نتایج جستجو برای عبارت :

به عیادت رفتن کر

"رفتن"
چه فعل دردناکی !!!اما من  میخوام چشمانم را ببندم و طوری دیگر نگاه کنم 
دوباره نگاه کنم و رفتن .چه با ارزش میشود وقتی بروی از خاطره ایی، نگاهی، از آدمی 
از آدمی که تو را نمیخوادیه جایی از زندگی رفتن قشنگ میشه، اونجایی که یه نفر میخواد که دیگه نخوادتاون وقت رفتنت غوغا میکنه رفتن وقتی به دل میشینه که انتظاراتتو از آدما کم کنی و بری
جایی نباشی که اولویت نیستی و تنها یه گزینه ایی
گاهی باید برای رفتن جون داد. اون وقته که به بودنت احترام گذاش
همه افراد خواب رفتگی دست و پا را تجربه کرده اند.خواب رفتن دست ها و پاها ممکن است یک یا دو دقیقه طول بکشد.این احساس ناخوشایند اگر زیاد تکرار شود ممکن است نشان دهنده ی یک بیماری باشد و باید پیگیری نمایید.از علت خواب رفتن دست ها می تواند گردش خون ضعیف، دیابت و …باشد.در این مطلب در نیک صالحی مهمترین علل خواب رفتن دست و پاها و پیشگیری از آن را برایتان گرداوری کرده ایم.
علت خواب رفتن دست ها
ادامه مطلب
عيادت از بیماران از گذشته تا به امروز در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع وجود داشته است و احتمالا شما نیز تجربه بستری شدن یکی از دوست یا نزدیکانتان در بیمارستان را داشته اید. به همین جهت حتما به عيادت آن بیمار رفته اید.در روایت هست که کسی که بر سر بیمار می‌رود، مثل کسی است که در رحمت الهی غوطه‌ور می‌شود. ممکن است بعضی تعجب کنند که مگر بر سر بیمار رفتن چه خصوصیتی دارد…. چون تأثیر آن تأثیر غیرقابل محاسبه و برتر از محاسبات معمولی است. روحیه دادن به
موضوع این نیست که اگه تو دیگه نباشی، من نمی‌تونم زندگی کنم. موضوع اینه که . دقیقا برعکس. تو هم با رفتنت ثابت می‌کنی میشه بری و من هنوز زنده بمونم» و من خسته‌ام از این رفتن‌ها. رفتن‌هایی که هر کدوم‌شون یک بار این واقعیت تلخ رو محکم می‌کوبن تو صورتم.
رفتن تو:
رفتن تو 
اتفاق بزرگی است 
فاجعه ای بی پایان
مثل خشکسالی های ایران
مثل سوء تغذیه کودکان آفریقا
وقتی تو رفتی خانه ی ما چهار دیواری ای شد 
بی در و پنجره،
تو که رفتی  
همه چیز دنیا عجیب شد 
مثل آوار زده ایی
که جنازه اش را از زیر خاک بیرون میکشند 
که به خاک بسپارند 

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
 
فرزند شما در اوایل ۶ ماهگی با علائمی نشان می دهد که آماده راه رفتن است. آیا کودک شما به زودی راه می رود؟
فرزند شما در اوایل ۶ ماهگی با علائمی نشان می دهد که آماده راه رفتن است. آیا کودک شما به زودی راه می رود؟ در ادامه نشانه هایی که باید به آن ها توجه کنید آمده است. در ادامه پیرامون این موضوعات مطالعه خواهید کرد: علائم راه رفتن کودک در ۶ الی ۹ ماهگی، علائم راه رفتن کودک در ۹ الی ۱۲ ماهگی، علائم راه رفتن کودک در ۱۲ الی ۱۸ ماهگی.
ادامه مطلب
دلایل خراب شدن ته چین مرغ و ته چین گوشت خانگی:
  ته چین یک غذای بسیار خوشمزه و محبوب ایرانی است که در سرتاسر دنیا این غذا به اسم ایرانی ها شناخته می شود و به آن کیک برنج ایرانی نیز گفته می شود.در این مطلب به طور مختصر علت وا رفتن و شل شدن ته چین توضیح داده خواهد شد پس با نمناک همراه باشید.

ادامه مطلب
{سبک زندگی مهدوی - شماره 32}
 
عيادت از بیمار
 
در سبک زندگی مهدوی، به همدلی و محبت بین مومنین، خیلی سفارش شده است و یکی از جلوه های این محبت، عيادت در زمان بیماری ایشان می باشد.
امام صادق (ع) میفرمایند: از بیمارانتان عيادت کنید و از آنان درخواست دعا کنید که دعای آنان برابر با دعای فرشتگان است» [مشکاة الانوار ص۴۸۸]
همچنین در روایتی امام کاظم به نقل از پدرانشان میفرمایند که رسول خدا گفته اند: خدا در قیامت، یکی از بندگان را چنین سرزنش میکند که بن
درباره حمام رفتن در دوران بارداری بدانید
مجله زیبا - در دوران بارداری بهداشت و حمام رفتن از اهمیت بالایی برخوردار است . امام حمام رفتن در دوران بارداری با زمان های دیگر کمی فرق می کند و خانم های باردار باید به نکاتی توجه کنند
به ادامه بروید
ادامه مطلب
بالا رفتن سن حتمی است.
اما اینکه روح تو پیر شود بستگی به خودت دارد.!
زندگی را ورق بزن.
استکان چای را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش.
مبادا ! مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری.
پایان آدمیزاد نه از دست رفتن معشوق است و نه رفتن یار
و نه تنهایی.
هیچکدام پایان آدمی نیست.!
آدمی آن گاه تمام می شود که دلش پیر شود.
امروز از دوستان شنیدم سربازی رفتن دختران تو مجلس کلیک خورده
ملت اجازه نمیدن ، دخترشون برای درس خوندن بره یه شهر دیگه . . .
حالا اینا میخوان طرح سربازی رفتن دخترا رو اجرا کنند . . . -_-
خب! یه سوال هست که آیا دخترا هم موهاشون رو صفر میزنند . . . ؟؟؟
نظر شما در مورد این موضوع چیه . . . ؟؟؟
متن حکایت :
شخصی به عيادت مریضی رفت بسیاربنشست و نقل ها کرد . در آخراز مریض پرسید از چه دردی می نالی ؟
بیمار گفت از زیاد نشستن تو باز نویسی حکایت: روزی فردی به دیدار و عيادت بیماری رفت. بسیار نشست و سخن­های بسیاری گفت.
در آخر از بیمار پرسید چه مشکل و بیماری داری؟
و از چه آه و ناله­ داری؟
بیمار گفت: از زیاد حرف زدن تو. بیمار به صورت کنایه آمیز از زیاد ماندن شخص گلایه می­کند. به خاطر همین است که هنگام عيادت بیمار باید کوتاه باشد تا او استراحت کند.
(
 
فرمانده نیروی دریایی ارتش با حضور در بیمارستان حضرت بقیه الله‌الاعظم(عج) از چند تن از بیماران صعب‌العلاج بستری در این بیمارستان عيادت کرد.دریادار حسین خانزادی به همراه حجت الاسلام والمسلمین مظفری نژاد، رئیس اداره عقیدتی ی‌ این نیرو با حضور در بیمارستان حضرت بقیه الله‌الاعظم(عج) ضمن عيادت از بیماران بستری در این بیمارستان، از جمله حجت الاسلام محمد طاهر محمدی پیام» از ون سازمان عقیدتی ی ارتش، جانباز رستگار» از کارکنا
موضوع انشا: کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد
کلاغ می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد کبکی بود که خیلی زیبا راه می‌رفت. همه پرندگان، مجذوب خرامان راه رفتن او بودند. وقتی کبک از دور دیده می‌شد، پرنده های دیگر دست از پرواز و جست و خیز بر می‌داشتند،
ادامه مطلب
وقت رفتن نباید گریه کنی شادمهر عقیلی
کلیپ وقت رفتن نباید گریه کنی
موزیک ویدیو وقت رفتن حمید عسکری
آهنگ وقت رفتن نباید گریه کنی حمید عسکری

متن وقت رفتن نباید گریه کنی
دانلود اهنگ نمیخواد گریه کنی پشت سرم
دانلود اهنگ وقت رفتن شادمهر عقیلی
دانلود اهنگ حمید عسکری وقته رفتن نباید گریه کنی
در کار رفتن نبودم. رفتن کار من نبود با نوایی که زمزمه گوشم شده بود و دلی که در کار فرمان من نبود. راهی شدم، نه بدان سان که باد می‌شود و در شورش رفتن‌اش شاخه‌ها به رقص در می آیند نه چنان که آب بر سنگ‌ها روان می‌شود و شتاب می‌کند بر زمین راهی شدم به مقصد نا معلوم با دلی در کار خود ترس ماندن و شتاب پاها در هم شدند. در رفتن من پروانه بال بر صورت شمع نکوبید.رفتن من نوید رنج خورشید مقابل نبود. زمان همان همیشگی همیشگی بود و زمین تنها به چرخ بی قرار
 
یه سری کارها هستند که نیاز به بیرون رفتن ضروری از منزل دارند.
اگه تو این روزا خواستید برید بیرون یه سری نکات هستند که باید رعایت کنید.
یه ویدئو واستون آماده کردیم که میتونه بهتون کمک کنه که کمتر به ویروس آلوده شین.
 
نکات ضروری بیرون رفتن از منزل
برای شدن چه بخوریم از سایت ایندکس وار دریافت کنید.
برای شدن چه بخوریم
فرق طول زندگی مجموع خانمی سوالاتی پیش می آید که ممکن است پاسخ دقیق آنها را با درستی نداند مانند برای رفتن چه بخوریم؟ علائم حاملگی طرف از موعد چیست؟. آهنگ رفتن با شنبلیله فواید رفتن آهنگ کننده سریع قاعدگی دارو گیاهی برای پیش انداختن ثابت آهنگ رفتن راههای سریع .
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
مدتی بود که یکی از اقوام و نزدیکان در بستر بیماری بودند و تقریبا تمام فامیل به عيادت ایشان رفته بودند کم و بیش از احوال ایشان با خبر بودیم ولی هنوز وقت سر زدن به ایشان مقدور نشده بود همه از ما میپرسیدند که به عيادت رفته ایم و من اظهار تاسف می کردم  که وقت دیدار ایشان هنوز میسر نشده ولی ان شاالله می رویم یک روز به حاجی گفتم همه به عيادت رفته اند  از من می پرسند که ما به دیدار رفته ایم و من هم مشغله شما را بهانه کرده ام کاش زودتر وقت بشود و ما هم به
ذات رفتن دلهره آوره است؛ مضاف برآن مقصدت هم معلوم نباشد. صبح برمیخیزی بی هیچ برنامه ای، شب خودت را درحال میابی که مشغول کوله بستن هستی، برای رفتن، برای جاری شدن. سر به سنگ زدن هایم بیشتر شده است، مقصدهایم نامعلوم تر. فردا را نمیدانم چشم هایم چه منظره ای میبیند شاید یک دشت شاید یک مه شاید هم یک دره. هر روز در رفتن زندگی کردن اما کار من نیست من نمیتوانم هر روز جاری شوم. برای جاری شدن باید بین مبدا و مقصد اختلاف پتانسیل برقرار باشد پس س هم جزئی
تعبیر خواب رفتن به مکه با مرده,دیگران,خانوده ابن سیرین چیست
رایج ترین خواب های رفتن به مکه عبارت است از :
تعبیر خواب رفتن به مکه
تعبیر خواب رفتن به مکه چیست
تعبیر خواب رفتن به مکه با مرده
تعبیر خواب رفتن به مکه و مدینه
تعبیر خواب رفتن به مکه دیگران
تعبیر خواب رفتن به مکه ابن سیرین
تعبیر خواب رفتن به مکه واجب
تعبیر خواب رفتن به مکه با لباس سفید
تعبیر خواب رفتن به مکه خانه خدا
تعبیر خواب رفتن به مکه با هواپیما
تعبیر خواب رفتن به مکه با خانواده
 
تعبیر خواب رفتن به مکه با مرده,دیگران,خانوده ابن سیرین چیست
رایج ترین خواب های رفتن به مکه عبارت است از :
تعبیر خواب رفتن به مکه
تعبیر خواب رفتن به مکه چیست
تعبیر خواب رفتن به مکه با مرده
تعبیر خواب رفتن به مکه و مدینه
تعبیر خواب رفتن به مکه دیگران
تعبیر خواب رفتن به مکه ابن سیرین
تعبیر خواب رفتن به مکه واجب
تعبیر خواب رفتن به مکه با لباس سفید
تعبیر خواب رفتن به مکه خانه خدا
تعبیر خواب رفتن به مکه با هواپیما
تعبیر خواب رفتن به مکه با خانواده
 
 رفتن 
چه فعل دردناکی !!!اما من  میخوام چشمانم را ببندم و طوری دیگر نگاه کنم 
دوباره نگاه کنم و رفتن .چه با ارزش میشود وقتی بروی از خاطره ایی . نگاهی . از ادمی 
از ادمی که تو را نمیخوادیه جایی از زندگی . رفتن قشنگ میشه . اونجایی که یه نفر میخواد که دیگه نخوادتاون وقت رفتنت غوغا میکنه رفتن وقتی به دل میشینه که انتظاراتتو از ادما کم کنی و بری
جایی نباشی که اولویت نیستی و تنها یه گزینه ایی
گاهی باید برای رفتن جون داد . اون وقته که به بودنت احترام گذ
ایا سربازی رفتن خوب است یا بد؟؟ایا سربازی رفتن سخت است یانه؟
دوست عزیز بهترین مثال برای این سوال این است که بگوییم ایا امپول زدن خوب است یا نه و یا ایا حامله شدن خوب است یا نه؟؟؟
واقعیت. سربازی رفتن از جهت ایجاد امنیت و صلح برای کشور بسیار امری مهم است .
و در ان شما باید 2 سال به جسم و روح خود سختی دهید و ممکن است در این دو سال کار نکنید و این دو سال را کاملا از دست دهید .
خدمت سربازی سخت و طاقت فرسا است و حتی ممکن است تا تمام شدنش صد بار جونتان به لب
مرد کری بود که می‌خواست به عيادت همسایه مریضش برود. با خود گفت: من کر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مریض است و صدایش ضعیف هم هست. وقتی ببینم لبهایش تکان می‌خورد. می‌فهمم که مثل خود من احوالپرسی می‌کند. کر در ذهن خود, یک گفتگو آماده کرد. اینگونه:
من می‌گویم: حالت چطور است؟ او خواهد گفت(مثلاً): خوبم شکر خدا بهترم.من می‌گویم: خدا را شکر چه خورده‌ای؟ او خواهد گفت(مثلاً): شوربا, یا سوپ یا دارو.من می‌گویم: نوش جان باشد. پزشک تو ک
  محمودِ حسینی، نامی آشنا برای همه یا بیشتر  ورزشکارای میبدی است. راستش رفته بودم چک حق احمه جواد را بدم که با جرثقیل برای موسسه خیریه ما کار کرده بود. از قضا گفت خونه محمود حسینی ام. گفتم منم خیلی وقته ندیدمش. سریع یه کم میوه خریدم مغازه طالبی و رفتم عيادت این معلولِ ورزشکار قدیمی و ورزش دوست فعلی
پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله ، یاران حضرت امیرالمؤ منین علىّ علیه
السلام نزد زید بن ارقم که یکى از اصحاب رسول خدا صلوات اللّه علیه بود و در جریان
غدیر خم نیز حضور داشت آمدند و از او گواهى خواستند؛ ولى چون او از طرف حکومت براى
خود احتمال خطر مى داد از بیان حقیقت و جریان غدیر خوددارى کرد.بعد از گذشت
مدّتى ، همین شخص مریض شد و در بستر بیمارى افتاد، وقتى امیرالمؤ منین علىّ علیه
السلام شنید که زید بن اءرقم مریض حال است به عيادت و دید
معراج اسم پسرانه است، معنی معراج: (عربی) 1- (در ادیان) رفتن به سوی آسمان، به ویژه در مورد پیامبر اسلام(ص)؛ 2- به بالا رفتن، عروج؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) تکامل؛ 4- (در قدیم) وسیله‌ای برای بالا رفتن، به ویژه نردبان. معنی اسم معراج
منبع : اسم دونی
زمین هایی که در نتیجه پایین رفتن سطح آب یا هر نوع جریان آب در کرانه های دریاها و دریاچه ها و جزایر ای در نتیجه پایین رفتن آب یا خشک شدن تالاب ها ظاهر و یاایجاد می شوند، به موجب بند الف ماده یک قانون اراضی مستحدثه ساحلی، اراضی مستحدثه نام گرفته است. این تعریف، زمین هایی را در بر می گیرد که در اثر فعل وانفعالات طبیعی ناشی از پایین رفتن تدریجی سطح آب و اثرامواج و غیره به مرور از دریا جدا می شوند
علائم و نشانه‌های سندرم وابلر
 
ضعیف شدنناتوانی در راه رفتن،‌ فلجی موضعی یا کاملازبین رفتن ماهیچه‌های شانه و کتفسخت بودن بلند شدن حیوان از حالت خوابیدهساییده شدن غیر طبیعی سطح پشتی پنجه و ناخن ها در اندام حرکتی خلفیراه رفتن لرزان یا رقص گونهعلائم بالینی در هنگام بلند شدن شکل وخیم تری دارنددر اندام قدامی علائم مشابه دیده میشودحضور یا عدم وجود آتروفی عضلات شانه یا کتفخم شدگی و سخت شدن عضلات گردن بدون دردعلائم بالینی که به تدریج پیشرفت می
دانلود اهنگ تصمیمم رفتن بود اما برگشتم چون هیچ جایی واسم خونم نمی شد
اهنگ انیتا با نام تصمیم رفتن بود اما برگشتم همراه با متن و کیفیت بسیار خوب با لینک مستقیم
متن اهنگ
تصمیمم؛ رفتن بود…
امّا برگشتم… چون هیچ جایی؛ واسم خونم نمی شد
من عاشقِ هر کی‌ می شدم جز تو؛ تا این اندازه مدیونم نمی شد
تصمیمم؛ رفتن بود…
امّا فهمیدم… با رفتن، احساسم عوض نمی شه
گفتم؛ برمی گردم و می مونم باش…
اونم از لجبازیاش؛ خسته می شه!
برگشتم؛ دیدم حالت خوبه… قلبت عینِ س
به نام خدایی که جانم در دست اوست. ❣️  
دوستان عزیزم سلام، امیدوارم شادی برای ورود به خونتون همیشه کلید داشته باشه
دوستای عزیزم امروز تو کلاس تولید محتوا از ما خواستند که لذت های خودمون رو لیست کنیم. نمیدونم چند تا بشه. ولی شروع میکنم. 
1.معاشرت با دختر داییم اسما. باهاش بودن به من خوش میگذره
2.معاشرت با دوستانم
3.بیرون رفتن به هر بهانه ای
4.رفتن به امامزاده زید که سال هاست من آرامش گم شده ام رو اونجا پیدا میکنم. 
5.سفر رفتن
6.مستقل شدن
7.طعم عشق و
3
هر وقت هواییِ رفتن شدم، نشستم دو دو تا چهار تا کردم و به این نتیجه رسیدم فعلاً باید صبر کرد. به سختیهای استقلال فکر کردم، به خطرهاش، به کم آوردناش. و همه ی اینا باعث شدن نرم و به مرور ترسو تر بشم.
امروز داشتم فکر میکردم رفتن اینطوریه که چمدونت رو ببندی، از خونه خداحافظی کنی، خطر کنی، پای تصمیمیت وایسی و بری!
خب برای من غیرقابل تصور بود قبل قرنطینه که همین مترو به دانشگاه رفتن و یا یک غذا بیرون یا یک پاساژگردی و خرید و یا خونه فامیل رفتن چقد میتونه حالمو خوب کنه و الان با اینکه به صورت مجازی تقریبا همشو دارم ولی واقعا مث قبل نیست 
به نام خدا
یه طوری شده اوضاع اگه یه فرصتی باشه و بیکار باشم، هیچشکی پا و نای بیرون رفتن و چرخیدن رو باهام نداره. 
همه یا بدهکارن و حوصله ندارن، یا بیکار شدن و دمقن، یا موعد تخلیه شونه، یا با دو تا بچه رفتن خدمت و کسریاشون جور نمیشه.
مثه همیشه یادم نمیاد که چی شد به اینجا رسیدم.
مرد کری بود که می خواست به عيادت همسایه مریضش برود. با خود گفت: من کر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مریض است و صدایش ضعیف هم هست. وقتی ببینم لبهایش تکان می خورد. می فهمم که مثل خود من احوالپرسی می کند. کر در ذهن خود, یک گفتگو آماده کرد. اینگونه:من می گویم: حالت چطور است؟ او خواهد گفت(مثلاً): خوبم شکر خدا بهترم.من می گویم: خدا را شکر چه خورده‌ای؟ او خواهد گفت(مثلاً): شوربا, یا سوپ یا دارو.من می گویم: نوش جان باشد. پزشک تو کیست؟ او خ
دل گنده یعنی آقای پدر رفتن دنبال یک بنده خدایی و  بیشتر از چهل دقیقه است که از مسیر ده دقیقه ای برنگشتن ، مامان و یک بنده خدای دیگه به پیشنهاد من رفتن دنبالشون و منم تنهایی در جوار مسجد حنانه چشم به راه نشستمو کل لوازم و کوله ها و مدارک هم سپردن دست من
چهار دست و پا رفتن نوزادان
چهار دست و پا رفتن نوزاد، یکی از مراحل رشدی نوزادان است که در برخی از نوزادان اتفاق نمی‌افتد و کودک یکباره راه می‌رود. رعایت مسائل ایمنی در زمان چهار دست و پا رفتن
نوزاد، مانند محافظت از او در زمان سینه خیز رفتن و نشستن بسیار مهم است. در این مقاله نکات مهمی که والدین باید در این مورد بدانند، بیان شده است.
با اینکه نوزاد در چند هفته اول حرکاتی شبیه به خزیدن را از خود نشان می‌دهد با خروج بدن از وضعیت جنینی این حرکات مت
وای چقد از عروسی رفتن بدم‌میاد ، وقتی فامیل دور باشه:/
اونم یه تالار مسخره:/
‌کاش تهران کلی نزدیک ولایتمون‌بود:/
دلم‌تنگ میشه :(
با اینکه قراره دو هفته دیگه برگردیم.ولی کلن اومدن های هر رفتن سخت جیگر رو میسوزونه:(((
۱۵ فروردین ۹۸ ، ۲۳:۱۷
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه دراورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اینکه یه قصه ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می میرن. باید قصه بشیم. قصه ی شبای بلندِ بچه ها. قصه ی شبای نگذشتنی ِ آدم بزرگای ِ درمونده. باید اون قصه ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. لذت ببرن و همزمان آروم بغض کنن. بچه ها ولی بخندن و تو عالم بچگی شون هیچ وقت نفهمن که چرا بابا بزرگ، مامان بزرگ شون توی اون داستان
قبلا وقتی کسی می گفت که اعتماد به نفسم را از دست دادم هیچی نمی فهمیدم. اینکه فردی را در جایی که باید استفاده نکنند و از وی توقع بیجا داشته باشند باعث از بین رفتن اعتماد به نفسش می شود. 
اینکه فردی را با قصد و  نیت تحقیر کنند باعث از دست رفتن اعتماد به نفسش می شود. اینکه فردی ببیند نمی تواند با وجود تلاش و کوشش به جایی برسد باعث تخریب اعتماد به نفسش می شود.
اینکه در ایران باشی ولی ایرانی به حساب نیاورندت باعث از بین رفتن اعتماد به نفست می شود
 
 
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به اخرتو بیا شروع من باششبو از قصه جدا کنچکه کن رو باور منخط بکش رو جای پای گریه های اخر من اسمتو ببخش به لبهامبیتو خالیه نفسهامخط بکش رو باور من زیر سایبون دستهامخواب سبز رازقی باشعاشق همیشگی باشخسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی بااشپس از ان غروب رفتناولین طلوع من باشمن رسیدم رو به اخر تو بیا شروع من باششبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور منخط بکش رو جای پای گریه های اخر من
من پر از حرف سکوتم خال
با رفتن برف، این برفتن مرت!.
مرد بهمن، که اگر بفهمند!. 
چشم به دختر بارفتن دارد و.
.برف بر تن من، مانده هنوز!.
چشمش چکه می‌کند و فرومی‌افتد چشم به کف. 
به برف، به گل.
به خاک.
تا به کف کفش رفتن!.
می‌روفم برف شانه‌ام را، و سوزنهای کاج را.
می‌لغزند و.
می‌چرخند. 
نه برفتار برگ و برف!. 
که به ثانیه شمار عجول!. 
و می‌افتند.
و حبه‌ای که فرو می‌سرد به سردی!. 
از گردن به میانگه دو کتف!. آب حبه‌ی برف.
و زیر پا. پررق پررق و قورروپ و قررپ!. 
علت علاقه زیاد خانم ها به بازار رفتن و خرید کردن
قانون علاقه به بازار و خرید کردن در بیشتر خانم ها وجود دارد در حالی که شاید خیلی از آقایان زیاد از رفتن به بازار خوششان نیاید اما علت این علاقه زیاد خانم ها چیست؟
به ادامه بروید
ادامه مطلب
جلسه آخر مدرسه طبیعت لیلی خیلی سخت نگذشت، حتی موقع خداحافظی از تسهیلگرها و عکس یادگاری انداختن.چرا میگم سخت نگذشت؟ چون فکر می‌کردم خیلی بغض کنم و گریه کنم و اینا :-(
ولی اینطور نشد، اتفاقاً با لبخند مقادیر زیادی همدیگر رو بغل کردیم، با لیلی عکس تکی انداختند، درباره رفتن و مهاجرت و اوضاع مملکت گپ زدیم، چند نفر گفتن که در کشور مقصد دوستانی دارند که می‌تونند شماره‌شون رو بدهند و .
و همین :-)
منتظرم ویزای من و لیلی بیاد، صابر خانه را نهایی کند و
از بین رفتن عشق یک تجربه مشترک است، شما یک فرد جدید را ملاقات می‌کنید و همه چیز خوب پیش می‌رود اما بعد از مدتی کوتاه شما را ترک می کند و متعجب خواهید شد که چه اشتباهی رخ داده است. شما تنها فردی نیستید که مدت طولانی با کسی آشنا شده اید و بعد او علاقه‌اش را از دست داده است.
عباراتی مثل بی محلی” برای توضیح این تجربه ابداع شده‌اند. در زیر دلایل از بین رفتن ناگهانی علاقه افراد و پیشنهاداتی برای جلوگیری از وقوع دوباره آن ارائه شده است.
پیشنهاد م
لینک خرید
 
با این واکر کودک میتواند تجربه مستقل راه رفتن را لمس کند و زمان کمتری برای یادگیری صرف کند.
معمولا بچه ها در زمان 12 تا 17 ماهگی شروع به راه رفتن میکنند زیاد و کم شدن این موضوع جایی برای نگرانی ندارد چرا که ریسک پذیری بچه ها با هم متفاوت است. بچه زمانی که شروع به راه رفتن میکند گام های بلند بر میدارد و سبب بهم خوردن تعادل می شود و بارها به زمین میخورد. برای جلوگیری از آسیب فرزند و کودک دلبندتان می توانید از واکر استفاده کنید تا ایمنی ر
به همون اندازه که اومدن میتونه یه داستان قشنگ  رقم بزنه 
اینکه بدونی کی و کجا و کدوم لحظه رو برای رفتن انتخاب کنی میتونه یه پایان تراژدی بهتر رو  برات به جا بزاره برای روزهایی که از خماری لحظه های دور به خودت میپیچی!
 
 
دونه های بارونی به شیشه میخوره که خبر رفتن زمستون رو میده بدون اینکه مژده  ی اومدن  بهاری  رو به گوش ما برسونه
یه تک شاخه گل رز ابی برای یه اختتامیه ی به یادموندنی چه طوره؟!
سکوت خیابون یه شب سیاه که صدای حرف های حبس شده توی خو
زندگی مثل الاکلنگ بچگی هامون میمونه!برای بالا رفتن پا میکوبیم به زمین و زمان اما غافل از اینکه بعد از هر بالا رفتنی یک پایین اومدنی هم هست!
 
+اگر این رو آویزه گوشم کنم دیگه براحتی روحیه ام رو از دست نمیدم چرا که بعد از هر پایین اومدنی منتظر بالا رفتن میمونم!
یکی از پسرهای کلاسم زنگ آخر روبرویم ایستاد و گفت فردا می‌رود سفر. لبخند زدم که خوش به حالت! کجا می‌روی حالا؟ گفت افغانستان. گفت که شاید دیگر برنگردد. گفت که دلش تنگ می‌شود. گفت که قبل از رفتن مشق‌های امروزش را می‌نویسد. بعد دستش را آورد جلو، دست داد و رفت. رفت که رفت.
از شنبه کلاس من مبصر ندارد.
به امید خبرهای خوب گوشیمو روشن کردم و هر صفحه ای رو که ورق زدم دوستان مهدی شادمانی از رفتنش بی تابی می کردند. رفتن.رفتن بدون بازگشت.من این درد رو تجربه کردم. اما دردهای عمیق تری هم هست. رفتنی که امید به بازگشت توش باشه. زندگی با انتظار کشنده است.
به نظرم آدم هایی که با چیز های کوچیکی شاد می‌شن، آدم های خیلی خوش اقبالی هستن. آدم هایی که انگار چند سر و گردنی از بقیه بالا ترن. مثلا اونایی که بلدن با بازی با انگشت‌های یه نوزاد سر شوق بیان. با خوردن آبنبات ِ دسته دار ِ رنگارنگ ذوق کنن و با راه رفتن روی جوب آب، کودک درونشون رو زنده کنن. اون‌هایی که با گرفتن سلفی های بی نمکِ دوستانه از ته دل بخندن و با چند تا جوک بی مزه، خنده هاشون کش بیاد. اما در عوض آدم های بد اقبالی وجود دارن که حتی چیزهای بزر
پناه به موسیقی و آشپزی و جمع و جور کردن کابینت ها
 
ساعت ۱۲:۳۷ بامداد:
ناهار فردا را آماده کردم و دوش گرفتم و دو تیکه لباس سرکارم را شستم
فردا حتما باید قبل رفتن به سرکار، دو تا از کابینتها را تمیز کنم 
* کاش کار بانکیم امروز تموم شده بود. فردام بعید میدونم بشه انجامش داد و پس فردام که . و میخوام به خودم حال بدم و بانک رفتن تعطیله
دو راهی از اونجا شروع میشه که عاشق میشی و عشق رو تو چشماش میبینی و اون عاشق بودنش رو انکار میکنه. کاش حالم بدون عشق هم به همون خوبی میموند. کاش بدون عشق هم همون حس سبکبالیِ راه رفتن رو ابرا رو داشتم. اونوقت همه چیز رو میسپردم به زمان و به هر جمله ام فکر نمیکردم و گند نمیزدم به همه چیز.
تهران گردی و سینما رفتن و دیدن دوستان قدیمی.یاد روزهای خوب کردن و لعنت به روزهایی که الان داریم.عشق بازی با آینده و دل سپردن به جاده.
رسیدن به خانه.چند دقیقه راه رفتن با شلوار جین و بعد رها کردن شلوار یک گوشه و لم دادن روی مبل و لعنت به کلاس هشت صبح.دلتنگی برای بیخیالی و آماده شدن برای راهی سفر های بزرگ تر شدن.
حمام رفتن حیوانات خانگی
 
حمام رفتن حیوان خانگی نه تنها یکی از اصول نگهداری از حیوان خانگی است بلکه عامل دیگری می‌باشد که موجب احترام به حقوق حیوانات می‌شود، ضمن اینکه بیماری ها را از آنان دور نگه می‌دارد.
البته این نکته را به یاد داشته باشید که حمام بردن زیاد از حد حیوانات خانگی چون سگ ها و گربه ها باعث خشکی پوست و پوسته پوسته شدن آن، التهاب و قرمزی پوست و خشکی و شکننده شدن موها می‌گردد.
فرقی نمی‌کند سگ دارید یا گربه یا پرنده، هر حیوان خان
یادته اون شبی رو که واسه همیشه نه گفت و شروع کردی در بی‌چاره‌ترین حالت ممکن به قدم زدن توو اتاق و چند خطی نوشتی و درُ قفل کردی و رفتی سمت بالکن. رسیدی. ایستادی. آونگی مدادم در نوسان. میان رفتن و ماندن. همیشه ماندن و همیشه رفتن؟ و ماندی برای همیشه.یادته.منم.گذشت عمر و هنوزم خمار آن سحر است.
هر قدمی که بر میدارم حتی فوق العاده کوچیک به سمت رفتن هزاران تردید بهم هجوم‌میاره گاهی آرزو میکنم که ای کاش یه زندگی عادی پُر از عشق خدا بهم میداد تا رویای رفتن رو از سر بیرون میکردم هیچ جا وطن آدم نمیشه هیچ جای دنیا
.
.
.
 میدونی همیشه فک میکنم مهاجرت کاریه که باید برای پر کردن خلا تنهاییم انجام بدم میدونی تنهایی سخت ترین کار دنیاست حتی سخت تر از فقر 
ای .داد
ایرانم در آستانه جنگ جهانی است .ژنرال سلیمانی
اولین بار که ترسیدم نُه ماهه بودم،از صدای گربه ها ترسیدم و غش کردم.این شروع ماجرا بود و با بزرگتر شدنم ترس ها هم بزرگتر میشدن و من قوی تر کم تر از هوش میرفتم بعد از تاریکی می میترسیدم،عزیز هم از تاریکی می ترسید اما به من میگفت هیچ چیز تغییر نکرده فقط آسمون پذیرای ماه و ستاره های که به دختر کوچولو ما چشمک میزنن.منم دیگه از تاریکی نمیترسیدم اما عزیز باز می ترسید و میتدونست عمق تاریکی چیزی داره که روشنایی اون محو میکنه.ترس های من با بزرگ شدنم
چک لیست صله رحم
گاهی به دلیل مشغله های روزمره از صله رحم غفلت می‌شود و گاهی اولویت در به جای آوردم این واجب الهی رعایت نمی‌شود. 
برای پرهیز از مضرات فراموشی این فریضه الهی یا عدم رعای اولویتها، چک لیستی به شرح زیر تهیه کردیم.
در نرم افزار اکسس جدولی شامل فیلدهای زیر تهیه شد :
پیشوند، نام ،نام خانوادگی، تلفن، آدرس، نوع وابستگی1 ، نوع وابستگی 2 ، حداقل تعداد رفت و آمد ( اولویت صله رحم )، تاریخ آمدن، تاریخ رفتن ، تاریخ تولد
این جدول با نوجه به میز
از چهارشنبه اون هفته تا امروز به غیر از شنبه که ۲/۵ ساعت تلفنی صحبت میکردم و خونه بودم، درگیر بیرون رفتن و خرید عقد دوست و عقد دوست و خرید خونه و نوبت دندونپزشکی و رفتن به شهر مجاور گذشت
به استراحت و خواب زیاد نیاز دارم
خونه تی هنوز انجام نشده و ای کاش میشد کمکی زبر و زرنگی داشت که همپای من کار کنه
در کوران انقلاب، انقلابیون به تسخیر سفارت امریکا اعتراضی نداشتند چون می‌ترسیدند ضد‌انقلاب و لیبرال خطابشون کنند، در کورمال رفتن امروز نیز ضد‌انقلابیون به دیدار با وزیر خارجه امریکا اعتراضی ندارند چون می‌ترسند ضد‌ضد انقلاب و چپ خطابشون کنند. اما آن‌گاه که دیوار کج را در‌ثریا ببینند به تاریخ و جغرافیا ربطش می‌دهند و می‌گویند آخر چه می‌کردیم؟ ما کور مادرزاد بودیم. چپ بودن و لیبرال بودن ناسزا نیست، ناسزا آن است که استقلالت در گرو بالا
بیماری تولک رفتن عروس هلندی 
عروس  هلندی (کوکاتیل) سالی یک بار پرهای خود را از دست می دهد و پرهای جدید می سازد و در اصطلاح به  آن تولک رفتن می گویند. این فرایند را نمی توان بیماری نامید اما ممکن است به بیماری تبدیل شود. کوکاتیل هم مثل بیشتر پرندگان در فصل تابستان تولک می رود و پرهای اصلی خود را از دست می دهد که این موضوع امر طبیعی است و هیچ جای نگرانی ندارد.
 
مشاوره و آموزش بیماری تولک رفتن عروس هلندی 
وظیفه شما در این زمان تغذیه مناسب و در اخت
دارم تموم میشم و حاضرم قسم بخورم به رفتن و نبودن تو هیچ ربطی نداره. وجود من یه سازه‌ی متزل بود که با تف بهم چسبونده شده بود. رفتن تو هم اون تقه‌ی سرنوشت ساز که باعث من از هم بپاشم. الان تک تک عناصر شخصیتم و المان‌های شکل‌دهنده‌ی زندگیم رو زیر سوال بردم. بیشتر از ۲۴ ساعته که هیچی نخوردم و از اتاق بیرون نرفتم و با کسی حرف نزدم. حالم خوبه ولی دارم تموم میشم.
بارها بهم اثبات شده آدمها خیلی علاقه دارن به من نزدیک بشن  نه بخاطر خودم. بخاطر سرک کشیدن تو زندگیم  انگار براشون خیلی سوال برانگیزم بعد میان میبینن خبری نیست میرن. صد مورد دارم برای مثال . حتی تو همین فضای مجازی
بعد من میمونم و سوال که چی شد رفتن  چی شد اونهمه ذوق آشنایی  اتفاقی که نیفتاد پس چرا رفتن 
متنفرم از این تکراااار
سلام
وقتی به عيادت کسی که خودش یا خانوادش تو بیمارستان بستری بودن و مرخص شدن میریم، چه جوری حرف بزنیم؟ ، اصلا چی بگیم به طرف ؟
چه کارهایی نباید بکنیم؟ آیا تاخیر در عيادت رو می پسندید یا معتقدید به محض بستری شدن بیمار یا مرخص شدن از بیمارستان باید برید عيادت .
مرتبط:
میشه سلام و احوال پرسی کردن رو یادم بدید ؟!
آداب تبریک گفتن ازدواج
آداب گفتاری و رفتاری تسلیت گفتن و همدردی با داغ دیده
آداب تبریک گفتن بابت تولد نوزاد
متن احوال پرسی دوستانه
فارس نوشت: یکی از اتفاقات جالب قبل از رفتن به سوریه این بود که برای اولین بار قبل از اینکه به سفر برود، سه روز خانواده را جمع می‌کند و هیچ جایی نمی‌رود. نه محل کار و نه دفتر رهبری. برای اولین بار بوده که چنین اقدامی می‌‌کرد که برای خانواده هم تعجب‌آور بود. انگار خودش می‌دانست که سفر آخرش است!
تحلیل رفتن عضلات و گردش خون ضعیف سگ 
سگهایی که دچار اختلال عدم تحرک در سگ ها هستند و قادر به انجام ورزش به تنهایی نمی‌باشند، می‌بایست برایشان از طیف وسیعی از تمرینات حرکتی، هیدروتراپی و ماساژ درمانی استفاده نمود.
در بسیاری موارد گردش خون ضعیف علت بی حالی سگ و خواب آلودگی سگ می‌باشد.
 
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه درآورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اینکه یه قصه‌ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می‌میرن. باید قصه بشیم. قصه‌ی شبای بلند ِ بچه‌های ِ بعد از خودمون. باید اون قصه‌ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. مامان‌بزرگ بابابزرگا از تعریف کردنش آروم بغض کنن و بچه ها بخندن و تو عالم بچگی شون هیچ وقت نفهمن که چی شد بابابزرگ، مامان‌بزرگ شون توی اون داستان
(زمان:‌"25)
هر روز در دفترچه ی #یادداشتش، روزهای مانده تا #چهل #سالگی اش را می شمرد:
سه شنبه 98/05/22، 41 روز مانده تا چهل سالگیچهارشنبه 98/05/23، 40 روز مانده تا چهل سالگیپنج شنبه. 39 روز مانده تا 
روزی همسرش دفترچه اش را دید و با تعجب علت #روزشماری اش را پرسید:
گفت:چهل نقطه ی #عطف #زندگی من است. اگر تا #چهل برای #ماندن» کوشیدم، از #چهل به بعد باید برای #رفتن» بکوشم»
@dasanak
خارق العاده و شگفت انگیز ترین مجموعه عکس های قربون صدقه رفتن، بهترین تصاویر متن دار قربون صدقه گلچین شده با تمام موضوعات جالب و عالی، عکس قربون صدقه رفتن همسر و بچه لذت بخش، عکس و متن قربون صدقه رفتن عشق و رفیق تماشایی، عکس نوشته و متن در مورد قربون صدقه رفتن پدر، مادر، داداش، خواهر، دوست، فامیل بی نظیر و کامل


عکس قربون صدقه رفتن,عکس قربون صدقه رفتن عشقم,عکس قربون صدقه رفتن شوهر,عکس نوشته قربون صدقه رفتن,عکس نوشته قربون صدقه رفتن عشق,عکس پر
گاهی وقت ها با اینکه نمیخواهی ولی باید بروی!
دور شوی؛ دورتر .
تا جایی که صدایت را هم نشنود؛ تا مبادا اذیتش کند!
پاهایت برای رفتن همراهی ات نمیکنند؛
باید بکشی دنبال خودت! حتی شده با زور! کشان کشان هم که شده باید بروی و ببری با خودت پاها را !!
چه تلخ است؛
چه سخت است؛
چه زجر آور است؛
چه طاقت فرسا است رفتن.!
اما این رفتن؛ رفتنی برای همیشه نیست؛
نشانه هایی از خود به جا میگذاری؛ خاطراتی از خود به جا میگذاری؛
تا روزی برگردی!
روزی که همه چیز تغییر کرده؛
.آدمی در این چهار روز عمر چه چیزهای غریبی که نمی‌بیند. آن از ملاقات عمر و ابوبکر و این هم از عيادت ن مهاجر و انصار. پیکر را غرق زخم می‌کنند و می‌آیند به عيادت زخمی! نشتر بر جگر فرو می‌برند و بعد، از حال و روز جراحت سوال می‌کنند. کاش بیایند برای زخم زدن، لااقل جای سالم را برمی‌گزینند. می‌آیند به عنوان مرهم گذاشتن و درست بر روی زخم می‌نشینند.»
این بخش از کتاب که راجع به عيادت عمر و ابوبکر و ن مهاجرین و انصار از حضرت فاطمه‌(س) بعد از مج
امرو بابا اینا رفتن خوی عروسی رویا(دختر پسرخالش)ابجی و کوثر اینا هم باهاشون رفتن
ابجی فاطمم فردا عازم مشهده☺ 
من و ابجی فاطمم هیچوق مشهدو ندیدیمابجیم خعلی مشتاق بود برع همیشع و بالاخرع رسید بع ارزوش.
و من طبق معمول بی احساس تر عز همیشع بی ذوق و شوقی واسع رفتن ندارم:/
من نرفتمنع خوی واسع عروسی و دیدن نی نی کوچولوی عمه رقیه مم.
فردا هم صب میبرن ابجی رو ببرن و بدرقع کنن و برگردن
من اومدم خونه مامابزرگ حال رفتن نبود .
ابجی فاطمم نرفت
عمیقا جای فقدان یک تتو رو کنار ساعدم حس میکنم .ختم جلسه:)

بخاطر کرونا کلاس های موسسه و آزمونا اینترنتی شده و نمیدونید چقدر خوشحالم که امروز به جای کله ی سحر کوبیدن و رفتن تا سر کوه و مواجه با تکمیل ظرفیت حوضه و دوباره پیاده رفتن تا خیابون شریعتی و اون یکی حوضه،امروز روی تختم دراز میکشم پتو رو می ندازم رو خودم و در حالی که راحت ترین بیژامه دنیا پامه ،امتحان میدم^^
عمیقا جای فقدان یک تتو رو کنار ساعدم حس میکنم .ختم جلسه:)

بخاطر کرونا کلاس های موسسه و آزمونا اینترنتی شده و نمیدونید چقدر خوشحالم که امروز به جای کله ی سحر کوبیدن و رفتن تا سر کوه و مواجه با تکمیل ظرفیت حوزه و دوباره پیاده رفتن تا خیابون شریعتی و اون یکی حوزه،امروز روی تختم دراز میکشم پتو رو می ندازم رو خودم و در حالی که راحت ترین بیژامه دنیا پامه ،امتحان میدم^^
‍ رفتی، دلیل مختصری هم نداشتم
بیچاره من که دردسری هم، نداشتم
من را دوای عشق صدا میزدی ولی
وقتی دوا شدم، اثری هم نداشتم
آری ثمر نبود،به جز تجربه درعشق
حالا شکسته ام ، ثمری هم نداشتم
چون پادشاه بی کس و کاری که بعد مرگ
یک تخت مانده و پسری هم نداشتم
ای کاش بعد رفتن تو از کنار من
میشد که لااقل خبری هم نداشتم
حالا من و من و من و من مانده درخودم
بیچاره من که دردسری هم نداشتم
#حمید_رفایی
⛭@hamidrefaeipoem
اطلاعات ۴۲ میلیون کاربر ایرانی تلگرام هک شد
لو رفتن اطلاعات 42 میلیون کاربر ایرانی تلگرام
ماجرای لو رفتن اطلاعات شخصی ۴۲ میلیون کاربر ایرانی تلگرام + سند
در خبرها آمده که اطلاعات و شماره تلفن ۴۲ میلیون کاربر ایرانی تلگرام لو رفته و این اطلاعات اکنون در سطح اینترنت با ۵۰۰ دلار فروخته می‌شود. در ادامه جزئیالت و کدام کاربان در معرض خطر هک شدن و لو رفتن اطلات شخصی هستند را در مجله حرف تازه بخوانید
لو رفتن اطلاعات کاربران ایرانی در تلگرام
به گزا
زن مسن و جاافتاده ای چندین فرزند دختر و پسر داشت. به خاطر مشکلات روحی و فشار زندگی جسمش ضعیف شد و در بستر بیماری افتاد. شیوانا به همراهی  تعدادی از شاگردان خود  به عيادت زن بیمار رفت. همزمان با شیوانا تعدادی از فامیل ها و همسایه های دور و نزدیک نیز به عيادت زن بیمار آمده بودند. ابتدا یکی از فامیل های دور که از بیماری زن زیاد ناراحت نبود و کینه ای قدیمی در دل از او و فرزندانش داشت با دورویی و نفاق احوال زن را پرسید و سپس با لحنی دلسوزانه گفت:” نگر
داشتم از استوری یکی از اعضای خانواده به مامان می‌گفتم؛ این‌که پرسیده بود: هدفتون از زندگی چیه؟ چی خوشحالتون می‌کنه؟ هدف زندگیتون خوشحال بودنه؟» پشت سرش ایستاده بودم و داشتم درِ کنسرو تن ماهی را باز می‌کردم. مامان ساکت بود و گوش می‌داد، بدون این‌که سعی کند به این‌ها جواب دهد، بی‌مقدمه پرسید: چی تو رو خوشحال می‌کنه؟» شنیدم که دهانم دارد می‌گوید: رفتن، رفتن از این کشور» اما راستش را بخواهی فکر کردن به رفتن» فقط تا حد مرگ دلگیرم می‌ک
برای رفتن به سفر خارجی باید تدابیر زیادی اندیشید و چیزهای متعددی را آماده کرد و کارهای مختلفی انجام داد. از گرفتن ویزا تا آماده کردن وسایل سفر و گرفتن ارز مواردی هستند که باید قبل از رفتن به سفر خارجی انجام شوند.
یکی از اخبار داغ این روزها بالا رفتن نرخ عوارض خروج از کشور است که باعث می‌شود خیلی از افراد از رفتن به سفر خارجی منصرف شوند؛ اما این سفرها همچنان جذابیت‌های خودشان را دارند که باعث می‌شود خیلی‌ها ترغیب به برنامه‌ریزی برای رفتن ب
با این ماسک هایی که تلویزیون نشون میده مردم دارن میدوزن مشکل دارم.آخه وقتی در برابر ویروس حفاظتی نداره چرا منابع رو حروم میکنن؟بهتر نیست همون هزینه و وقت رو بذارن روی کار دیگه ای؟
خانواده م هم موقع بیرون رفتن از این مدل ماسک ها استفاده میکنن و به حرف من گوش نمیدن که این نهایتا جلوی غبار رو میگیره نه ویروس و باکتری.خوبه بیرون رفتن مون کمه وگرنه برای هر مرتبه یه بار حرص میخوردم.
#کاربردی
#ویندوز #کامپیوترکنترل موس با کیبورد
چگونه بدون داشتن موس، موس را کنترل کنیم؟ابتدا کلید های ترکیبی زیر را در کیبورد بزنیدAlt + Shift + Numlockسپس با زدن گزینه Yes تایید کنیدحالا میتونید با قسمت کناری سمت راست کیبورد موس را کنترل کنید2 = پایین رفتن موس✨4 = به سمت چپ کشیدن موس✨6 = به سمت راست کشیدن موس✨8 = بالا رفتن موس✨5 = کلیک چپ موس✨
اسکی میری منبع بزن┄┅═══✼✨✼═══┅
وقتی که حرف از رفتن و تموم کردن زد نمیدونست که داره یه بغض پر از بیقراری و دلهره رو 
تو وجود من تزریق میکنه 
#سیاره_جان_من رسمش نبود اخرین روز سال منو نگران بزاری
که همش با خودم نگم 
نکنه اخرین بغل بود 
اخرین یادگاری 
اخرین خنده هامون حرف زدنامون
دیونه بازیامون
#سیاره_جان_من بذر نگرانی و دلهره ی رفتن و کاشتی
دیگه با هیچ قولی و حرفی از بین نمیره 
داره رشد میکنه حواست باشه قشنگِ مهربون من
امروز داد زدم و گریه کردم داد زدم در برابر خشونت های کلامی! 
من یه دخترم 
دختری که رویاش رو باخت چون پسر نبود 
دختری که ظاهرش رو مسخره میکنن چون چیزی نیست که بقیه میخوان 
دختری که نادیده گرفته شد از روز تولدش 
من یه دخترم و امروز داد زدم در برابر همه نامردی ها 
متهم شدم به نمک نشناسی 
نفرین شدم طبق معمول 
ولی هیچکس نمیدونه من چقدر دارم زندگی رو برای رفتن سبک میکنم 
یا رفتن از این خونه یا با 10 تا آسپرین رفتن از این دنیا
من یه دخترم که داره میجنگ
حرف اول  و آخر رو تو بازار سرمایه، نقدینگی و سرمایه میزنه. تحلیل تکنیکال حمایت یا مقاومت نشون بده مهم نیست مهم اینه که نظر سرمایه و نقدینگی بر چیه بر موندن یا رفتن.
اگر نظر سرمایه بر موندن باشه، مقاومتی در کار نیست و اگر نظرش بر رفتن باشه اون موقع مقاومت خودنمایی و منم منم میکنه.
در مورد سطوح حمایتی هم چنین هست یعنی اگر نظر سرمایه بر رفتن باشه حمایت بی حمایت و قیمت هم چنان به افت خودش ادامه خواهد داد تا مجدد نظر سرمایه بر بازگشت بشه و اون جاست
امام حسن مجتبی علیه السلام فرموده اند:
کسی که اهل رفتن به مسجد باشد به یکی از این نتایج مییرسد:
۱.نشانه ای استوار (بر عقاید و باورها)
۲. دوستی قابل استفاده( و اهل فضل و کمالات)
۳. دانشی تازه
۴. رحمت الهی
۵.سخنی که او را به راه راست هدایت کند
۶.سخنی که او را از هلاکت نجات دهد
۷. ترک گناهان از روی حیا ( از مردم)
۸. ترک گناهان از روی ترس(از خدا)
زمستان خیال رفتن ندارد
پیکرم در این زمهریز
مرگ را 
در لحظه های سرد
مزه مزه میکند !
تلخ است و رنج آور
 اینهمه زیستن
بی بهاری که کوچ کرده بودن اش را
از تقویم فصل هایم !
.
خواب دیده ام
رفتن زمستان را
در بیداری چشم هایم
مژه ای بر گونه ی آینه ام
آمدن ات را نوید داد
و لبخندی سرخ
سبز شد
بر چهره ی مواج آب
وقتی خود را در گذر زمان 
ولابلای سال ها
در جستجو بودم .
برق چشمان آسمان
شگونی این خواب را
بر پلک های شب هک کرد .

بی بهار زیستن نتوانم .
.
ماه من 
روح وحشی
+
   عکسهای فریبا کوثری در اکران خصوصی فیلم رفتن
جدیدترین تصاویر فریبا کوثری در افتتاحیه فیلم رفتن در باغ کتاب

عکس فریبا کوثری در اکران خصوصی فیلم رفتن در باغ کتاب

عکسهای فریبا کوثری در اکران خصوصی فیلم رفتن
گفتنی است که رفتن نخستین فیلم سینمایی نوید محمودی در مقام کارگردان
است که به نویسندگی و تهیه کنندگی جمشید محمودی تولید شده و محصول سال ۱۳۹۵
است.
این فیلم نماینده سینمای افغانستان در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار بوده است که اکران خود
تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه
بی انگیزگی و ناامیدی همه وجودم و زندگی من رو فرا گرفته بود.حتی دلم نمی خواست برم سر کار. دلم نمی خواست برم خونه پیش خانوادم.
دلم می خواست کلاس هام رو تعطیل کنم و دیگه ادامه ندم.
.
تا اینکه
.
یکی از مدیران موفق و قدیمی کشور رو ملاقات کردم(از اون مدیر باحالا که تربیت شده واقعی هستند)
گفتم هیچ امیدی برای ادامه ندارم، هیچ امیدی، کاش تموم شه همه چی راحت شم
.
جواب عجیبی داد
گفت: اگه امروز ظهر هنگام رفتن به خونه متوجه بشی جاده برگشت بسته شده، گریه می ک
بارها گوشی تلفنم را برداشتم تا از کسی،کسانی درخواست همراهی برای بیرون رفتم کنم.برای سینما رفتن و دیدن فیلمهای جشنواره!
اما.اما گوشی را هربار زمین گذاشتم.
فکر معاشرت با آدمها اذیتم میکند.دیگر از "بودن" آدمها در زندگی ام لذت نمیبرم.همین!
*فردا برای اولین بار تنهایی سینما رفتن را تجربه خواهم کرد.برای دیدن فیلم سرخپوست.
‌ *وجود مبارک حضرت امیر یک کسالتی پیدا کردند بعضی رفتند به عيادت ایشان، عرض کردند کیف حالک»؟ فرمود: عَلی شَرّ»!*
"إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ؛ این أَکْرَمَهُ هم مسبوق به إبتلاء است، هم ملحوق به نَعَّمَهُ). فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ، کَلاَّ ما گرامی نداشتیم، ما امتحان کردیم. وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ
اگر او را ما به تنگ‌دستی یا کم‌روزی مبتلا کردیم فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ، کَ
‌ *وجود مبارک حضرت امیر یک کسالتی پیدا کردند بعضی رفتند به عيادت ایشان، عرض کردند کیف حالک»؟ فرمود: عَلی شَرّ»!*
"إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ؛ این أَکْرَمَهُ هم مسبوق به إبتلاء است، هم ملحوق به نَعَّمَهُ). فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ، کَلاَّ ما گرامی نداشتیم، ما امتحان کردیم. وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ
اگر او را ما به تنگ‌دستی یا کم‌روزی مبتلا کردیم فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ، کَ
رفتن زیدان از رئال یه رفتن به موقع بود چون رئالی ها از موفقیت اشباع شده بودن و تکرار این موفقیت ها سخت شده بود و حالا هم برگشتش به رئال یه برگشت به موقع است چون کسی جز زیدان نمیتونست دوباره امید رو به رئالی ها برگردونه و به این میگن یه رفت و برگشت به موقع
"بعد از رفتن" به کارگردانی رضا نجاتی داستانی عاشقانه که مفاهیم اخلاقی مانند عشق و ایثار و فداکاری به شکل متفاوتی در آن عرضه می‌شود.این فیلم یک درام عاشقانه-معمایی و روایتی از فرار یک عشق گمشده است
داستان با شخصیتی شکل می‌گیرد که هیچ چیز از پیشینه و گذشته‌اش موجود نیست و این رازآلود بودن و مبهم بودن گذشته باعث شده "بعد از رفتن" ریتم کندی پیدا کند و در لحظاتی تماشاگر را خسته کند اما به کارگردان کمک کرده تا داستانش را خارج از کلیشه‌های روایی
 
 
این گفته که بعد از از بین رفتن تاثیر بوتاکس چین و چروک های صورت بیشتر خواهند شد درست است ؟
پاسخ) خیر به هیچ وجه این طور نیست و بعد از از بین رفتن تاثیر بوتاکس عضلات صورت شما درست به حالت قبلی خود برگشته و چین و چروک ها بدتر نخواهند شد.
 
http://WWW.NEGARSKIN.IRhttp://WWW.NEGARSKIN.IR
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالیچه آغوشی؟!چه امیدی به این احساس تو خالی؟!
کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار!
در این دنیای تو در تو ، تو دیگر از چه می نالی؟!
یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست
کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟!
کلاغ آخر قصه هنوزم مانده در راهست!
برای آخری زیبا،دگر پیدا چه تمثالی؟!
بمان تنها که تنهایی به این تن ها شرف دارد.
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی .!
تجربه ی خواب تدریجی را بر خواب دفعی ، ترجیح می دهم. تجربه ی انتقال را دوست دارم. حس سبکی به خواب رفتن  و انتقال به دنیای خواب به تجربه ی مستی می ماند .مستی بدون می» . جسمت سبک می شود و کم کم .  .
چه حیف که بیشتر اوقات این حس را نمی یابم و این اتفاق به یک باره می افتد.
تدریج در بخواب رفتن را دوست دارم.
فواید عيادت بیماران : 
1- شاید آن شخص از اولیاء الله بوده باشد که در زندگانی عادی او را نشناخته بودی . زیرا ما مردم غالبا به اشخاص و حوادث با چشم دل نمی نگریم . 
2- اگر آن بیمار از اولیاء الله نباشد ، حد اقل همراه گذرگاه زندگی تست . اگر هم روح بزرگ الهی نباشد ،حد اقل سواری از سواران قافله حیات خواهد بود و پیوستگی و همدردی یاران این راه اسرار آمیز را غنیمت بشماریم . خواه جزو پیادگان باشند و خواه جزو سواران . 
3- فرض می کنیم که بیمار دشمن تست . آیا بهتر
استاد به امیرحسین که قبلا دانشجوی همین‌جا بود و برای تعطیلات برگشته‌بود ایران اشاره‌کرد و گفت: این یه ایده می‌زد، بعد می‌رفت دیگه یه مدت پیداش نمی‌شد. بعد از یه مدت میومد، می‌گفت عه، تو این فاصله اینو یکی دیگه نوشت و مقاله کرد!» الکی الکی ایده‌ش از دست می‌رفت. همه‌تون همینید. موقع رفتن‌تون که میشه، دیگه فقط به فکر رفتنید. همه چیو ول می‌کنید.
.همه‌تون همینید.موقع رفتن‌تون که میشه.» چقدر غم‌انگیز بود.
+بی‌ربط: دوست عزیز با اندروید
سبک شمردن نماز
دعا نکردن برای پدر ومادر

خوابیدن بین نماز مغرب و عشاء
لعنت کردن اولاد

اظهار فقر و تنگدستی نمودن
جلوتر از بزرگان و پیران راه رفتن

صبح زود به بازار رفتن و دیر از بازار خارج شدن و تا هنگام شب ماندن
پدر مادر را با اسم صدا زدن
ادامه مطلب
چه بسیار رفتند بدون اینکه بگن کجا رفتن، بدون خداحافظی!
فقط رفتن.
چه بسا همین فردا بساط ما هم جمع بشه و جز یک عکس گَل دیوار چیزی نمونه و یکی بنویسه که چه بسیار رفتند.» و او هم فردا روزی بساطش رو جمع کنه و بره و این چرخه ادامه پیدا کنه.
شاید هم بعضی بعد از اینکه مُردند دوباره برگردن و اون‌هایی که آخرین مطلب وبلاگش رو خوندن، پیرمردها و پیرزن‌ها و یا میانسال‌هایی باشن که خاطرات گنگی از اون شخص یادشون هست و این قصه ادامه داره.
خدا بیامرزه همه رف

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها