محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

معنی شعر سرای امید از هوشنگ ابتهاج

امیر هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی در سال ۱۳۰۶ در رشت به دنیا آمد.
ابتهاج متخلص به ه.الف سایه»، شاعر متخلص به سایه است و موسیقی پژوه نیز می‌باشد.
وی دوره دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران تحصیل کرد و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد.
ادامه مطلب
امیر هوشنگ ابتهاج سمیعی گیلانی در سال ۱۳۰۶ در رشت به دنیا آمد.
ابتهاج متخلص به ه.الف سایه»، شاعر متخلص به سایه است و موسیقی پژوه نیز می‌باشد.
وی دوره دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران تحصیل کرد و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد.
ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت و از سال1350 تا 1356 برنامه گل‌های تازه و گلچین هفته رادیو ایران را سرپرستی می‌کرد.
ابتهاج با سرودن شعرها
♬♪♬♪ایران ای سراي اميدبر بامت سپیده دمیدبنگر کزین ره پر خونخورشیدی خجسته رسیداگر چه دلها پر خون استشکوه شادی افزون استسپیده ما گلگون است ،وای گلگون است♬♪♬♪ که دست دشمن در خون استای ایران غمت مرسادجاویدان شکوه تو بادراه ما راه حق راه بهروزی استاتحاد اتحاد رمز پیروزی استصلح و آزادی جاودانه در همه جهان خوش باد یادگار خون عاشقان،ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته ♬♪♬♪ باد……
 
 
شاعر=هوشنگ ابتهاج (سایه)
 
خواننده= محمد رضا شجریان
امیر هوشنگ ابتهاج روز یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد.
***********************
هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد.
***********************
ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی باعث شد که اشعار عاشقانه ای در آن ایام بگوید.
***********************
ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران و
دیروز یهو به سرم زد برم توییتری جایی، بگم ظاهرا هوشنگ ابتهاج اینستاگرام نصف ایرانیا رو هک کرده، که تو هر پیچی میری یکی این ویدیو رو پست یا استوری گذاشته.
ولی بعد می‌دونی ذهنم چی با خودش خیال‌پردازی کرد؟
گفتم شاید یکی مخصوصا اینو پخش کرده. تیر خلاصشو زده برای رسوندن آخرین پیامش به اونی که رفته. اونی که کتاب‌خونه‌ش پر از کتاب شعر بود. که بلد بود یه لبخند رندانه بزنه و با یه بیت شعر جواب حرفاشو بده. که هر وقت می‌رفت تو فکر و دست‌شو می‌زد زیر چ
با شوق سرانگشت تو لبریز نواهاست
تا خود به کنارت چه کند چنگ نوایی
******
رندان نبریدند دل از دست درازی
تا زلف تو را این همه کوتاه ندیدند
******
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا
نمی‌شود!
******
ای گل در آرزویت جان و جوانیم رفت
ترسم بمیرم و باز باشم در آرزویت
******
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
******
من آن ابرم که می‌خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی‌دان
تا تو با منی زمانه با من استبخت و کام جاودانه با من استتو بهار دلکشی و من چو باغشور و شوق صد جوانه با من استیاد دلنشینت ای اميد جانهر کجا روم روانه با من استناز نوشخند صبح اگر توراستشور گریه ی شبانه با من استبرگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیسترقص و مستی و ترانه با من استگفتمش مراد من به خنده گفتلابه از تو و بهانه با من استگفتمش من آن سمند سرکشمخنده زد که تازیانه با من استهر کسش گرفته دامن نیازناز چشمش این میانه با من استخواب نازت ای پری ز سر پریدشب خ
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست  گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست 
آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک  جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست 
این قافله از قافله سالار خراب است  اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست 
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش  دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست 
من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما  آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست 
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است  حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست 
امروز که محتاج تو
هزار سال پیش 
شبی که ابر اختران دوردست 
می گذشت از فراز بام من 
صدام کرد
چه آشناست این صدا 
همان که از زمان گاهواره می شنیدمش
همان که از درون من صدام می کند 
هزار سال میان جنگل ستاره ها 
پی تو گشته ام .
ستاره ای نگفت کز این سراي بی کسی 
کسی صدات می کند!
هنوز دیر نیست 
هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست 
عزیز هم زبان 
تو در کدام کهکشان نشسته ای . 
 
× هوشنگ ابتهاج - همزاد 
× شعر جدید جناب سایه ، بخش هایی از این شعر باعث می شود نفس آدم بگیرد
× شبی دیگر
دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد
دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد
دانلود کتاب حقوق دریایی نوشته دکتر دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد با کیفیت بالا .
دریافت فایل
https://www.ghatreh.com › news › دانلود-کتاب-حقوق-دریایی-هوشنگ-اميد ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد دانلود کتاب حقوق دریایی نوشته دکتر دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد با کÛ. کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد - پروژه ها - پایگاه دانلود رایگان . https://www.takbook.com › best › book › ک
 
تو را دارم ای گل، جهان با من است.تو تا با منی، جانِ جان با من است.کنار تو هر لحظه گویم به خویشکه خوشبختیِ بیکران با من است.
 
"فریدون مشیری"
 
پ.ن1:
جان و جهان خواند مرا آن صنم 
تا بزیم جان و جهان من است 
 
"سنایی"
 
پ.ن2:
بیا نگارا
بیا در آغوش من 
 
"هوشنگ ابتهاج"
بیا که بار دگر گل به بار می‌آید 
بیار باده که بوی بهار می‌آید 
هزار غم ز تو دارم به دل، بیا ای گل 
که گل شکفته و بانگ هزار می‌آید 
طرب میانه‌ی خوش نیست با منش چه کنم 
خوشا غم تو که با ما کنار می‌آید
نه من ز داغ تو ای گل به خون نشستم و بس
که لاله هم به چمن داغدار می‌آید 
دل چو غنچه‌ی من نشکفد به بوی بهار
بهار من بود آن گه که یار می‌آید 
نسیم زلف تو تا نگذرد به گلشن دل 
کجا نهال اميدم به بار می‌آید
بدین اميد شد اشکم روان ز چشمه‌ی چشم 
که سرو من ب
خانه دلتنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پُر شدمن به خود گفتم یک روز گذشتمادرم آه کشید؛زود بر خواهد گشت.»ابری آهسته به چشمم لغزیدو سپس خوابم بردکه گمان داشت که هست این همه درددر کمینِ دلِ آن کودکِ خُردآری، آن روز چو می رفت کسیداشتم آمدنش را باورمن نمی دانستممعنيِ هرگز» راتو چرا بازنگشتی دیگر؟آه ای واژه ی شومخو نکرده ست دلم با تو هنوزمن پس از این همه سالچشم دارم در راهکه بیایند عزیزانم، آههـ الف سایه (هوشنگ
در این سراي بی‌کسی 
نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم 
دریچه آه می‌کشد 
تو از کدام راه می‌رسی
 خیال دیدنت چه دلپذیر بود 
جوانی‌ام در این اميد پیر شد نیامدی و دیر شد. 
هوشنگ ابتهاج 
کیسه اب جوش ام را بغل کرده ام و خوابیده ام زیر پتو و مثلا جرم شناسی می خونم اما نمی خونم .مهمان داریم ولی من اومدم یه طبقه دیگه تا سوالات عجیب غریب ادم هایی که سالی یک مرتبه می بینمشون را جواب ندهم 
یه بنده خدایی که از صبح چهار بار زنگ زده برای مشکلات حقوقی و من  جواب ن
گلوی مرغ سحر را بریده اند و
هنوز
در این شط شفق
آواز سرخ او
جاریست.
 
 
*شعر از هوشنگ ابتهاج
 
من اگر کر بشوم، چشمانم تو را خواهد شنید. اگر کور بشوم، تو را در این افسرده حالی ها استشمام میکنم تا زندگی بیابم. جان دوباره در من دمیده ای.
تو چه میدانی که مریض حالی ات چه دردی به جانم انداخته است؟
قلب دیوونه! چرا هر چند وقت یه بار یادت میره که اون هیچوقت اونقدری که ادعا میکرد دوستت نداشت؟ تمومش کن بذار راحت شم.
+نشسته ام به در نگاه میکنم. دریچه آه میکشد. تو از کدام راه میرسی؟ خیال دیدنت چه دلپذیر بود. جوانی ام در این اميد پیر شد. نیامدی و دیر شد (هوشنگ ابتهاج)
که من امروز چقدر با همین چند خط شعر اشک ریختم و شکستم و شکستم.
خانه دلتنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پُر شدمن به خود گفتم یک روز گذشتمادرم آه کشید؛زود بر خواهد گشت.»ابری آهسته به چشمم لغزیدو سپس خوابم بردکه گمان داشت که هست این همه درددر کمینِ دلِ آن کودکِ خُردآری، آن روز چو می رفت کسیداشتم آمدنش را باورمن نمی دانستممعنيِ هرگز» راتو چرا بازنگشتی دیگر؟آه ای واژه ی شومخو نکرده ست دلم با تو هنوزمن پس از این همه سالچشم دارم در راهکه بیایند عزیزانم، آههـ الف سایه (هوشنگ
صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شورگرچه از قصه ی ما می ترکد سنگ صبور
از جهان هیچ ندیدیم و عبث عمر گذشتای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور
تو عجب تنگه ی عابرکشی ای معبر عشقکه به جز کشته ی عاشق نکند از تو عبور
در فروبند برین معرکه که کآن طبل تهیگوش گیتی همه کر کرد ز غوغای غرور
تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چو بادتا غباری ننشیند به تو از اهل قبور
مرگ می بارد ازین دایره ی عجز و عزاشو به میخانه که آنجا همه سورست و سرور
شعله ای برکش و برخیز ز خاکستر خویشز
ناله
ز داغ عشق تو خون شد دل چو لاله ی من
فغان که در دل تو ره نیافت ناله ی من
مرا چو ابر بهاری به گریه آر و بخند
که آبروی تو ای گل بود ز ژاله ی من
شراب خون دلم می خوری و نوشت باد
دگر به سنگ چرا می زنی پیاله ی من
چو بشنوی غزل سایه چنگ و نی بشکن
که نیست ساز تو را زهره سوز ناله ی من
1398/01/01       01 : 28 : 27
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
 آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
 آفتابی به سرم نیست
 از بهاران خبرم نیست
نفسم می گیرد
 که هوا هم اینجا زندانی ست
 هر چه با من اینجاست
 رنگ رخ باخته است
ارغوان
 این چه راز یست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
 که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
 ب
هوا بد استچه ابرتیره ای گرفته سینه تو راکه با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شودتو از هزاره های دور آمدی
_______
جهان چو ابگینه شکسته ایستکه سرو راست هم در اوشکسته مینمایدچنان نشسته کوهدر کمین این غروب تنگ که راهبسته مینمایدتزمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنجبه پای او دمی است این درنگ درد و رنجبسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزندرونده باشاميد هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش
هوشنگ ابتهاج 
 
 
اشک واپسین
به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم
به دل امیر درمان داشتم درمانده تر رفتم
تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین
به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم
نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم
ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم
ادامه مطلب
آخ آقای ابتهاج ، آخ از آن فیلم ۳۶ثانیه‌ای که نمی‌دانم مصاحبه‌ی شما با کدام شبکه و با چه کسی‌ست،
من این فیلم را هزار بار دیده‌ام ، شما در گوشه‌ی سمت راست تصویر نشسته‌اید و پشتتان یک کتاب‌خانه پر از کتاب است، با همان صدای دلچسبتان میخوانید : نشسته‌ام به در نگاه میکنم،دریچه آه میکشد ، اینجایش مکث می‌کنید ، یک مکث کوتاه که انگار صدای آه کشیدن دریچه در خاطرتان زنده شده باشد ، بعد ادامه می‌دهید ، تو از کدام راه میرسی ، خیال دیدنت چه دلپذیر بو
شازده احتجاب
نوشته هوشنگ گلشیری
 
من اعتراف میکنم که تا امروز از شناختن هوشنگ گلشیری محروم بودم. شازده احتجاب روایتی بود که با آن توانستم بوف کور صادق هدایت را به درستی بشناسم. جریان سیال ذهن نویسنده آدم را به دیوانگی میکشاند.
من از این پس صدای هوشنگ گلشیری و شازده اش را از در و دیوار دانشگاه اصفهان خواهم شنید.
 
قیمتش به چاپ امسال ۱۳ تومان است. پول یک لیوان ذرت مکزیکی است که بروید با عشقتان شریکی نوش جان کنید. (البته به مناسبت ولنتاین) 
امروز نشسته‌ام پای لپ‌تاپ و دارم طرز پخت بوقلمون را برای مامان پیدا می‌کنم چون تا به حال گوشت بوقلمون درست نکرده است و ما هم نخورده‌ایم جایی و بلد هم نیستیم. فرکانس رادیو را گذاشته‌ام روی رادیو فرهنگ و به برنامه‌ی بزرگداشت هوشنگ ابتهاج گوش می‌دهم و حسین قوامی به گونه‌ای رشک‌برانگیز می‌خواند "تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی‌نمایی."، همزمان دارم هزینه‌ی اولیه برای قدم گذاشتن در کاری که بهش علاقه دارم را برآورد می‌کنم و مثل همیشه توی سرم ه
#مجالس+
#دیوارنوشتهای من
#هوشنگ ابتهاج
سلام بر دوستان دیده و ندیده و عزیز دیده عیدتون مبارک. ان شا الله آرزو های خوبتون همین امروز برآورده بشه.
حضرت حافظ می‌فرماید:
"در خلاف آمد عادت بطلب کام که من     کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم"
متاسفانه داد قیصر و فریدون درآمد که بابا چه خبره دست از سر ما بردار. من هم به ناچار نااميدانه گشتم در جستجوی شاعری دوست بداری ("دوست بداری" صفته به معني دوست داشتنی) تا این که در دیار فرنگ پیر بچه ای دیدم هوشنگ نام ک
آخر دل است این
دل چون توان بریدن ازو مشکل است این
آهن که نیست جان من آخر دل است این
من می شناسم این دل مجنون خویش را
پندش مگوی که بی حاصل است این
جز بند نیست چاره ی دیوانه و حکیم
پندش دهد هنوز، عجب عاقل است این
گفتم طبیب این دل بیمار آمده ست
ای وای بر من و دل من، قاتل است این
کنت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که از دل ما غافل است این
پندم دهد که سایه درین غم صبور باش
در بحر غرقه ام من و ب
اینو امروز واسه بچه ها رو تخته نوشتم:

چه فکر میکنی؟ جهان چو آبگینه شکسته ایست که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت!؟ چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ که راه بسته می نمایدت!؟ زمان بیکرانه را تو با شمار عمر ما مسنج به پای او دمی ست این درنگ درد و رنج بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش اميد هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش
" هوشنگ ابتهاج"
+ نمی دونم‌این خوبه یا بد ولی آدمی به خیلی چیزا عادت می کنه. چیزایی که یه روزی فک می کرد ب
دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد
 
 
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دریافت فایل کتاب - سازمان بنادر و دریانوردیPDFی ﻛﺘﺎب. ﻫﺎی ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﺪه در. اﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ، ﺑﺮ. ﻓﻀﺎی ﺗﺨﺼﺼﻲ و ﻋﻤﻴﻖ آن آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻳﺎﺑﻴﻢ . ﻓﻀﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻴﺶ از . ﻗﺎﻧﻮن درﻳﺎﻳﻲ. /. HE 965 . 293. اﻣﻴﺪ، ﻫﻮﺷﻨ. ﺣﻘﻮق درﻳﺎﻳﻲ. /. ﺗﻬﺮان. : ﻣﺪرﺳﺔ ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻴﻤﻪ،. 1353 .2.farsibook.blogfa.comپایگاه دریافت رایگان کتب فارسیپایگاه دریافت رایگان کتب فارسی اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی اميد مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
دانلود کتاب حقوق دریایی هوشنگ اميد
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دریافت فایل کتاب - سازمان بنادر و دریانوردیPDFی ﻛﺘﺎب. ﻫﺎی ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﺪه در. اﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ، ﺑﺮ. ﻓﻀﺎی ﺗﺨﺼﺼﻲ و ﻋﻤﻴﻖ آن آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻳﺎﺑﻴﻢ . ﻓﻀﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻴﺶ از . ﻗﺎﻧﻮن درﻳﺎﻳﻲ. /. HE 965 . 293. اﻣﻴﺪ، ﻫﻮﺷﻨ. ﺣﻘﻮق درﻳﺎﻳﻲ. /. ﺗﻬﺮان. : ﻣﺪرﺳﺔ ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻴﻤﻪ،. 1353 .2.farsibook.blogfa.comپایگاه دریافت رایگان کتب فارسیپایگاه دریافت رایگان کتب فارسی اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و اج
چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزموین آتش خندان را با صبح برانگیزمگر سوختنم باید افروختنم بایدای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزمصد دشت شقایق چشم در خون دلم داردتا خود به کجا آخر با خاک در آمیزمچون کوه نشستم من با تاب و تب پنهانصد زله برخیزد آنگاه که برخیزمبرخیزم و بگشایم بند از دل پر آتشوین سیل گدازان را از سینه فروریزمچون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارمچون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزمای سایه ! سحرخیزان دلواپس خورشیدندزندان شب یلدا بگشایم
عمری به سر دویدم در جست وجوی یارجز دسترس به وصل ویم آرزو نبوددادم در این هوس دل دیوانه را به باداین جست و جو نبودهر سو شتافتم پی آن یار ناشناسگاهی ز شوق خنده زدم گه گریستمبی آنکه خود بدانم ازین گونه بی قرارمشتاق کیستمرویی شکست چون گل رویا و دیده گفتاین است آن پری که ز من می نهفت روخوش یافتم که خوش تر ازین چهره ای نتافتدر خواب آرزوهر سو مرا کشید پی خویش دربدراین خوشپسند دیده ی زیباپرست منشد رهنمای این دل مشتاق بی قراربگرفت دست منو آن آرزوی گم ش
زندگینامه امیر هوشنگ ابتهاج + مصاحبه جدید او در آلمان



زندگینامه امیرهوشنگ ابتهاج

امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به "سایه" از شاعران به‌نام ایرانی
است که هم‌اکنون در آلمان زندگی می‌کند. در این مقاله به گردآوری بیوگرافی
این شاعر مشهور، گرایش‌ها، ویژگی اشعار و مصاحبه جذاب او که در آن از علت
مهاجرتش سخن گفته پرداخته شده‌است.
چکیده ای از امیر هوشنگ ابتهاج:
نام اصلی: امیرهوشنگ ابتهاج
تولد: ۶ اسفند ۱۳۰۶
محل تولد: رشت، گیلان
تخلص: سایه
ملیت: ایر
ببین ! همفری بوگارت تو کازبلانکا بی بدیل سیگار میکشه! من میدونم غرق سیگار کشیدن متیو مک کانهی تو سریال ترو دتکتیوم هستی! تامی شلبی تو پیکی بلایندرز که هیچی ، دلت میخواد سیگاری بشی بابتش ! حتی چندلرم تو  سریال فرندز با مزه سیگار می کشید ! شهاب حسینی در نقش قباد تورو در دودش محو میکنه !آقای محمود دولت آبادی هم که اسطورن ! سیگار ابهتشو از ایشون می گیره! هوشنگ ابتهاج هستو سیگارش، میدونم ! میدونم به کی میگی !؟ زیادن اره همه جا ریختن تو ادبیات . سینما .
خیلییی خوب مینویسه.
و این دومین نفری که روی نوشته هاش کراش زدم(:
#علی_سلطانی

پی نوشت:
از آخرین قدم های امشب
بوی فروردین لای یقه ام جا ماند
و در تمام مسیر
خاطرات خاک گرفته خفه ام میکرد
باید زود به خانه بازمیگشتم
قرص های خواب مادرم
انتظار صدای چرخیدن کلید در قفل را میکشند
و لیوان آبی که دست نخورده باقی میماند
تا بدرقه خوابم باشد
تا آتش کابوس هایم را خاموش کند
پیراهنم را بارها میتکانم
اما خاطراتِ زمستانی ترین شب بهار
همچون سیریش کهنه، بر دیواری
مگه چقدر میشه خودت رو بزنی به کوچه علی چپ و برای هزارمین بار به خودت بگی گذشته ها گذشته؟
مگه چقدر میشه مثل کبک سرت رو بکنی زیر برف و وانمود کنی همه چیز عادیه؟
امروز دیگه نشد،راستش رو بخوای نمیخواستم از این خواب خرگوشی بیدارشم اما با صدای بلندش از خواب پریدم و با تپش قلب و ترس ،گوش تیز کردم به شنیدن حرفاش،این حالتِ ترسیده و محتاط کافی بود که منو ببره به سال های سیاه گذشته.
امروز از خودم ترسیدم،این حجم از نفرت خیلی غیرعادیه.اصلا این همه نفرت کجا
گفت‌وگوی بی‌بدیل بی‌بی‌سی‌ فارسی با هوشنگ ابتهاج، بزرگ‌ترین شاعر زنده‌ی
ایران

 

امیرهوشنگ، زاده‌ی ششم اسفند 1306 خورشیدی رشت است.
روزگارانی، طرفدار دوآتشه‌ی کمونیست وهواخواه حزب توده بوده و به‌نظر می‌آید این
شاعر پرآوازه‌ی مردمی همچنان سوسیالیم‌مرام باقی مانده‌است.





مجری برنامه‌ی تماشای بی‌بی‌سی فارسی، به مناسبت زادروزش در 91 سالگی، گفت‌و‌گویی گرم‌وشنیدنی با او داشته‌است که دیدنش پیشنهاد می‌شود. 
جای آذر صنیع به‌عنوان اولین زن بانکدار ایرانی در لابه‌لای تاریخ ایران خالی است. اطلاعات واضح و روشنی از زندگی او تا قبل از ازدواج با ابوالحسن ابتهاج وجود ندارد. بررسی‌های صورت‌گرفته در راستای یافتن هویت آذر صنیع و سبک زندگی، کار و روابط او، مرا به سمت کتاب خاطرات ابوالحسن ابتهاج سوق داد.
 

با کمی پیشروی در این موضوع، دریافتم که آذر با اینکه از نظر شخصیتی زنی قدرتمند بوده، اما تنها در کنار ابوالحسن ابتهاج معنا پیدا می‌کند به‌طوری‌که ر
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
شرکت طراحی سایت و سئو اهوراوب دانلود گزارش تخصصی معلم هک اپ بونتی برای 10000امتیاز انباری طبقه بالا فعالیتهای هنری دانش آموزان متوسطه اول 50DFSA شرکت پودر لاستیک کویر قم از هر دری، سخنی فرزاد سلیمانیان