جز اوهام وصال؟ موسیقی‌نشنیده چه بشنود جز ناله‌های حشیشی؟ آن بانگ‌ها نشنود جان بنگ‌زن. هنر را چه صنم با ب
دانلود آهنگ راغب دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , راغب باشید.
دانلود آهنگ راغب به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ragheb called Didi Ke Rosva With online playback , text and the best quality in mediac
 
 
متن اهنگ راغب به دنبال دل
دیدی که رسوا شد دلم غرق تمنا شد دلمدیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدمبا آن همه آزادگیبر زل
دوست ندارم هیچ کدوم از اعضای خانوادم مخصوصا پدرم برادرم رو ببینم نمی دونم چرا شاید چون توی این برهه بد زندگیم به جای اینکه ارومم کن با حرفاشون و کاراشون بدتر اوضاع رو بهم ریختن .
اوضاع روحیم اصلا خوب نیست نگرانم و سرگشته دنبال یک منبع ارامشم که نیست این وسط منم و کلی کتاب و یه ذهنه پر از دغدغه با تمام وجود سعی میکنم دعای خیر کنم ادما رو رها کنم تا خودم رها بشم ولی انگار مغزم باهام راه نمیاد .
 
کتاب تحویل بگیر
شاعر: حسن پاکزاد

بی آنکه بخواهد به سفر سر شده استیک آدم سرگشته ی دیگر شده استوقتی چمدان سفرت را بستیدلتنگی من چند برابر شده است
برای تهیه ی این کتاب می توانید به پیج اینستگرام نشر شانی مراجعه کنید:@nashreshani1
همچنین می توانید از سایت نشر شانی تهیه کنید: 
http://www.nashreshani.com
 
بسم الله؛سال 85.86 روی پایان نامه دوره کاردانیم کار میکردم که یک وب سایت فرهنگی اجتماعی بود. اون سالها خیلی در زمینه مسائل فرهنگی اجتماعی فعال بودم و خیلی دوست داشتم یک سایت هم راه بندازم و محتوای فرهنگی هنری توش منتشر کنم. اسم سایتم رو هم گذاشته بودم الف» . ایده ای که دو سه سال بعد تبدیل شد به کافه جوانی » و البته هیچ وقت هم فرصت این رو پیدا نکردم که به شکل کاملی اجراش کنم. 
امشب موضوعی پیش اومد که یاد اون سایت افتادم . مدتی بود تصمیم گرفته بود
 
بنال ای دل نوا دارد رقيه/به هر دردی دوا دارد رقيهمرض او را ز پا انداخت ،امّا/مریضان را شفا دارد رقيهالسلام علیک یا رقيه
مراسم روضه اباعبدالله
با نوای کربلاییانبهنام زارععلیرضا دهقانیهرشب از ساعت 19:30مجمع عاشقان ثامن الائمهمبلغ مجلس اهلبیت باشیم
جادوی چشمانت مرا سحر کرد.از خانه و شهر اواره کرد.مرا سرگشته رخ زیبای توماه را پیش من بی اعتبارشب را روز و روز را شبهمه فکرم چشمان توهمه ذکرم نام توای که چشمانت دریای نورای که لبخندت باغ گلای که صدایت اواز خوشای که اسمت معنی عشقجادوی چشمانتاریجادوی چشمانت.
حسین.میم
داشت ناخونای رقيه رو می گرفت . کارِ همیشگیه و توی این کار مهارت بالایی داره . تا حالا یک بار هم اتفاق نیافتاده بود اما نمی دونم چی شد که یه لحظه یه نقطه ی قرمز خون روی انگشت رقيه ایجاد شد . تا محمد حسین خونو دید زد زیر گریه و میان و اشک و نالهش فقط می شنیدیم که می گه ، " خواهر جون " ، " رقيه " . مامانشم طاقت نیاورد و زد زیر گریه . مامان و پسر همدیگه رو بغل گرفت بودن و به خاطر یک نقطه خونِ کوچولو رو انگشت رقيه گریه می کردن . منم تو چشام اشک جمع شده بود ، اما
دست هایم خالی ، روی من هست سیاه ،
دل من در تب و تاب غم ها ،
حس تنهایی من ،
در کنار تو و دلداده ی من ،
حس یک ابر که در آغوشِ ،
آسمانها تنهاست .
حس یک عربده ی بی برگشت ،
در دل کوهستان ،
حس یک رودِ نوازشگرِ پا ،
که کلامش به زبانِ آب است ،
غرق دنیاست دلم ،
و نیاموخته او لهجه ی آب .
حس یک بیدل سرگشته ی کور ،
که مشامش به او فرمان می داد ،
از بد حادثه بینیِ دلش هم کور است !
آرون افشار -جانم باش

دانلود آهنگ آرون افشار به نام جانم باش همراه با کیفیت اصلی+پخش آنلاین
Aron-Afshar‰Janam Bash
 
♥متن آهنگ آرون افشار به نام جانم باش ♣
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
جانم باش نوش دارو بعد مرگ فایده نداره جانم باشرخ نمایان کن و این ماه شب تابانم باش جانم باشداد از دل بی قرارت شدم ای فریاد از دلصبر من رفته دگر بر باد از دل داد از د
بسم الله الرحمن الرحیم
خواهی نشوی همرنگ
رسواي جماعت باش.
 
همرنگ جماعت نباشیم حدیث هم هست از امام جعفرصادق علیه السلام که همرنگ جماعت نباشیم چراکه معلوم نیست عقاید،اعمال و رفتارشون خداییه یا شیطانی.اصولا کسیکه میخواد راه خدا رو پیش بگیره همه برعلیهش میشن چون برخلاف خواسته های مردم عمل میکنه برای همین براشون خوشایندنیست.
به کویر ماننده ایم
و به صحراهای داغناک
ما ،این آدمیان هبوط کرده در وادی حیرت
که چارسومان را دیوارهای سیمانی گرفته اند
تشنگانی که قدر دریا ندانسته
و پا از گلیم خویش فراتر گذاشتند
و سر از سراب در آوردند
ما این آدمیان سرگشته
این تشنگان تهیدست
.
 
و گفت :
یا موسی!
فقیر آنست که روزی دهنده ای چون منش نیست.
و بیمار آن که طبیبی چون من ندارد.
و غریب آن که رفیقی نیافته مانند من.
خدایا!
ما گدایان همواره در پیشگاهت سر میساییم
که از فقر عشق رنج می بریم
و ا
دو سه روز ی  ست که محل خدمتم عوض شده . راه به غایت طولانی و بد مسیر است ومتاسفانه  مطابق معمول، وسایل ایاب و ذهابی درب ساختمان منتظرم نیست ! اینجا که هستم  شهرکی ست  در منطقه ی قاسم آباد مشهد،قاسم آباد که جدیدا به آن شهرک غرب هم می گویند منطقه ای مستقل  و مجزاست و شاید بتوان آن را  یک جورهایی مثل شهریار در حاشیه ی تهران دانست که به مشهد ضمیمه شده  و  باز خودش به بخش های مختلفی تقسیم شده مثل اقدسیه ، امیریه ، الهیه و 
القصه ! این روزها دل راننده
به تنگ آمده از خویشتن، آدمیان را در بند می‌کشد؛ سرگشته‌روحی آزرده و نالان.
قاب‌های سرد و بسته‌ای که "چگونه بودن" را حکم می‌رانند، انعکاسی گزنده از ذاتی در سایه مانده‌اند. شرارتی تلخ، که از بی‌خردی می‌نوشد و چخماق می‌زند به انسانِ فهم‌ناشده‌ی این عصر. 
و من، فریاد واخواهی‌ام به این تقدیر غیابی، چه رام و تسلیم است. بر اختفای خویشتن سر فرود آورده و زخم‌های دم‌به‌دمِ روزگاران‌ام را لیس می‌زنم. #واژه‌بافی
به‌تنگ‌آمده از خویشتن، آدمیان را در بند می‌کشد؛ سرگشته‌روحی آزرده و نالان.
قاب‌های سرد و بسته‌ای که "چگونه بودن" را حکم می‌رانند، انعکاسی گزنده از ذاتی در سایه مانده‌اند. شرارتی تلخ، که از بی‌خردی می‌نوشد و چخماق می‌زند به انسانِ فهم‌ناشده‌ی این عصر. 
و من، فریاد واخواهی‌ام به این تقدیر غیابی، چه رام و تسلیم است. بر اختفای خویشتن سر فرود آورده و زخم‌های دم‌به‌دمِ روزگاران‌ام را لیس می‌زنم. #واژه‌بافی
وَالضُّحَى ۱
سوگند به روشنایى روز (۱)
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ۲
سوگند به شب چون آرام گیرد (۲)
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ۳
[که] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است (۳)
وَلَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ۴
و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود (۴)
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ۵
و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى (۵)
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى ۶
مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد (۶)
به زمین تا که رسیدی همه جا زیبا شد
هرچه گل بود شکفت و دل باران وا شد
هر فرشته به تو یک نام بهشتی می داد
آسمان دید که مجموعه ی آن زهرا” شد
گفت آهسته که خورشید بتابد همه جا
این چنین نام تو اعلام به یک دنیا شد
رسمشان بود عرب ها که به گُل پشت کنند
رحمت آمدنت مژده ی”اعطینا” شد
یک شب آویخته شد چادرت از عرش خدا
عطر رویایی آن قسمت مریم ها شد
عشق هنگام نمازت به تماشا آمد
وندرین دایره، سرگشته ی پابرجا” شد
روز میلاد شما بود و دلم خواست، غزل
عرض تبریک قش
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



مدت زمان: 44 ثانیه
 
 آخر هفته های من در ماه :))))
 
 
 
 
+ سلام رفقا :) 
خوبید ؟ خوشید ؟ بهترین ؟ 
 این پست رو میخواستم آخر هفته بزنم ولی بقدری دلتنگتون بودم که دلم تاب نیاورد و الان در خدمتتونم 
چو
باسمه تعالی
اولیای الهی
حضرت رقيه
غزل۴
ای فاطمه ی صغری، در راه خدا رفتی
در خواب پدر دیدی، نا گفته چرا رفتی
ای کودک چند ساله، با سر چه سخن گفتی
همراه شدی اصغر، در راه ولا رفتی
جان تو و هم اصغر،یک لحظه نظر کن ما
یاری بنما عشاق، تو زود چرا رفتی
با زمزمه های خود، جان همه را سفتی
ای گوهر و دردانه، رقيه کجا رفتی
گویند خرابه شام ، با دیدن سر خفتی
زینب کجایی تو، بی آب و غذا رفتی
گه بحث شود نامت،تا محو کنند فتنه
با عمه ی خود زینب ،در کرب و بلا رفتی
رقيه صدا
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ 
 
روایت شده است که وقتی حضرت زینب (سلام الله علیها ) با همراهان به مدینه بازگشتند زن های مدینه برای عرض تسلیت ، به حضور زینب (سلام الله علیها ) آمدند .
آن حضرت حوادث جانسوز کربلا و کوفه و شام را برای آنها بیان می کرد و آنها گریه می کردند.
 
تا اینکه به یاد حضرت رقيه (سلام الله علیها ) افتاد و فرمود : اما مصیبت وفات #رقيه  در خرابه شام ، کمرم را خم کرد و مویم را سفید نمود . 
زنها وقتی این سخن را شنیدند ، صدایشان
دلم فتاده به دامت ساقی
به خودت قسم میخوامت ساقی
 
میون کهکشونام وقتی که
روی لب میفته نامت ساقی
 
دل گره خورده به گیسوانت جانا
عقل من را برد لعل لبانت جانا
 
سائلی هستم که گشته دیوانه تان
زلف سیاه وخم ابروانت جانا
 
دینم ابالفضله معینم ابالفضله
روی لبهام ذکر شیرینم ابالفضله
 
توی سینم عشق دیرینم ابالفضله
روز م برگ تضمینم ابالفضه
امیر من یا عباس (ع)
 
کرده عشق ناب تو مجذوبم
با تو باشم همه جا محبوبم
 
مفتخرم که به کلب العباس
بین نوکرای تو منسو
                               چشم آلوده کجا دیدن دلدارکجا؟                               دل سرگشته کجا وصف رخ یارکجا؟                               قصه عشق من وزلف تو دیدن دارد                               نرگس مست کجا همدمی خارکجا؟                               سرعاشق شدنم دل بشودخادم تو.                             خدمت عشق کجا نوکرسربارکجا؟                             کاش درنافله ات نام مجنون هم ببری                      
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

سلطان جهانم به چنین روز غلام است


گو شمع میارید در این جمع که امشب

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است


در مذهب ما باده حلال است ولیکن

بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است


گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است

چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است


در مجلس ما عطر میامیز که ما را

هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است


از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر

زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است


تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است

همواره مرا
روایت اول:
مادربزرگ مرحومم بعضی وقتا از پنجره خونمون زل میزد به این رشته کوه‌های البرز و زیر لب به یاد وطن شعر میخوند.وطنش اینجا نبود.یک جایی کیلومتر‌ها دورتر بود و وجه اشتراکش با اینجا فقط داشتن کوه بود.فکر میکرد این‌ها همون بزگوش یا قافلانکوهن. یکبار وطنش رو در کودکی پشت دریاها جا گذاشت و یکبار هم در پیری پشت کوه‌ها  اون موقع اصرار داشتم بدونه این کوه‌ها اون کوه‌ها نیست.اما حالا که فکر میکنم میبینم فرقی هم نمیکنه .هرچیزی که تورو به ی
" بسم رب رقيه
 
گر دخترکی پیش پدر ناز کند/ گره کرب و بلای همه را باز کند
 
انگار رقيه(س) بر خلاف سن و سالش از همه بزرگتر بوده است. 
رقيه بی تابی میکند، مینشیند، برمیخیزد و بر سر و صورت خود می کوبد و صدای پدر در جانش میپیجد 
شنیدن همین ندا، عروج رقيه را محرز میکند. درد و غم رقيه تمام شد و با سکوت او انگار خرابه آرام گرفته است.
تا امشب رقيه بود که خواب را از چشم یزیدیان گرفته بود، آغازگر راهی بود که پایانش مشقت و خفت یزیدیان است و حالا نوبت ماست.
دانلود مداحی کربلایی مرتضی خادمی به نام دور و الماسی رقيه
 
.شعر.
دور و الماسی رقيه
ته احساسی رقيه
دیگه باده روی دوشه
عمو عباسی رقيه
رقيه رهبرم
رقيه سرورم
رقيه بی بی جان
تا بی تابه 
الله الله الله رقيه جانانی
الله الله الله رقيه سلطانی
الله الله الله تو کربلا دیدم
الله الله الله رهبر گردانی 
 
شاه بانو
▂ ▃ ▄ ▅ ▆ █
جان بابایی رقيه
خوده زهرایی رقيه
میگم اینو که بدونن
عشق سقایی رقيه
رقيه شاهمه
قبله ی عالمه
بنت ال اربابمو
رقيه مادرمه
الله الل
یکی از شهیدان قیام حسینی که در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی نقش موثری را ایفا کردند، حضرت رقيه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) هستند که بارگاه ایشان در شهر شام واقع شده است.
حضرت رقيه‌(س) شبی پدر بزرگوار خود را در خواب دیدند و هنگامی که از خواب بیدار می‌شوند، بسیار گریه و بی‌تابی می‌کنند.  یزید صدای گریه ایشان را شنیده و دستور می‌دهد تا سر مبارک امام حسین‌(ع) را نزد او بردند. رقيه‌(س) با دیدن این منظره محزون گشته و به سبب همین ن
بسم الله
سرگشته چیزی هستیم و نمی دانیمش، معنایی گم شده شاید در پس هر چیزی، معنایی که تحیر مختصات های درهم و برهم دنیایمان را به یقین راهگشا باشد. عطش چیزی را داریم که طعمش را نمی دانیم ولی تشنه اش هستیم. 
.
و خداوند بلند مرتبه اراده کرده بود و برای دوستی از دوستانش پرده از رخ برکشیده بود ؛
وَکَذَٰلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ (75| انعام )
و این چنین بقیه ی عالم را خبر رسانده بود که
بسم الله 
نزیستن آنچه که باید می زیسته ایم و آنچه که باید می بوده ایم . آن تطابق با حقیقت عالم و حقیقت خودمان چه بدانیم و چه ندانیم که اکثرا نمی دانیم سرمنشا همه ی مشکلات ماست . 
همین است که حالمان خوب نیست، سرگشته ایم ، اغنا نمی شویم ، آرام و قرار نمی گیریم . همیشه یک مرگمان هست و نمی دانیم چرا . به قدر انحراف از حقیقت عالم حالمان خراب است و می خواهیم این زاویه را با چیزهای بدلی پر کنیم و خب. چه انتظاری از یک جنس فیک دارید ؟!
دانلود مداحی کربلایی امین خانمحمدی به نام فاطمه ی قیام عاشورا
 
 
.شعر.
♫♪♩فاطمه ی قیام عاشورا♫♪♩فاطمه ی امام عاشورا♫♪♩شام بلا یه گوشه از کارت♫♪♩فاطمه ی تمام آشورا♫♪♩دنیا رقيه عقبا رقيه♫♪♩تکرار بی بی زهرا رقيه♫♪♩دل مست جامت هستم غلامت♫♪♩زده دلم رو عباس به نامت♫♪♩خم میشه عالم به احترامت♫♪♩لعن امیه اوج قیامت
رقيه رقيه رقيه
▂ ▃ ▄ ▅ ▆ █
♫♪سه سالته ولی تو سرداری♫♪وقتی روی دوش علمداری♫♪تیشه به ریشه ی یزیدی تو♫♪چون نو
الهی؛ در این جهان پر بیم و امید، ناامیدان را امید تویی.الهی؛ اگر از درگاه تو ناامید شویم، به کدامین درگاه رو توانیم کرد.؟الهی؛ این بنده ات از عمق جان اعتراف دارد که رسواي غفلت و رسواي دو جهان است، خودت به او آبرویی ده که بتواند از شدت شرمندگی، در پیشگاه نظام هستی سر بلند کند. ماه رجب در پیش است، کاش دوستان ایمانی مرا از دعای خیر خود فراموش نکنند.در مشکلات و سختی های زیادی گرفتارم، اما نیک می دانم: غفلت از یار، گرفتار شدن هم دارد.»متن شعر زی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها