محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

ماشاالله رحیمی

دیروز بارانی : سیدمهدی شجاعی و مجید مجیدی، نشر نیستان
 
خلاصه:
این کتاب دارای دو داستان است که داستان اول مربوط به دو پسر است که به دلیل مشکلات مالی و … مجبور به کار کردن می‌شوند و کارهای جالبی می‌کنند…داستان دوم هم داستان یک معلم فداکار است که با رفتار و منش خوبش، اهالی و بچه‌ها را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و آن‌ها را به کتاب علاقه‌مند می‌کند، اتفاقاتی هم در این مسیر می‌افتد … .
بریده کتاب:
هاشم : راستی تو مدرسه رفتی؟
علی ماشاالله : آره خ
شهید ماشالله رنجبر بافقی در فروردین ماه سال ۱۳۳۶ در محله‌ی سهل ابن علی(ع) واقع در خیابان شیخ محمدتقی بافقی چشم به جهان گشود.
پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان خلد برین شد و تحصیلات ابتدایی را تا کلاس ششم ادامه داد و پس از آن ترک تحصیل کرده و به کار مشغول شد.
در سال ۱۳۵۴ به خدمت سربازی اعزام شده و دوره‌ی خدمت سربازی را در پادگان ارتش در شهر شیراز گذرانده و در سال ۱۳۵۶ دوره‌ی خدمت سربازی را به پایان رسانده است.
در سال ۱۳۵۷ پس از گذراندن دوره
۱. Bonding time [+حیف هیکل به این قشنگیت نیس؟] [+ :*یهویی] + آب بازی با شلنگ:دی
۲. حس هوس کردن یه کتاب شعر با احساس [کسی پیشنهادی داره؟] + هوس ازین عینکا کردم که دور چشاش نی داره نوشیدنی دور میزنه توش:دی
۳. حس و حالم خیلی خوبه خدایا شکرت بابت همه این روزای خوب ♥ [ماشاالله]
بیسیم چی ساده زمان جنگ که الان دیگه بخاطر موها و ریشهای سپیدش به سوریه هم نبردنش که مدافع حرم بشه توی قنوت نماز وترش شهدایی که می شناخت را یاد می کرد. اونشب بعد از نماز شبش یکی بهش گفت: چرا قاسم سلیمانی را یاد نمی کنی؟ جواب داد:  "من شهدا را یاد می کنم حاج قاسم که ماشاالله هستند". 
چند ساعت بعد توی دعای ندبه شنید حاج قاسم شهید شده. کسی که بهش گفت چرا حاج قاسم را دعا نمی کنی، حاج احمد کاظمی بود. 
شفا گرفتن آقا ماشاالله کرمانی با کلام حجت الاسلام ایمان فراهانی
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



 
بیسیم چی ساده زمان جنگ که الان دیگه بخاطر موها و ریشهای سپیدش به سوریه هم نبردنش که مدافع حرم بشه توی قنوت نماز وترش شهدایی که می شناخت را یاد می کرد. اونشب بعد از نماز شبش یکی بهش گفت: چرا قاسم سلیمانی را یاد نمی کنی؟ جواب داد:  "من شهدا را یاد می کنم حاج قاسم که ماشاالله هستند". 
چند ساعت بعد توی دعای ندبه شنید حاج قاسم شهید شده. فکر میکنه کسی که بهش گفت چرا حاج قاسم را دعا نمی کنی، حاج احمد کاظمی بود. 
بیسیم چی ساده زمان جنگ که الان دیگه بخاطر موها و ریشهای سپیدش به سوریه هم نبردنش که مدافع حرم بشه توی قنوت نماز وترش شهدایی که می شناخت را یاد می کرد. اونشب بعد از نماز شبش یکی بهش گفت: چرا قاسم سلیمانی را یاد نمی کنی؟ جواب داد:  "من شهدا را یاد می کنم حاج قاسم که ماشاالله هستند". 
چند ساعت بعد توی دعای ندبه شنید حاج قاسم شهید شده. فکر میکنه کسی که بهش گفت چرا حاج قاسم را دعا نمی کنی، شهید حاج احمد کاظمی بود. 
دیروز سر کلاس خوشنویسی آخرین  نفر بودم که  رفتم واسه نشون دادن تمرین.وقتی تمرینهامو نشون دادم استاد هیچی نگفت و فقط نگاه کرد به تمرین.حرف نزدو بچه ها شروع کردن به اذیت من،استاد بگین پورابراهیم خراب کرده،نوشته هاشو اصلا خوب نمی نویسه و استاد لبخند میزد و هیچی نمیگفت،همه مشغول کارشون شده بودن چند دقیقه ای و استاد دو برگه تمرین منو هی زیرو رو میکرد در اوج سکوت‌.
خیلی جدی پرسید خودت نوشتی؟گفتم بله استاد.
میشه؟!ماشاالله ماشاالله چه قلمی،من ان
به سربرگ ابی اینجا نگاه میکنم و ایضا نهال که در ستون کناری دارد برای اقا دلبری میکند. آبی هیچ وقت رنگ مورد علاقه من نبود و آخرین عکسی هم که از نهال دیده ام گویای این هست که هزار ماشاالله خانمی شده است برای خودش. حالا مثلا این مقدمی چینی ها رو بکنم میروم سر اصل مطلب؟ نه! نه وقتی بعد از چهار سال هنوز هول تهدید پرت شدن خودم و وسایلم توی حیاط به جانم بیاید.
#اگر هنوز ستاره اینجا برایت روشن میشود بدان نمیبخشم. هیچکدامتان را نمیبخشم.
طی صحبتای میخواهم‌زنده بمانم و اینا.ساعت ۱۲ه و من خونممممم.
نموندم کلاسای بعد ازظهرو.طی یه تصمیم ناگهانی و با یه بغض عمیق و یه خمیازه بلند!و وقتی کلید انداختم و اومدم تو خونه بووووی غذاااای مامانی همه جا رو گرفته بود‌.چشمام این شکلی و مثل اون تبلیغه که بعد از بو کردن لباساش گفت ماااااماااان☺
منم به همووووون ترتیب .صدا زدم ماماااان.و انقدددد چلوندمش که خدا بدونه.
و گفتم خدارو شکر که نموووندم دانشگاه.
ماشاالله.لاحول و لا قوه الا ب
یک ماه بیشتر نیست ،
پس باید لحظه لحظه اش را "قدر" بدانم .
+ این دفعه همسر سید شهرام شکیبا اومده بود ایوان مقصوره ، خانم ستاره سادات قطبی . خانم دلدار رفت باهش سلام و احوال پرسی کرد :) به نظر زوجِ موفقی میان ماشاالله .
+ خدایا از امروز و از این لحظه پا گذاشتم در میهمانی با شکوهت ،از همان رزق های واسعت به من و همه ی دوستانم و همه ی کسانی که دارم عنایت کن .
از رزق دل گرفته تا رزق های مادی
۱_نی نی آبجی لیلامون دختره هو هو .لی لی لی لی .!جیگرمن!البته پسر هم بود فرقی نمیکرد خوشگل من!ماشاالله لاحول و لا قوه الا بالله
۲_اون نی نی ای گفتم بهتون زود به دنیا اومده بود ۷ ماهه.عملش کردن حالش بد بود.؟!مرخصش کردن اومد خونه.لی لی لی لی .هو هو!خدا رو شکر
نک :قاصدک هایی برای خدا
۲_این‌گربه هه رو!
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
بحق اقاومولا علی اکبر علیه الاف السلام
به جرأت تمام میگویم
به جان خودم سوگند
اکثریت قریب به اتفاق ما از درک مقامات حضرت استاد علامه آیت الله  فاطمی نیا غافل و عاجزیم
بطوری درین غفلت فرو رفته ایم که میترسم عده ای از ما مردم حتی در برزخ و قیامت هم قابلیت درک مقام ایشان را پیدا نکنیم
خدایا به فضل عظیم خود بر جامعه بشریت منت گذار،
به قطره قطره خون آقا و مولایم حضرت علی اکبر علیه الاف السلا
 
✍چهارتا ذکر قرآنی آرامش بخش که توی زندگی معجزه ها میکنه:
✨حسبنا الله و نعم الوکیل (برای وقتایی که ترس و اضطراب داری)آل عمران :173
✨لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین (وقتی خیلی ناراحتی و دلت گرفته)انبیاء : 87
✨افوض امری الی الله ان الله بصیربالعباد (برا وقتایی که میخوای خدا مکر و حیله دیگران رو در حق تو خنثی کنه)غافر : 44✨ماشاالله لا قوة الا بالله (برا وقتایی که طالب زیبایی در دنیا هستی)کهف : ٣٩
توی خونه زیاد صلوات بفرستیم ،صلوات زیاد باع
بسم الله الرحمن الرحیم
یا اباصالح المهدی شهادت مظلومانه و غریبانه پدر عزیزتان حضرت ابامحمد امام حسن عسکری را تسلیت عرض میکنم
از حضرت رب العزه تمنا دارم که به شما عافیت عنایت فرموده و حقیر را لایق شهادت در راه شما و میان دستان شما گرداند
ماشاالله لاقوه الابالله 
 
الحمدلله .
الحمدلله .
ماشاالله .
میباره ، چه باریدنی :))
حالِ مشهد خیلی خوبی :)
این هوا جون میده برای دعا و خیس شدن :)))
من که رفتم ! :))
بعدا نوشت :
زدم بیرون . رفتم تو خیابونا یه جا پارک کردم تا چند قدمی زیر بارون قدم بزنم . پارک که کردم . چشمم خورد به قرآنی که اتفاقا روی داشبرد جا گذاشته بودم . با خودم گفتم مگه میشه خدا رو به برکتش و به قرآنش قسم بدی و دعا کنی و صداتو نشنوه ؟! مگه میشه خیر بنده هاشو بخوای و استجابت نکنه ؟!
شروع کردم . خدایا به برکتت و به
تنها چیزی که حس میکنم بوی وایتکسه
مادر بنده همینجوریش وسواسه دیگه الان پدرمو در آورده نمیزاره پامو بزارم بیرون تازه بیرون بر چیز میز میاره همشونو با الکل ضد عفونی میکنه دیگه فقط مونده دل و روده مرغم با وایتکس بشوره
تازه نزدیک عیدم که هست دیگه بدتر خانواده ما هم که ماشاالله اصلا این چیزا واسشون مهم نیست عید دیدنی رو حتما میرن 
 
شما در چه حالین؟؟
طعم شربت گلودرد با آبمیوه آناناس تو دهنم قاطی شده ، دراز میکشم که از این هفته و هفته پیش بنویسم ، من اشتباه هفته ی گذشتم رو پذیرفته بود ، برام عجیب اینه که اشتباه های من دیده میشه تا اطرافیانم . شیم هم همین حرکت رو زد اما کسی از اشتباهش بویی نبرد اما من همه فهمیدن . بیخیال جدا . من سر این اشتباه یا همون ناراحت کردن دوستم سه تا چهار روز کامل گیج میزدم هرجا بودم و میرفتم شده بودم آدمی که حرف نمیزنه ، آخر چهار روزم تب کردم افتادم تو جام ، مامانم گفت ه
بنام خالق هستی
در محضر شیخ حسنعلی #نخودکی❤️✨حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: هرکس که خواهد خانه اش به نعمت آبادان باشد، به ذکر شش گانه زیر بپردازد:✨اول آنکه در آغاز هرکار بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم.✨دوم آنکه چون نعمتی از راه حلال نصیبش شد، بگوید الحمدالله رب العالمین.✨سوم آنکه چون خطا و لغزشی کند بگوید: استغفرالله ربی و اتوب الیه.✨چهارم آنکه چون غم و اندوه براو هجوم آورد بگوید : لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.✨پنجم آن
بنام خالق هستی
در محضر شیخ حسنعلی #نخودکی❤️✨حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: هرکس که خواهد خانه اش به نعمت آبادان باشد، به ذکر شش گانه زیر بپردازد:✨اول آنکه در آغاز هرکار بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم.✨دوم آنکه چون نعمتی از راه حلال نصیبش شد، بگوید الحمدالله رب العالمین.✨سوم آنکه چون خطا و لغزشی کند بگوید: استغفرالله ربی و اتوب الیه.✨چهارم آنکه چون غم و اندوه براو هجوم آورد بگوید : لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.✨پنجم آن
دوستی دارم بنام اسماعیل، خدا رحمت کنه یه دومادی داشتن بنام مصطفی که دقیقا جلو خونه اسماعیل اینا یه زمین خرید که جلو خونه پدرزن ساختمون بسازه. پدرزن هم که بازنشسته و ماشاالله حسابی فعال خیلی از کارای خونه رو انجام می داد چون داماد درگیر کارای خودش بود.
دوران مجرّدی خیلی شدید با اسماعیل رفت و آمد داشتم و وقتی می رفتم دم درشون، خیلی وقت ها با بابای اسماعیل هم که تو زمین روبرو بود و داشت به سیمان آب می داد و یا کارای دیگه انجام می داد روبرو می شدم
 هوالعشق
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
خیلی بی تاب بود.ناراحتی در چهره اش موج می زد
پرسیدم :چیزی شده؟
ابراهیم باناراحتی گفت :دیشب بابچه ها رفته بودیم شناسائی،توراه برگشت ،درست درکنار مواضع دشمن
 نام کتاب : رفاقت به سبک تانک
نویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب خاطرات رزمنده داوود امیریان وهم رزمانش است که به صورت طنز در قالب یک کتاب آمده است و دارای ۱۱۱» صفحه به همراه عکس های کاریکاتوری مرتبط به متن است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشد قطعه ای از کتاب :  تا به حال غصه دار نه دیده بودمش قرص روحیه بود اسمش قاسم بود و کارش خبر شهادت دادن به دوستان و اقوام بود این طور خبر شهادت برادر کسی را می داد سلام ابراهیم حالت
جزوه متون فقه خلاصه فقه استدلالی دکتر رحيمي
 
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
 
 
جزوه متون فقه خلاصه فقه استدلالی دکتر رحيمي :: فروش فایل پی .fillekade.blog.ir › جزوه-متون-فقه-خلاصه-فقه-استد.Translate this pageجزوه متون فقه خلاصه فقه استدلالی دکتر رحيمي دانلودفایل جزوه درس متون فقه (خلاصه کتاب فقه استدلالی) - موسسه حقوقی . miizan.ir › بلاگ › اخبار Translate .
جزوه درس متون فقه (خلاصه کتاب فقه استدلالی) - موسسه حقوقی .miizan.ir › بلاگ › اخبارTranslate this pageSep 17, 2017 - جزوه درس متون فقه (
نوزاد توی بغل پیرمرد بود و برایش و ان یکاد می خواند: نگاهش کنید،خودخود محمد است.هزار ماشالله .مرد و زن سرک می کشیدند تا نوزدا را ببینند.پیرمرد نوزاد را روی دست هایش بلند کرد و صدای هزارالله اکبر مردم بلند شد:
راست میگوید محمد استنگاهش کنید عجب چشمان پر ابهتی دارد.چه دل آرامیست وجودش کوه آرامش است
پدر سر به زیر و زیر لب لا حول و لا قوه الا بالله می خواند که از در وارد می شود.مثل همیشه با آن حجب و حیای حیدری اش. آرام نوزاد را از دست پیرمرد می گ
دوست جان پیام داده که فلان موکب التماس دعا داره، میای بریم؟ هنوز خستگی سفر اربعین برجا بود. رفتم که یه نخودی توی آش باشم. ماشاالله آنقدر نیرو آمده بود که از فرط یکاری برگشتم خوابگاه. ناراحت نشدم. بیشتر کیف کردم. بچه هایی که اگر بیرون میدیدی گمان میکردی اصلا اهل این چیزها نیستند، آمده بودند با چه عشقی کار می‌کردند. دلم نیامد کار را ازشان بگیرم. هرچند عملا برعکسش اتفاق افتاده بود. بماند که بروبچ کم تجربه خبر یک unkle sprain ساده رو یه جوری میرسوندن و
دوست جان پیام داده که فلان موکب التماس دعا داره، میای بریم؟ هنوز خستگی سفر اربعین برجا بود. رفتم که یه نخودی توی آش باشم. ماشاالله آنقدر نیرو آمده بود که از فرط یکاری برگشتم خوابگاه. ناراحت نشدم. بیشتر کیف کردم. بچه هایی که اگر بیرون میدیدی گمان میکردی اصلا اهل این چیزها نیستند، آمده بودند با چه عشقی کار می‌کردند. دلم نیامد کار را ازشان بگیرم. هرچند عملا برعکسش اتفاق افتاده بود. بماند که بروبچ کم تجربه خبر یک unkle sprain ساده رو یه جوری میرسوندن و
وقتی آرام اون چالش رو گذاشت واقعا یه حس عجیبی امد سراغم که چرا ما باید بدون یه حرف حتی یه کلمه بذاریم بریم شاید واقعا یکی باشه این وسط برات وقت میذاشته و بعدش شاید ضربه محکمی بخوره ازت نادیده نگیرش خواهشـا !
خیلیامون مینویسیم اینقدر خواننده خاموش و روشن داریم که نگو الا ماشاالله که فقط میخوننمون ! بدون هیچ حرفی یکیش خودم هستم که بروز شده هارو میخونم و خیلیاتونم گوگل سرچ میکنم و باز میخونم و دنبال میکنم ولی نظر چندانی نمیذارم ! پس خواهــــشا
 نام کتاب : رفاقت به سبک تانک
نویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب خاطرات رزمنده داوود امیریان وهم رزمانش است که به صورت طنز در قالب یک کتاب آمده است و دارای ۱۱۱» صفحه به همراه عکس های کاریکاتوری مرتبط به متن است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشد قطعه ای از کتاب :  تا به حال غصه دار نه دیده بودمش قرص روحیه بود اسمش قاسم بود و کارش خبر شهادت دادن به دوستان و اقوام بود این طور خبر شهادت برادر کسی را می داد سلام ابراهیم حالت
دانلود آهنگ جدید معین رحيمي به نام تپش
متن آهنگ جدید تپش - معین رحيمي
Скачать новую песнюMoein Rahimi Tapesh
Текст песни Tapesh Moein Rahimi
تو کی بودی دیگه دلمو بردی ای دادКем ты был?
آی دل تیکه پارم یهو به تپش افتادСердцебиение Парме упало
میزون میکنم تا سر راه تو باشم

ادامه مطلب
جزوه متون فقه خلاصه فقه استدلالی دکتر رحيميpdf
 
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
 
 
جزوه متون فقه خلاصه فقه استدلالی دکتر رحيمي :: فروش فایل پی .fillekade.blog.ir › جزوه-متون-فقه-خلاصه-فقه-استد.Translate this pageجزوه متون فقه خلاصه فقه استدلالی دکتر رحيمي دانلودفایل جزوه درس متون فقه (خلاصه کتاب فقه استدلالی) - موسسه حقوقی . miizan.ir › بلاگ › اخبار Translate .
جزوه درس متون فقه (خلاصه کتاب فقه استدلالی) - موسسه حقوقی .miizan.ir › بلاگ › اخبارTranslate this pageSep 17, 2017 - جزوه درس متون فق
زنگ زدم به اچ گفتم نیستی گفت بشنو اینجا چ ِ خبره و شنیدم‌ که باز دعوا بحث و خانواده ِ اچ و حتی خود ِ اچ توی زندگی شون چیزی به اسم آرامش نیست همه ی روز ُ شباشون‌ به دعوا و بحث میگذره اصم انگار عادت کردن چون اگر عادت نکرده بودن بای ی جایی به بحث و دعواها‌ خاتمه میدادن هیچکدومشون‌ خوشبخت نیستن‌ شاکر نیستن همش در حال نالیدن هستن من از خانوادم‌ تعریف نمیکنم اما هر چی نداشته باشیم خداروشکر ماشاالله هم آرامش داریم هم اینکه همه جوره شاکر هستی
دیروز چند بسته شلوار رو آوردم جهرم که بدم تحویل یکی از اقوام حسابدارمون، حوالیِ آدرس ایستادم که دیدم سه تا بچه ی قد و نیم قد دارن بازی می کنن. زنگ زدم به حاجی و آدرس و مشخصات دقیق تر گرفتم که تقریبا مطمئن شدم سه تا بچه ی عزیز، بچه های فرد مورد نظر هستن. از ماشین پیاده شدم ولی باز برای اطمینان هم از دو سه تا خانم که همون جا مشغول صحبت بودن آدرس خونه ی فرد مورد نظر رو جویا شدم.
همین طور که صحبت می کردیم یکی از بچه ها هم به جمع ما اضافه شد، یه جورایی ط
بدن درد شدم . دیروز روز پر کاری بود . از یک خریدِ پر زحمت گرفته تا شستنِ یک فرش کفِ آشپزخونه ! یک فرشِ 6 متری در 4 متر فضا . و بعد هم درد سر پهن کردنش روی نرده های تراس و جا نشدنش . فعلا هم که روی اُپن جا خوش کرده و بنده ی خدا به جای نسیمِ گرم و آفتابِ تابستان ، داره بادِ پنکه می خوره ! هرچی بود تمام شد . مثلِ پروژه ی از پوشک گرفتن پسرم که تموم شد و این فرش هم قربانیِ همین پروژه بود . فکرشو نمی کردیم ماشاالله به این زودی جیشش رو بگه همون قدر که فکر نمی کر
هوالرئوف الرحیم
آقا من می ترسم تعریف کنم و این حال خوب رو از دست بدم.
می ترسم تعریف کنم و چشم بزنم.
ماشاالله لا حول و لا قوه الا بلله العلی العظیم می گم و بعدش می گم تمام افرادی که طی این دو سال پدرم رو در آوردن از ساطع کردن انرژی منفی به سمتم، به کل یه آدم دیگه شدن. یه رویکرد دیگه پیدا کردن. خیلی سعی می کنم ببینم تو رفتار خودم تغییری می بینم یا نه؟ ولی تقریبا مطمئنم همه عوض شدن که من برخوردم رو کردم مثل قبل از اون وقایع. مثل اون موقعهایی که هیچ صدم
خدایا بابت این روزا ازت ممنونم و خیلییییی دوستت دارم
اینکه مامان گذاشت شب یلدا بعد از سرکار برم خونه ی حورا اینا و شب یلدا باهم باشیم و شب هم خونه شون بمونم و باهم کلیییی بهمون خوش بگذره و صبح باهم بیدار شیم و باهم بدویم و بریم سرکار و تا پنج عصر بازم باهم باشیم
خدایا ازت ممنونم
ماشاالله لاقوه الا باالله العلی العظیم
چشم نخوره دوستی مون
 
خدایا ازت ممنونم
اشکالی نداره اگر امروز به آزمون تعیین سطح زبان نرسیدیم
عوضش تو هوامونو داری
ازت ممنونم
بغ کرده بودم ک چرا از خواب بیدارم کرده عاخه؟بعد کظم غیظ نمودمک زشته بداخلاق باشی ـ
و اینگونه بود ک سعی نمودم بداخلاق نباشم و
 از خویش راضی گشتم:))
#بداخلاق_نباشا
الله اکبر از این همه برکت
ماشاالله،
یعنی همینطور خیره که داره به لطف خدا میریزه
#داره_میریزه
گف من روت خیلی حساب میکنما!
گفتم چرا؟
گفت چهره ی ادما باهات حرف میزنه.
حالا بیا ثابت کن نه باو،چهره ی من پرچونه اس توجه نکن
بعدترش حاج خانوم سپردنم دست خدا
 گفتن مراقب خوبیام باشم
حالا درسته ح
خبرهای فوری پلدشت | ۱۳۹۷/۱۱/۲۲ | امروز با حضور مردم و مسئولین شهرستان پلدشت راهپیمایی روز ۲۲ بهمن انجام شد.

به گزارش خبرنگار، پایگاه خبری و اطلاع رسانی، خبرهای فوری پلدشت؛ امروز با حضور مردم انقلابی و ولایت مدار شهرستان پلدشت با ندای الله اکبر» و شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل» باری دیگر ثابت کردند که اتحاد ما ادامه دارد و آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند».



/انتهای پیام
مشخصات:
گزارش خبرهای فوری پلدشت از راهنمایی ۲۲ بهمن در شهرستان پلدشت
ت
موسسه خیریه سگال
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
ویس موزیک | Voice Music امیررضا زنگویی زاده انشانگار روزمره گیجات حضـرتـــــ باران ( مهـــدی صـاحبــــــ زمـان) طراحی سایت ، سئو ،تبلیغات در گوگل الله وآیات شرکت اژدری نوین اصول و قواعد خوشتیپی آقایان عکاسی حرفه ای