محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

رمان دوستت دارم خرمن

دوستت دارم، نه واسه اینکه تنهام
دوستت دارم، چون تو گفتی، همیشه هستی باهام
دوستت دارم، نه واسه اینکه بی قرارم
دوستت دارم، چون تو گفتی، هیچ وقت نمیکنی خارم
دوستت دارم، نه واسه اینکه دربه درم
دوستت دارم، چون تو گفتی، میگیری بال و پرم
دوستت دارم، نه واسه اینکه دل تنگم
ادامه مطلب
این روزها عجیب دنبال دوستت دارم های زورکی میگردیم.دوستت دارم هایی که روی پله های برقی مترو و پشت تلفن از مخاطب خاص درخواست میکنیم و تا به زور نگوید من هم دوستت دارم
دکمه پایان مکالمه را نمی زنیم.
دوستت دارم هایی که هر چند دقیقه سراغ خط های کنار پیام میرویم تا ببینیم تیک خورده است و در جوابش هم نوشته من هم دوستت 
دارم؟
گدایی عشق؟گدایی دوستت دارم؟.
چه اشکالی دارد یک عاشق به معشوق یا برعکس معشوق به عاشق بگوید دوستت دارم؟
میدانید
این روزها باید
 دستمال را بر می دارم، گرد و خاک روی میزها و آینه ها را تمیز می کنم و جایشان دوستت دارم می گذارم. خانه را جارو می کنم و دوستت دارم هایم را می پاشم روی فرش های تمیز. به غذای در حال پخت ِروی گاز سر می زنم و چاشنی دوستت دارم اش را اندازه می کنم. جوراب هایت را بر میدارم و با دوستت دارم هایم کوک می زنم. دمنوش دوستت دارم را دم می گذارم تا بیایی. می آیی و دوستت دارم هایم را می نوشی و شام نخورده، از خستگی خوابت می برد. دوستت دارم هایم را مثل پتویی رویت می اند
رادیو آوا . ساعت یک ربع به چهار صبح 
از دل آویز ترین روز جهان خاطره ای با من است 
آه سحری بود و هنوز گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود 
من به دیدار سحر می رفتم 
من به دیدار سحر می رفتم 
این دل افروز ترین روز جهان را بنگر 
تو دل آویز ترین شعر جهان را بسرای 
من به دیدار سحر می رفتم 
من به دیدار سحر می رفتم 
در افق پشت سرا پرده ی نور 
باغ های گل سرخ 
شاخه گسترده به مهر
غنچه آورده به ناز 
دم به دم از نفس باد سحر 
غنچه ها می شد باز 
غنچه ها می شد باز 
غنچه ه
دلتنگم. دلم تنگ شده برای عاشقانه نویسی. کاش کسی عاشقانه می نوشت. کاش نوشته ای مرا به وجد می آورد. کاش تپش قلب می گرفتم برای خواندن متنی. دلم عاشقی کردن می خواهد در این روزهای اسفند ماه. دلم حال خوش می خواهد. آخرین بار چه موقع گفتم دوستت دارم؟؟؟" دوستت دارم" گفتن یادم رفته است.
گاهی به سنگینی بار نوشته های روی در یخچال فکر میکنم و آن امضای زیر دوستت دارم،  که میخواهی بگویی این دوستت دارم مختص من است با امضای من. که اگر این امضا را نداشت باورش نکن، جعلی ست، دروغ است.خوشحالم که نامه هایت تاریخ ندارند!.
دوستت دارم
امضا
بدون تاریخ
 
خدایا 
دوستت دارم.
خداجونم میبویمت.
خدا جونم میبوسمت.
خدا جونم دوستت دارم.
خدایا تو مثل
خنکایی هستی که تو گرمای
شدید مثل آب روی آتیشه.
تو مثل اون آب زلالی هستی
که جگر آدمو خنک میکنه.
همیشه بودی.
هستی،
خواهی بود.
چشمان قلبم
رو بیشتر باز کن
تا تو را بهتر ببینم.
دوستت دارم عشقم.
بعضی دوستت دارم ها را نمی شود گفت.اصلا نباید گفت.باید گذاشت ته دلتا کهنه و کهنه و کهنه تر شودمثل قالی، قدیمی شود.قیمتی شودبعضی دوستت دارم ها را نباید گفتحتی به اندازه ی یک لایک در اینستایا یک آیِ کوچک ❤که مجبور شوی ۱۱۰۰ بار صفحه را رِفرِش کنیببینی جواب در خورِ کامنتت گرفته ای یا نه!بعضی دوستت دارم ها باید بمانند برای خودتبرای روزهای مبادای زندگیتبرای شب های دلتنگیت.یا وقت هایی که شعر میخوانیو قلپ قلپ چای میخوریو به ساعت دوازده عاشقی
دوستت دارم.
به سان یک دیوانه، به سان یک سرباز 
به سان یک ستاره سینما 
دوستت دارم، به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه 
به سان انسانی که من نیستم 
میدانی من اینگونه دوستت دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخند
شوهر گفت: دوستت دارمزن گفت: منم دوستت دارم.شوهر گفت: ثابت کن! داد بزن تا همه دنیا بفهمند که دوستم داری.زن در گوشش آهسته زمزمه کرد: دوستت دارم!شوهر گفت: چرا داد نمیزنى؟ چرا نجوا میکنى؟زن گفت: چون تو تمام دنیای منى.اینگونه بود که مرد گول خورد و شستن فرش‌ها، پتو، پاک کردن شیشه ها در پاچه‌اش رفت!!!+ خلاصه این روزها موقع خونه تی مواظب باشید! وجداناً فقط خواستم اطلاع رسانی کرده باشم :))
میخوام بگم که هر چی مسائل کوچیک آزاردهنده این مدت پیش اومد
یک اینکه در برابر اتفاقات خوبی که افتاد حتی هیچ هم محسوب نمیشه
دو اینکه تمامشون فدای اون لحظه‌ای که داشتی ازم معذرت خواهی میکردی بخاطر اینکه نتونستم توی مراسم تشییع شرکت کنم با وجود اینکه خود من واقعاً تلاشی نکرده بودم برای حضور
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
و ممنونم ازت که اینقد خوب علایقمو میشناسی و حواست بهشون هست
قبرها سه طبقه شده. امید گفت برو پایین. فرشید و سعید دستم رو گرفتن واسه آخرین بار برم کنارش.رفتم اون پایین و به شیرین ترین آدم جهانم که حالا وسط یه پارچه سفید بود گفتم دوستت دارم.اومدم بالا داشتن سنگها رو روش میچیدن فکر کردم فاطمه حرف آخرت؟ بگو وقت نیست. دیگه جمعیت مهم نبود باز داد زدم که دوستت دارم؛ خیلی دوستت دارم. بی گریه گفتم. دوست داشتن که گریه نداره.
شکوه از عمرم ندارم، شکو ه از آب و گلم،
مشکل است آن، که نپرسی تو گهی از مشکلم.
روح توفانی من در بحر قلبم آرمید،
مد و جذر حادثاتش بگذرد از ساحلم.
شهر من آباد هست و شهر دل آباد نه،
از خراباتی خزانبادی وزد بر منزلم.
خرمن مه در گرفت از آه سوزان دلم،
مشت خاکستر بشد این خرمن بی حاصلم.
هم طبیب و هم حبیب از درد من نادیده رفت،
هم رفیق و هم عدو همدست شد با قاتلم.
خوشدلم، از خوشگلم بار ملامتها کشم
، خوشگلا حرف خوشی گو بر مراد این دلم.
امروز روز جهانی عشقه . کسی نبود که بهم عشق را تبریک بگه.  شاید به این خاطر که عشقی تو زندگیم نبود.  حس تنهایی همه وجودمو گرفت . دلم برای تنهایی خودم سوخت.  
به جای تمام کسایی که باید باشن و به هر دلیلی نیستند، خودم به خودم لبخند می زنم و عشق را تبریک میگم.  مهم اینه که من دوست داشتن را بلدم . مهم اینه که من خوب بودن را بلدم.  عشق به اطرافیان در وجودم هست حتی اگر اونا ا دم های بی محبت و بی تفاوتی باشند.  
برای جسم و روحم ارزش قائلم و به خودم میگم 
مریم
مادرم ای فرشته بی بال من دوستت دارم چون بهترینی، زیباترینی، برای من محبوب‌ترینی… دوستت دارم به اندازه ستاره‌های آسمون. گل مهربان من، تو برای منی و من برای تو؛  شکرگزار خداوند هستم که حق انتخابت دست من نبود و خداوند بهترین را برایم انتخاب کرده است.❤عشق بی پایان من دوستت دارم
داستان کوتاه عاشقانه.
وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی.
وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی.
 
وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی پیشونیم رو بوسیدی وگفتی بهتره عجله کنی داره دیرت می شه.
وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم بهم
تلخ ترین شکل زندگی شاید
دستان تو باشد
که سیاه می کنم
نفهمند دوستت دارم 
ماه پایین آمده تا گوشه ی ایوان سبز 
در لمیده گی باران
و
ترناکی ناودان های شاید سفالی 
 رویای آنطرف تر میله ها 
خلاصه گذر دادن جوانی زنی ست
که هنوز عینکش را با تکه پارچه های سرخ
قبل لالایی فرزندانش
در تصور خاطره ای پاک می کند 
و من رنگ گل ها را سیاه 
که نفهمند دوستت دارم
دستانت را 
ماه لمیده را 
ناودان های شکسته را 
که نفهمند دوستت دارم
من از ترس جوخه های قبل آفتاب 
در خواب
اینقدر با من مهربانی که
با یک لبخندت
گل میدهد صورتم.
باید به فکر این گل ها باشی و 
باغی که از من میسازی .
و این دوستت دارم ها
جان میدهد به ساقه ها
و این همان باغبانی زیبایی هایی ست که
خودت متولد کرده ای!
من چه کنم که زمستان نیاید؟؟ 
دوستت دارم به حرمت تک تک گلبرگ ها :)

(من . الان)
برای بار هزارم می‌گویم که دوستت دارم
چگونه می‌خواهی شرح دهم چیزی را که شرح‌دادنی نیست؟
چگونه می‌خواهی حجم اندوهم را تخمین بزنم؟
اندوهم چون کودکی‌ست.
هر روز زیباتر می‌شود و بزرگ‌تر.
بگذار به تمام زبان‌هایی که می‌دانی و نمی‌دانی بگویم
تو را دوست دارم
بگذار لغت‌نامه را زیر و رو کنم
تا واژه‌ای بیابم هم‌‌ اندازه‌ی اشتیاقم به تو.
چرا دوستت دارم؟
کشتی میان دریا، نمی‌داند چگونه آب در برش گرفته
و به یاد نمی‌آورد چگونه گرداب در همش شکسته
من با آنها چه تفاوت های دارم، زمانی که به یک شکل می گوییم: دوستت دارم. آنها دوستت دارند می گویند تا تو خوشحال شوی اما من می گویم تا قلبم دیگر در انتظار گفتن نباشد. آنها ادعا خواهند کرد با گفتن: دوستت دارم، هر چیزی برایت فراهم کنند. اما من چنین ادعایی نمی کنم. زمانی که می گویم: دوستت دارم، بگویی: بمیر، خواهد مرد. بگویی: اشک بریز، دریا خواهم شد. معیار آنها را در دوست داشتن تو نمی دانم، نمی دانم روزی تغییر خواهد کرد یا نه. اما معیار من قلب من است. تو ان
آمده اید تا از آسمان پیر بگویم؟ انتظار می کشید تا از قلب رفته بگویم؟ کلمات را رد می کنید تا از عاشقی بگویم؟ باور می کنید که باور ندارد برایش اشک ریخته ام؟بگذریم، می خواهم از عشق بگویم اما، نه او، می خواهم از روزی بگویم که دست پدرم را بوسیده ام. از روزی که چشمان مادرم بی تابم بوده اند. از حالی که خواهرم از من پرسیده است، از حرف های که برادرم شنیده است. اگر عشق این نیست، من هیچگاه عاشق نمی شوم. بچه ها، من عاشق بوده ام. بچه ها، من عاشق هستم. 
مادرم،
۱. Bonding time + شوهری برام اهنگ درخواستی قمیشی و ابی و شادمهر خوند [با آهنگ زیرش:دی] + [-شوهری جون خیلی دوستت دارم + منم دوستت دارم عزیزم:*]
۲. خورش بادمجون خیلی خوشمزه + بادوم زمینی + خورشت آلو بخارا + خرمالو و موز
۳. حموم آب داغ + ماساژ
دانلود رمان
دانلود رمانسایت قصر رمان یکی از برترین سایت های رمان میباشد که در راستای فرهنگ کتاب خوانی تاسیس شدهیکی از معتبر ترین سایت های رمان و بروز ترین سایت جهت دانلود رمان سایت قصر رمان میباشد
جهت دریافت اطلاعات بیشتر به سایت : دانلود رمان مراجعه کنید.
و یکی دیگه از اشتباهات ما آدمها از جایی شروع شد که توی گوشمون خوندن "دوستت دارم" رو زیاد نگیدکم کم باورمون شد که اگه کسی واسمون با ارزشه باید از کارها و رفتارامون بفهمه که دوسش داریم و ابدا نباید مستقیم اینو بهش بگیم. 


ادامه مطلب
رمان یغمای بهار
دانلود رمان یغمای بهار اثر الف.کلانتری (یاسی) با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با لینک مستقیم
دلای ایلیاتی با فرار از بند بند ، خود را به بهشت شانه های مردی رساند که کوه و سبیی ممنوع . یک من ، یک تو و دنیایی حرف . یک کلام ، درد و درد و درد .
خلاصه رمان یغمای بهار
امروز پنجمین خرابکاریه . مراسم چهلم خراب شه دودمان همه رو به‬ باد می‬دم . ‫صدای فریادش آن قدر گویا و رسا بود که صدا از هیچ کس در نمی‬ آمد!
‫معمولا از زمانی که برگ
خدایا 
چی قشنگتر از 
ابراز عشق عبد به مولا
ابراز عشق بنده به رب
ابراز عشق مخلوق به خالق
ابراز عشق ضعیف به قوی
ابراز عشق میت به حی
ابراز عشق فانی به دائم
قشنگم
دوستت دارم.
میپرستمت.
ستایشت میکنم.
عشقم
عزیزم
دوستت دارم.
فدایت شوم.
قربانت شوم.
عزیزمی.
عزیز دلمی خدای من.
خدا جونم دوست دارم.
عاشقتم.
ای بهترین رفیق تمام اوقاتم.
 
دچار خواستن توام
می دانی یعنی چه؟!
می خوابم که دوستت داشته باشم
بیدار می شوم که دوستت داشته باشم
نفس می کشم که دوستت داشته باشم
با این همه، روزمره نیستم
در تکرار توست که نو می شوم.
من همان روز آخر اسفندم
که هر روز تحویل می شوم به تو
همیشه بهارم
بهارم با تو
و دوستت دارم.
 
"کامران فریدی"
 
پ.ن:
بهار؛
می تواند نام تو باشد 
وقتی
که در همهمه یِ سبزِ دلم
دوستت دارم هایت 
شکوفه می زنند.
 
"سارا قبادی"
 
 
*سر اومد زمستـــــــــــــــــــــــون
دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنم 
خلق می دانند و من انکار ایشان می کنم
عشق بی هنگام من تا از گریبان سر کشید
از غم رسوا شدن سر در گریبان می کنم
سیمین_بهبهانی
.
جهان نـو شد 
و من یک سالِ دیگر بیشتر دوستت دارم!
برای من فرقی ندارد
 نـو شدن در زمستان و ژانویه باشد 
یا در فروردین و بهار!
برای من هر روزی از دوست داشتنِ تو یعنی نو شدن!
یعنی بابا نوئل داشتن و حاجی فیروز دیدن!
یعنی تو را داشتن
بوییدن
نفس کشیدن!!.
لیلا_هنگروانی
.
تو
بازمانده ی آخرین نس
الان دارم کتاب "خاطرات سفیر" دکتر نیلوفر شادمهری رو دارم میخونم .
معرکه است 
قشنگه
دوست داشتنیه
عالیه
.
یه گوشه ی کتاب نوشتم دوستت دارم نیلوفر خانم!
کاااااااش یه رفیق نزدیک و در دسترس اینطوری داشتم !!!!!!
.
کتاب رو یک سال و نیم پیش خریدم اما نمیدونم چرا نخوندم (یعنی میدونم چرا ولی چراش خیلی قابل قبول و محکمه پسند نیست! )
شما هم بخونیدش تا تا بعد درباره اش بنویسم !
❆ بگو دوستم داری:
 
باز هم بگودوستت دارمبرای هزارمین مرتبهراستش، دوستت دارم های تو راست هم که نباشد به دلم می نشیند. 
 
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
روزی او امد تنهایی های مرا پر کرد،میگفت دوستت دارم،دلم را به دستانش دادم، نمیدانستم که میخواهد با دلم یک قل دو قل بازی کند
میگفت دوستت دارم اما میدانست دروغ میگوید،اما من باور کردم،تمام دارایی ام را به پای دلش ریختم، نمیدانستم او یک فروشنده است
او دلم را به حراج گذاشت، ارزان فروخت، اما من هنوز دوستش داشتم
به "دوستت دارم" ها فکر کن.
به دوستت دارم هایى که تا به حال شنیده اى، فکر کن. به تمام شان.
لحظه اى رها کن تیرگى ها و زخم ها را. و خوب به تک تکشان فکر کن. فقط به دوستت دارم ها. به لحنشان ، صدایشان، نوشتارشان، احساسى که پشتش بود، به زبانى که گفته شد.خوب گوش کن. روى تک تک ثانیهایش مکث کن و تمرکز کن روى تمام جزییاتش، صدا و بو و حس و قلبت
شیرینند.
لبخندآورند.
قلب را گرم مى کنند.
بخشش تولید مى کنند.
احساس زنده بودن به انسان مى دهند.
وقتی ازم می‌پرسن بینِ کسی که دوستت داره و کسی که دوستش داری کدوم‌رو انتخاب می‌کنی یکم این پا و اون پا می‌کنم و با بی میلی میگم کسی که دوستش دارم. ولی هم من می‌دونم و هم بقیه می‌دونن که بودن با آدمی که دوستش داری و دوستت نداره مرگه، موندن با کسی که دوستت داره و دوستش نداری هم مرگه. بین مرگ و مرگ نباید دنبالِ زندگی گشت!
دوستت می دارم چون عشق مادری به فرزند
چون لبان تشنه طفلی در جستجوی مادر
چون اشتیاق  خاک تفتیده در آرزوی قطره های باران
تا بروید بر آن گلها و علفها وبخوانند پرندگان
دوست می دارم نه تنها تو را بلکه هر آنچه تو را در بر بگیرد
و هر آنچه که تورا لمس کند
هر آنچه که دوست می داری را دوست دارم
آه ای زیبای من
ای عطر تو بهترین عطرها 
کلامت دلنشین ترین نغمه ها
و نگاهت دلفریب ترین نگاهها
موهای پریشان در بادت آفریننده زیباترین لحظات اند
ای عشق زیبای وجو
بسم الله الرحمن الرحیم ./
[ پوتیناش ]
گاهی چنان دوستت دارم که خودم هم انگشت به دهان می مانم . گاهی چنان برای منی که جایی برای هیچکس نیست . گاهی چنان جنگی ست در دلم که هیچ ارتشی جز لبخند تو ، اعلان آتش بس نخواهد کرد ! خوب من . قربان خاک روی پوتین هایت نروم ؟ معنای حقیقی آرامشم . دوستت دارم . دوست دارم . دوستت دارم
کتاب لبخند ن همین الان تموم شد! چقدر زیبا بود واقعا . یه چیز خیلی جالبش این بود که میگفت جمله دوستت دارم دیوونه خیلی کلیشه ایه واسه یه رمان اما توی زندگی واقعی خیلی لذت بخشه. واقعا هم درسته. و اینکه ایت رمان خیلی واسه کسایی خوبه که دنبال یه رمان خوب دوست داشتنی هستن و البته توی پاریس هم اتفاق می افته که خب خیلییی خوبه. اخرش هم در کمال ناباوری دستور پخت منوی عاشقانه( که موقع خوندنشون دلم خیلیی خواست) رو اورده ان. امیدوارم یه روزی درست کنم!
برم
چرا ساکتی؟ بیا با من حرف بزن تا هستم. بیا خداحافظی کن. دارم میروم. اما تو نمیدانی. بدانی هم کاری نمی کنی. تو همیشه آنجا می نشینی و نگاه میکنی و از دور، از دور دور دور نظر می دهی. جوری که درست هم فهمیده نشود. دوستت دارم. نمیخواستم ناراحتت کنم. می توانستم حتی بیشتر دوستت داشته باشم. اما صداقتی احساس نمی کنم. آن آقای ف. کیست. یا تو را میشناسد و مرا. یا هیچکدام را. ولی راستی چرا؟ جور آشنایی حرف میزند. خود تویی؟ یا یک دوست یا آشنا؟ چه بشناسی و چه نه، یقین د
فرآیند خرمنکوبی از ابتدای تابستان که با خرمن جو شروع میشود تا اوایل زمستان که خرمن ماش و لوبیا، پایان بخش این کارناوال زیبا هست ادامه دارد،‌سوار شدن روی دروازه و خرمن کوبی سنتی از آرزوهای ما بچه ها بود و بعدها هم که خرمن کوبی صنعتی جریان داشت قرار گرفتن در جلوی خرمنکوب و تخلیه زیر بخور و همچنین تهیه آب برای رادیاتور تراکتور از عمده فعالیت های نوجوانان بود. چه شبهایی که بنده شخصا در سر خرمن خوابیدم و خاطرات زیبایی که در همسایگی خرمن داشتیم.
دانلود قسمت ششم سریال هشتگ خاله سوسکه
دانلود قانونی قسمت ششم هشتگ خاله سوسکه
قسمت ششم سریال هشتگ خاله سوسکه منتشر شد

لینک های خرید قسمت ششم سریال هشتگ خاله سوسکه
سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت ششم کیفیت 480
سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت ششم کیفیت 720
سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت ششم کیفیت 1080
سریال هشتگ خاله سوسکه قسمت ششم کیفیت 4k
موسسه خیریه سگال
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
دانلود کتاب و خلاصه کتاب pdf تجهیزات آشپزخانه صنعتی سوالات امتحان نهایی من مارکوپولو کوچولو تولید لوله های اسپیرال انتقال هوا آژانس هواپیمایی و جهانگردی همسفر شمالغرب یک مهاجر ، یک دانشجو ریاضی آقای منشادی دستگاه تصفیه آب سافت واتر