نتایج جستجو برای عبارت :

سریال چطور ازت متنفرم ژولیت

اینکه میبینم چقدر چقدر چقدر زیاد دنیاهامون ازهم دوره
چقدر زیاد متفاوته
چقدر زیاد دورم
چقدر زیاد جلوعه
اعصابم رو بهم میریزه
انگار همش دارم سرجام میدوعم، انگار دارم از یه صخره خودمو پرت میکنم پایین ولی به زمین نمیرسم
نمیمیرم
نمیمیرم
نمیمیرم
این زندگیِ نصفه نیمه ی احمقانه ی به درد نخورِ حال بهم زن دیگه داره پدرمو درمیاره
از آدما متنفرم
از هرکی که داره ایده آل منو زندگی میکنه متنفرم
از کوه متنفرم 
از دریا متنفرم
از کتاب متنفرم
از پیشرفت متنف
باز شبی طولانی در راه است.
شبی بی تو ، شبی سرد و شبی پر از اشک. گاهی میگویم حتما اونم مثل‌منه ولی  بعدش میگم چطور امکان داره اخه اون خودش رفت
گاهی میگویم حتما مانند من عکسایم را چک میکند و بعدش میگم چطور امکان داره اخه اون خودش رفت
میگم حتما مثل‌من همیشه به فکرمه ولی‌  بعدش میگم چطور امکان داره اخه اون خودش رفت
 بعدش میگم چطور امکان داره اخه اون خودش رفت
 بعدش میگم چطور امکان داره اخه اون خودش رفت
از این جمله متنفرم.
متنفرم.
و متنفر‌م
چرا با
به طور کلی 
از همه ی نی که خوشبختی رو در همسر یک مرد بودن میبینن و این کاملا براشون راضی کنندس و بیشتر ازین چیزی رو نمی‌خوان ، متنفرم
از نی که خودشون رو دقیقا فدای یک آدم دیگه به جز خودشون میکنن، متنفرم
از یی که وقتی خودشون رو با ارزش میدونن که باردارن ، متنفرم .
و بیشتر از همه از تمـام مردایی متنفرم که به این رفتار توی جامعه دامن میزنن و اسم این اشتباه بزرگ دخترا همسرا و مادرای خودشون رو میذارن عاقلانه رفتار کردن . 
و چقدرم زیادی
به طور کلی 
از همه ی نی که خوشبختی رو در همسر یک مرد بودن میبینن و این کاملا براشون راضی کنندس و بیشتر ازین چیزی رو نمی‌خوان ، متنفرم
از نی که خودشون رو دقیقا فدای یک آدم دیگه به جز خودشون میکنن، متنفرم
از یی که وقتی خودشون رو با ارزش میدونن که باردارن ، متنفرم .
و بیشتر از همه از تمـام مردایی متنفرم که به این رفتار توی جامعه دامن میزنن و اسم این اشتباه بزرگ دخترا همسرا و مادرای خودشون رو میذارن عاقلانه رفتار کردن . 
و چقدرم زیادی
میدونم که متنفرم کسی بهم ابراز علاقه کنه. متنفرم رسمن. و هر بار دلم میخواد پرچم دربیارم و بگم من نه میتونم و نه میخوام تو رو دوست داشته باشم و لیو می الون. ولی نمیتونم و از این موضوع متنفرم. من کسی رو دوست دارم که دلم براش یه ذره ست و اصلا نمیدونم چطور باید با دوریش کنار بیام وقتی از اینجا برم. من کسی رو دوست دارم که از همه شیرین تره و عطرش شبیه پنبه ست! میدونم که لب هاش مزه شیرینی دارن و موهاش بی اندازه نرم و قشنگن. اون یوفوریای منه. دلم میخواد که س
 
از اینکه آدمها فکر میکنن من قوی و مستقلم متنفرم . من انقدر از نظر روحی داغون و متلاشی ام که گاهی چند دقیقه به یه نقطه خیره میشم و فکر میکنم چطور میتونم به این نکبت پایان بدم بعد به خودم میام و فکر میکنم من ترسوتر از این حرفام و بهتره بجای فکرای بیخود یه حرکتی برای زندگیم بکنم ، اما پنج دقیقه بعد دوباره مایوس میشم و دلم میخواد بزنم زیر گریه . حالا نمیفهمم چرا با این روحیه‌ی نابود ، همیشه درحال خندیدنم و همه فکر میکنم من زندگی به هیچجام نیست . من
احساس میکنم آدم بدیم. به خاطر این که هیچکاری نمیکنم یا حتی کارایی میکنم که به نظر اشتباست از خودم متنفرم. . نمیدونم اشکال کارم چیه. نمیدونم چجوری باید درستش کنم. میترسم ادم مزخرفی باشم به خاطر همین متنفرم از ترس این که مزخرف باشم. 
از میم متنفرم بخاطر اینکه هیچ وقت نفهمیدم شریک ه یا رفیق غافله 
از صاد متنفرم که ادعا میکنه منو میشناسه اما نمیفهمه من جنبه ی این جور شوخی هارو ندارم حدااقل نه تو این مورد نه تو این وضعیت که معلوم نیست بابام تا اخر ماه چی میشه 
(البته اون از مشکل من خبر نداره ولی به هرحال )
از ح جیمی ام متنفرم از اون از همه بیشتر متنفرم اینکه من اینقدر اسیب پذیرم الان بخشیش بخاطر اونه 
از خودم هم متنفرم بخاطر اینکه اینقدر هیجان زده ام همیشه و همیشه نیاز دارم
خستم از صداهایی که می‌شنوم 
از حرفایی که میزنم 
از نگاه هایی که میکنم 
از افکاری که توی ذهنمه ! 
خستم از این رویاپردازی هایی که میکنم 
خستم .
کاش میتونستم ذهنمو متلاشی کنم 
کاش میتونستم خودمو تغییر بدم
کاش میتونستم عمل کنم 
کاش میتونستم یکم به خودم و دنیای خودم اهمیت بدم 
خستم از این چهار دیواری ! 
اما فقط خستم .
شب میشه 
صبح میشه 
دوباره شب میشه 
و صبح میشه ! 
از شب متنفرم 
از روزهایی که میگذره متنفرم 
از خودم متنفرم 
از این دنیا متنفرم 
ا
آره خیلی زشت و بی ادبانه س وقتی خاله  م از کیلومترا اون ور تر اومده خونمون، من  اصن حوصله حرف زدن باهاشُ ندارم. و رفتم تو اتاقم درو بستم ، حتی غذام باهاش نخوردم .این حجم عوضی بودن حالمُ بهم میزنه ولی واقعا وقتی توو موقعیتشم نمیتونم جور دیگه ای رفتار کنم.کاش می‌تونستم برم یه شهر دیگه و دقیقا به همه بگم نیاز دارم تنها باشم ، نمی‌خوام هیچکس ببینم . ازینکه حتما باید یه عنوان کوفتی اون بالا بنویسم متنفرم متنفرم متنفرم اه
آره خیلی زشت و بی ادبانه س وقتی خاله  م از کیلومترا اون ور تر اومده خونمون، من  اصن حوصله حرف زدن باهاشُ ندارم. و رفتم تو اتاقم درو بستم ، حتی غذام باهاش نخوردم .این حجم عوضی بودن حالمُ بهم میزنه ولی واقعا وقتی توو موقعیتشم نمیتونم جور دیگه ای رفتار کنم.کاش می‌تونستم برم یه شهر دیگه و دقیقا به همه بگم نیاز دارم تنها باشم ، نمی‌خوام هیچکس ببینم . ازینکه حتما باید یه عنوان کوفتی اون بالا بنویسم متنفرم متنفرم متنفرم اه
آره خیلی زشت و بی ادبانه س وقتی خاله  م از کیلومترا اون ور تر اومده خونمون، من  اصن حوصله حرف زدن باهاشُ ندارم. و رفتم تو اتاقم درو بستم ، حتی غذام باهاش نخوردم .این حجم عوضی بودن حالمُ بهم میزنه ولی واقعا وقتی توو موقعیتشم نمیتونم جور دیگه ای رفتار کنم.کاش می‌تونستم برم یه شهر دیگه و دقیقا به همه بگم نیاز دارم تنها باشم ، نمی‌خوام هیچکس ببینم . ازینکه حتما باید یه عنوان کوفتی اون بالا بنویسم متنفرم متنفرم متنفرم اه
از آدمایی که انقدر مغرورن که هیچوقت حاضر به عذرخواهی کردن نیستن متنفرم.
ازینایی که در ظاهر مظلومن و همه فکر میکنن هیچوقت کسیو ناراحت نمیکنن اما همه گندی میزنن و نهایتا تو هم صرفا به خاطر شلوغ بودن و مظلوم به نظر نرسیدن!در هر شرایطی آدم بده به نظر میرسی متنفرم!
از اینایی که یه مشت دروغ سرهم میکنن تا اتفاق افتاده رو به نفع خودشون بکنن متنفرم.
از اینایی که کارای بقیه رو هی عیب می گیرن اما خودشون هر کاری دلشون میخواد میکنن متنفرم.
از آدمای خودخواه
همیشه وقتی به کسی نیاز داری نیستش. خصوصا وقتی غرورت اجازه نمیده صداش برنی یا بهش بگی. دوست داری خودش بفهمه و باشه! ولی هیچ وقت نشده و نمیشه و نخواهد شد. هیچ وقت! 
+ منم اینجا رو کردم پر از نوشته های چرت. همین که خالی بشم کافیه. طرز نوشتنم با قبل خیلی عوض شده. تو اون بکی وبلاگ اولین نوشته ها رو ک نگاه کردم دیدم چقد شور و شوق بود در من ولی حالا. همش نق  همش غر همش ناله.
+ دوست دارم یکی رو گیر بیارم بهش یک عالمه فحش بدم. سرش داد بزنم. کتکش بزنم. با دند
دانلود سريال کره ای I Hate You Juliet 2019 با زیرنویس فارسی
با بازی لی هونگ کی و جانگ هه سانگ
قسمت 4 اضافه شد
نام انگلیسی: I hate you juliet
نام فارسی: ژوليت ازت متنفرم
ژانر: عاشقانه / کمدی
تعداد قسمت: 18
تاریخ پخش: Feb 14, 2019 - ?
روز های پخش: سه شنبه
شبکه پخش: oksusu
مدت زمان هر قسمت: 18 دقیقه
ساخت: کره جنوبی
امتیاز سريال: 8/10
بازیگران

خلاصه داستاندر مورد یه مرد هست که قدرت شنیداری عجیبی داره ک میتونه افکار مردمو بخونه .
ادامه مطلب
دانلود سريال کره ای I Hate You Juliet 2019 با زیرنویس فارسی
با بازی لی هونگ کی و جانگ هه سانگ
قسمت 2 اضافه شد
نام انگلیسی: I hate you juliet
نام فارسی: ژوليت ازت متنفرم
ژانر: عاشقانه / کمدی
تعداد قسمت: 18
تاریخ پخش: Feb 14, 2019 - ?
روز های پخش: سه شنبه
شبکه پخش: oksusu
مدت زمان هر قسمت: 18 دقیقه
ساخت: کره جنوبی
امتیاز سريال: 8/10
بازیگران

خلاصه داستاندر مورد یه مرد هست که قدرت شنیداری عجیبی داره ک میتونه افکار مردمو بخونه .
ادامه مطلب
سلام خوبی؟
چند روزی سراغتو نگرفتم چند روزی پرتت کردم به سمت دور ترین قسمت مغزم که افکارم حوالی تو نچرخه
از اینکه شدی دلیلی برای راکت موندنم ،متنفرم !
با اون همه صحبتی که باهات داشتم به هیچ نتیجه ای نرسیدم جز اینکه  تو بیهوده ترین چیز تو زندگیم بودی و هستی که منو به خودش مشغول کرده
اولش فکر میکردم توهمی ولی از اینکه اینقدر واقعی بنظر میای ،متنفرم !
وی پیش خودش حساب کرده بود بعد هفته ی بدش، لایق اینه که چهارشنبه مال خودش باشه، برنامه داشت َکِش بره بستنی بخوره، فیلم ببینه، کتابشو تموم کنه.عوضش نشسته رو تخت و حتی شامشم همینجا خورده، قرار کش به آهنگی که خواهرک براش فرستاده تا از دلش در بیاد خلاصه شده، چهار تا کتاب بیوشیمی جلوی روش باز کرده و با آهنگ خواهرک (با حرکت به چپ و راست) میخونه "یکی یدونه ی دلم باش یه روزی بشی عاشقم کاش :| "و در کنارش زیر لب ذکر میگه: من از معلمی متنفرم،
امروز، روز جهانی عدالت اجتماعیه.
از امروز متنفرم، از اونایی که براحتی آب خوردن چیزایی رو بدست میارن که حتی فکر کردن بهشون واسم محاله متنفرم.
از همه ی اونایی که همیشه یه شال ابریشمی بستن جلو چشماشونو و آرزوها و خواسته هاشونو گذاشتن کف دستشون، همون چیزایی که من یه عمر واسه شون سگ دو زدم متنفرم.
.
.
.
بژ یز گشا گی پلی دذب غبذی نثقرن. بضمب بژ درب نثقرن .
پ.ن: قدیما علاقه ی زیادی به رمزنگاری داشتم. این جمله هم که عمق نفرت منو بیان میکنه به رمز سزاره. 
یه چیزی هست در وجود من ، شخص یا آدم نیست ، یه چیزی که ماهیتش درست مشخص نیست و نه از هویت و نه از جنسیت یا ماهیتش چیزی نمی دونم ، البته اون چیز یا موجود ، شاید درون خیلی های دیگه هم باشه ، ماهیتش رو نمی شناسم اما متوجه چیز خیلی تلخی شدم ، اون کاری میکنه که من  به بهانه هایی که خودش درست میکنه یا یه جوری مثل بازی می مونه و اتفاقاتی که پشت سر هم برام می افته و  درش می افتم ، از هدف اصلی دور بمونم و انگار خبره این کار شده. در وجودم ، من رو با همه دشمن میک
روزهای سرد افسرده‌کننده‌اند. چون مجبورت می‌کنند به درون خودت برگردی، یک گوشه کِز کنی و تنها باشی. 
از روزهای سرد متنفرم. از تمام روزهای سردی که اتفاقات دشوار زندگی‌م توشون افتاده متنفرم. از امروز.  
× لطفاً دعا کنید برای مادرم. 
حالم خوبه مخصوصا وقتی درگیر کاری هستم
از بیکاری متنفرم
ولی گاهی اوقات نمیشه کاری کرد
فقط میشه تلوزیون نگاه کرد 
یا نشست پای کامپیوتر و وبگردی کرد
یا روزا رو شمرد که کی تموم میشه 
جالبه نه.!!!
روزا رو میشمریم که کی تموم میشه 
یا کی عید میشه 
یا کی تعطیله
یا کی بازنشسته میشیم
اگه قرار باشه همه چیو حساب کنیم دیگه وقتی لذت بردن نمیمونه
منم از شمردن و حساب کردن متنفرم
به همین سادگی.
ازون جایی که من خیلی آدم با حوصله ای هستم :/ و عاشق سريال مریال:// یه انیمه ی ۳۶۶ قسمتی رو میخوام ببینم:/ ولی خب درست در همین لحظه که این رو نوشتم یادم اومد که بهم گفته بود ساوت پارک رو ببینم و من چون اصن حوصله ی چیزای طولانی رو نداشتم ندیدم :/ و الان نمیتونم با خیال راحت برم بِلیچ ببینم :// و اصن من هر کاری میکنم حتما باید یه چیزی توش باشه ://این مازوخیستی از کجا نشأت میگیره?:// به طور کلی ا هر چی باعث میشه آدم حسای مسخره پیدا کنه متنفرم :/ ا آهنگ چِلْسی م
دلم برای بوی رنگ ، قلمو ، تینر ، کلاس نقاشی ، صندلی چوبی تنگ شده . دلم برای عصرای کلاس نقاشی تنگ شده. اوف چقد هوا خوبــه! انگار خودمُ توی خودم حبس کردم .کاری که واقعا میخوامُ نمیکنم .می‌خوام خودمُ بزنم به در و دیوار:/ از اجبار متنفرم متنفرم متنفرم:/ . قول میدم این آخرین اجبار زندگیمه:/.اولش خوب بودا اصن :/ همه چی همیشه به کامم بود .اصن مشکل از وقتی شروع شد که تن دادم به اجبار شرایط. منظورم این نیست آدمی منُ مجبور به کاری کرده باشه. خودم خودمُ تسلیم شر
امشب یه فیلم کره ای خیلی وحشتناک دیدم که به شدت روح و روانمو آزار داد.اسمش شیون بود.وسطای فیلم نتونستم تحمل کنم و بقیه شو نگاه نکردم.تا حالا چند تا فیلم کره ای که امتیازهای بالایی هم داشتن نگاه کردم و حالا به این نتیجه رسیدم که از فیلم های کره ای متنفرم.
فیلم ترسناک خیلی آزارم میده،دیگه هیچوقت نگاه نمیکنم.
فیلم پر معنا و مفهومی بود ولی برای من زیادی ترسناک بود.الان هم قلبم به شدت تیر میکشه.
فی الواقع الان از سایه خودم هم میترسم.
بدترینِ بی‌سواد ها، بی‌سوادِ ی‌ است.
او نه می‌شنود، نه می‌بیند
و نه در رخدادهای ی مشارکت می‌جوید
او نمی‌داند که هزینه ‌های زندگی، قیمت لوبیا، ماهی، آرد، کرایه ‌خانه، کفش و دارو، همگی به تصمیمات ی گره خورده‌اند.
او چنان ابله است که سینه ‌اش را پیش‌ کشیده، با افتخار اعلام می‌کند:
"از ت متنفرم".
چنین سبک ‌مغزی به این امر واقف نیست که تن‌ فروشان، کودکانِ خیابانی، ان و حتی تبهکارترینِ تبهکاران که همان ت‌مداران ف
چکار کردند با خون شما؟ .
چجوری این همه ثروت رو بالا کشیدند به اسم شما .
چطور از عدل گفتند در وصف شما و خودشون در عمل ظلم کردند
چطور حرف بهشتی رو شنیدند و توجیه کردند
چطور اونچه مذمت شده بود رو تکریم کردند
چطور کور شدند
چطور بسته شدند
چطور هرچه باسوادتر شدند، متعصب تر شدند
چطور شما رو شناختند و عین شما نشدند.
ما هم نشدیم؟ قبول، ما هم بد کردیم. اما ما که ادعایی نداشتیم
چطور ادعای بزرگی کردند و آرمانتون رو حقیر کردند .کجایی چمران. کجایی امام موس
یک هوای بارانی دلگیری شده، من از هوای بارانی دلگیر متنفرم. من از هوای بارانی متنفرم، من از باران متنفرم. یاد آخرین وقتی که باران میبارید میفتم، یاد یک باری که رفته بودیم دوچرخه سواری، خسته شدم نشستیم روی تاب وسط بلوار، بعد من یک فیلمی براش تعریف کردم، فیلم مورد علاقه م eternal sunshine of the spotless mind، بعد ادامه دادیم رفتیم تا خود کوه، از آن بالا دیدیم یک ابر گنده ای دارد سطح شهر را میگیرد. گفت میخوایم م بریم بیرون، گفتم دلم براش تنگ شده. گفت میا
اگر بخوام به اندازه ی تک تکِ نفسهام ازت تشکر کنم.بازم کمه.نمیدونم نمیدونم چطور باید شکرت رو بگم؟چطور بگم ازت ممنونم؟چطور بگم منو ببخش بخاطر همه ی بدی هام؟چطور بزرگیتو توی ذهنم هضم کنم؟
دلم میخواد اندازه ی همه ی عمرم اشک بریزم و اندازه ی تک تک این اشک ها بهت بگم. ازت ممنونم.
کاش لایقِ نگاهت باشمکاش.لایقم کن ای خدا .
از صبحونه و چیزاییکه به عنوان صبونه میشه خورد متنفرم و همچنین از شیرینی جات. هر چیز شیرینی. از چایی هم خوشم نمیاد. و اصلا و ابدا دوست ندارم برم خرید و بازار. لطفا ولم کنید و من رو بازار نیارید. چه بد که خودم چون میزبانم باید با پای خودم بیام بازار و ساعت ها منگل شم. همچنین از تخم مرغ متنفرم و بعد از تنفر، معدم رو به شدت اذیت میکنه. و مورنینگ سیکنس دارم. یعنی که هر صبح لعنتی ای که بیدار میشم دچار حالت تهوعم. همیشه صبح ها دچار این مزخرفم. و الآن که ساع
قسم میخورم تو هر مرحله از زندگی متاهلی باشم و متوجه بشم همسرم رابطه عاشقانه ای با نامحرمی داشته ، تو هر مرحله از زندگی عاشقش باشم یا نباشم، به اون زندگی ادامه نمی دم.متنفرم از تمام مرد نه!نامردهایی که بعد از ازدواج هم هنوز چشماشون دنبال معشوقه های قدیمیشونه.متنفرم از تمام مرد نه! نامرد هایی که عشق و حالشونو میکنن و دنبال دختر های سنگین و باوقارن!متنفرم از همتون که باهرزگی هاتون همسرتونو زیر سؤال می برین،غیرتتون رو زیر سوال می برینبه شمام
امروز، یازدهم فوریه، روز جهانی ن در ساینس یا همون ن ساینتیسته. روز آدمایی مثل ماری کوری. همون طور که قبلا هم گفته بودم بیشتر کودکی من با همین ساینتیستا گذشته. با شگفتی علم.
امیدوارم یه روز منم بتونم یه ساینتیست بشم:)
.
پ.ن1: بچه ها دانشمند ترجمه ی کاملی واسه ساینتیست نیست. به هرکسی که به طور علمی در مورد یکی از شاخه های علم پژوهش کنه ساینتیست گفته میشه. لازم نیست واسه ساینتیست بودن به درجه ی اجتهاد برسیم:))
پ.ن2: آقا تسلیم. انگار بابام راست می
۱.دارای حال روحیِ بد بد بد بد
۲.خسته ی داغون له که هفتا درسش از کتـــااااااااااااب مضخرف سلامت و بهداشت مونده و هرچی بیشتر میخونه بیشتر خسته میشه و سرسری میخواد رد شه که تموم شه و پرتش کنه اونور .
۳.گریه کن
 بمیر
زار بزن
کلت و بکوب به دیوار
با ناخونات دستت و زخم کن
سرتو بکن تو بالشت بزار نفست حبس شهدیگه نفست بالا نیاد
چون حقته.چون تو یه ادم ضعیفی.چون تقصیره خود خود خودلعنتیته سحر.لطفا بمیرهمین الان!
از این تک بعدی بودن جدیدم متنفرم ولی فعلا راه دیگه ای ندارم. به همه چیز شک دارم و انرژی ام در تمام ساعات روز نزدیک به صفره. فردا شروع امتحانات پایان ترم هست و دوتا امتحان دارم. آمادگی ام به طرز ترسناکی کمه. انگیزه ام هر ثانیه فروکش می کنه و نمی دونم به چه امیدی هنوز به ادامه فکر می کنم. لعنت به تمام روزهایی که گذشت و برای من فقط حسرت و خاطره بد به جا گذاشت. تنها چیزی الان می تونم بگم خوبه، رابطه ام با پارتنرمه و اونم به این دلیله که هر دو با تمام وج
دو تا اتفاق هست که از الان دارم بهش فکر می‌کنم برای حداقل ۶-۷ ماهِ دیگه و انقدر ذهنم رو مشغول کرده که باید حتما بنویسمشون و دیگه بهشون فکر نکنم.
اولین اتفاق رو بعید می‌دونم بشه. فلذا فقط جایگزینش رو می‌نویسم. این‌که به محضِ این‌که تو بیمارستان فارغ شدم، بیام خونه و به بخش نرم. حتی یه دقیقه بیشتر هم نمی‌تونم بیمارستان رو تحمل کنم!
دومی این هست که تا ده روز و هرچه بیشتر بهتر، هیچ‌کس، یعنی هیچ‌کس. حتی مامانم و مامانش، نیان خونه‌مون. هیچ‌کس
میتونم این رو بگم که از شنیدن کلمه آبجی از زبون خواهرام متنفرم
پشت این آبجی گفتنای هرچندسال یک بار مطئنن یک درخواستی هست که میگن
سلام گرگ بی طمع نیست.
متنفرم ازاین کلمه که فقط در مواقع ای که بهم نیاز دارند استفاده میکنند و چه 
وقیحانه این کلمه رو بعداز هربار پوزخند زدنم و تاکید براینکه بهم نگو آبجی و کارت رو بگو
بازهم تکرار میکنند و منو آزار میدهند.
دلم میخواهد آبجی گفتنشان از ته دل باشد و بدون درخواستی اما فکرکنم این آرزو رو باید به گور ب
دیروز از ظهر که فشارم افتاد واقعا حال نداشتم 
واقعا 
۸ خوابم برد 
۱۱ بیدار شدم 
و دوباره ۲ خوابیدم 
صبح دیر پاشدم برای کارخونه 
چطور ممکنه 
چطور ممکنه
چیه این زندگی؟
۷ ماه مونده تا بازنشستگیش 
یه پسر دانشجو داره 
و به دختر کوچولوعه ۸ ساله 
همیشه مودب 
خندان 
با وقار 
فرامرز 
تش دادم 
صداش کردم 
و تمام
چطور تونستم انقدر قوی باشم اون لحظه 
چطور 
چطور بغلش کردم که نیافته
چطور یادم اومد که بهم گفتی ممنونم که احترام سنمو داری 
چطور دخترت تو
جرأت کنید راست و حقیقی باشید.جرأت کنید زشت باشید!اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید.خود را همان که هستید نشان بدهید.این بزک تهوع انگیز دوروئی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید، با آب فراوان بشوئید!ژان کریستف
امروز دومین روزیه که بدون مادرم سپری میشه، مادری که با کلی سفارش به سمت مشهد رهسپار شد. و این دوروز خیلی بد داره میگذره. فکر می کردم وقتی بره می تونم با آزادی کامل بیرون برم و هرکاری می خوام بکنم ولی اصلن بهم خوش نگذشت، در
قسم میخورم تو هر مرحله از زندگی متاهلی باشم و متوجه بشم همسرم رابطه عاشقانه ای با نامحرمی در گذشته داشته ، تو هر مرحله از زندگی عاشقش باشم یا نباشم، به اون زندگی ادامه نمی دم.متنفرم از تمام مرد نه!نامردهایی که بعد از ازدواج هم هنوز چشماشون دنبال معشوقه های قدیمیشونه.متنفرم از تمام مرد نه! نامرد هایی که عشق و حالشونو میکنن و دنبال دختر های سنگین و باوقارن!متنفرم از همتون که باهرزگی هاتون همسرتونو زیر سؤال می برین،غیرتتون رو زیر سوال می برین.
باز هم کار دل در میان است و برای دانلود سريال دلدار باید لحظه شماری کنیدسريال ایرانی دلدار با یک رویکرد منطقی و عالی به جامعه در مورد مسائل مختلف صحبت هایش
را مطرح می کند
صحبت های جامع و بدون درد سر را میتوان در این سريال
با تمام وجود حس کرد
این که چطور میتوان با دلیل و مدرک عالی در مورد سريال ایرانی دلدار قضاوت کرد
و اینکه چطور میتوان مدرکی مستدل ارائه نمود
در حاله ای از ابهام قرار دارد
با این وجود همیشه بخت با انسان های استاد است
و انسان های
فکر میکردم همه روزهای سخت خاطره میشه فکر میکردم معلومه که سخته اما سختیشم قشنگه اصلا چی قشنگ تر از سختی کشیدن مشترک اما اکنون اینجانب در صحت کامل عقل اعلام میکنم متنفرم از این روزها و هیچ وقت از گذشتنش ناراحت نیستم پروردگارا اگر امتحانه ببین که از پسش برنمیایم اگر ان مع العسر یسرا هست که ما عسر هامونو که کشیده بودیم قرار مون که این نبود کاخ آرزوهامون که فرو ریخت جوونی مون که داره تموم میشه پس کی قراره اون صد سال نون و کره برسه؟!  ما که م
موسسه خیریه سگال

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

ترجمه متون تخصصی
دانلود آهنگ
googleTrend موبایل فروشی احمد شهرستان شادگان حلما شاپ فروشگاه اینترنتی دُرشاپ پایان نامه سرویس طلایی رمان رایگان زیست شناسی سمپاد بیا بار دیگر «خالص» باش