نتایج جستجو برای عبارت :

هو گردون گردون

 چرخ زن، ای چرخ راغون!
همردیف ماه و خورشید و زمین،
همردیف چرخ گردون.
از تبار نور باشی
ملّت نورآفرینی،
لایق صد آفرینی!
روی غم اصلا نبینی،
تاجک من، تاجک من.
چرخ زن، ای چرخ راغون،
در ردیف چرخ گردون!
هم به رغم خصم ملعون
باد ظلمت سرنگون! تخت ظلمت سرنگون!
باد پیروز ی همایون!
باد پیروز ی همایون!
تاجک من، تاجک من!
بازآمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنموین چرخ آدم‌خوار را، چنگال و دندان بشکنم
از شاه بی‌آغاز من، پران شدم چون باز، منتا جغد طوطی‌خوار را، در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کرده‌ام، کاین جان فدای شه کنمبشکسته بادا پشت جان، گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفمتا گردن گردن‌کشان، در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان، گر سبز بینی غم مخورچون اصل‌های بیخشان، از راه پنهان بشکنم
چون در کف سلطان شدم، یک حبه بودم کان شدمگر در
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را             دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز           باشد که بازبینم دیدار آشنا را
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون          نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
یک زمان چیزی بگوید یک زمان چیزی دگرما مطیعانیم و ما را این اطاعت گنج و زر هر چه گوید حرف حق باشد، چه جای ما و منمِنّ و مِن این ما و من،‌ این ما و من باز آ ببر شاد باشیم و ثناگو جانب درگاه عشقمطلق ما شکّر است، از شکّر نسبت حذر! شاهدانیم و نگهبانان اسرار خدایکی رسد عقل پریشان سوی درگاه نظر ظاهر و باطن اگرچه نیست یکسان،‌ دور نیستباختر هم می رسد پیغام از شرق خطر بارالها قسمت ما را به گردون تباهی وامنهقسمت ما بی چرایان دور از گردون شر! آدمیزادی چ
مشخصات منحصر به فرد فر توکار اخوان 
فر گازی اخوان:دارای گریل و شعله پخش کن گازی,مجهز به موتور جوجه گردون,مجهز تایمر تاچ اسکرین با قابلیت برنامه پخت,دارای فن داکتی جهت یک نواخت کردن حرارت,دارای شلف به همراه ریل تلسکوپی,با شیلنگ ایمنی استنلس استیل,با شیر ترموستاتیک و شیشه ایتالیایی,دارای ترموکوپل دو زمانه,Easy to clean,قابلیت بازشدن درب فر به صورت دستی.
فر اخوان برقی اخوان:دارای سه و چهار المنت,مجهز به موتور جوجه گردون,مجهز تایمر تاچ اسکرین با قاب
اى شاهد جان باز آ، در غیب جهان کم زننقش رخ زیبا را، در پرده عالم زنراز ابدیت را، در پردهْ نهان گردانیا رخ به جهان بنما وز سرّ ازل دم وضاع جهان بنگر، در هم شده چون زلفتبر نظم جهان دستى، بر طرّه پر خم زنچون دلبر آفاقى، مشکن صف دلها راچون کعبه عشّاقى حرفى ز صفا هم ز ابلق نُه گردون، جولان به جهان تا کىزان موکب ازرق سوز، بر اشهب و ادهم زنمانند خلیل اى جان، آتشکده گلشن کنبازار صنم بشکن، راه بت اعظم زنهم شعله موسى را، در وادى طور افروزهم سرّ مسی
هر شب به گردون می رسد فریاد یا رب یا ربم
کز سوز عشقت دلبرا پیوسته در تاب و تبم
چون مرغ حق شب تا سحر می نالم از سوز جگر
شاید که یار آید ز در یا جان شیرین بر لبم
بی رویت ای خورشید جان تاریک می بینم جهان
گویی برفت از آسمان مهر و مه و روز و شبم
بی پرده رخ بنما شبی ای مهر زرین پرده ام
بی غمزه از ما دل ستان ای ماه سیمین غبغبم
هی نیکی آید یا بدی شادم که ایزد خواهدی
روشن شود گر اخترم یا تیره ماه نخشبم
مهدی الهی قمشه ای
میدونم فعلا زندگی خیلی خوبی ندارم مجبورم تنها زندگی کنم مجبورم جایی زندگی کنم که حس خوبی ندارم مجبورم هر هفته در رفت و آمد باشم مجبورم خیلی چیزهای دیگه رو تحمل کنم ولی چیزی که هست اینه خیلی چیزا اجبارن و تحملشون سخته ولی چیزای خوبی که دارم کم نیستن کوچک هم نیستن جایگاهی که الان دارم هیچکدام از نوه های این خانواده نداشته و رو به روم کلی آدم هست امروز یکیشون رو دیدم تمام ضعف هام رو گذاشتم توی اتاق و اومدم بیرون تمام مدت لبخند زدم و با اعتماد به
امیرالمومنین علی علیه السلام
 
ز خورشید گردون فراتر منم من
که خاک کف پای حیدر منم من
 
سزد گر ملک لب گشاید به مدحم
که مداح مولای قنبر منم من
 
علی (ع) آن که گر پرسی از وی که هستی
بگوید که ساقی کوثر منم من
 
نگهبان دین دست حق روح قرآن
رسول خدا را برادر منم من
 
مسیحا شود زنده با یک نگاهم
که جان عزیز پیمبر (ص) منم من
 
به دریای طوفانی دهر کشتی
به کشتی توحید لنگر منم من
 
به پیغمبران رهنما در بلاها
به ختم رسل یار و یاور منم من
 
چه بالاتر از این چه نیکوت
 
میز ناهار خوری گرد گردون جدیدترین نوع میز ناهار خوری است. میز ناهار خوری گرد گردون طراحی منحصر به فردی دارد که چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند
میز ناهار خوری گرد گردون
میز ناهار خوری یکی از مهمترین وسایلی است که امروزه در اکثر خانه ها دیده می شود. میز ناهار خوری گرد گردون جدیدترین نوع طراحی شده آن است که طراحی آن به گونه ای است که سرو غذا را بسیار راحت تر می کند و از نظر راحتی نیز بسیار ایده آل است. از این رو برای بیننده بسیار خاص و جذاب
مدت ها از آخرین باری که صفحه ی بلاگفا رو باز کردم و تایپ کردم میگذره گاهی وقت ها نیازه آدمیزاد تاریخ رو دوباره تکرار کنه و برگرده به چیزها و کسایی که روزی رهاشون کرده و قصه ی اونهارو کامل کنه 
اینجارو ساختم چون همه ی ادمها حق دارن جایی رو داشته باشن که بتونن خیلی راحت خودشون باشن و از خودشون بگن 
پس سلام مزرعه ی آفتاب گردون 
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می‌گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شب‌های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند
از سرم خواهم، که یادت یک دمی بیرون کنم،
روی تو آید به یادم، من ندانم، چون کنم.
توبه از می کردم و لعل لبت آمد به یاد،
می پرستی بعد از این من از لب میگون کنم.
 خان و مان از دست دادم من ز دست خانمان،
خانه بردوشم، چو مجنون خیمه در هامون کنم.
تیغ ابرویت بریزد خون دلها را به ناز،
چون نمی ریزی تو خونم، قلب خود را خون کنم.
صد بیابان تشنة بارانم و دریای ناز،
چشمة چشمم نخشکد، دیده را جیحون کنم.
شکوه از عمرم ندارم، شکو ه از آب و گلم،
عیب باشد، گر ز دونی شکو ه بر
غم مخور این تیره ماه سوز و سرما ، بگذردهر چه پیش آید ز گردون بر سرِ ما بگذردروزگار تلخ گر شیرین نکرد کام همهبر زمین افتاده و بنشسته بالا ، بگذردگر مهیا گشت یا نه توشه بر خان همهروزگارِ مجلس مسکین و دارا ، بگذردرنجِ بار زندگی گر خم نموده قامتیاز ضمیر و خاطر نادان و دانا ، بگذردزیب باطن را نما پاینده ظاهر رفتنیستبی توقف این زمان بر زشت و زیبا ، بگذردگو تو دل آسوده کن دنیای امروز هر چه هستبر من و تو ، یا شما و ما و آنها ، بگذرد . ۹۸/۱۰/۷فتانه -
زمان رفت و زان آدم از چند رنگ
به هر جای گردون نهادند چنگ
خرد خفتگان ره به صحرا زدند
به خاک بیابان شناور شدند
چو با سوسمارو ملخ زد نشان 
چنین قوم نامیده شد تازیان
و زان سوی قومی دگر بی نظیر
 عزیزو شریفو نجیبو دلیر
به گلخانه ی این فلک پا گشود
 حقوق بشر را به دنیا سرود
ز پندارو کردارو گفتار نیک
 زبان زد به نیکی شد از کار نیک
نشستند درون بهشتی برین 
که نامیده شد مرز ایران زمین
زمان از پس روزگاران گذشت 
دل تازی از ما پر از کینه گشت
به ناشکری از هدییه
باور کن این که قیمت تن ماهی به 15 هزار تومن هم رسیده تقصیر کنکوری ها نیست. :(یک کم یواش تر وحشییییی! :| 
اینا سوال بودن بی انصاف؟! >_<
به خدا المپیاد هم دادیم اینطوری نبود. :/
تفو بر تو ای چرخِ گردون تفو!!

+ این آخرین پستِ اینجاست تا بعد از کنکور. حرفی؟ سخنی؟
کجا برد چرخ فلک ناگهان گوهرت را                                                                                                         که سوزاند یک عمر جان و دل و مادرت را 
زمین نعره سر داد از فتنه چرخ گردون 
                                          در ان دم که بر هم زد آن مدرسه سنگرت را
ندیدم تو را روی آوار های کلاست 
                                          ولی دیدم آن صفحه ی پاره ی دفترت را 
و من دستخط تو را روی ان صفحه دیدم 
                                          و من دیدم ا
هرگاه در تنگنا قرار گرفتیهرگاه فکر کردی خدا فراموشت کردههرگاه از زندگیت خسته شدیاین آیه ی زیبای خدا رو بیاد بیار: لا تنقطوا من رحمت الله»تا وقتی پشتیبانی چون خدا داری چی کم داری؟ ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکندچون تورا نوح است کشتیبان ز توفان غم مخور»به خدا توکل کن و بدون زمونه همیشه یکسان نیست و روزای بد میگذره. دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور»بنابر این تو حق نداری نا امیدشی! 
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد


رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد


مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد


خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد


مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد


شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی ب
به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در بهشت خواهد بود.زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد.
پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده فردایی بهتر داد
گردون نگری ز قد فرسوده ماستجیحون اثری ز اشک پالوده ماستدوزخ شرری ز رنج بیهوده ماستفردوس دمی ز وقت آسوده ماست
تشت رسوایی ما چون زسر بام افتاددر خرابات مغان ولوله در جام افتادتیره شد شام شعف گونه ایام شبابرونق عهد شباب از سر ایام افتادجانب پیر خرد رفتم  و دیدم به دمیکمی آنسوتر از این قرعه ام ام افتادکه چه داند که کجا منزل وماوا داردآنکه در جور زمانه زلبش جام افتاددوش مستانه برفتم به بر سالک عشقگفت این مرغ به تزویر در این دام افتادیار رفت وزغم هجر وی از گردش چرخچرخ گردون من از گردش ایام افتاددست بردم که چکامه بنویسم به رفیقدست لرزیدو قلم ازکفم آرا
عالمخدا، یکتا تویی، آدمخدا گشته فزون،
ای همزبان من، چرا حال زبان گشته زبون؟
دین دشمن من گشته است یارم بت زیبای دهر،
بیگانه مزهب های غیر جان آشنا با من کنون.
خواهم، که بینی روی شید در عالم هر تیره دل،
روشن طلوعی بی غوروب، دنیای دل، دنیای دون.
ملّا خورد خون جگر، بدخو شود شاگرد او،
طفل دبستان زمان دلهای ما را کرد خون.
در مرز و بوم هستیت بیم مریضی بد ترا،
تا بام نفتد بر سرت باید زنی زیرش ستون.
دنیا همه دو نپرور است، دون یا ز ما بالاتر است،
گردون بچرخ
به گزارش ایرنا، شبکه خبری زی نیوز نوشت: رام نات کویند رییس جمهوری هندصحت و صلاحیت رسم سوگند اول وزیری نارندرا مودی را تایید کرد. پس از مودی سایر وزرای کابینه او از یکسره راجنات سینگ، وزیر کشور، سوشما سواراج وزیر امور خارجه و نیرمالا سیتارمان وزیر دفاع هند سوگند یاد کردند. رهبران احزاب مخالف از عموم مان موهان سینگ مطلع وزیر سابق، راهول گاندی و سونیا گاندی رهبران حزب دنده و صنعت گران و ستارگان بالیوودی در تشریفات سوگند نارندرا مودی شرکت کرد
گل آفتاب گردان برای اولین بار بود که خورشید را میدید. اطرافش را نگاه کرد. کلی گل دیگر در نزدیکی اش روییده بودند که درست شبیه خودش بودند. اندک تفاوتی شاید در اندازه یا تعداد گلبرگ ها، یا قد گل ها دیده میشد. همه مسخ نور خورشید شده بودند. اما شاید گل داستان ما به نظرش، خودش از خورشید نورانی تر بود.پلن شماره ۱: دید که همه ی گل ها خورشید را دنبال کرده و از دیدن او سیر نمیشوند. شب ها را با امید دیدار دوباره ی او صبح میکنند. گل آفتاب گردان ما از بقیه تقلی
حالا من این‌جور فکر می‌کنم که آدم باید یکی - و فقط یکی- را داشته باشد توی زندگی‌اش، که جلوش کم بیاورد. یکی که مشت‌اش را ببرد جلو، پیشش وا کند. که سری که بر سر گردون به فخر می‌ساید را بیاورد، با خیال راحت بگذارد بر آستانش. نه به ذلت و خاکساری، که به مهر و فروتنی. از 《پناه》 حرف نمی‌زنم؛ از 《مرشد》 و 《معشوق》 هم. نام ندارد شاید. فقط می‌دانی کسی است، و هست. تنها کسی است که می‌داند تو هم گاهی کم می‌آوری. تو هم تمام می‌شوی. می‌رسی به آخر خط. و همان
آنکس که بداند و بخواهد که بداند  خود را به بلندای سعادت برساند.آنکس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .آنکس که بداند و نداند که بداند  با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند .آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند .آنکس که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جهالت برهاند .آنکس که نداند و نداند که نداند  در جهل مرکب ابدالدهر بماند .آنکس که نداند و نخواهد که بداندحیف است چنین جانوری زنده بماند.!(وا
 
فایل دوار
فایل‌های دوار دارای یک یا چند طبقه مدور (گردان) می‌باشد که جهت انجـام بایگانی دوار پوشه، زونکن، اسنـاد و مدارک پیشنهاد می‌شود. این فایل‌ها حجم بایگانی را در فضایی که اشغال می‌نماید تا حد قابل توجهی افزایش و دسترسی آن را برای کاربران آسان می‌نماید. شرکت اوژن سیستم جهان آمادگی ساخت محصول فایل دوار که با نام‌های کمد بایگانی دوار، کمد دوار، فایل بایگانی دوار، فایل گردان، بایگانی دوار، کمد دواری اداری، کمد فایل دوار، فایل گردان
پریروز بود فکر کنم به خودم سه تا هدیه دادم یه فرفره قهوه ای که خیلی خوشگله یه پیکسل و یه مانتو زرد وقتی میپوشمش احساس میکنم افتابگردونم و کاش افتاب گردون بودم این روزها همه چیز ریتم عادی خودشو داره صبح بلند میشم اگه مدرسه کلاس داشته باشم مدرسه میرم غذا میخورم درس میخونم و تو اینترنت ول میچرخم استاد شیمی مون خیلی دوست دارم انگار با روحش درس میده فردا میخوام موهامو خیلی خیلی کوتاه کنم بهونمم اینه کنکور دارم ولی دلیل واقعیش این نیست خلاصه که ه
متن کامل شعر معروف از کتاب معراج السعاده ملا احمد نراقی
آنکس که بداند و بخواهد که بداندخود را به بلندای سعادت برساندآنکس که بداند و بداند که بدانداسب شرف از گنبد گردون بجهاندآنکس که بداند و نداند که بداندبا کوزه ی آب است ولی تشنه بماندآنکس که نداند و بداند که نداندلنگان خرک خویش به مقصد برساندآنکس که نداند و بخواهد که بداندجان و تن خود را ز جهالت برهاندآنکس که نداند و نداند که ندانددر جهل مرکب ابدالدهر بماندآنکس که نداند و نخواهد که بداندح
عید آمد و عید آمد، وان بخت سعید آمدبرگیر و دهل می‌زن، کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون، غلغل شنو از گردونکان معتمد سدره، از عرش مجید آمد
عید آمد و ره‌جویان، رقصان و غزل‌گویانکان قیصر مه‌رویان، زان قصر مشید آمد
صد معدن دانایی، مجنون شد و سوداییکان خوبی و زیبایی، بی‌مثل و ندید آمد
زان قدرت پیوستش، داوود نبی مستشتا موم کند دستش، گر سنگ و حدید آمد
عید آمد و ما بی‌او، عیدیم بیا تا مابر عید زنیم این دم، کان خوان و ثرید آمد
زو زهر شکر گردد، زو اب
درسینه غمی ست لیک این درد نهانوان درد که بر چهره کس نیست عیانسرتابه قدم غصه و غم مالامالتابی نبود ازاین الم درتن وجانتاکی به تمنای وصال معشوقدررنج وغم فراق ازجور زمانای صاحب گردون وسپهر وهامونرسم تو نباشد که اسیری به فغانمن مدعی ام تو خستگان رامددیعشق است وفراق دلبر وفصل خزانلبریز کنی باده می خواران رایک جرعه بده زباده شوکریانرفتم زفراق دوست من ناله کنمضحاک صفت چومردم دون زمانای آنکه زدرد عاشقان آگاهینام تو کلام مجلس اهل بیانامید دل خست
بسم اللهیوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد

سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم
چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد

چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد
که سمن بری لطیفی چو تو در برم نیامد

ز پیت مراد خود را دو سه روز ترک کردم
چه مراد ماند زان پس که میسرم نیامد

دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر
به جهان نماند شاهی که چو چاکرم نیامد

خردم گفت برپر ز مسافران گردون
چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد

چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر د
گر به الله الصمد دل بسته ئی  از حد اسباب بیرون جسته ئی
بندهٔ حق بندهٔ اسباب نیست.  زندگانی گردش دولاب نیست
مسلم استی بی نیاز از غیر شو.  اهل عالم را سراپا خیر شو
پیش منعم شکوهٔ گردون مکن.   دست خویش از آستین بیرون مکن
چون علی در ساز بانان شعیر   گردن مرحب شکن خیبر بگیر
منت از اهل کرم بردن چرا.   نشتر لا و نعم خوردن چرا
رزق خود را از کف دونان مگیر.  یوسف استی خویش را ارزان مگیر
گرچه باشی مور و هم بی بال و پر.  حاجتی پیش سلیمانی مبر
راه دشوار است سام
عجم، بر کف ترا آن جام جم نیست،
عرب یا رب رها از بند غم نیست.
برای آدمی دام است عالم،
چو آدم واقف از راز عدم نیست.
 
ز باغ وصل تو یک گل نچیده،
هزاران خار غم بر دل خلیده.
تو نور چشم من، ای نور دیده،
که دیده چون تو زیبایی ندیده.
 
نگفتم پیش کس گر از غم دل،
الم دارد دلم در عالم دل.
درون خانه چشمم نهانی
حرم سازم برای محرم دل.
 
به روی سینه ات کی سر گذارم؟
تپشهای دلت را کی شمارم؟
شکست از سنگ هجرت شیشه دل،
بیا، با ناز خود بشکن خمارم.
 
ترا بار دگر پیدا کنم من،
اگر عالم همه پرخار باشد

دل عاشق همه گار باشد


وگر بی‌کار گردد چرخ گردون

جهان عاشقان بر کار باشد


همه غمگین شوند و جان عاشق

لطیف و خرم و عیار باشد


به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست

که او را صد هزار انوار باشد


وگر تنهاست عاشق نیست تنها

که با معشوق پنهان یار باشد


شراب عاشقان از سینه جوشد

حریف عشق در اسرار باشد


به صد وعده نباشد عشق خرسند

که مکر دلبران بسیار باشد


وگر بیمار بینی عاشقی را

نه شاهد بر سر بیمار باشد


سوار عشق شو وز ره میندیش

ک
بی‌محابا رد شدنم از خیابون شهره است! کمپین #عبور_از_خط_عابر_پیاده_با_چشمان_بسته رو که یادتونه؟ کلا تصور واقعی از تصادف نداشتم تا حالا.
امروز کنار ایستگاه اتوبوس بودم که یه دونه از این تاکسی زردها دنده عقب اومد و زد بهم و روی پای راستم وایستاد! چند ثانیه‌ای توقف کرد همونجا! و بعد رفت جلو و رفت که رفت. حتی پیاده نشد که ببینه چی شده. شایدم چون اومدم نشستم تو ایستگاه فکر کرد حالم خوبه دیگه. البته شکر خدا پام کاملا خوبه و اصلا درد نداره. اما بعدش دیگه
فسقل خان وسط مصلی وایساده بود و هم نوا با عزاداران دست میزد و خوشحالی میکرد؛موضوع اینه که میفهمید عمق این ماجرا شادی و نشاطه و چقد حال آدمو خوب میکنه.
چرا انقد غصه ی اطرافیانمو میخورم مگه من خودم کجام ؟؟؟؟که فکر میکنم اونا خیلی پرت رفتن.
اصلا همین ی وجب اختلاف چرا انقد حرصشو میخورم مگه اینا خدا ندارن!از خداشون که دلولپس ترشون نیستم!
ی به من چه ی بزرگ باید بزارم بین گزینه های روی میز!
خدایا من همونی ام که ی بار لطف کردی گذاشتی چهار کلم
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

ترجمه متون تخصصی
دانلود آهنگ
جملاتی ناب از بزرگان مسیر معجزه مهدیشهر معرفی بهترین فیلمهای ترسناک ایرانی 2020 +عکس بتن ریزی کف همیشه یه راه هست... منبع کویل دار آموزش زبان PTE ای ان بوک | انگلیسی پایۀ دهم My Proxy | پروکسی