نتایج جستجو برای عبارت :

عنوشته ادم بی وجدان

وجدان چیست 
همان که شب بيدارت می کند و به تو می گوید امروز چه کردی وتو به او می گویی برو بخواب تانیومدم خفه ات کنم 
همین که خوابت برد دوباره می اید اهااااااااااااااای بيدااااااااااااااار شو ببين چی کار کردی توهم بلند میشی باهرچی تودستت هست میزنی توسرش اون هم می میره 
وتو تبدیل میشی به بي وجدان به همین سادگی 
شب راحت بدون غرزدن وجدان و طایفه  وجدان تاصبح می خوابي تااخرعمر 
لطفا وجدان هاتون رو بکشید بندازید دور خوابتون خوب میشه 
وجدان چیست 
همان که شب بيدارت می کند و به تو می گوید امروز چه کردی وتو به او می گویی برو بخواب تانیومدم خفه ات کنم 
همین که خوابت برد دوباره می اید اهااااااااااااااای بيدااااااااااااااار شو ببين چی کار کردی توهم بلند میشی باهرچی تودستت هست میزنی توسرش اون هم می میره 
وتو تبدیل میشی به بي وجدان به همین سادگی 
شب راحت بدون غرزدن وجدان و طایفه  وجدان تاصبح می خوابي تااخرعمر 
لطفا وجدان هاتون رو بکشید بندازید دور خوابتون خوب میشه 
یه چند روزیه عذاب وجدان گرفتم که چرا انقدر پست های به درد نخور و به اصطلاح زرد تو وبلاگ منتشر میکنم، چرا پست هام جنبۀ آگاهی و اعتقادی و معرفتی نداره!؟ خیلی اذیتم میکنه! از اون طرف جالبه که این پست های زرد هم طرفدار دارن!از این به بعد سعی میکنم حق وبلاگ نویسی رو درست ادا کنم! به نظر شما پست های قبلی رو پاک کنم یا بذارم بمونه!؟
وجدان کاری

وجدان کاری عاملی است که باعث ایجاد نظم در کار و حس انجام وظیفه در افراد می‌شود.توجه
به مفهوم وجدان کاری در سازمانها، توجه به اخلاق و روابط انسانی است؛ زیرا
اخلاق، تعهد ایجاد می‌کند و باعث می‌شود، افراد نسبت به وظایف و رفتار
شغلی خود به بهترین شکل و بدون وجود عامل کنترل خارجی حساس باشند.وجود وجدان کاری در یک سازمان باعث افزایش سطح بهره‌وری، تحقق توسعهٔ پایدار، تحول فرهنگی انسان، ثبات مدیریت ونظم اقتصادی می‌گردد.عوامل متعدد
لعنتیعذاب وجدان دارم
خانوادم خسته شدن.
و من دلم نمیخواد برای اینکه خودم خوش باشم یا جایی باشم که دلم میخواد ، اونا به زحمت بيفتن
مادامی که لذت من در گرو اذیت شدن اوناست نمیخوامش
دو راه دارم.یا خودم کامل مسئولیتش رو بپذیرم.یا برم.
هدف مطالعه حاضر، بررسی میزان وجدان کاری
کارکنان ادارات دولتی شهر تهران و یاسوج و مطالعه عوامل سازمانی مؤثر بر
آن است. مطالعه حاضر با استناد به نظریه­های پارسونز، دورکیم، کوهن، مازلو و
هومنز و با هدف پاسخگویی به این­که میزان وجدان کاری در بين کارکنان
ادارات دولتی مورد نظر (استانداری، فرمانداری و شهرداری) در چه حدی است و
عوامل مؤثر بر این مقوله کدامند؟ انجام گرفته است. چندی است اصطلاح (وجدان
کاری) به فرهنگ اداری کشور راه یافته و مورد توجه
دچار حس عذاب وجدان همیشگی ام شدم .که وقتی با یه نفر جزو محدوده دوست داشتنی هام دعوا می کنم، حتی وقتایی که تقصیر من نیست، یا به خودم برای عصبانی شدن حق میدم، باز هم بعدش عذاب وجدان می گیرم و فکر می کنم امروز آخرین روز دنیاست و ممکنه یکی بمیره در حالی که من باهاش قهر بودم یا دلش رو شکستم. دارم موزیک گوش میدم و بعدش میخوام با ناهار و هله هوله خودم رو خفه کنم.
اینقد که موی زاغ و تیره خودت به صورت و چشمای نازت میاد موی رنگی نمیاد
چهره همسر ایندتو دیدم، خوشکله نه به اندازه تو
با گذاشتن اون استیکر بالای پیجت و عکس دونفرتون تیر خلاصی من شلیک شد و من تمام تلاشمو میکنم که دیگه از تو ننویسم و فقط از خودم باشه اگه چیزی نوشتم
راستی دوتا مطلب اول این که عکس دونفرتون رو امروز ندیدم که اینهارو بنویسم
بعدش فکر نمیکنی دیگه برای عذاب وجدان دیر شده؟
عذاب وجدان زمانی میاست باشه که منو کنار گذاشتی، روزی که گفتی برو،
بعضی وقتا آدم توی یه لحظه یه کاری رو که باید بکنه رو نمیکنه یا یه کاری رو که نباید بکنه رو میکنه که باعث میشه برای یه روز، یه هفته، یه ماه، یه سال یا شاید هم برای یه عمر دچار عذاب وجدان بشه. یعنی انجام دادن یا انجام ندادن کاری که شاید خیلی هم سخت نباشه باعث ایجاد ناراحتی و غم میشه. چقدر خوب میشد آدم تو هر لحظه فکر کنه که آیا تصمیمی که می‌گیره منجر به پشیمونی‌ش در آینده میشه یا نه؟
البته تو بعضی موارد نتیجه‌ی تصمیم‌گیری واضح و مشخص نیست؛ تو اون
به نام انسانیت
امروزجمعه ۱۳۹۸.۰۳.۱۰
وجدان صادق
زندگی یعنی آرامش، آرامش با یه وجدان آروم بدست میاد، وجدان آروم نتیجه ی صداقت و درستکاری هست و کل این زنجیره از تو یه آدم خوب توی یک زندگی آروم و خوب میسازه؛
یک پسر و دختر کوچیک مشغول بازی با هم بودن، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه رو به دختر داد
ما آدما اشتباهای زیادی میکنیم،گاهی انقدر کوچیک که به خودمون زحمت فکر کردن بهشونو نمیدیم و گاهی انقدر بزرگ نمیتونیم از عذاب وجدانشون رهایی پیدا کنیم.انقدر با خودمون کلنجار میریم که فقط دو راه برامون میمونه،یا بمیریم،یا جبرانش کنیم.و این حرفا شامل افرادی میشه که ذره ای وجدان دارن:)
کسی که وجدان نداره رو با هیچی نمیشه متوقفش کرد:)
هرچی داشته باشیم و هرچی که میلم بکشه و بتونم بخورم، غنیمته! حالا غذای رستورانِ دانشگاه باشه یا پفک یا غذای مامان پز.
ولی عذاب وجدان داره میکشتم.! همش تو ذهنم رژیم های بارداری و توصیه های غذایی طب سنتی و جدید و اسلامی میاد. :(
خدایا قول میدم خوب بشم از ماه ۴. اون موقع که بتونم درست غذا بپزم و بخورم. میشه الان مسامحتا تاثیر نداشته باشه.؟ :(
تهش در نهایت هوشمندی و رندی و دیپلماسی ورق رو برگردوندم و این بار من بودم که منت گذاشتم و باعث شدم عذاب وجدان بگیره:| طوری که تهش به عنوان رشوه یا یه همچین چیزی رفت واسم شیر سویا و کره بادوم زمینی خارجی گرفت که روی هم 60 تومن پولش شد-__- انصافی عذاب وجدان گرفتم خودمم ولی به من چه، منکه نگفتم بره چیز گرون بگیره:))پ.ن: دروغ گفتم اگه بگم نترسیدم. چه وضع قیمتاست اخه:/ ایرانیشم دست کمی نداره. خدایان به دادم برسن با این گوهی که خوردم:))
پرسشنامه استاندارد وجدان کاری (کاستا و مک کرای ، 1992)
دانلود پرسشنامه استاندارد وجدان کاری تالیف کاستا و مک کرای (1992)، در قالب word و در 3 صفحه، شامل 16 گویه و 2 مولفه، به همراه راهنمای نحوه نمره گذاری، روایی و پایایی و منبع مورد استفاده.
پاورپوینت روابط کار در سازمان
دانلود پاورپوینت با موضوع روابط کار در سازمان، در قالب ppt و در 37 اسلاید، قابل ویرایش. بخشی از متن پاورپوینت: وجدان کاری : مفاهیم متفاوتی در ابعاد روان شناختی وجدان مطرح شده است . برخی وجدان را به معنای آگاهی از اندیشه پنهانی انسانی دانسته اند . گ
بزن باران بزن.
بغض سنگین ابر افسار گسیخته فلک را یکریز بریز
و دستان تیره و سرد آسمان را
که چون تازیانه ای بر پیکر کودکان معصوم است
بر خانه های ترک خورده تنهایمان بکوب.
دیگر از طغیان و عصیان تو باکی نیست
نه. دیگر کسی شاکی نیست!
چراکه سیلاب
 دل ندارد،
احساس ندارد
انصاف ندارد
و نه وجدان را بلد است.
بزن باران، که پیش از آمدنت، ما سیل غم را دیده ایم
و درد را چشیده ایم،
آه که من از هجوم آنهایی که ناجوانمردانه 
خانه ی دل را ویران می کنند، بيش از ویران
جناب آقای نوبخت سخنگوی دولت در یک نشست خبری اذعان داشتند که:
دولت عامل بي ثباتی نیست/امیدوارم به نظرات امام و رهبری در مورد حضور نظامیان در ت عمل شود
و فرمودند:
ما باید چه کار کنیم؟ من وجدان عمومی را به قضاوت می‌طلبم  که آیا  دولت در این وضعیت قصوری داشته است؟

ادامه مطلب
اشتباه و خطا بخش بلامنازعه ی زندگی هستند .
نمیشه بدون خطا و اشتباه رشد کرد و به واقعیت زندگی نزدیک شد .
حذف هر انچه که روند طبيعی زندگیه باعث میشه ما درجا بزنیم مثل دروع ناخواسته؛ خطا و اشتباهات و .
آدمی که هرگز اشتباه نکنه یعنی هیچوقت هیچ کاری نکرده !
آدمی که هرگز خواسته و ناخواسته دروغ نگفته یعنی وجود خارجی نداره یا خیلی زود از زندگی حذف شده !
روح وحشی
+وجدان کمک میکنه به سلامت از خطا و اشتباه بسوی واقعیت عبور کنی .
وجدان کمک میکنه از دروغ عمدی
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی‌آموزند، وجدان هستی را مجبور می‌کنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می‌ خواهند آموزش دهند، یاد بگیرد.
آنچه که انکار می‌کنید، شما را شکست می‌ دهد. آنچه که قبول می‌کنید، شما را تغییر می‌دهد.
زندگى و انسان زیستن
کارل گوستاو یونگ
وجدان کاری و
عوامل موثر بر آن در صنایع پتروشیمی کشور که هم به لحاظ ساختاری و هم از
بعد نیروی انسانی، در زمره سازمان‏‌‌های مدرن می‌باشند بررسی و تحلیل شده
است.همبستگی مثبت و معنی دار سطح وجدان کار با شیوه مدیریت مشارکتی و
تفویضی، تناسب شغلی، احساس رضایت درون سازمانی، احساس مثبت وجود عدالت
سازمانی و سطح تخصص کارکنان و همچنین همبستگی منفی و معنی دار سطح وجدان
کار به ویژه ابعاد رفتاری آن با سن و سابقه کار کارکنان از نتایج مهم این
پژوهش اس
از سرما چلمبه شدم زیر پتو .با بارون دیشب هوا دوباره سرد شده
امروز فقط دلم می خواد بنویسم .حوصله ادما و حرف زدن با اونا رو ندارم .
اگه اونا اصرار نمی کردن منم اجازه نمی دادم که بياد 
دلم راضی نبود بياد .میدونستم اگه رازهای زندگیمو بفهمه نظرش در مورد من تغییر می کنه 
این چند روز حالم یه جوری شده .تمام فامیل فهمیدن اومده و بعد گفته نه.دوباره همه سکوت می کنن .ولی از چشمهاشون پیداست دچار عذاب وجدان شدن .
به من چه .مقصر نه گفتن همین فامیل گرامی بودن 
در
می‌بينی بي پولی داره چه بلایی سرم میاره؟ 
دیروز از نمایشگاه 9 تا کتاب خریدم و دارم له له میزنم برای اینکه بخونمشون اما یه جای کار میلنگه نمیتونم رو متن تمرکز کنم عذاب وجدان میاد سراغم که جای دنبال کار گشتن نشستی کتاب میخونی؟ پس اوف بر تو! 
همین حالت وقتیه که میخوام طراحی کنم و برم سراغ هنر دوباره یه عذاب وجدان که نشستی چی سرهم میکنی؟ به چه دردت میخوره؟ ازش پول درمیاد؟ نه؟ پس اوف بر تو!
شاید مجبور شم برم آزمایشگاه ها رو بگردم دنبال کار و نه ها ب
چرا همیشه میخوام خودمو یجوری مسئول کارا و اشتباهات بقیه بدونم که نخوام اونا رو مقصر کنم؟
نه. این کاملا اشتباه اون بوده، من هیچ دخلی بهش ندارم. من حتی بهش هشدار و اخطار دادم.
اشتباه اونه که به زندگی من و رابطه‌ی من نگاه میکنه و خودشو با من یکی میبينه و فکر میکنه هر کاری که من کردم رو اون هم باید بکنه.
ما که بچه نیستیم، خودشم که ادعا میکرد بزرگ شده، پس حتما میفهمه داره با زندگیش چیکار میکنه.
حس میکنم بدجنسم. دلم میخواد بهش اثبات شه که اشتباه کرده
آنها که ت را بيش از حد داغ یا سرد می‌کنند وجدان‌های انسانی را می‌سوزانند و صحنه را مملو از شیادی و شر و خصومت و آلودگی می‌کنند. ت مهم است، اما عرصه تنازع حق و باطل نیست، میدان بازی منافع و موازنه صرف قدرت هم نیست، میدان مصالح عمومی است. همیشه باید خردمندانه به بهبود آن اندیشید. به بهبود آن هم نمی‌توان اندیشید مگر آنکه وجدان جامعه و فرد بيدار و ناظر باشد. در جامعه ما کسانی به نام دین، ت را داغ می‌کنند آنها عرصه تنازع حق و باطل سا
+خب اصلا من بلد نیستم چطور دوست پیدا کنم. 
-من بهت یاد می دم اصلا. چندا از رفیقای خودمو بهت پیشنهاد می کنم. از اون چشم رنگیا 
+من سنمم کمه ؛ اعصابم نمیکشه؛. نمی دونم به کی اعتماد کنم ، اصلا نمی دونم باید چیکار کنم. 
-تو کارت نباشه من هر چی گفتم انجام بده . فعلا از وجود من استفاده کن ؛ پاشو بریم پاشو 

وجدان:چی شد ؛ حداقل میزاشتی پسرای دیگه بهش نزدیک نشن !! آخه تو مردی! 
تو داداشی اون بودی بعد ؛ الان شدی لاشی اون 
چیه؟ طل
بزن باران بزن.
بغض سنگین ابر افسار گسیخته فلک را یکریز بریز
و دستان تیره و سرد آسمان را 
که چون تازیانه ای بر پیکر کودکان معصوم است
بر خانه های ترک خورده تنهایمان بکوب.
دیگر از طغیان و عصیان تو باکی نیست                                            
نه. دیگر کسی شاکی نیست!
چراکه سیلاب
 دل ندارد،
احساس ندارد
انصاف ندارد
و نه وجدان را بلد است.
بزن باران، که پیش از آمدنت، ما سیل غم را دیده ایم
و درد را چشیده ایم،
آه که من از هجوم آنهایی که ناجو
بزن باران بزن.
بغض سنگین ابر افسار گسیخته فلک را یکریز بریز
و دستان تیره و سرد آسمان را 
که چون تازیانه ای بر پیکر کودکان معصوم است
بر خانه های ترک خورده تنهایمان بکوب.
دیگر از طغیان و عصیان تو باکی نیست                                            
نه. دیگر کسی شاکی نیست!
چراکه سیلاب
 دل ندارد،
احساس ندارد
انصاف ندارد
و نه وجدان را بلد است.
بزن باران، که پیش از آمدنت، ما سیل غم را دیده ایم
و درد را چشیده ایم،
آه که من از هجوم آنهایی که ناجو
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ابافاضل ادرکنی
در کتاب کنزالعمال
ابابکر صدیق آرزو میکند به مدفوع شتر
عمربن الخطاب آرزومیکند به مدفوع انسان تبدیل شود
براستی هدف اهل سقیفه از نقل این احادیث چه بوده است؟
و عمر و ابابکر چرا از خلقت خود بصورت انسان ناراحت هستند؟
این حرفها از روی عذاب وجدان گفته شده
یا اینکه اینان خلقتشان را پوچ و بي معنی و بي هدف میدیدند؟¡
دقیقا توو تاریخ ١٥ مرداد ٩٣ چیزی نزدیک به پنج سال پیش نوشته بودم "که بهت مشکوکم و حس آشنایی بهم میگه همه حرفا و کارا و ادا اصولات فیلمه". و چه جالب که بهم ثابت کردی درست فکر میکنم و نذاشتم بشم مترسک و عروسک خیمه شب بازی مسخره بازیای تو
مرسی ازت که عذاب وجدان ندارم
مرسی که نیستی
این روزها درگیر یه اتفاق مهم هستیم که به امید خدا باعث گشایش مالی خوبي خواهد شد برامون.دلم میخواست اینجا بگم و به اشتراک بزارم ولی از اونجایی که باید یه پست رمزدار بنویسم، معلوم نیست کی فرصت بشه.
امروز صبح خانوم معلم دخترک جلسه آموزشی گذاشته بود و من چون شرایطم جور نبود نرفتم.جز این، دوتا کار مهم دیگه هم داشتم و باید میرفتم که تصمیم گرفتم نرم تا ظهر که میم میاد.عذاب وجدان هم دارم زیاد، ولی هرچی فک میکنم در توانم نیست.دیروز از صبح زود تا آخرشب
بسم الله الرحمن الرحیم
یا فارس الحجاز ادرکنی
محمد بن علی ظهیری سمرقندی در کتاب سندبادنامه داستانی از رفاقت پیرزن و هدهدی نقل میکند،که هد هد با همه زیرکی و تذکر پیرزن در دام کودکان گرفتار میشود و با کمک پیرزن نجات می یابد و این اتفاق را به قسمت و سرنوشت ربط میدهد
و پیرزن خیلی زیبا در جواب او و همه معتقدان به سرنوشت و قسمت می گوید
((قسمت و سرنوشت بهانه انسانهای تنبل و خطاکار است تا وجدان خود را آسوده سازند
آنچه رخ میدهد نتیجه رفتار خودمان است،
ا
امشب خواب عجیبي دیدم،خوابي که شدیدا فکرمو مشغول کرده و از وقتی بيدار شدم نمیتونم از فکرم بيرون بندازمش.خواب راجب کسی بود که قبلا تو زندگیم بود و دیگه نیست،یجورایی میخواست بهم بفهمونه هنوز تو فکرمه و این یکم اذیتم میکنه،میخواستم به خودش پیام بدم و بپرسم.ولی نه!حتی تو خواب هم پسش زدم.باخودم عهد بستم که دیگه این اشتباهو نکنم ولی عذاب وجدان چسبيده از یقه م و ولم نمیکنه،اصلا نمیدونم برا چی عذاب وجدان دارم؟برا کسی که خودش رفته؟یا انجام کاری ک
فکر کنم اخر‌های کتاب دشمن عزیز که به اصطلاح دنباله‌ی بابا لنگ دراز است، سالی مک‌براید از این که نامزدی خود را بهم زده و خوشحال است، احساس عذاب وجدان میکند. تنها ناراحتی الان من هم این است که چرا پاتوق دوست داشتنیم را از دست داده‌ام و عذاب وجدان دارم. به دنبال منطق‌های خوساخته‌ای هستم که بتوانم همچنان انجا باشم و سخت است.
جملات قبل مال چند روز پیش هستند و دوستانم متفق القول که من به هیچ عنوان پاتوقم را از دست نداده‌ام و همچنان میتوانم انجا
از گروه‌ خانوادگی‌ای که توش حرفایی میزدن که به عنوآن یه بچه ۱۷ ساله اذیت میشدم اومدم بيرون و دختر عمم هنوز قهره.عه خب به من چه میخواستین حرفای ناراحت‌کننده نزنین.حالا به‌طرز احمقانه‌ای عذاب وجدان گرفتم.کاش پاکش نمی‌کردم.
گفتم تأهل محدودیت می آورد اما نه اینطور که فکر کنی مثلاً آزادی ات را نقض کنند.نه.اما مثلاً اگر بخواهم با جزئیات توضیح دهم،باید بگویم در زردیِ قشنگِ پاییز،آنجا که تصمیم می گیری تنها پیاده بروی به جایی که اصلاً نمی دانی کجاست،دیگر فکرت نمی تواند مثل یک پرنده ی آزاد به هر جایی که دلش خواست پر بزند.با یک توری بزرگ بالای سر پرنده ایستاده ای و خود را موظف می دانی تا به یک مسیر هدایتش کنی و آن مسیر تنها باید حوالی چند چیز بچرخد: همسرت،کارت،خانه ات و
هربار روی خاکش آب می ریزم عذاب وجدان میگیرم که با اراده خودم پروسه تجزیه جسم عزیزترین آدم زندگیم رو تسریع میکنم. فکرش هم دردناکه که من فقط میتونم غمگین باشم در برابر از دست دادنش. مگه ممکنه بشه ما از هم جدا باشیم؟ چه امکان رذیلانه ای.
صبح میخواستم برم بيرون اسنپ گرفتم، هزینه ش شد 2500. منم توی کیفم فقط ده تومنی داشتم. به مقصد که رسیدم و خواستم حساب کنم گفت خرد ندارم. یه قنادی اونجا بود که راننده گفت برم ازش پول خرد بگیرم. منم پیاده شدم و رفتم اما گفت فقط میتونه دو تا پنج تومنی بهم بده!
دوباره برگشتم به راننده گفتم که اینجوره و فلان، الان آنلاین پرداخت میکنم گفت باشه. اما وقتی پرداخت آنلاین رو زدم گفت امکان تغییر نحوه ی پرداخت نیست، راننده گفت عه اره اخه لغوش کردم دیگه -_-
گفتم خب
بنام خالق هستی

شعور یعنی چه و در فقه چه معادلی دارد؟ آیا وجدان می تواند همان شعور باشد؟
معنی لغوی:
شعور به معنی علم و ادراک دقیق است. کتاب فروق اللغه فرق علم و شعور را در دقت دانسته است.(1)
وجدان، مصدر از وجد به معنی وجود یافتن، یافتن و واجد و دارای چیزی شدن است. وجود در برابر عدم است.(2)
معنی اصطلاحی:
عقل و درک: در مباحث فقه استدلالی یا فقه فتوایی، اگر کلمه شعور بياید، همان کاربرد رایج را دارد و به معنی عقل و درک می باشد.
البته از زاویه ای دیگر می تو
می دونین به این وبلاگ چه حسی دارم ؟ دقیقا یه نفر به سگش داره . نه هر سگی ، بلکه سگی که صاحبش نمی خوادش . با اینکه نمی خوادش در عین حال به قدری دوستش داره که نتونه ازش دل بکنه . سعی می کنه دیر به دیر بهش سر بزنه ولی همش عذاب وجدان می گیره که اون به جز من‌کسی رو نداره و حتما همین الان هم داره به من فکر می‌کنه و منتظر منه ! نه ، ایچ جوره نمی تونم بيخالش بشم !
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ لوازم التحریر برایتو بهترین ارگانیک هابرای زندگی همه چیز درباره همه چیز وبـــگـــرافـــلــند خلاقیت و موفقیت Dünya mehdevi erbein kanalı الات موسیقی مطالعه راه موفقیت نهضتِ شهادت