محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

شماره خاله صیغه ای

شماره خاله هاي صيغه
صيغه شدن
شماره دختر خوشگل
-طریقه خواندن صيغه ازدواج موقت -Videos-ازدواج موقت -پریساي ۱۸ ساله خودش صيغه مسافران می‌شد! +عکس -صيغه -احکام صيغه -نحوه خواندن صيغه ازدواج موقت -ن صيغه اي I ازدواج موقت براي یک ساعت 50 هزار تومان!/ درد و دل هاي ن -احکام عقد موقت (متعه یا صيغه) -صيغه ازدواج موقت و بررسی روش‌هاي متفاوت براي قرائت صيغه عقد موقت -همسریابی حافظون -سايت ازدواج موقت هلو -صيغه 99 ساله چیست و چه احکامی در قانون جمهوری اسلامی
یک خاله دارم که شیش ماه ازم  بزرگتره خیلی ارتباط نزدیکی باهم داریم 
اسم اين خاله ام مثلا خاله اقدس باشه :)
خاله اقدس دوستی داره که توی دانشگاه باهم اشنا شدن .
وقتايی که ازش حرف میزد حرفاش هم تلخ بود و هم شیرین .
یک دختر سی و دو ساله که توی یکی از روستاهاي محروم شهر کامیاران زندگی میکنه.
از یک خانواده ی نه نفره که مادرش وقتی بچه بوده به رحمت خدا رفتن.
با تعریف هايی که خاله اقدس ازش میکرد مشتاق بودم ببینمش.

ادامه مطلب
بلاخره تونستم خاله عیال رو دعوت کنم
خاله عیال خیلی خیلی مهربونه و یک دوستی عمیق بین ما جاریست .
خاله دو تا دختر داره که یکیشون همسن من هست نرگس با دختر کوچولوش یاس و نسترن که چند سالی کوچکتر است و چندسالی مزدوج.
البته خاله دوتا پسر هم داره که از من بزرگترن و مجرددد که مسافرت بودند.
اين دفعه برعکس قبل غذاهام فوق العاده شد
کیک هویجسالاد اندونزیايی.‌‌مرغ زعفرانی.شوید پلوزرشک پلو .سوپ جو
بی اغراق از هر غذايی که تناول می کردند کلی تعریف هم م
1. علی یادت میاد رفته بودیم لب دریا خرچنگ بازی میکردیم؟
خاله ما یه بار هم رفتیم تو نبودی.ببخشید دیگه!
2. خاله یه ماشین اهنی و یه کامیون بزرگ بخر.دیگه دوست دارم.بخشید ها!
3. خاله سال نوت مبارک!
+ واي عزیزمسال نوی تو هم مبارک.
-خوب خاله حالا یه عیدی چیزی بده.
+ من که نیستم الان پیشتوقتی بیام پیشت برات میارم.
- خوب الانم از دوربین ببینم خریدی که میفهمم.لازم نیست حتما بیاي که!
به نام او.
اول اينکه عمه رو هر کاری هم ک بکنه باز عمه هست و خاله اگه بدترین خاله هم باشه؛خاله هست!!
باز اومدم اينجا و دلم براي خاله تنگ شده. اين حس همین جا بماند بین خودمان!
دوم اينکه عروس شدن و ازدواج کردن سخت است و تمام!
سوم هم اينکه عصب سیاتیک کمرم تحت فشاره چند روزی و به پاي راستم تیر میکشه.با اين حال امروز بیش از حد توانم رقصیدم که دختر عمه ام ناراحت نشه!و البته تلاش براي بودن دختردايی خوب!
حس چهارم هم دلتنگی و دیدن عکس هاي قدیمی!
حس پنجم هم ک
فقط یک نفر تو دنیاست که میتونه با هر بار خاله جون خاله جون گفتن‌ش دل خاله جونشو آب کنه
و اون تویی عسلک‌م که با هر بار رفتنت دلم میخواد از دوری‌ت غش کنم.
تو موبايل بود که یک هویی یک دوربین دیگه گفت چلیک :)
#خواهر_زاده
#حسینمون
بچه کوچیک، بزرگترین نعمت و رحمت خداست! توی اين روز ها که حال هیچکدوم از ما خوب نبود، تنها کسی که حواسمونو پرت کرد و براي چند ساعتی اتفاقات اخیر را از یادمون برد، همین دال کوچولوم بود! 
به من میگه خاله، بعضی وقتها هم اونقدر خاله خاله میکنه که بی حواس، به مامانش هم میگه(خاله)
هوا عالی تر از عالی بود، رفتیم بیرون نشستیم، چشمش به دوچرخه افتاد، اومد سراغم و دوچرخه رو نشونم داد! منظورشم اين بود که روی دوچرخه سوارش کنم‌! عمو گفت سوارش نکنیا، گریه ها
با سلام
دوران راهنمايی به بعد تصمیم گرفتم که محکم درس بخونم. یه روز خاله ام اومد خونه گفت چرا اينقدر زیاد درس میخونی گفتم که میخوام جواب زن و بچه در اينده بدم. بعد خاله ام اين موضوع رو براي پسرش تعریف کرد ولی اون تغییری نکرد. الان اون ویزیتور شده و داره جواب زن وبچه رو میده. و من هنوز دارم جواب خودم رو میدم. تو اين موندم که من تو اون سن چه جمله اي گفته بودما عجیبه.
پشت تلفن؛ بره‌ی ناقلا: خاله جون، یه روسری و
جلوی تلفن!؛ افکار خاله جون: خب، یه روسری
بره‌ی ناقلا: یه مانتو و
افکار خاله جون: واااو! یه مانتو هم!!!
بره‌ی ناقلا: یه شلوار و
افکار خاله جون: خداي من، من و اين همه خوشبختی محاله
بره‌ی ناقلا: یه گیره‌ی روسری
افکار خاله جون: حتی گیره هم *_*
بره‌ی ناقلا: برات در نظر گرفتم!
افکار خاله جون: ؟ (سر افکار خاله جون یه دو سه دور گیج میره و سعی می‌کنه تعادلشو به دست بیاره و بفهمه چی به چی شد؟)
بره‌ی ناقلا: فقط بايد ی
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه
ما تا بدین لحظه سریال جذاب زیادی دیده ايم و هشتگ خاله سوسکه در ژانر کودکانه ساخته می شود و امیدواریم بتواند
در نوع خودش بی نظیر باشد‌
سریال زیباي هشتگ خاله سوسکه با کمک عموهاي فتیله اي ساخته می شود و در واقع آن ها در اين سریال دست برتر را دارند
در هر صورت
امیدواریم شما از دیدن اين سریال جذاب و زیبا نهايت لذت رو ببرید
با سپاس فراوان
مامان گفتن به علی و فاطمه خیلی شیرین تر از خاله گفتنه 
تازگی حتی به بچه هايی که محل کار می بینم هم میگم مامان 
مامان و نه خاله 
خاله یعنی غریبه 
آره تا چند وقت پیش که تصمیم گرفتم به اين دو فرشته کوچولو نگم خاله با خودم می گفتم به بچه هاي مردم میگی خاله به بچه هاي خواهراتم خاله؟ 
اما امروز بود یا دیروز که به بچه غریبه گفتم مامان! 
و چه لذتی داره اين کلمه رو به یه بچه میگی 
و چقدر خوبه که من بچه ها رو دوست دارم 
و دستشونو می گیرم یا دستم رو روی قلبش
دانلود اهنگ بچه خاله چرا نمیدی جوابم | دانلود اهنگ افغانی با نام بچه خاله همراه با متن دانلود اهنگ افغانی بچه خاله گل لاله چرا نمیدی جوابم
بچه خاله گل لاله چرا نمیدی جوابم
دل من از غم کباب است چرا نمیدی جوابم
علا باغبان به باغت کاری دارم چرا نمیدی جوابم
ادامه مطلب
هاي تهران
فیلم لو رفته از
دختر در تهران
شماره موبايل
انستاگرام عکس
فیلم پولی
خانم
افزايش هاي تهران
گهبه در تبریز
تن فروشی در تهران
تن فروشی دختران تهران
تن فروشی و شرمساری
ايران عکس و شماره موبايل خاله براي صيغه
صيغه یاب تهران شماره موبايل زن متاهل مرد متاهل
دوست دختر متاهل
جدید 20200 دانلود فیلم جدید سینمايی باحال عشق و حال کردن
صيغه شدن براي مرد غریبه
یا حییب من لا حبیب له
_ خاله! من امروز ازتون دلخور شدم، می خواستم باهاتون قهر کنم!!!
_ با من؟ چراااااا؟ مگه چی کار کردم؟
_ آره. امروز ازتون خیلی ناراحت شدم، چون نیومدین پیش من!
_ خاله من که خودم تصمیم نمی گیرم‌ کجا برم! خاله میم بايد بگه اين زنگ برو پیش فلانی، فلان درس رو باهاش کار کن!
_اما من دوست داشتم شما بیايد پیش من.
 
وی، در خیال خام بود که امروز محدثه رو‌ ندیدم و اونم هیچی نگفت، خدا رو شکر کرده بود که حواسش بهم نبود :||||
نگذاشت یک روز حداقل با ا
جنگ رو دوست ندارممیترسم ازش.
و چقدر اين ترس بهمون نزدیک شده. من دلم میلرزهدلم میلرزه و یاد خونده ها و شنیده هام میفتم از جنگ
جداي از تمام جبهه گیری ها و همه چیز براي من اين فرد "سردار سلیمانی" از درون حس امنیت بود. ارادتی بهش داشتم که به زبان نیومده بود هیچ جا
و امروز صبح.وقتی از خواب بیدار شدم تا سفره ی صبحانه رو براي خاله پهن کنموقتی خاله کوچیکه با غم زیادی گفت سردار هم دیشب شهید شد اول که با ناباوری گفتم: نه خاله دروغهمگه قب
 دانلود قسمت پانزدهم سریال هشتگ خاله
سوسکه , دانلود قسمت 15 سریال هشتگ خاله سوسکه , دانلود هشتگ خاله سوسکه
قسمت 15 , دانلود قسمت 15 16 17 18 19 سریال هشتگ خاله سوسکه , هشتگ خاله
سوسکه , قسمت 15 هشتگ خاله سوسکه , دانلود قسمت 15 هشتگ خاله سوسکه ,
دانلود قسمت هشتگ خاله سوسکه , پانزدهم
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت پانزدهم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 15 سریال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالی 1080p
دانلود قسمت 15 سریال هشتگ خاله سوسکه
گروه فیلم : کودک و نوجوان
سا
امروز خونه بابابزرگم بودم.سر سفره ناهار من بودم مامان بزرگ و س جان.بابا بزرگ اومد خونه.دیدیم یه صداي زنگ از دم در داره میاد.اومده تو اشپز خونه میگه من اين گوشیو پیدا کردم و گوشیه داشت زنگ میخورد.از اين لمسی ها بود و بابابزرگم بلد نبود باهاش کار کته.هیچی من وصل کردم از دستم کشید خودش جواب داد.بعد بابابزرگ گیر داده با کی کار داری؟خخخخ خب هرکی اخه مگه گوشی ما هست.بعد اون اقا هم میگه با.بابابزرگم میگه اشتباه گرفتی خخخخخ با س جان از تو اشپز خونه
دراز کشیده‌ام روی تخت و قصد باز کردن چشم‌هايم را ندارم. از قبل پنجره را کمی باز گذاشته بودم و حالا صداي گنجشک‌ها اتاق را برداشته. شرايط مطلوبیست. نفس عمیق می‌کشم و به غرغرهايشان گوش می‌کنم. چیزی نمی‌فهمم. لابد یک مشت خاله گنجشکه، غروبی جمع شده‌اند دور هم و دارند به زبان گنجشکی، از در و همسايه باهم حرف می‌زنند. مثلا خاله گنجشکهٔ شمارهٔ یک به خاله گنجشکهٔ شمارهٔ دو می‌گوید: شنیدی پسر کوچیکهٔ گنجشک کله‌سیاه دیروز چه کرد؟ پی‌پی‌اش را صاف
دختر خاله دومیه سیزده ساله شده. خاله دومیه خیلی نگرانشه و مدام به ما دخترخاله بزرگا می‌سپاره هواش رو داشته باشیم. چون سیزده سالگی سن حساسیه. چند وقت پیش هم با خانواده دوستش فرستادش بره ارمنستان حال و هواش عوض بشه بچه. من یادم افتاد ده سال پیش با ذوق رفتم خونه مامبزرگم و با شادی به همه اعلام کردم که امروز سیزده ساله شدم!  خاله بزرگم نگام کرد و گفت: نچ نچ نچ چه سال نحسی رو پیش رو داری! هیچی دیگه. خودتون فکرش رو کنید با چه بدبختی‌اي اون سال نحس رو ر
یه بارم خاله که میخواست بره مکه از زه بنده خدايی حلالیت طلبید. حالا کار ندارم که اون بنده ی خدا چقدر بی ادبانه جواب داد و رسما خاله رو قهوه اي کرد. منتهی فقط به اين قانع نشد و سریع استوری گذاشت که "عوض پول خرج کردن واسه عربا و مکه رفتن به درد فقرا بخورید و شما مومناي فلان بیسار هستید." و اين صحبتا. منتهی به دلیل اينکه هاله اي خاله خانم رو احاطه کرده بود، قبول نکرد در جواب استوری بذاره "گه خوریش به شما نیومده عزیزم"
جمعه98/1/2
امروز به اتفاق بابا و خاله ها و زندايی و عزیز رفتیم خونه اقا براي عرض تسلیت،اونجا خیلی شلوغ بود و همه ذوق تو رو داشتن،تو براي اولین بار گفتی مامان اونم تو سن پنج ماه و یازده روز،تو بغل خاله ايدا،خیلی ذوق کردیم من و بابا و خاله ها دنیا رو به من دادن از شادی ریش ریش شدم،دنیام فداي تووووو
مخصوصا تو گریه میگفتی ما ما ما،البته وقتی مسافرت نبودیم میگفتی ولی من باور نداشتم که حرف اومدی تا اينکه بقیه تايیدش کردن
خدايا شکرت
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت آخر، دانلود هشتگ خاله سوسکه قسمت آخر، دانلود آخرین قسمت هشتگ خاله سوسکه، دانلود قسمت آخر هشتگ خاله سوسکه، دانلود قسمت 15 هشتگ خاله سوسکه، دانلود قسمت 15 سریال هشتگ خاله سوسکه،
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت پانزدهم با لینک مستقیم
دانلود قسمت آخر سریال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالی 1080p
دانلود قسمت آخر سریال هشتگ خاله سوسکه
گروه فیلم : کودک و نوجوان
سال تولید : 1397
کارگردان : محمد مسلمی
بازیگران: ‎بهاره کیا
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب گفتی خاله حنا زنگ بزن ماما» ولی موقعیتش رو نداشتم. خاله حنا رو دوست داری و او هم صادقانه عاشقته. برات بابت داشتن اين خاله ی خوش ذات و مهربون خوشحالم. فقط حیف که ايیینهمه ازش دوریم. حیف حیف. کاش کنار پدربزرگت یعنی بابام و مامانم و خاله هات بودیم تا می دیدی عشق خالصانه رو و با همه وجودت درک می کردی. عشق کسانی رو که می تونی با اکنیت خاطر به عشقشون اعتماد کنی.
چون نه تنها تو رو دوست دارند صمیمانه
بلکه عاشق تو هستند و حت
نسل سوخته ما بودیم که روزی که مدرسه تعطیل می‌شد کله سحر تا دم در مدرسه می‌رفتیم می‌فهمیدیم تعطیله برمی‌گشتیم نه اينا که علاوه بر شبکه‌هاي اجتماعی و رسانه‌ها، دوتا مامانبزرگاشونو و خاله و دايی و عمه ها و عموهاشون و حتی خاله مامانشون تک‌تک زنگ می‌زنن مطمئن شن خبر تعطیلیو شنیدیم!
379دلم هواي دايی جان و خاله خانم ها را دارد. خیلی به دلم مانده که توی عکسهاي یادگاری مان جاي شان خالی ست. چه قدر حتی شب عروسی بین مهمان ها جاي شان خالی ست. مهمان هايی که حتی نمیدانند پلک خاله دارد. دوری و دلتنگی و الی الله ترجع الامور .
هايدی (Heidi)، دختر بچه‌اي پنج ساله است که یک سال بعد از تولدش، پدر و مادرش را در سانحه‌اي از دست‌ می‌دهد و خاله‌اش سرپرستی او را بر عهده‌ می‌گیرد. شروع داستان از زمانی است که خاله‌ی هايدی کاری در شهر فرانکفورت پیدا می‌کند و دیگر نمی‌تواند از او نگهداری کند. بنابراين تصمیم می‌گیرد که هايدی را نزد پدربزرگش که تنها فامیل اوست ببرد تا مسئولیت سرپرستی‌اش را به عهده بگیرد.
اما پدربزرگ در دامنه‌ی کوه‌هاي آلپ دور از روستا و مردمش، به تنهايی رو
خواهر زادم چند وقت پیش از خواهر کوچیکم که پزشکه میپرسه که خاله راست میگن آدم با یه کلیه هم میتونه زندگی کنه خواهرم میگه آره میشه با یه کلیه هم زندگی کرد
بعد میگه خاله یعنی هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد خواهرم میگه نه هیچ مشکلی پیش نمیاد
میگه دیگه کدوم از اعضاي بدنمون رو بیرون بیاریم مشکلی پیش نمیاد 
خواهرم یه چنتايی نام برد گفت بدون اينا هم میشه زندگی کرد
گفت اونوقت همه اينا روهم چند کیلو میشه
خواهرم میگه خاله واسه چی داری اينا رو میپرسی
میگه خ
یک گروه فامیلی تو تلگرام داریم که آسايش از من بنده خوب خدا گرفته!
 
بارها لفت دادم و باز بدون خواست خودم اد شدم .
 
مثلا همین دیشب براي یک ربع داخل گروه " نازارکان" ( اسم گروهمونه ) :)) بودم
 
خاله بزرگ : ر. شب یلدا دیدمت چاق شده بودیا داشتی میترکیدی !!
 
ر( خاله دیگر) : وا؟؟ خودتو دیدی؟؟؟؟ مردم کور خودشونن بیناي مردم !!!
 
( اينجا دعوا شروع میشه)
 
دايی: پرايد وطلا گرون شده !( ايشون خبرهاي اقتصادی تو گروه پخش میکنن البته گاهی دو بهم زنی هم میکنن)
 
شوهر خا
قسمت ۱۴ سریال هشتگ خاله سوسکه,دانلود قسمت
14 سریال هشتگ خاله سوسکه,دانلود قسمت چهاردهم سریال هشتگ خاله
سوسکه,دانلود قسمت 14 15 16 17 18 هشتگ خاله سوسکه,هشتگ خاله سوسکه قسمت
14,هشتگ خاله سوسکه قسمت چهاردهم,دانلود رايگان,دانلود کامل,دانلود
مستقیم,نسخه بدون سانسور,دانلود کیفیت خوب,دانلود کیفیت عالی,دانلود با حجم
کم,دانلود کم حجم
دانلود سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت چهاردهم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 14 سریال هشتگ خاله سوسکه با کیفیت عالی 1080p
لینک دا
بالاخره بعد از 4 سال امام مهربانی ها من رو براي زیارت بارگاهش طلبید. چند وقت بود که دلم براي زیارت حرمش پر میکشید ولی خب قسمت نمیشد تا اينکه یه روز خاله زری پیام داد که میاي بریم مشهد ؟ منم با پرویز صحبت کردم اونم گفت اگر دوست داری برو. خلاصه اينکه منو و آریان و خاله زری و مادربزرگم و خاله گلناز و شوهرش و دختر خاله ام و باباش عصر روز دوشنبه هفتم مرداد با قطار از اصفهان راهی مشهد شدیم و یکشنبه سیزدهم مرداد برگشتیم. با اينکه با وجود آریان خیلی اذیت
 
1دختر خاله سه سالم نشسته بودلب پله بالاخونه و پاشو گذاشته بود روشکم پسر خاله بزرگم که اون پايین خوابیده بود. پسرخالم گفته بود حاج خانم پات اينجا چیکار میکنه؟
یه مکث کرد گفت:اين پا رومیبینی!؟دفعه بعد به من بگی حاج خانم میاد تو صورتت
 
2
وقتايی میخوام دم ظهر داداش برسونم یه چادر پوشیده دارم کلا پوشیده است ازین خیلی حجابیا میپوشمش  میگیرم جلو  که افتابم نسوزونه صورتمو. عینک آفتابیم میزنمو چون قدم کوتاهه صندلیم میکشم جلو
اونوقت داداش به مامان
ساعت خواب و بیداری‌ات از عالی به افتضاح تغییر کرده جانکم.  تا چهار صبح لگد میزنی به شکم مادرت و چهار صبح به بعد می‌خوابی تا دم‌دماي ظهر. خوابیدنت هم عجیب و غریب است . خودت را ول می‌کنی جلوی شکم مادرت و یکهو شکمش دوبرابر میشود. میفهمیم که ارغوان خوابیده است.
جواب سلام خاله را نمی‌دهی. جواب احوالپرسی خاله را هم نمی‌دهی. اما وقتی وحشی خطابت می‌کنم، تکان می‌خوری و سرت را می‌چرخانی . اين را مادرت می‌فهمد و براي ما تعریف می‌کند.
جان دل خاله روز
علیرضا زنگ زده میگه خاله؛ به خورشید خونتون بگوو که به ماه بگه، امشب دوساعت دیرتر بیاد تو آسمون.میگم خاله، واسه چی به خورشید اينوو بگم؟میگه اخه خاله ما داریم میايم خونه‌ی شما مامانم گفته تا برسیم خونتون دیگه شب شده.دلم میخواد وقتی ما میرسیم اونجا هنوز روز باشه.وقتی تلفن رو قطع کردم. تو دلم گفتم  کاش کاراي دنیا به همین راحتی  بود.شايد بچه‌ها به خاطر فطرت پاکشون دنیا رو به همین سادگی که توصیف میکنند، میبینند.و شايد دنیااا به همین سادگی
خاله پیام داده:
اگر تهرانی بیا میخوام ببینمت،دلم تنگ شده واست سال جدید ندیدمت.
ترجمه:
اگر تهرانی بیا میخوام ببینمت سهمیه سیلی تو کنار گذاشتم بیا بخور برو. -_-
از کانادا برگشته.عیدا خاله ام میره سر میزنه به پدر مادرش.امسال زود برگشتن.اونم که اونجا بوده و.درد دل خواهرانه و.
کامل همه چی رو گفته باشه کار از سیلی گذشته.
بشینید تا بیام خاله جون :/
Hashtag Khale Sooske, Hashtag Khalehsoskeh S01E06, الهام
حمیدی, امیر کربلايی زاده, امیرحسین رستمی, بهاره کیان افشار, تماشاي
آنلاين سریال هشتگ خاله سوسکه, خاله سوسکه, دانلود رايگان سریال, دانلود سریال خاله سوسکه قسمت 6, دانلود سریال
هشتگ خاله سوسکه قسمت ششم, دانلود قسمت 6 سریال خاله سوسکه, دانلود قسمت
ششم هشتگ خاله سوسکه با کیفیت 1080p, دانلود نیم بها, سايت دوستی ها, قسمت
ششم سریال هشتگ خاله سوسکه, کارتون موزیکال خاله سوسکه, محمد مسلمی, هشتگ
خاله سوسکه, هشتگ خاله سوس
سلام
از صبح امروز فهمیدم که هفته دیگه خاله م اينا میان شهرستان و از همین امروز استرس گرفتم. نمیدونم از کجا بگم . اين خاله من هر چند ماه یه بار میاد و یه دختر با دو پسر داره. اين خاله م با دختر خاله م الکی از من متنفرند.
به طوری که اکثر مواقع منو جلوی جمع کوچیک میکنن. به جايی رسیدم که جايی که اين ها هستن نهايت سعیم رو میکنم که نرم. چند تا از رفتار هاي اون ها رو میگم بفهمید:
چند ماه قبل که اومده بودن براي اولین بار رفتم به خاله م سلام کنم از در که اومدم
هوالمحبوب
خاله کوچیکۀ من کسیه که بیشترین خواستگار رو می‌فرسته دم در خونۀ ما. هر جا که بره و یه ندايی از خواستگاری بشنوه، فورا آدرس و شماره تلفن خونۀ ما رو می‌ده. تاکید هم می‌کنه که اگر اين دختر رو نگیرین، خسره الدنیا و الاخره می‌شین. از من گفتن بود. از اونجايی هم که شوهرش بیست و چند سال پیش در عنفوان جوانی، مرحوم شده و سه بچۀ خودش رو هم در سنین طفولیت سر و سامون داده؛ وقت آزاد زیادی داره، یا تو مسجد و حسینه پاي منبر دعا و روضه است، یا تو خونۀ د
در درونم مچاله می شوم وقتی صداي "خاله ، خاله. " پسربچه فقیر که زیر باران دنبالم راه افتاده بود در حالیکه من پاسخی برايش نداشتم  و همانند کوران و کران زیر بارش رحمت خالق گذشتم و کاری برايش نکردم ، را  در ذهنم مرور می کنم.
نفرین بر فقر ، اين پیچیده ترین و اساسی ترین معضل اجتماعی و نفرین بر منِ ناتوان .
دلم می‌خواست چهره‌اي برايت تصویر کنم و در
چشمانت، خیره بمانم و بنویسم از دیروز و امروز و فردايت. بیا و حالا که نمی‌شود تو
را در یک قاب محدود کرد، دستانم را بگیر و با خودت به سفر ببر. سفری به ماجراي پر
فراز و نشیب ما» شدنت!
ادامه مطلب
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
صنایع دستی وسوغات آذربایجان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز دبستانی سردرگمم داستانـــــ دیزل ژنراتور بیمه البرز رشت پرتخال ولف سرور