محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

حسرتم چکرم من داغ

  این چه بهاری ست ؟ ز پاییز هم افسرده ترم .
آه که از باغ گلی سوخته پژمرده ترم
 
جور و جفا از تو کشیدیم و نگفتیم چرا .
از تن فرشی که رفو نخورده پا خورده ترم
 
حال اگر آتش بشوی هم نشود دور شوم
شعله شدی پیش تو از دیگ سیه چرده ترم 
 
از بر من می گذری حسرتم افزوده کنی
از دل مادری به نامادری آزرده ترم . 
 
#الهام_ملک_محمدی #غزل #غزل_معاصر
 
 
روزی که اینجا از کنکور ارشد نوشتم فکر نمی‌کردم اینقدر زود به آن نزدیک شوم و استرس و خیالش خیلی زیاد نبود؛ اما حالا که فقط دو روز مانده، پر از خیال و استرس و حسرتم، حسرت اینکه کاش جدی‌تر گرفته بودم.
من تمام که نه اما با شرایطی که داشتم، تلاش زیادی برایش کردم و نمی‌دانم نتیجه‌اش چه می‌شود، کاش خوب باشد.
حالا در این دو روز لطفاً برایم دعا کنید و انرژی تان را بفرستید که خیلی خیلی نیاز دارم.
جلسه آخر کلاس فیزیک یهو "س" یه آه عمیق و آروم کشید. زیر گوشش گفتم چی شده؟گفت هیچی،دارم فکر میکنم خوشبحال اونایی که الان دارن اناتومی میخونن.
و بعدش من هم یه آه عمیق و آروم کشیدم .
پ.ن :راستی امروز روز سمپاده !روزمون مبارک!هرچند فارغ التحصیل شدم اما دلم هنوز تو اون مدرسه ست.!
پ.ن :پشت کنکور مثه برزخه. من برزخ رو دوست ندارم. میخوام تکلیفم روشن باشه.
خوشبحال اونا که فردا امتحان دارن و صبح زود میرن مدرسه!فکر نمیکردم یه روز حسرتم این باشه .
خدایا گوش
تو را می خواهم و دانم که هرگز  به کام دل در آغوشت نگیرم تویی آن آسمان صاف و روشن من این کنج قفس مرغی اسیرم ز پشت میله های سرد تیره نگاه حسرتم حیران به رویت در این فکرم که دستی پیش آید و من ناگه گشایم پر به سویت در این فکرم که در یک لحظه غفلت  از این زندان خاموش پر بگیرم به چشم مرد زندانبان بخندم کنارت زندگی از سر بگیرم در این فکرم من و دانم که هرگز مرا یارای رفتن زین قفس نیست اگر هم مرد زندانبان بخواهد  دگر از بهر پروازم نفس نیست ز پشت میله ها هر ص
برخلاف این سال ها که خوب تونستن آرزوها و علایق و استعداد هام رو نادیده بگیرن و من هم مجبور به فراموشی باشم، خوشبختانه هنوز یک آرزو برام باقی مونده:))
یک خواب عمیق، اینقدر عمیق که حتی فراموش کنم نفس کشیدن  رو  و طلوع خورشید فردا رو نبینم.
من نباشم و حسرت نداشته باشم ولی یک عده بمونن و با عذاب وجدان نبود من رو نظاره گر باشن.
به نظرم اتفاق زیبا و باشکوهی باید باشه:))
قال مبهم:
از حسرتم یک آرزوی کهنه اما دلربا مانده
یک مرگ خاموش که حکم زندگی دارد»
عقربکها چه بی خیال ز غم
با چه سرعت به پیش میتازند
عاشقانه بر روی هم غلطند
در زمان گوئیا به پروازند
غافل از دردِ سینه ی من و تو
بی پر و بال بس هوسبازند
نیستند همچو ما اسیر زمین
نیست پایان همیشه آغازند
پای بر پای هم رها سرشان
بی خبر از زمان ، در آوازند
حسرتم گشته سر خوشیهاشان
که نه فرمانده . نی چو سربازند
نه غمِ رفتن زمان بخورند
گرچه خود عامل زمان سازند
میشود بس کنی "رسا" گله را؟
همه در این قمار می بازند
#گیتی رسائی
عقربکها چه بی خیال ز غم
با چه سرعت به پیش میتازند
عاشقانه به روی هم غلطند
در زمان گوئیا به پروازند
غافل از دردِ سینه ی من و تو
بی پر و بال بس هوسبازند
همچو ما نیستند اسیر زمین
نیست پایان همیشه آغازند
پای بر پای هم رها سرشان
بی خبر از زمان ، در آوازند
حسرتم گشته سر خوشیهاشان
که نه فرمانده . نی چو سربازند
نه غمِ رفتن زمان بخورند
گرچه خود عامل زمان سازند
میشود بس کنی "رسا" گله را؟
همه در این قمار می بازند
#گیتی رسائی
متن و ترجمه آهنگ Bana da Söyle از Ziynet Sali
Yılları bir güne nasıl sığdırdın,
چطور تونستی سال ها رو در یک روز جای بدی
Bana da söyle bende bileyim
به من هم بگو، من هم بدونم
Hasretin acısını nasıl dindirdin
درد حسرت رو چطور آرام کردی
Bana da söyle bende bileyim
به من هم بگو، من هم بدونم
 
Yüreğin ince ince sızlamadı mı?
آیا دلت تکه تکه* نسوخت؟
Gözlerin gizli gizli ağlamadı mı?
چشمات به صورت مخفیانه گریه نکرد؟
Bana da söyle, bana da söyle
به من هم بگو، به من هم بگو
bende bileyim
من هم بدونم
 
Sana yalvarmıştım
به تو التماس کرده بودم
Sana yakarmıştım
به تو خوا
آیسون – پاره پاره
دانلود آهنگ آیسون به نام پاره پاره
Aysun – Parə Parə

 
 
دانلودآهنگ آیسون به نام پاره پاره
****    ****     ****
دانلود جدیدترین آهنگ های فارسی و ترکی
آهنگ آیسون به نام پاره پاره
****    ****     ****
متن آهنگ پاره پاره از آیسون
اُ سن ووران یاره منی اتدی پاره پاره منی سوگی بیرینی دلی الییب گوسترین ایشاره منی
اُ سن ووران یاره منی اتدی پاره پاره منی سوگی بیرینی دلی الییب گوسترین ایشاره منی
**** 
بیز اله بیر عشق یاشادیخ ناغیل لار دا دا او
  این چه بهاری ست ؟ ز پاییز هم افسرده ترم .
آه که از باغ گلی سوخته پژمرده ترم
 
جور و جفا از تو کشیدیم و نگفتیم چرا .
از تن فرشی که رفو نخورده پا خورده ترم
 
حال اگر آتش بشوی هم نشود دور شوم
شعله شدی پیش تو از دیگ سیه چرده ترم 
 
از بر من می گذری حسرتم افزوده کنی
از دل مادری به نامادری آزرده ترم .
 
#الهام_ملک_محمدی
#غزل
#غزل_معاصر
 
آیسون – پاره پاره
دانلود آهنگ آیسون به نام پاره پاره
Aysun – Parə Parə

 
 
دانلود آهنگ آیسون به نام پاره پاره
****    ****     ****
دانلود جدیدترین آهنگ های فارسی و ترکی
آهنگ آیسون به نام پاره پاره
****    ****     ****
متن آهنگ پاره پاره از آیسون
اُ سن ووران یاره منی اتدی پاره پاره منی سوگی بیرینی دلی الییب گوسترین ایشاره منی
اُ سن ووران یاره منی اتدی پاره پاره منی سوگی بیرینی دلی الییب گوسترین ایشاره منی
**** 
بیز اله بیر عشق یاشادیخ ناغیل لار دا دا ا
آیسون – پاره پاره
دانلود آهنگ آیسون به نام پاره پاره
Aysun – Parə Parə

 
 
دانلود آهنگ آیسون به نام پاره پاره
****    ****     ****
دانلود جدیدترین آهنگ های فارسی و ترکی
آهنگ آیسون به نام پاره پاره
****    ****     ****
متن آهنگ پاره پاره از آیسون
اُ سن ووران یاره منی اتدی پاره پاره منی سوگی بیرینی دلی الییب گوسترین ایشاره منی
اُ سن ووران یاره منی اتدی پاره پاره منی سوگی بیرینی دلی الییب گوسترین ایشاره منی
**** 
بیز اله بیر عشق یاشادیخ ناغیل لار دا دا ا
بسم الله الرحمن الرحیم ./

همه‌کس‌ کشیده محمل به جناب‌ کبریایت
 
من و خجلت سجودی‌که نریخت‌گل به پایت
 
نه به خاک دربسودم نه به سنگش آزمودم
به‌کجا برم سری راکه نکرده‌ام فدایت 
 نشود خمار شبنم می جام انفعالم 
 چو سحر چه مغز چیند سر خالی از هوایت 
 طرب بهار امکان به چه حسرتم فریبد 
 به بر خیال دارم‌ گل رنگی از قبایت 
 هوس دماغ شاهی چه خیال دارد اینجا 
 به فلک فرو نیاید سرکاسهٔ گدایت 
 به بهار نکته سازم ز بهشت بی‌نیازم 
 چمن‌آفرین نازم به ت
‌رشته‌ی تحصیلی من #مهندسی_معدن بود. ۷ سال توش درس خوندم. چرند ترین درس های دنیا رو پاس کردم ؛ و بعد ۷ سال اومدم توی کار #هنر.‌‌از نظر بعضی از دوستام من احمق ترین آدم دنیا بودم. میگفتن تو دیوانه ای که #مهندسی رو ول کردی اومدی #آرتیست (!) شدی. اما به نظر من احمق کسیه که در مورد زندگی دیگران تصمیم بگیره.‌‌من بارز ترین مصداق آدمی هستم که رفت دنبال علاقه‌ش. خدارو شکر خیلی خیلی از کاری که کردم راضی هستم و تنها حسرتم اینه که چرا زودتر این کارو نکردم
تمام حسرت یک عمر، ناله و افسوس
بیا به خواب من امشب اگر چه نامحسوس
برای عاشقی امشب بهانه لازم نیست
چنین که شبپره و ماه هست یا فانوس
برای آنکه بیایی به قلب خواب زدم
که از صلابت رویای تو رود کابوس
برای من شب قدر است تا تو برگردی
شبی که ورد زبانم تویی تو، یا قدوس 
هزار گونه برای رسیدنت مردم
هزار غنچه به دروازه گلت محبوس 
دوباره حسرتم آغاز می شود با آه
اگر نیامده باشی به خواب من، افسوس
محمد رحیمی
( حسرت دیدار )
گوزلریم نن یاش آخور  ئوز سر و سامانیم نن
جانا گلدی ئورگیم  حالی پریشانیم نن
ای منیم طالعی آشفته  سنه واردی گله م
چوخلو گوردیم آجی لیق  همدم جانانیم نن
ئورگیم تنگه گلوب   سینه ده زندانی اولوب
درد، چوخدور کی دیم  غصه ی پنهانیم نن
یارادوبور نجه آلله  آلا گوزلی صنمی
بیر باخیش آیری سالار  مکتب و ایمانیم نن
یولمی؟ گر چی خطا  گئتمیشم امّا بیر عـمور
قاپوون سائلی یم  دیده ی بارانیم نن
لاله گون اولسادا دریا  گوزومون یاشی لن
انتظارون چک
همیشه یه حسرت مستتری به اسکیت دارم. هیچوقت اینقدر پیله‌ش نیستم که بخوام ورزشکار باشم یا در رقابت‌ها شرکت کنم، اما اینقدری پیگیر هستم که وقتی بیست روز اسکیت نکنم حس میکنم حالم داره کهنه و مردابی میشه.متاسفانه این یه نوع ورزشی هست که باید محل و ابزار مناسبش رو آماده کنی تا بتونی انجام بدی و من گاهی وسط آشپزی‌م برای ناهار درحالی که پیاز خرد میکنم و شلوارک گل‌گلی گشاد پوشیدم دلم میخواد درست همون لحظه اسکیت کنم. درنهایت آشپزخونه با حال زار رها
شهید سیدمرتضی آوینی:
پندار ما این است که ما مانده‌ایم و شهدا رفته‌انداما حقیقت آن است که زمان، ما را با خود برده است و شهدا مانده‌اند.
بعد از تو روزها شده بی‌رنگ مرتضیبی‌رنگ، بی‌قرار و بدآهنگ مرتضیپرواز ناگهانی‌ات ای همسفر. چه زود.جامانده این پرستوی دلتنگ مرتضی دیروز بود رفتی و احساس می‌کنممن دورم مانده‌ام دو سه فرسنگ مرتضی خون تو رنگ داده به هفت آسمان شهرحتی طلوع‌ها شده خون‌رنگ مرتضی هر روز در محاصرۀ اشک و حسرتمپس کی تمام می‌شود
آدما معمولا خوششون میاد که تاریخ تولدشون یادت مونده باشه.اگه براشون کادو بخری که دیگه هیچی ینی تردی مثلا خود من ذوق مرگ میشم وقتی یکی کادو واسه تولدم بگیره، حتی اگه یه چیز کوچیک باشه؛ البته اگه بزرگ باشه بیشتر خوشحال میشمتولدش یادم مونده ولی خب چه فایده؟ وقتی نتونی بهش تبریک بگی و بهش بفهمونی که برات خودش و تاریخ تولدش و هر چیزی مرتبط بهشه جذابه و دوست داشتنی.
 
دلم میخواست کادو بدم، دقیقا از کاری که بدم میاد همین کادو خریدن و کادو دادنه
بسم الله الرحمن الرحیم  قربة الی الله
. . بعد از تو، به تصویر تو خو کرده نگاهم
بیچاره‌ام آنقدر که هم‌صحبتم این است می‌میرم ازین غم،
که در آغوش تو ای دوست
یک بار نشد گریه کنم،
. حسرتم این است .
رفیق محمود
گریه 
آغوش
حسرت
آااااااااااااه
سربازان آخرامانی امام زمان عج 
فدایی حضرت زینب سلام الله علیها 
شهیدمحمودرضابیضائی
پونزده روزِ که از فروردینی ترین ماهِ سال، میگذره اما من دلم سالهاست تو غروب بیست و نهمین روز از دی ماهی ترین ماه سال،ا
 
تو ای یار گرمابه و گلستان
تو ای نازنین دوست ای همزبان
 
تو ای مهربان یار بهتر ز جان
تو ای بی نشان از کژّی جهان
 
تو ای همصدای همه راستان
تو ای گرمی محفل دوستان
 
تو ای همدم ویار زحمت کشان
تو ای بی نیاز از زمین و زمان
 
هر آنچه بگویم ز رفتار تو
ز مردانگی ها و پندار تو
 
کلامم نباشد رساتر از آن
که هستی تو سرکرده ی بهتران
 
توئی یادگار زمان قدیم
کریم و الیم و سلیم و رحیم
 
بود حسرتم روز بهبودیت
چو ایام بگذشته بهروزیت
 
تحمل بود کار ما ای رفیق
اگر چه ج
هزار تا پرونده ی نا تموم توی سر بازه هر کاری میکنم خواب به چشمام نمیاد مثه یه جقد پیر چشمام بازه و انگار دارم محاسبه می کنم
روزی دوازده تا قرص میخورم اما انگار نه انگار
یه روزی فک میکردم اگه یه نفر ۴ تا قرص با هم بخوره میخوابه و دیگه هیچ وقت بیدار نمیشه اما انگار اشتباه میکردم
خیلی روز خوبی رو شروع کرده بودم تو حق نداشتی روز و شبم و خراب کنی حق نداشتی
خسته شدم از بس همه خواستن تغییرم بدن
خواستن مثه بچه ها تشویقم کنن
خسته شدم از اینکه نزاشتی
خب چند تا قانون بذاریم. لحن نوشتار رسمی باشه یا نه؟ سخته ولی باشه.
دومین قانون اینکه من مخاطبی در این وبلاگ ندارم پس این نوشتار خطاب به کسی نیست.
شاید اولین بار دوازده یا سیزده ساله بودم که تلاش کردم یک بلاگ بسازم. آن روزها با تلفن همراه ساده ای که داشتم در بلاگر یک وبلاگ ساختم. لحظه ای که موفق شدم اولین رد پایم را در اینترنت ثبت کنم خوب بیاد دارم. شب عروسی یا ختنه سوران اقوام مادر بزرگم بود. در حیاط خانه همسایه شان نشسته بودیم، در همان لحظه ها ب
آدما معمولا خوششون میاد که تاریخ تولدشون یادت مونده باشه.اگه براشون کادو بخری که دیگه هیچی ینی تردی مثلا خود من ذوق مرگ میشم وقتی یکی کادو واسه تولدم بگیره، حتی اگه یه چیز کوچیک باشه؛ البته اگه بزرگ باشه بیشتر خوشحال میشمتولدش یادم مونده ولی خب چه فایده؟ وقتی نتونی بهش تبریک بگی و بهش بفهمونی که برات خودش و تاریخ تولدش و هر چیزی مرتبط بهشه جذابه و دوست داشتنی.
 
دلم میخواست کادو بدم، دقیقا از کاری که بدم میاد همین کادو خریدن و کادو دادنه
بچه بودم که آوردنش، قدش کوتاه بود، نارنج گوشه‌ی حیاط را می‌گویم،قدش از من خیلی کوتاه‌تر بود؛ هر روز یا هر هفته با ذوق و شوقی کودکانه شیلنگ آب را باز می‌کردم تا جرعه جرعه آب را به خورد ریشه‌های تشنه‌اش بدهد!
کم‌کم قد کشید، خوب یادم هست روزی را که کنارش ایستادم و با دست‌های کوچکم قدش را اندازه گرفتم دقیقا شده بود هم قدِ من، از آن روز کار هر روزه‌ام چک کردن قد نارنج بود تا مبادا از من بلندتر شود اما شد، فاصله‌یمان که به یک وجب رسید آه حسرتم
خوب که نگاه کنم می‌دانم پارسال شب قدر چه چیزهایی خواسته‌ام. اما قبل‌تر از آنها را به یاد نمی‌آورم. انگار که حافظه‌ام از تمام آنچه روزگاری می‌خواستم کاملا پاک شده باشد، چیزی از خواسته‌های جزیی گذشته به یاد نمی‌آورم. من عادت کرده‌ام به همین اتفاق‌های جزیی کوچک تا بتوانم زندگی کنم. تمرکز کنم بر انچه که در زمان حال رخ می‌دهد تا بتوانم بدون توجه به گذشته و آینده زندگی کنم.
اما این روزها تماما گذشته‌ام. لحظه‌های حال سخت و جانکاه‌اند. تلاش
-  بچه ها! فقط 4
درصد دختران و ن بالای 30 سال امید به ازدواج دارند.
از کنار حرف
شکوه سادات نتوانستم رد شوم. لحظه ای تأمل کردم، حرفش را که هضم کردم دود از کله
ام بلند شد. احساس تنهایی عجیبی کردم. هیچ کس به فکر ما نبود. اتاق 611 شده بود
خلوتگاه من و وجدان و فطرتم، غریبه و نامحرمی نبود که خودم را سانسور کنم یا وقتی
از شوهر حرفی به میان می آید با کراهتی ساختگی، ادای بی نیازی از شوهر و تنفر از
مردها را در بیاورم. احساس نیاز به مردی که سرم را روی شانه اش بگ
دوبار دیگه هم این اتفاق افتاده برام 
یه بارشو مطمئنم 
که از فرط درد خوابم ببره و بی حرکت بشم 
انقدر بد بود که اصن فکر کردن بهشم بهم میریزتم
خواب قشنگی دیدم 
داشتم یه ترانه ی تالشی میخوندم با همه ی اون بالا و پاییناش 
کنار آتیش 
برام سه تار میزد 
و یه دختر بچه ی ۳ ساله شایدم ۲ اگه جثش به من رفته باشه خواب بود توو بغلم.
خوابای من روند نداره 
یعنی یه سکانسِ 
کم حرف و بیشتر تم تیره داره ولی قشنگن انصافا و من دوسشون دارم 
دختر
اسمش رو نبردیم و نمیدون
از عنفوان کودکی تا همین یکی دو سال پیش، همیشه وقتی می دیدم یکی از هم کلاسی هام توی دوران مدرسه و دانشگاه یه فامیل یا آشنایی چیزی داره توی مدرسه و دانشگاه که یا معلمش هست یا مدیر و معاون و یا حتی استاد، با یه نگاه حسرت بار و منم میخوام طوری نگاهشون می کردم که فکر می کردم حتما چیز خیلی خوبی باید باشه و همیشه فکر می کردم حسرت به دل میمونم توی این مورد. 
دلیل این حسرتم هم این بود که می دیدم اون فامیل چقدر هوای اون هم کلاسی رو داره و اون هم کلاسی برای
دانلود آهنگ بسیار زیبای محمد اصفهانی به نام غم غفلت
شاعر: بیدل دهلوی / آهنگساز: بهروز صفاریان
پخش شده در سریال بوی باران

دانلود رایگان موزیک غم غفلت با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 2.9 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.1 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 

 
 
Mohammad Esfahani – Ghame Gheflat

متن ترانه ی غم غفلت با صدای محمد اصفهانی:
ز ره هوس به تو کی رسم نفسی ز خود نرمیده من
همه حیرتم به کجا روم به رهت سری نکشیده من
به چه برگ، ساز طرب کنم ز چه جام، نشئه طلب کنم
آقای نصیری، سردار یا آنجور که رفقایتان صدا می‌زدند، حاج شعبان» سلام.
راستش توی این چندماهی که روزهایم مانوس به اسم شهدای مدافع حرم بوده است به قصه‌های اشک آلود کم برنخورده‌ام. از شما چه پنهان، کم هم گریه نکرده‌ام. از روزهای اولی که برای شهید 26 ساله‌ی مفقودالجسد، سجاد خلیلی، پا به پای علیمی خواندم حواست هست به موهای سفید سرم؟ حواست هست از گذشته شکسته ترم؟» و گریستم. تا روزهای سرد و سیاه دی که با هر نشانی از حاج قاسم و رفقایش در شهر مکث کر
 
خوشبحالت که میخوابی و میخندی هنوز
خوشبحالت که میحرفی و میفهمی هنوز
 
حیف از این عشق،که غم آنرا به یغما برده
آن غریب آشنا از غم تو جا خورده
 
خاطرم هست که از حال خرابم گفتم
از غم دیرینه،با وصف نگاهم گفتم
 
تو خودت گفته بودی حال مرا میفهمی
به غمم مینگری،میخندی،میرقصی
 
کمرم با غم تو خم شده است،میدانی
وزن من چند کلیویی کم شده است،میدانی
 
بوی عطرت هنوز توی سرم میپیچد
حس من پر میگیرد توی دلت میشیند
 
هنوز هم طرز نگاهت را به عالم ندهم
خسرو،فرهاد
                                                     برای محبت  46 مرتبه یا وَلی((99))
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 
إِلٰهِى کَسْرِى لَایَجْبُرُهُ إِلّا لُطْفُکَ وَحَنانُکَ ، وَفَقْرِى لَایُغْنِیهِ إِلّا عَطْفُکَ وَ إِحْسَانُکَ ، وَرَوْعَتِى لَایُسَکِّنُها إِلّا
أَمانُکَ ، وَذِلَّتِى لَایُعِزُّها إِلّا سُلْطانُکَ ، وَأُمْنِیَّتِى لَایُبَلِّغُنِیها إِلّا فَضْلُکَ ، وَخَلَّتِى لَایَسُدُّها إِلّا طَوْلُکَ ،
وَحَاج
من بازم اومدم.
ببخشید اگر تصمیم دارم جسته گریخته و طولانی بنویسم.
دفعه قبل که رفتم مشاوره انقدر خسته و بی انرژی بودم که کاملا افسرده به نظر میرسیدم .راستش دیدن هر روزه پاتریک توی دفتر آزارم میده پاتریک به حد مرگ افسرده اس و باز به همون حد خنگه.
راستش حوصله دیدن باب رو هم ندارم در حالی که باب خیلییی بهتره .باب یه وقتایی خیلی خوبه مثلا وقتایی که بلند بلند و بدون ترس از قضاوت میخنده اما یه وقتاییم رو اعصابه. منم اختاپوسم دیگه
تازگی ها سنجاب هم به
هماگویا/سی و یک نما - در سی و هفتمین دوره ی جشنواره فیلم فجر، "شبی که ماه کامل شد" بهترین فیلم از نگاه من نبود، اما یقینا مهمترین فیلم بود.
تماشای تازه ترین فیلم "نرگس آبیار" سخت است،اما ندیدنش حیف.درست مثل باور حقیقت تلخ آن.شبی که ماه این فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجرکامل شد و مورد استقبال قرار گرفت، من تا صبح بیدار بودم و با خودم فیلم را نقد می کردم، شاید با زن های قصه همدردی می کردم اما جرات همذات پنداری با آنها را نداشتم.
**این فیلم رنسا
هماگویا/سی و یک نما - در سی و هفتمین دوره ی جشنواره فیلم فجر، "شبی که ماه کامل شد" بهترین فیلم از نگاه من نبود، اما یقینا مهمترین فیلم بود.
تماشای تازه ترین فیلم "نرگس آبیار" سخت است،اما ندیدنش حیف.درست مثل باور حقیقت تلخ آن.شبی که ماه این فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجرکامل شد و مورد استقبال قرار گرفت، من تا صبح بیدار بودم و با خودم فیلم را نقد می کردم، شاید با زن های قصه همدردی می کردم اما جرات همذات پنداری با آنها را نداشتم.
**این فیلم رنسا
بسم رب اهرا .
پای خیال .
پای خیالم نمیدانم در کجاها دارد سیر می کند .
این روزها
به قصه ی کربلا رفتنم فکر می کنم
و
به قصه ی بازگشتم و کربلایی شدن و.
این سه نقطه در ادامه آوردم از برای آن است که می دانم کربلایی نشدم .
بچه تر که بودم
هروقت دلتنگ می شدم
می رفتم بهشت شهدا .
اما الان
بچه تر هم نیستم که بروم
چقدر آمدم قطعه سرداران بی پلاکم
غصه کربلا نرفتنم را برایت تعریف کردم
و اشک بود که روایت می کرد داغ و حسرتم را
اما الان که رفتم و آمدم
چه شد ؟
خو
چند روز آخر ماه رمضان رو مسافرت بودیم. یکی از مراکز مهم گردشگری تنسی رشته کوه های اسموکی (Smoky) هست که بسیار سرسبز و زیبا هستن اما بیشتر تپه های بهم پیوسته ان تا قله های سنگی سر به فلک کشیده؛ کوه هایی سرتاسر پوشیده از درخت. به این علت بهشون می گن اسموکی که صبح های زود و نزدیک غروب، کوه ها و دره ها از یه مه رقیق که تا کیلومترها قابل دیدنه، پر می شن. از وقتی اومده بودیم آمریکا، آرزوم بود که بریم این کوه ها رو ببینیم. تقریبا سه تا چهار ساعت با ما فاصله
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دوازدهم انسانی ها بازار خودرو طراحی آنتن سامانه های راداری و رادیویی jarahi سنگ مالون فردین نگاشت آموزش موسیقی یادم بماند خط خطی هایم اس اچ زد شاپ