نتایج جستجو برای عبارت :

رفیق خوب دستت بده به دستم

تو بشین کنارم تا من باز دستتو بگیرم تو دستم بی بهانه و با انگشتات بازی کنم و بعد وقتی میخوای موهای قشنگت رو درست کنی دستت رو آروم از دستم بکشی و بعد باز با کیوت بودن بی نهایتت، دستتو بذار کف دستم و بگو نمیدونم میخوای بیا بگیر دستمو :)) 
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید از سایت ایندکس وار دریافت کنید.
دانلود آهنگ دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید همای
دانلود آهنگ دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید دانلود اهنگ دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید با عنوان چوپان کند می گریم با صدای پرواز همای.
ادامه مطلب
دانلود اهنگ مگه چه گناهی کرده که دلم افتاده دستت mp3 با کیفیت خوب همراه با متن مسیح و آرش AP دانلود آهنگ مگه چه گناهی کرده دلم که افتاده دستت دانلود آهنگ مسیح و آرش صد ریشتری دانلود اهنگ مگه چه گناهی کرده که دلم افتاده دستت مسیح و آرش ای پی
دانلود اهنگ مگه چه گناهی کرده که دلم افتاده دستت
مگه چه گناهی کرده که دلم افتاده دستت
بیخیال شو این همه ناز دیگه بسه
راه بیا کشتی مارو با اون چشای عسلیت
خیالت تخت تو دلم هیشکی جز تو اصلا نیست
با اون نگاه صد ریشت
.
بسم الله 
یکوقتی هم بالاخره به نقطه ای می رسی که باید تسلیم شوی، یعنی چاره دیگری نداری  . قبول کنی که شکست خورده ای ، که از دست رفته ، که تو هیچ کاری از دستت بر نمی آید ، که تو هیچ کاری از دستت بر نمی آید ، که تو هیچ کاری از دستت بر نمی آید . 
و فکر می کنی زندگی اینطوری چه طوری هاست ؟! 
می دانی نینو ؟
اصلش زندگی اینطوری تمام شده است .
گاهی اینطور می شود. حتی بعد از رابطه های بلند مدت. حتی بعد از اینکه دوستانت مثل خانواده شده اند. مثل خواهرانت. حتی بعد از اینکه آنها و زندگی شان جزئی از دغدغه های ثابت زندگی ات هم شدند، باز گاهی کاری از دستت برنمی آید. گاهی فقط می توانی نظاره گر شرایط بدشان باشی، ناراحنی شان گوشه ذهنت باشد، تمام وجودت گوش شود برای غصه هایشان یا اصلا نشنیده و ندانسته، غمخوار باشی. اما کار دیگری از دستت ساخته نیست. قدمی برای بهتر شدن شرایطشان نمی توانی برداری. ال
دیشب رفته بودم محل کارش دنبالش تا باهم بریم خونه. یه بسته کوچیک بهم داد که تووش یه تسبیح و یه مهر و یه دونه نبات بود. همکارش از مشهد براش سوغاتی آورده بود. مهر و تسبیح رو داد به من و نبات رو خودش خورد. امروز توو شرکت تسبیح دستم بود یکی از همکارا پرسید اون چیه دستت؟ گفتم ذکر میگم؟ پرسید چه ذکری؟ گفتم ذکر معشوق. یا معشوق و یا معشوق و یا معشوق و یا معشوق و .
Ali Zand Vakili
Gole Sorkh
#AliZandVakili
پس از من یاد یک انسان 
همیشه با تو خواهد بود
غم یک روح سرگردان 
همیشه با تو خواهد بود
اتاق پاک قلبت مال من 
شاید نبود اما پس از من 
یاد یک مهمان همیشه 
با تو خواهد بود
گل سرخ عزیز من 
به هر گلخانه ای باشی 
بدان رویای یک گلدان 
همیشه با تو خواهد بود
تو دستم را نوازش کرده بودی 
بعد از این حتما 
تب یک عشق بی پایان 
همیشه با تو خواهد بود
گل سرخ عزیر من 
به هر گلخانه ای باشی 
بدان رویای یک گلدان 
همیشه با تو خواهد بود
تو دستم را
این فیلم، احتمالا یکی از بهترین فیلم های زندگیم میشه. نه بخاطر فیلم. چون دو ساعت و نیم شاید، دستات رو گرفته بودم و سرم از شونه ت جدا نمیشد و تو هر وقت میخواستی دستت رو جدا کنی، بعد باز دستت رو میذاشتی زیر دستم که دستتو بگیرم. دلم میخواست ببوسم دستای نرمتو! یا گونه هاتو. نمیتونستم ازت دست بکشم و حتما یکم برام مهم بود که اون دوتا نبینن و اگزجره نشن، اما بیشترش مهم این بود که تو دیروز بخاطر من اومدی. بخاطر اینکه دل من نشکنه. بخاطر اینکه من اینقدر از
اگر قرار بود فقط یک ارزو برای شب تولدم داشته باشم قطعا این بود من را برداری و ببری کنسرت خانگی مهرداد و پویاشک نداشتم قطعه ای از وجودم برای همیشه جا میماند همان گوشه ای که نشسته بودیم و آکاردئون و ویلن گوش میدادیم و دستم را دور دستت حلقه کرده بودم و یواشکی به مژه های پلک راستت نگاه میکردم .
بسم الله الرحمن الرحیمسلام
بلند شدم و محکم زدم روی میز و به عطا گفتم:
+ لعنتی تو اگر همونجا هم بهم میگفتی هم چیز رو من نجاتت میدادم. اما نگفتی. خودت با دست خودت رفتی توی لجن.
احساس کردم دستم سرد شده و انگار یکی یه پارچ آب یخ ریخته روی دستم. یه لحظه متوجه شدم دستم خونریزی داره میکنه و انقدر ذهنم درگیر بازجویی شد نفهمیدم دستم زخمیه و نباید باهاش مشت میزدم.
فوری اومدم سمت در رو باز کردم که برم بیرون، دیدم عاصف توی حیاط ایستاده. سوت زدم براش و اومد س
کارِ تو بود. نشستی توی ماشین. دستت را دراز کردی سمت ضبط و دکمه‌اش را زدی. سی‌دی هل خورد بیرون. نگاهی به عنوان نوشته شده با ماژیک آبی کردی و نگاهی به من. به رویم خودم نیاوردم، الکی مثلا که حواسم به رانندگی‌ست. به روی خودم نیاوردم که نبودِ آن صداها، دارد مغزم را فشار می‌دهد. صدای کلیک برم گرداند به واقعیت. داشبورد را باز کردی و بقیه سی‌دی‌ها و دی‌وی‌دی‌ها را کشیدی بیرون. تا به خودم بیایم و حرفی بزنم، همه را از پنجره ریختی بیرون. گفتم: چرا. اما
من می دانستم آن لبخندها کار را خراب می کنند.آن همه شباهت؛ من به تو و تو به من.
من می دانستم تو آمدی که از بیخ و بنم بکنی و با این حال؛ باز تن دادم به مرگ بی صدایی.
شهید شدن را بلدی؟ با لذت جان دادن در راه هدفی والا.؟
یا فقط شهید کردن و قربانی پس انداختن پشت سرت، را می دانی؟ 
شانه می زدی به مویم و من نوازش تار به تارش را حس می کردم.
همان جا میان جمع به دنیای خیال می بری ام و من از همه جا بی خبر، به دست هایم نگاه می کنم که دور بازوهای تو پیچک می تنند. سب
من می دانستم آن لبخندها کار را خراب می کنند.آن همه شباهت؛ من به تو و تو به من.
من می دانستم تو آمدی که از بیخ و بنم بکنی و با این حال؛ باز تن دادم به مرگ بی صدایی.
شهید شدن را بلدی؟ با لذت جان دادن در راه هدفی والا.؟
یا فقط شهید کردن و قربانی پس انداختن پشت سرت، را می دانی؟ 
شانه می زدی به مویم و من نوازش تار به تارش را حس می کردم.
همان جا میان جمع به دنیای خیال می بری ام و من از همه جا بی خبر، به دست هایم نگاه می کنم که دور بازوهای تو پیچک می تنند. سب
۱. تو حالت معمولی من این موقع شب مثل جغد بیدارم.
حالا امشب که کار دارم و شب قدره له و کوفته با چشمای نیمه باز نشستم.
۲. یه چیزی گفتم و یکی منو ضایع کردیک دوستی زد زیر خنده و داشت زمینو گاز میگرفتمنم ته دلم خوشحال شدمخوبه که حداقل اونقدر خوشحال بود که به ضایع شدن من بخنده
۳. دو سال پیش بود یا سه سال.به یا رفيق من لا رفيق له که رسیده بود وسط جمع دور میز زده بودم زیر گریه و دستم رو گذاشته بودم جلوی صورتممن یادمه هنوز.تو یادته؟
نوید (۸سالشه:|داداچمه:|) راه میره و زیرلب غر میزنه: کاششششش تو خونه مجردی بگیری، بری، راااااحت شم از دستت.
:))))))
خدایا، به دل پاک این بچه نگاه کن، بلند بگین آمییییین:))))))))
پسر، همچین با حسرت بیان کرد که یه‌لحظه دستم رفت که چمدونمو جمع و جور کنم و بزنم بیرون که یهو یاد وضعیت اسف‌بار جیبم افتادم و فکرکردم نچ، حالا حالاها موندنی هستیم!
+ منظور از خونه مجردی، همون خونه دانشجویی و بحث مستقل شدن و ایناست، خب؟:)))))
امروز صبح،دوستم را دیدم که دستش را باز کرده بود. ماه پیش در مدرسه بر اثر یک اتفاق دستش شکسته بود.
وقتی به پیشش رفتم میگفت درد میکند،اما از گریه خبری نبود.بعد که فهمیدم دستش شکسته و گریه ای نکرده بود برایم جالب شد.
امروز عصر داشتم از پارکی رد میشدم که او را ،در حالی که زانوی غم بغل گرفته بود از دور دیدم.
اول متوجه نشدم و خواستم او را قافل گیر کنم،پس از پشت به او داشتم نزدیک میشدم که صدای گریه اش را شنیدم
نگاهی به او انداختم و بغلش نشتم و بهش گفتم:
-
امروز صبح،دوستم را دیدم که دستش را باز کرده بود. ماه پیش در مدرسه بر اثر یک اتفاق دستش شکسته بود.
وقتی به پیشش رفتم میگفت درد میکند،اما از گریه خبری نبود.بعد که فهمیدم دستش شکسته و گریه ای نکرده بود برایم جالب شد.
امروز عصر داشتم از پارکی رد میشدم که او را ،در حالی که زانوی غم بغل گرفته بود از دور دیدم.
اول متوجه نشدم و خواستم او را غافل گیر کنم،پس از پشت به او داشتم نزدیک میشدم که صدای گریه اش را شنیدم
نگاهی به او انداختم و بغلش نشتم و بهش گفتم:
-
امروز که با ه بیرون بودیم باز اون وسطا پروند که یکشنبه قراره با اون دوتا برن بیرون
یه جوری گفت که انگار گوشی دستت باشه که قرار نیست تو بیای
خب به من چه که گفت
مگه من تا بحال حتی یه بارم باهاشون رفتم؟ 
میتونست اصلا نگه و بره
یعنی چی این کاراش
کلا چند روزه به کارا و حرفاش حس بدی دارم
 یه سری چیزا رو پنهون می کنه و بعدا ازشون یه چیزایی می پرونه
واقعا نمی فهمم دلیلش رو
اما حالم بده
افتادم گوشه تخت و به بی رحمی روزگار فکر میکنم
به اینکه هیچوقت دوست دا
تاحالا کویر رفتی؟ 
یه تیکه‌ای حتما برات پیش اومده که نشسته باشی دست هاتو تا مچ یا بیشتر داخل تل شنی فرو کرده باشی، همون لحظه با خودت میگی: دستمو که مشت کنم و بیارم بالا میتونم همه دونه‌ها را داخل دستم نگهدارم و اونوقت من فرمانروای شن‌های داخل مشتم هستم.
درست همون لحظه مشتت را بالا میاری و با چشمات میبینی که تموم دونه دونه شن ‌های تحت فرمانروایی از دستت سُر خوردند و افتادند.
و تو دوباره و دوباره فریب میخوری و دست‌هات را پر از شن می‌کنی و بال
وقتی دستم می سوخت یا بلایی سرم می اومد منم مثل بقیه یه مامان داشتم که براش ناز کنم و اونم با جون دل خریدارش باشه 
ولی امروز هم دستم سوخته و هم دلم ولی مادر نیست 
روز مادراتون مبارک میشه هرکسی این نوشته رو خوند از طرف من هم بره پیش مامانش و محکم بغلش کنه و بوسش کنه ؟
شاید دلتنگی من رفع بشه
دانلود آهنگ محلی رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا
همین حالا دانلود کنید و لذت ببرید با
دانلود آهنگ زیبا و جذاب به نام رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا به همراه
تکست و با بهترین کیفیت در رسانه موزیکدل
Download New Song BY : Raftam bechinam Nana Dastam gerefte Rana / And lyrics

متن آهنگ رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا
رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا
رفتم بچینم نعنا، دستم گرفته رعنا …♪
الهی نمیره رعنا با هم بچینیم نعنا
♪♪♪ ♫♫♫ ♪♪♪
الهی نمیره رعنا با هم بچینیم نعنا، با هم
هزار غم را باید پشت سر گذاشت، و اجازه داد نور ملایم، در بستری از سکوت و آرامش به درون بسرد. اگر مجال دهیم شاید صدای کتری، تیک تاک ساعت، و کلنگی از دورها همه‌ی زندگی را پر کند. نگاهم به کیفت می‌افتد که چند روزی‌ست کنار کنسول آینه رها شده، دیشب پرسیدم: چرا دیگر دستت نمی‌گیری؟ گفتی: ولش کن بذار اون گوشه بمیره!» فانتزی لحن بی‌اعتنایت آنقدر به خنده‌ام انداخت که صورتت را با انبوه ریش‌ها میان دو دستم حسابی چلاندم. ولی هنوز که کیفت را می‌بینم، یا
گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
هرچه گویی دوستت دارم بجز تکرار نیست
خو نمیگیرم به این تکرار طوطی وار نه
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
بار دیگر میکنم خواهش ولی اصرار نه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه
میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز
میکنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
سخت میگیری به من با این ه
داشتم سینی آهنی رو از توی فر در میاوردم، دستم گرفت بهش. سریع بهش رسیدگی کردم، ماست زدم، آرد زدم و هر کاری که از دستم برمیومد کردم که بهتر بشه. سوزشش که افتاد، یه تاول کوچیک هم نزد! داشتم غذا رو از روی اجاق برمیداشتم؛ دستم گرفت به گوشه ی فی دسته ی قابلمه. دستم بشدت سوخت. بازم با عجله بهش رسیدگی کردم و سوزشش که تموم شد، تاول نزد و اثری هم ازش نموند. چند روز بعدش داشتم واسه ی داخل خورش، سیب زمینی داخل رب گوجه سرخ می کردم که یه ذره قد یه نخود رب گوجه
هر بار دستم می‌ره که بهت پیام بدم: دلم برات تنگ شده. برات بنویسم: دوستت دارم. دلم تنگ شده برای پیام‌هات. دلم لک‌زده برای پیام‌های صبح‌گاهیت؛ دلم یه ذره شده برای اینکه صدام بزنی و خطابم بدی و ته اسمم سادات بیاری.
هر بار که دستم می‌ره به صفحه‌کلید با خودم می‌گم: تازه حالش خوب شده. بذار زندگیش رو کنه.
بعد همهٔ اون کلمه‌ها اشک می‌شه و بغض.
+ از سه شنبه به صورت کاملا فشرده خونه تی رو شروع کردم. حدود ۱۴ ساعت در روز!
+ میگن قورباغه رو اول قورت بده؟ پاسال نمیدونسم آشپزخونه غولِ خونه تیه و گذاشتم آخر سر، امسال دونسته، آشپزخونه آخرین جای مونده ست! خدا به خیر بگذرونه. :))
+ برام مهم نیس برای عید یا چی، خونه تمیز باشه؛ ولی یه انگیزه ای نزدیک عید توم شکل میگیره، که کل کارای سخت رو میتونم انجام بدم! باید مغتنم شمرد :))
+ نصف خونمون تمیز شده، کل کل کل (با لحن بچگونه خوانده شود:دی )
یه سری نک
شعر خواندی ، حرف زدی ، اشک ریختی ، اشک شدی ؛ اما نشد . 
مغزت تو را گرفت بین انگشتان کثیفش و فشار داد و فشار داد و جیغ نزن احمق! کسی نمی شنود . این بیرون هیچکس نیست  
تویی و آن دیوانه هایِ به زنجیر کشیده شده ای که در تنت حبسند و امشب دارند تو را می درند و از هم می پاشند ‌. تویی و چند کتابِ خیس و شبی که صبح نخواند شد . تویی و کسی که آرام صدایت می کند و جیغ می شوی و قرص هایی که نمی فهمندت . تویی و ۱۷ساله ای که شاید به سیگارهای پنهان شده در جایی که فراموش ک
محسن ابراهیم زاده -مرهم جان

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام مرهم جان همراه با کیفیت اصلی+پخش آنلاین
Mohsen Ebrahimzadeh ‰ Marhame Jan
 
♥متن آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام مرهم جان ♣
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
مرهم جان من تویی جان جوان من تویی ورد زبان من تویی دین عیان تو منره ی مار من تویی چشم خمار من تویی ایل و تبار من تویی جان جوان تو منمجا
همه فن حریف بود کار بلد بود. یه جورایی آچار فرانسه گروه
بود بچه ها هرکدوم اگه مشکلی داشتن از مشکل روحی بگیر 
تا خرابی وسایل، دست میثم رو میبوسید. خالصانه و از ته دل 
کار میکرد واسه کارهای فنی مزد هم نمیگرفت به جاش میگفت:
یه صلوات بفرستید. 
.
همیشه یه انگشتر عقیق تو انگشت چهارم از دست راستش میذاشت
میگفت ثواب داره. 
رکاب نقره با یه سنگ عقیق سرخ. همیشه توجهم رو جلب میکرد
برق خاصی داشت. خب عقیق بود دیگر منم که عشق عقیق. 
ولی انگار فرق داشت.
تا به حال شیش تا سرم نوش جون کردم،هفتمی هم مثل آیینه دق جلوم هست :|
دیشب دو واحد خون گرفتم
تراژدی ترین و درعین حال کمدی ترین لحاظات رو میگذرونم
دستام کبود شده از جای سرنگ برای ازمایش های ساعت به ساعت، آنوژکت (تسنیم املاش درسته؟) هم امونم رو بریده،برش داشتن دستم ورم کرده :|
تا به اینجا بدترین تزریق ها از جانب پرستارها بوده اما تا دلت بخواد بهیارها حرفه ای هستن
دیشب تراژدی ترین شب زندگیم بود :| توی یک دستم سرم،اون یکی دستم کیسه خون بهم وصل بود :|
حا
می‌دونید، یه قسمت خیلی جالب زندگی‌ای که توش به پروردگار واحدی اعتقاد داری، اینه که بن‌بست معنا نداره. یعنی من تو سخت‌ترین شرایط حتی وقتی می‌خوام تو دل خودم غر بزنم و بگم دیگه هیچ کاری از دستت برنمیاد»، نمی‌تونم!
به محض این که می‌خوام اینو بگم، راه‌های نرفته میان جلوی چشمم. اونم نه راه‌های نرفته‌ای که خیلی سخت و عجیب و طاقت‌فرسا باشن، نه، همین یه سری راه‌حل‌های معمولی.
+ البته گاهی انقدر خسته‌ام که حوصلهٔ همین راه‌های معمولی رو هم ن
هر روز بزرگتر میشی و باهوش تر و شیرین تر،وقتی شیشه شیر خشک رو از دور میبینی سریع میشناسی و ذوق میکنی،وقتیم میخوابی باید دستت رو صورتت باشه خیلی باحاله دقیقا مثل آقاجون بهرام میخوابی،جدیدا شبا بد خواب شدی و من با هزار کلک با کمک بابا تو رو خواب میکنیم بنده ی خدا بابا شبا بخاطر تو یک و دو میخوابه شش صبح هم بیدار میشه گاهی وقتم مثل امروز صبح خواب میمونه بیمرم براش بابات مهربون ترین بابای دنیاست،این روزا من یه کم تند خو تر شدم و اون صبورانه با من
دانلود آهنگ جدید بسیار زیبا عاشقانه و شاد به نام جونم به جونت وصله قلب من توی دستت عجب چشایی چه مسته با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang jonam be jonet vasle ghalbe man toye dastet ajab cheshaei che maste
دانلود آهنگ جونم به جونت وصله قلب من توی دستت عجب چشایی چه مسته
یه دل نه صد دل شدم من علاقمندت تو دل برویی منو میکشونی سمتت♫♪✌
یه حال باحالی دارم پیش تو که هستم چی بهتر از این دل دل به تو بستم♫♪✌
یه دل نه صد دل شدم من علاقمندت تو دل برویی منو می
دانلود آهنگ جدید شاد محلی به نام رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا کامل با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang Raftam bechinam Nana Dastam gerefte Rana
دانلود آهنگ رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا (شاد محلی با کیفیت بالا و کامل)
رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا .♪
رفتم بچینم نعنا دستم گرفته رعنا .♪
الهی نمیره رعنا با هم بچینیم نعنا .♪
الهی نمیره رعنا با هم بچینیم نعنا با هم بچینیم نعنا .♪
نار ای نار ای نار .♪
رفتم بچینم انگور دستم گزید
دستت مبارک است که چک میزند به گوش
دستت مبارک است که می اورد به هوش
عیسای دست های مبارک بزن مرا
تا مرده ای به زنده شدن مفتخر شود.
بله مبارکند دستهایی که میزنند
میزنند و بیدارت میکنند
 میزنند و هوشیارت میکنند
 که بیدار شو آدم ساده
که در این دنیای آهنین تو چرا درگیر احساسی
راستش را بخواهی حقیقت تلخ است و حقیقت اینست که تمام آدم های احساسی در
این دنیای منفعت محور محتاج دستی هستند که بزند و بیدارشان کند کسی که جواب
دوستت دارمهاشان را با مرسی خد
دستت مبارک است که چک میزند به گوش
دستت مبارک است که می اورد به هوش
ایستای دست های مبارک بزن مرا
تا مرده ای به زنده شدن مفتخر شود.
بله مبارکند دستهایی که میزنند
میزنند و بیدارت میکنند
 میزنند و هوشیارت میکنند
 که بیدار شو آدم ساده
که در این دنیای آهنین تو چرا درگیر احساسی
راستش را بخواهی حقیقت تلخ است و حقیقت اینست که تمام آدم های احساسی در
این دنیای منفعت محور محتاج دستی هستند که بزند و بیدارشان کند کسی که جواب
دوستت دارمهاشان را با مرسی خ
آن‌جا ایستاده بودیم. دستانت سرد بودند و دستان من گرم و چشمانت خیس بودند و چشمان من نه. گفتی: دست‌هاش، ببین دست‌هاش رو.» و من خیره به دست‌ها ماندم، به آن که رو به پایین بود و آن که رو به بالا. پابه‌پا می‌کردی و دستانت را به پالتویت می‌ساییدی تا گرم شوند و من از خودم می‌پرسیدم مگر دستان من گرم نیستند تا دستانت را گرم کنند؟ دستت را در جیبت کردی و مشغول چرخاندن آن کارت شدی. از این که مچت می‌چرخید، می‌فهمیدم. گفتی: چشم‌ها.» و چشمان من دور گشتن
حس کن. خوب بگیر تو دستت و حسش کن. دستپاچگی هایی ک وجود نداشت قبل از آنکه بیایی و من در حال و هوای مشاوره دادن بودم. وقتی ک نقاشی اندامت با پشت زمینه ای تاریک در کنار شاگرد نقش بست اصلا بگیر تو دستت خودت حسش کن احترامی که نمیدانم از کجا پیدایش شد و من سیخ ایستادم معلوم بود حاصل محاسبه ای در طول و عرض بود که در آنجا در چهارچوب نمی گنجید. انگار در تک تک سوراخ هایم ساز عروسی کوک بود وقتی گوش جان میدادم به حرف هایی که اصلا به من هیچ ربطی نداشت. انگار در
همین چند وقت پیش بود . داشت ظرف ها را یکی یکی بدون دستکش زیر آب سرد ، می شست هی خواستم بلند شوم و به او بگویم : دستکش دستت نمیکنی ، نکن  ولی ظرفها را بیخیال شو !!
اما گفتم نه ! مرغ اویک پا دارد !
پس سر جایم نشستم و تلویزیون را روشن کردم .


صدای آب دیگر شنیده نشد . حواسم در جا رفت به سمتش .
آرام از آشپزخانه خارج شد . دستش را با دامنش پاک کرد و ‌آرام رفت سمت بخاری گوشه  ی خانه.

 دست هایش را روی بخاری گرفت . بعد زیر لب زمزمه کرد : الحمد لله رب العالمین
دیگر ن
رفيق اگه رفيق باشه از خاک بلندت میکنه اگرم رفيق نباشه زمینت میزنه
خلاصه که بفبهمید با کی رفاقت میکنید
رفيقی بهتر از خدا و اهل بیت نیست
باهاشون رفيق باشید بهشون اعتماد کنید و ازشون اطاعت
جوری بلندت میکنن که نفهمی کی بلندت کرد
یاعلی مدد
قبل از اون تاریخ دقیق دستم نبود ولی 
این موقع از سال همیشه جادو ی خاصی درونش داشته 
همیشه اتفاقایی افتاده که بجز در تخیل نمیتونستم بهشون فکر کنم 
یه وقتایی باید بیدار بمونی فقط برای اینکه به هیچی فکر نکنی
متن های زیادی که باید بنویسم و دستم به قلم نمیره 
کلی ناگفته و داستان و شعر هست پس ِِ ذهنم که هر شب میرقصن 
ثبت شه به تاریخ دو جای خالی ِِ صندلی های شب قبل از کارگاه هنری .
دو سال گذشت ؟
چجوری میگذره ؟ 
فرمول خاصی داره یا همینجوری هر وقت دلش بخ
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ کلینیک بتن مشهد شعرهای صلواتی سایت رسمی یادداشت های غیررسمی فروشگاە تُرَنج وِب دانلود فصل هشتم گیم آف ترونز عکس کده من و اتی فیلم سریال پاورپوینت های درسی