نتایج جستجو برای عبارت :

هو گردون گردون

بازآمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنموین چرخ آدم‌خوار را، چنگال و دندان بشکنم
از شاه بی‌آغاز من، پران شدم چون باز، منتا جغد طوطی‌خوار را، در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کرده‌ام، کاین جان فدای شه کنمبشکسته بادا پشت جان، گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفمتا گردن گردن‌کشان، در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان، گر سبز بینی غم مخورچون اصل‌های بیخشان، از راه پنهان بشکنم
چون در کف سلطان شدم، یک حبه بودم کان شدمگر در
یک زمان چیزی بگوید یک زمان چیزی دگرما مطیعانیم و ما را این اطاعت گنج و زر هر چه گوید حرف حق باشد، چه جای ما و منمِنّ و مِن این ما و من،‌ این ما و من باز آ ببر شاد باشیم و ثناگو جانب درگاه عشقمطلق ما شکّر است، از شکّر نسبت حذر! شاهدانیم و نگهبانان اسرار خدایکی رسد عقل پریشان سوی درگاه نظر ظاهر و باطن اگرچه نیست یکسان،‌ دور نیستباختر هم می رسد پیغام از شرق خطر بارالها قسمت ما را به گردون تباهی وامنهقسمت ما بی چرایان دور از گردون شر! آدمیزادی چ
اى شاهد جان باز آ، در غیب جهان کم زننقش رخ زیبا را، در پرده عالم زنراز ابدیت را، در پردهْ نهان گردانیا رخ به جهان بنما وز سرّ ازل دم وضاع جهان بنگر، در هم شده چون زلفتبر نظم جهان دستى، بر طرّه پر خم زنچون دلبر آفاقى، مشکن صف دلها راچون کعبه عشّاقى حرفى ز صفا هم ز ابلق نُه گردون، جولان به جهان تا کىزان موکب ازرق سوز، بر اشهب و ادهم زنمانند خلیل اى جان، آتشکده گلشن کنبازار صنم بشکن، راه بت اعظم زنهم شعله موسى را، در وادى طور افروزهم سرّ مسی
هر شب به گردون می رسد فریاد یا رب یا ربم
کز سوز عشقت دلبرا پیوسته در تاب و تبم
چون مرغ حق شب تا سحر می نالم از سوز جگر
شاید که یار آید ز در یا جان شیرین بر لبم
بی رویت ای خورشید جان تاریک می بینم جهان
گویی برفت از آسمان مهر و مه و روز و شبم
بی پرده رخ بنما شبی ای مهر زرین پرده ام
بی غمزه از ما دل ستان ای ماه سیمین غبغبم
هی نیکی آید یا بدی شادم که ایزد خواهدی
روشن شود گر اخترم یا تیره ماه نخشبم
مهدی الهی قمشه ای
 
میز ناهار خوری گرد گردون جدیدترین نوع میز ناهار خوری است. میز ناهار خوری گرد گردون طراحی منحصر به فردی دارد که چشم هر بیننده ای را به خود خیره می کند
میز ناهار خوری گرد گردون
میز ناهار خوری یکی از مهمترین وسایلی است که امروزه در اکثر خانه ها دیده می شود. میز ناهار خوری گرد گردون جدیدترین نوع طراحی شده آن است که طراحی آن به گونه ای است که سرو غذا را بسیار راحت تر می کند و از نظر راحتی نیز بسیار ایده آل است. از این رو برای بیننده بسیار خاص و جذاب
باور کن این که قیمت تن ماهی به 15 هزار تومن هم رسیده تقصیر کنکوری ها نیست. :(یک کم یواش تر وحشییییی! :| 
اینا سوال بودن بی انصاف؟! >_<
به خدا المپیاد هم دادیم اینطوری نبود. :/
تفو بر تو ای چرخِ گردون تفو!!

+ این آخرین پستِ اینجاست تا بعد از کنکور. حرفی؟ سخنی؟
کجا برد چرخ فلک ناگهان گوهرت را                                                                                                         که سوزاند یک عمر جان و دل و مادرت را 
زمین نعره سر داد از فتنه چرخ گردون 
                                          در ان دم که بر هم زد آن مدرسه سنگرت را
ندیدم تو را روی آوار های کلاست 
                                          ولی دیدم آن صفحه ی پاره ی دفترت را 
و من دستخط تو را روی ان صفحه دیدم 
                                          و من دیدم ا
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد


رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد


مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد


خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد


مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد


شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی ب
به گزارش ایرنا، شبکه خبری زی نیوز نوشت: رام نات کویند رییس جمهوری هندصحت و صلاحیت رسم سوگند اول وزیری نارندرا مودی را تایید کرد. پس از مودی سایر وزرای کابینه او از یکسره راجنات سینگ، وزیر کشور، سوشما سواراج وزیر امور خارجه و نیرمالا سیتارمان وزیر دفاع هند سوگند یاد کردند. رهبران احزاب مخالف از عموم مان موهان سینگ مطلع وزیر سابق، راهول گاندی و سونیا گاندی رهبران حزب دنده و صنعت گران و ستارگان بالیوودی در تشریفات سوگند نارندرا مودی شرکت کرد
گل آفتاب گردان برای اولین بار بود که خورشید را میدید. اطرافش را نگاه کرد. کلی گل دیگر در نزدیکی اش روییده بودند که درست شبیه خودش بودند. اندک تفاوتی شاید در اندازه یا تعداد گلبرگ ها، یا قد گل ها دیده میشد. همه مسخ نور خورشید شده بودند. اما شاید گل داستان ما به نظرش، خودش از خورشید نورانی تر بود.پلن شماره ۱: دید که همه ی گل ها خورشید را دنبال کرده و از دیدن او سیر نمیشوند. شب ها را با امید دیدار دوباره ی او صبح میکنند. گل آفتاب گردان ما از بقیه تقلی
آنکس که بداند و بخواهد که بداند  خود را به بلندای سعادت برساند.آنکس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .آنکس که بداند و نداند که بداند  با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند .آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند .آنکس که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جهالت برهاند .آنکس که نداند و نداند که نداند  در جهل مرکب ابدالدهر بماند .آنکس که نداند و نخواهد که بداندحیف است چنین جانوری زنده بماند.!(وا
متن کامل شعر معروف از کتاب معراج السعاده ملا احمد نراقی
آنکس که بداند و بخواهد که بداندخود را به بلندای سعادت برساندآنکس که بداند و بداند که بدانداسب شرف از گنبد گردون بجهاندآنکس که بداند و نداند که بداندبا کوزه ی آب است ولی تشنه بماندآنکس که نداند و بداند که نداندلنگان خرک خویش به مقصد برساندآنکس که نداند و بخواهد که بداندجان و تن خود را ز جهالت برهاندآنکس که نداند و نداند که ندانددر جهل مرکب ابدالدهر بماندآنکس که نداند و نخواهد که بداندح
عید آمد و عید آمد، وان بخت سعید آمدبرگیر و دهل می‌زن، کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون، غلغل شنو از گردونکان معتمد سدره، از عرش مجید آمد
عید آمد و ره‌جویان، رقصان و غزل‌گویانکان قیصر مه‌رویان، زان قصر مشید آمد
صد معدن دانایی، مجنون شد و سوداییکان خوبی و زیبایی، بی‌مثل و ندید آمد
زان قدرت پیوستش، داوود نبی مستشتا موم کند دستش، گر سنگ و حدید آمد
عید آمد و ما بی‌او، عیدیم بیا تا مابر عید زنیم این دم، کان خوان و ثرید آمد
زو زهر شکر گردد، زو اب
بسم اللهیوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد

سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم
چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد

چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد
که سمن بری لطیفی چو تو در برم نیامد

ز پیت مراد خود را دو سه روز ترک کردم
چه مراد ماند زان پس که میسرم نیامد

دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر
به جهان نماند شاهی که چو چاکرم نیامد

خردم گفت برپر ز مسافران گردون
چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد

چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر د
اگر عالم همه پرخار باشد

دل عاشق همه گار باشد


وگر بی‌کار گردد چرخ گردون

جهان عاشقان بر کار باشد


همه غمگین شوند و جان عاشق

لطیف و خرم و عیار باشد


به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست

که او را صد هزار انوار باشد


وگر تنهاست عاشق نیست تنها

که با معشوق پنهان یار باشد


شراب عاشقان از سینه جوشد

حریف عشق در اسرار باشد


به صد وعده نباشد عشق خرسند

که مکر دلبران بسیار باشد


وگر بیمار بینی عاشقی را

نه شاهد بر سر بیمار باشد


سوار عشق شو وز ره میندیش

ک
فسقل خان وسط مصلی وایساده بود و هم نوا با عزاداران دست میزد و خوشحالی میکرد؛موضوع اینه که میفهمید عمق این ماجرا شادی و نشاطه و چقد حال آدمو خوب میکنه.
چرا انقد غصه ی اطرافیانمو میخورم مگه من خودم کجام ؟؟؟؟که فکر میکنم اونا خیلی پرت رفتن.
اصلا همین ی وجب اختلاف چرا انقد حرصشو میخورم مگه اینا خدا ندارن!از خداشون که دلولپس ترشون نیستم!
ی به من چه ی بزرگ باید بزارم بین گزینه های روی میز!
خدایا من همونی ام که ی بار لطف کردی گذاشتی چهار کلم
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
ابن یمین
کاش می‌شد زمان همین‌جا، در همین لحظه، و در همین روزها متوقف شود. کاش می‌شد دیگر جلوتر نرفت. کاش فردا نمی‌آمد، پس‌فردا نمی‌شد. سال نو نمی‌شد. فروردین و اردیبهشت و خرداد نمی‌آمد. کاش از این بزرگ‌تر، پیرتر نمی‌شدم.
کاش فردا نمی‌آمد.
فردا و فرداها احتمالا پر از اتفاقات خوب و بد جدید است، پر از آدم‌های جدید، کارهای جدید، پر از دل شکستن‌های جدید، پر از اشک‌ها و لبخندهای جدید. من این را نمی‌خواهم. می‌خواهم زمان و زندگی‌ام همین‌جا متوقف شو
کاش می‌شد زمان همین‌جا، در همین لحظه، و در همین روزها متوقف شود. کاش می‌شد دیگر جلوتر نرفت. کاش فردا نمی‌آمد، پس‌فردا نمی‌شد. سال نو نمی‌شد. فروردین و اردیبهشت و خرداد نمی‌آمد. کاش از این بزرگ‌تر _پیرتر_ نمی‌شدم.
کاش فردا نمی‌آمد.
فردا و فرداها احتمالا پر از اتفاقات خوب و بد جدید است، پر از آدم‌های جدید، کارهای جدید، پر از دل شکستن‌های جدید، پر از اشک‌ها و لبخندهای جدید. من اما این را نمی‌خواهم. می‌خواهم زمان و زندگی‌ام همین‌جا متوق
چرخ گردون پرسپولیس برای انتخاب مربی، پس
از ایران و آلمان و عربستان، به گزینه‌های شرق اروپا رسیده است.
پرسپولیسی‌ها به جای مربیانی که سال‌ها، در کشورهای عربی قراردادهای
گرانقیمت بسته‌اند دست روی گزینه‌های پرافتخارتر و ارزان‌تر در شرق اروپا
گذاشته‌اند. با دور شدن نوری و کالدرون از پرسپولیس، تاکیس لمونیس و آنته
چاچیچ جدی‌ترین گزینه‌های نیمکت پرسپولیس هستند. دو مربی که افتخارات
بیشنری دارند و در بیشتر از یک کشور امتحان پس داده‌اند
نام تمام مردگان یحیاست» اثر عباس معروفی.
این کتاب آخرین اثر نویسنده ی محبوب من، عباس معروفیه که نوشتنش سی سال طول کشیده. تا الان توی ایران منتشر نشده و فقط نشر گردون در آلمان اونو منتشر کرده.
داور، هیزم شکنیه که شش فرزندش رو از دست میده و سال ها با عشق و داغ فرزندان از دست رفته‌ش زندگی میکنه. کتاب، بسیار بسیار شاعرانه و خیال انگیز و عاشقانه‌ست. درست مثل همه ی آثار دیگه ی عباس معروفی. به نوعی هم یاداور داستان زکریا و یحیاست البته از داستان ها
خدایامن هرچی که چشم میگردونم توی زندگی‌م.هرجا رد و اثری از موفقیت‌های ریز و درشت می‌بینم .تو ذره ذره میدرخشی.گمان میکنم اگر اونجا ایستادم این تو بودی که یک جوری راهمو به سمتش کج کردی و آدمای خوب و حرفای خوب رو تو راهم قرار دادی و تهش دستمو به نشونه پیروزی بردی بالا.خلاصه که تو این لحظات آغشته‌ی "دیده هرجا باز میگردد دچار رحمت است" میشم و دلم میخواد برای همه‌اش تو رو شکر کنم.اما هرجای زندگیم که با شکست و سختی و نشدن و  ناامیدی همراهه من
به بدنم که نگاه می‌کنم نشونه‌های متفاوتی از مقاطع مختلف زندگی رو روش می‌بینم. مثل این جای زخم کهنه روی پا که موتور از روش رد شده، مثل این دنده شکسته و کج جوش خورده که یادگار افتادن از بلندیه، مثل این جای بخیه روی شقیقه که یادگار افتادن از روی موتوره، مثل این زخم چشم که یادگار یه دعوای بچگونه است، مثل این جای محو سوختگی روی کمر که یادگار ریختن زغال توی یه عروسیه و مثل این تار موی سفیدی که امروز توی آینه خودنمایی کرد و می‌تونه یادگار تموم اتف
اگر زین خاکدان پست روزی بَر پری، بینیکه گردون‌ها و گیتی‌ها است مُلک آن‌ جهانی را
 منظور از این مُلکِ آن‌جهانی» فقط بهشت نیست، فقط قیامت نیست؛ در همین دنیا هم هستند و بودند افرادی که با چشم حقیقت‌بین، با چشم معنوی‌نگر حقایقی را در این دنیا دیدند و زندگی خوشی را گذراندند با نگاه به آن مناظر معنوی و الهی و نعمت‌های برتر خداوندی؛ به این چیزهایی هم که ماها به آن‌ها پابندیم، غالباً بی‌اعتنا بودند، توجّه نداشتند. در این راه می‌شود حرکت کرد
گم شدم در بحر حیرت ناگهان
زین همه سرگشتگی بازم رهان
در میان بحر گردون مانده‌ام
وز درون پرده بیرون مانده‌ام
بنده را زین بحر نامحرم برآر
تو درافکندی مرا تو هم برآر
نفس من بگرفت سر تا پای من
گر نگیری دست من ای وای من
جانم آلودست از بیهودگی
من ندارم طاقت آلودگی
یا ازین آلودگی پاکم بکن
یا نه در خونم کش و خاکم بکن
خلق ترسند از تو، من ترسم ز خود
کز تو نیکو دیده‌ام از خویش بد
مرده‌ای‌ام می‌روم بر روی خاک
زنده گردان جانم ای جانبخش پاک
عفو کن دون همتی
انتخابات هیأت رئیسه کمیسیون برنامه و بودجه در سال چهارم برگزار شد.
به گزارش ایسنا، در جلسه بعد از ظهر امروز (یکشنبه) کمیسیون برنامه و بودجه هیأت رئیسه این کمیسیون برای سال چهارم فعالیت آن انتخاب شدند که بر این اساس از مجموع ۲۰ نماینده حاضر غلامرضا تاج‌گردون با ۲۰ رأی به عنوان رئیس کمیسیون برنامه انتخاب شد.

در این انتخابات جهانبخش محبی نیا و هادی قوامی هر کدام با ۱۷ رأی نواب رئیس اول و دوم، محمد خدابخشی با ۱۱ رأی به عنوان سخنگو انتخاب شدند.
 متاسفانه از این شاعر تصویری یافت نشد.
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
بعد از فریضه، قبله‌ی دین شد به خواب نوش
ناگه بر آمد از قِبَل دشمنان خروش
 
گردون پر از غبار و زمین شد پر از سوار
فریاد اهل بیت، فلک را درید گوش
 
زینب دوید بر سرِ بالین شاه و گفت
ای تا به صبح، بهر عبادت نخفته دوش
 
اطراف خیمه، لشکر دشمن فرو گرفت
برخیز و بهر چاره‌ی بی‌چارگان بکوش
 
بیدار گشت شاه و بدو گفت بعد از این
خواهی بسی گریست، کنون اندکی خموش
 
دیدم کنون به خواب، رسول خدای را
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست


سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست


پردهٔ پندار می‌باید درید
توبهٔ زهاد می‌باید شکست


وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پای‌بست


ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست


تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست


مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا گردانیم مست


پس چو ع
بار nام است و آخرین بار نیست: خدا surpriser است. غافلگیر می‌کند. قدرتش، شوخ‌طبعیش و حکمتش، من حیث لا یحتسب نقاب از چهره برمی‌کشد. یک جوری گردون را می‌چرخاند که حساب تتا و فی و آر از دست آدم در برود.
و باور کند. که بهشت و جهنم آدم‌ها یک گوشه‌ای همین‌ دور و برهاست.
و بعد از او. هیچ قدرتی بالاتر از ترکش قلب‌های شکسته نیست!
تو ببخش و رها کن.
یک شب که دیگر سال‌هاست حواست نیست،
گذشته‌ات را با زانوی زخمی به پایت می‌اندازد.
بعد -مثل حالتی که قبل از مرگ ر
۳۶۵ روز از من باز هم گذشت.یکسال من بزرگتر شدم نمی دانم دران توانستم (بزرگ) شوم یا نهتوانستم همانی باشم که دوست دارم یا نه. شایدآنطوری که می خواستم باشم  نبودم ولی به چشم برهم زنی یک ســــــــــال گذشت.  روزهایی که قهقهه زدم از ته دل و لبخند زدم، و شب هایی که اشک ریختم و دلم شکست و فریاد زدم روز هایی که دلی بدست اوردم و عشق ورزیدم، و روزهایی که دلی شکستم و … روزهایی که دویدم تا برسم ، و شب هایی که خوابیدم و بیخیال شدم از رسیدن روزهایی که فکر کر
۳۶۵ روز از من باز هم گذشت.یکسال من بزرگتر شدم نمی دانم دران توانستم (بزرگ) شوم یا نهتوانستم همانی باشم که دوست دارم یا نه. شایدآنطوری که می خواستم باشم  نبودم ولی به چشم برهم زنی یک ســــــــــال گذشت.  روزهایی که قهقهه زدم از ته دل و لبخند زدم، و شب هایی که اشک ریختم و دلم شکست و فریاد زدم روز هایی که دلی بدست اوردم و عشق ورزیدم، و روزهایی که دلی شکستم و … روزهایی که دویدم تا برسم ، و شب هایی که خوابیدم و بیخیال شدم از رسیدن روزهایی که فکر کر
مشکل تردد در جاده ها وجود ندارد
معاون راهداری حمل و نقل جاده ای استان کرمان با بیان اینکه مشکل تردد در جاده ها وجود ندارد گفت: درعین حال 460 دستگاه خودرو راهداری و 350 نفر پرسنل راهداری برای مقابله با سیل و حوادث احتمالی در جاده ها به صورت آماده باش قرار دارند.
احسان عراقی زاده گفت :با توجه به بارش باران در شهرستان های شهربابک، هرات، جوزم، دهبکری، کرمان، باغین، زرند، دشتخاک، سیرجان، خانه سرخ، ماهان، کفنوئیه گفت: مه آلودگی هوا را در خانه سرخ دار
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را


دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا




کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینیم دیدار آشنا را



ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا



در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هَاتَ الصََّبوح هُبََّوا یا ایها السکارا



ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را



آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا



در کوی نیک نامی ما را گذر ندا
با دست که صندلی رو هل دادی عقب و حتی برنگشتی بهم نگاه کنی و از در زدی بیرون، فهمیدم که نبودنت یعنی چی.
حالا من اینجام؛ مغموم، شبیه این صندلی روبروم. به هیچ جایی تعلق ندارم و بی مفهوم شدم بدون تو.
زندگی‌ام هم شده شبیه اون پیرهن سفیدت که آویزونه پشت در، چروک تر از همیشه اس، خسته تر از همیشه.
بعد اینکه در رو محکم کوبیدی، من لبه تخت نشستم و گوله گوله اشک می‌ریزم و تو هر جای این شهر که وایسادی، اگه صدای بارون رو می‌شنوی، می‌خوام بهت بگم که توی این خ
وقتی باد آروم آروم موتو نوازش میکنه
طبیعت وجودتو اینقدر ستایش میکنه
وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد
برای داشتن چشمای تو خواهش میکنه
اینهمه عاشق داری چطور حسودی نکنم
اینهمه عاشق داری چطور حسودی نکنم
اینهمه عاشق داری چطور حسودی نکنم
اینهمه عاشق داری چطور حسودی نکنم
وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن تو
خورشید از خواب پا میشه تنها واسه دیدن تو
وقتی که چشمه حریص واسه لمس تن تو
یا که پیچک آرزوشه بشه پیراهن تو
اینهمه عاشق داری چطور حسودی نکنم
این
پشت پرچین خیال :گاهی مابین هزاران دلواپسی و اندوه غصه های قد و نیم قد، خواندن شعر ناب هم به سر نمی زند و از قطار واژگان بی احساس صدای قلقل عشق هم به جان نمی رسد. شاید پشت پرچین خیالی جایی مابین درختان کاج قد کشیده ی پیر بشود عشق ورزید. پشت این پرچین خیالی یک طرف کوه غریبی ست چون همیشه استوار، ولیکن از سر بی مهری دنیا، گهی قامت شکسته است. سوی دیگرش رودی خروشان است که به دنبال یار خویش راه می پیماید و نعره های مستانه سر می دهد. اگرچه عاشق تر از قبل ا
شاعران بزرگ پارسی‌گوی (۸)
قرن چهارم و نیمه‌ی اول قرن پنجم هجری
 
منطقی
 
ابومحمد منصور بن علی منطقی رازی از معاصران صاحب ابن عباد و در شعر دری استاد بوده است و شاید بتوان او را قدیم‌ترین شاعر پارسی‌گوی عراق دانست.
وی ظاهراً در بین سنوات ۳۶۷ (ابتدای وزارت صاحب) و ۳۸۰ (یعنی سالی که بدیع‌امان همدانی به خدمت صاحب پیوسته و قطعه‌ای از منطقی را به خواهش او به عربی ترجمه و نظم کرده بود) وفات یافت.
از ابیات اوست:
 
یک موی بیدم از دو زلفت
چون زلف ز
محمد معتمدی -غم دل

دانلود آهنگ محمد معتمدی به نام غم دل همراه با کیفیت اصلی+پخش آنلاین
Mohammad Motamedi‰Ghame Del
 
♥متن آهنگ محمد معتمدی به نام غم دل ♣
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
از غم دل ناله ها دارمنباشد دردم را دوایى کجایى اى ساقى کجایىجامى که مرا دیوانه کند با هستى خود بیگانه کنداثر نکند ناله زارمتا کى از بر من جدایى دور از دیده من چرایىاى
این اسم های کاملا فارسی رو الان کنار میذارم برای روزی که پسری گیرم بیاد از بین این ها اسم براش انتخاب میکنمآقای _____ شکوهی
باربد
بهراد
بهزاد
سپهر
سهراب
سینا
فراز
فربد
فرزاد
فرهاد
مهران
مهیار
نیما
هومان
ماهان
ماکان
 
پ.ن: خودم از اسم سپهر خیلی خوشم میاد 
معنی سپهر: 
۱. آسمان، سما، طارم، عرش، فضا، فلک، کیهان، گردون ≠ ارض، زمین ۲. اقبال، بخت، طالع ۳. روزگار
صادق هدایت، بزرگ نویسنده‌ی ایران در نوزدهم فروردین در پاریس خودکشی کرد. افرادی که با تاریخ ایران باستان و الهیات زرتشتی آشنایند می‌دانند که نوزدهم فروردین روزی است مقدس. نوزدهم فروردین خورشیدی، روز فروردین از ماه فروردین گاهشمار باستانی - زرتشتی ایران است و جشن فروردینگان. جشنی که برای بزرگداشت فروهر و روان رفتگان برگزار می‌شود.
با توجه به علاقه هدایت به ایران باستان و ترجمه آثاری چون  گزارش گمان شکن و کارنامه اردشیر پاپکان و از طرفی
مهاجرت به آلمان از طریق خوداشتغالی
 
طبق
قوانین دولتی مهاجرت در کشور آلمان شما می توانید جهت مهاجرت به آلمان از
طریق خوداشتغالی اقدام نمایید. می توان گفت زمانی با مهاجرت به آلمان از
طریق خوداشتغالی و ویزای خود اشتغالی شما موافقت می شود که به حیطه و زمینه
ی شغلی شما در آن کشور نیاز باشد یا طرح اقتصادی(بیزینس پلن) مناسبی ارائه
نمایید، حتی اگر یک شغل عادی مانند تاسیس هایپر مارکت باشد بایستی تاثیرات
مثبتی که در منطقه ی مد نظر به همراه دارد و
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ مکعب جادویی سقف کاذب وبلاگ اطلاع رسانی رشته های مدیریت و حسابداری باریش سسی . با استفاده از کلیک! به راحتی پولدار شوید. جیرفت نهال ریش تراش و ماشین اصلاح دانلود فایل کفسابی بهنام