نتایج جستجو برای عبارت :

رفیقم دردت بجونم ای داداش مهربونمgo

دانلود اهنگ رفیقوم دردت به جونم اي داداش مهربونم - پارت بلاگ
 
partblog.ir/post/دانلود+اهنگ+رفیقوم+دردت+به+جونم+اي+داداش+مهربونم/
 
دانلود اهنگ رفیقوم دردت به جونم اي داداش مهربونم. اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با اين زمینه و یا هر زمینه تحصیلی مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری .
اهنگ رفیقوم دردت به جونوم اي داداش مهربونوم - پارت بلاگ partblog.ir/post/اهنگ+رفیقوم+دردت+به+جونوم+اي+داداش+مهربونوم/
 

دانلود اهنگ درخواستی بنشین رفیقوم تا در
 متن آهنگ دلم پریشونه هوروش بند
Text New Music Hoorosh Band Delam Parishoone

من پاي پیاده کنار ساحل صداي بارون
من کور بشم اي کاش جلو چشامه خاطره هامون
هی یادش میادش میزاشتی با عشق سر روی شونه ام
تو صدام میکردی بهت میگفتم دردت بجونم دردت بحونم
(مث موهات دلم پریشونه اخه بی تو  چطور برم خونه 
چشامو تاکی گریه بلرزونه پس تو کجايی)۲
نه بارون نه دریا نه حاده نه ابرا
میدونن چی میخوام من از دار دنیا
نبودی ببینی چی اومد سر من
بیا غنچه کن باز گل نیلوفر من .
( مثل موهات دلم پ
اون شب هم نبايد با داداشم گرم می‌گرفتم - نبايد بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکايپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا براي من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود. داداش من برادر کارشه، برادر من نیست.
اصولا دخترهاي اين زمونه هفت – هشت نوع داداش دارند. هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان.
داداش شماره یک: بچه پولدار
ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اينترنت ۲۴ ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده.
داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم.
داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
هر پسری بخواهد تو اينترنت اذیتشون کنه، خان داداش جون حالشو میگیره.
دادش شماره چهار: از نوع هنری
خوراک ر
سلام  خوبید؟
نمیدونم سریال برادر جان رو میبیند یا نه!!
کاری به اصل موضوع سریال ندارم ولی توی سریال یه جوری میگن داداش یهجوری براشون سخته داداش راز داداش رولو بده !
یه جوری میگن دنیا ینی داداش اخرت خدا!!!!!
راستش من ندیدم برادری ندیدم!
داداش خودم که همیشه همه جا در حال ضايع کردن من بود 
داداشاي بابام هم تا از لحاظ مادی و مالی هه چی اوکی بود ، خوب بودن وگرنه همش دعوا بود
که اين اخریه هم همه چی تموم شد
راستش نمیدونم چه جوریه که ما ها غریب پرست بودیم 
اون شب هم نبايد با داداشم گرم می‌گرفتم - نبايد بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکايپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا براي من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود - اون برادر کارشه، نه برادر من.
بنشین رفیقوم تا درد دل بگیوم - پارت بلاگ
 
partblog.ir/post/بنشین+رفیقوم+تا+درد+دل+بگیوم/
 
دانلود اهنگ درخواستی بنشین رفیقوم تا درد دل بگویوم ببین چه کرده فلک با حالو روزوم . متن آهنگ چه بگویم از سالار عقیلی چه بگویم نگفته هم پیداست غم اين دل مگر .
بشین رفیقوم تا درد دل بگویوم - لیست بلاگ هاي اتومات blog.allblog.ir/post/بشین+رفیقوم+تا+درد+دل+بگویوم/
 

دانلود موسیقی جدید رستاک بنام اختیاریهDownload New Music Rastaak – Ekhtiariehترانه: حامد عسکری , موزیک: رستاک حلاج , تنظیم: اش
یکسال و نیم با هم خندیدن و خاطره ساختن و به همدیگه داداش داداش گفتن و با نوکرم و چاکرم و مخلصم سبیل همدیگه رو چرب کردن ولی امروز موقعیتی پیش اومد که با هم رقیب شدن و یه جورايی توی یه مسابقه دو کنار هم قرار گرفتن و همه ی اون نوکرم و چاکرم ها و داداش داداش گفتن ها رو فراموش کردن و براي رسیدن به جايگاه مورد نظرشون براي یک روز به همدیگه تنه زدن و زیر پاي همدیگه رو خالی کردن تا زودتر برسن به چیزی که میخوان و وقتی مسابقه تموم شد دوباره نشستن کنار هم و د
طنز جالب و باحال انواع داداش براي برخی دخترا ، اصولا برخی دخترهاي اين زمونه هفت – هشت نوع داداش دارند.
 
هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان.
 داداش شماره یک: بچه پولدار
ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اينترنت 24 ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده.
 
داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم.
 
داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
هر پسری بخواهد تو اينترنت اذیتشون کنه، خان داد
سلام داش مجید
خوش اومدی . داداش قدم رنجه کردی .
داداش یادته میخوندی: پناه حرم . کجا داری میری بگو برادرم . پناه حرم .
رفتی و خودت شدی پناه حرم . رفتی ، خیلی خوبم رفتی . جوری رفتی که بی بی جان زینب (س) خریدارت شد .
شرمنده که نتونستم بیام تشییعت . من فقط اسمتو یدک کشیدم نه راه و رسمتو .
اين پست رو هم فقط به عشق تو نوشتم . وجودتو عشقه داداشم .
مشتی باش و سفارش ما رو هم پیش اربابمون بکن . دمت گرم خدا از بزرگی کمت نکنه
 
خاک پاتم داداش
 
اينم یه کلیپ دیگه از برگشت عشقم لی مین هوووو
اين بهترین حس و اتفاق دنیاست
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
https://www.namasha.com/v/tkuJYw3z
کلیک کن
من خیلی خوشحالم خیلییییی❤❤❤❤
اين کلیپا رو از  کانال نماشا دوستم کپی میکنم و ازش اجازه گرفتم
امروز تولد داداشم هم هست واي چه جالب
داداش واقعیم نه مجازی
اسمشم محمدامین هست 
تولدت مبارک داداش جوووووونم❤❤❤❤
قلب آبی به افتخار داداش استقلالیم
ما خانوادگی استقلالی هستیم اونم سرسخت
Download New Music Hoorosh Band – Mesle Mohat Delam Parishoone
دانلود ترانه مثل موهات دلم پریشونه جدیدترین موسیقی هوروش بند با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
ترانه : هادی زینتی    ملودی : مهدی دارابی    تنظیم : مسعود جهانی
منتشر شد .

متن آهنگ مثل موهات دلم پریشونه هوروش بند
من پاي پیاده کنار ساحل صداي بارونمن کور بشم اي کاش جلو چشامه خاطره هامونهی یادت میادشمیذاشتی باعشقسر روی شونه ام تو صدام میکردی بهت میگفتمدردت بجونم دردت بجونم
مث موهات دلم پریشونه آخه بی تو چ
دانلود آهنگ جدید پدرام پالیز به نام رفتی ولی اين بار عاشقترینم با داغ و دردت همنشینم با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang rafti vali in bar asheghtarinam ba dagheo dard hamneshinam az Pedram Paliz
دانلود آهنگ رفتی ولی اين بار عاشقترینم با داغ و دردت همنشینم پدرام پالیز
تنها بگو چرا رفتی تنهايی.♪
///
اي آن که در هر حالتی زیبايی
در یاد من میماند اين داغ جدايی.♪
///
رفتی ولی اين بار عاشقترینم با داغ و دردت همنشینم .♪
هرجاي دنیا هستی بدان که تا اخر دنیا
امروز خوب بود خودش آخر شب من راضی بودم ولی تماس تصویری خانوادگی با داداش و دیدنش بعد بیست روز بهترش کردولی آخرشب که بعد خیلی وقت مامان رو مثل قدیما بغل کردم و به نفساش گوش دادم خیلی بهتر شد.+بابا هم اومد داداش رو دید و باهاش احوال پرسی کرد و رفت اونطرف وايساد.چشاش دلتنگیشو داد میزد++امروز مث مزه آلبالو خوب و دوسداشتنی بود
2- حسام الدین نظامی :
او اولین فرزند پسر داداش نظامی است .
قبل از انقلاب جوان ترین شهردار کشور در شهر تالش بوده و مدت کوتاهی بعد از انقلاب شهردار رشت شد .
وی هم اکنون در انگلستان ساکن است .

3- نظام الدین نظامی :
دومین فرزند پسر داداش نظامی ، معلم بازنشسته است و هم اکنون در هشتپر ساکن است .
او اولین معلم فارغ التحصیل رشته زمین شناسی در روستا است .

4- تاج الدین نظامی :
سومین فرزند پسر داداش نظامی ، ساکن انگلستان است .
وی طی رفت و آمد هايش به روستا مشغول
19 سالمه ولی بابامو به اندازه ی 9سال شايد دیدم . ولی به اندازه ی 900 سال محبت دیدم ازش .  بچه که بودم تا سه چهارصب بیدار میموندم بابا بیاد! آخرشم خوابم میبرد .بابايی که حتی تو مراسم خاکسپاری مادرش نبود چون سرکار بود
الان هرفیلم مراسمی که میبینم جاي خالی بابا حس میشه! تو خاص ترین مراسم ها هم تو سرکار بودی همه ی عموها بودن ولی تو .
داداشم نفس منه باباي دوم من . همه ی کارامو داداشم انجام داده! از همون بچگی . اگه چیزی نیاز داشتم به بابا زنگ نمیزدم
امروز صبح توی روز روشن ماشین زن داداش رو زدن بردن :|ماشینشم دنا هست یه سال هم نشده که خریدهآقا ما هرچی کم داشتیم اينطوری خودمونو دلداری میدادیم که اشکال نداره عوضش امنیت داریم امنیتمون هم به همین شکل شده دیگه میخوان چیکار کنن :)))) فردا پسفردا تو کوچه خیابون ببین چه بلاهايی سرمون بیارن
+تنها دلداری که میتونم به داداش بگم اينه خدا روشکر ماشین خودتو نبردن :))))
روز شنبه سوم فروردین ماه 1398 بود که بهمون خبر رسید دوقولوها ( کیان و کیانا ) صاحب یک داداش شدن . البته طبق گفته خانم دکتر قرار بر اين بود که داداش دوقولوها بعد از سیزده بدر به دنیا بیاد ولی به علت پاره شدن کیسه آب چند روز زودتر به دنیا اومده و خدا رو شکر صحیح و سالم است . حالا کیان و کیانا که دوقولو هستند و دو سال و دو ماه سن دارن ، صاحب یک داداش شدن که هنوز اسمشو نگفتن چیه و تا روز دهم معمولاً اعلام نمی کنند و بابا و مامانش هم اشمش رو حتماً انتخاب کر
مامانم زن خیلی خوبیه.
از اون خوبايی که واسه خودش یه‌پا خانوم خونه‌ست.
از اونا که آشپزی و کدبانوییش بیسته!
از اون زنايی که با حرف زدن با مرد غریبه لپشون گل میندازه و چادرشو سفت میگیره!
مامانم خیلی زن خوبیه!
از اون خوبا که بابام دوست داره و هی قربونش میره و هی دورش میگرده!
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده!
می‌گفت طرف دختر خیلی خوبیه!
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره‌اول‌هاست!
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت!
یکی از تفریحات بشدت دوست داشتنیم زدن امیریهبعد هی غر میزنه
 میاد اونم کرم بریزه و من با گفتن  برو داداشتو بزن
جیغشو میبرم هوا ک من داداش ندارم خو
منم میشینم براش توضیح میدم ک ببین
ب من چ ک داداش نداری،میتونی داداشتو بزنی،اما خواهرتو نه،خواهرتو بايد ناز کنی
امشب همین بحثو داشتیم و من بسی سوز ب دلش دادم ک داداش دارم تو نداری
برگشته میگه:
سوز ب دلت اگ تو ی خواهر ی برادر داری
ب جاش من دو تا خوااااهرررر دارررم
و تازه
من خواهر دو تا داداشم
با خودم و
با مامان خانم اينها نرفتم عیددیدنی خونه دايی آقا حسن دايی مامان خانم و پدر نجمه زن خان داداش محسن هیچی بعدا مامان خانم برام داره جلوی کوثر زن داداش مجتبی بهم چیزی نگفت یکی ساعت بیشتر توی خونه تنها هم و فقط دارم دور خودم تاب میخورم و رویا پردازی مزخرف میکنم همین بس من سرباز ارتش ؟ بیشعوری هم حدی داره
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزدیک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وايسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز میشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وايساده
اينم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
فرزند شهید مجتبی ذوالفقارنسب نیز در دلنوشته اي خطاب به پدر شهید خود آورده است:
به نام خداي شهیدان. باباي خوبم سلام؛ خوش آمدی، شهادتت مبارک.خیلی دلم برايت تنگ شده، خیلی زودتر از اينها منتظرت بودم. فکر می‌کردم براي عید می‌آیی. من و داداش عباس کنار سفره هفت سین برايت دعا کردیم، هر وقت کسی در می‌زد دعا می‌کردیم تو باشی، مامان می‌گفت بابا جانتان رفته از حرم حضرت زینب سلام الله علیها دفاع کنه، آخه دشمنا می‌خوان اون‌رو خراب کنن.
باباي شهیدم حا
صبح ساعت 9 داداش مجتبی زنگ زده بیدارم کرد گفت پاشو بریم سینما رفتیم یه فیلم مزخرف و داغون به اسم " چهار انگشتی " دیدیم فیلم در مورد سفرهاي یون به اروپا وتايلند به اسم سفر عراق و عربستان بود بس دری وری و چرت پرت بعدشم داداش مجتبی دستگاه بادکش خرید نمیدونم کی بهش گفته بادکش کنه با روغن وازلین چربهاش آب میشه توی سه ماه 24 کیلو کم کرده. شدیدا داغون و خسته ام الان هم اومدم خونه خوابم میاد شدید .
قراره امروز علی بعد سه ماه بیاد خونه.
مامان که میدونه علی چقدر آش دوست داره از صبح حسابی تو زحمت افتاده.
زنگ مدرسه رو که زدن سعید فی الفور وسايلشو ریخت تو کیفشو با ذوق اومد طرف خونه به علی بگه امروز معلم یه مهر صد آفرین بهش داده چون نمره نقاشیش ۲۰شده وقتی رسید خونه رو گذاشت رو سرش:داداش علی داداش علی! » صدايی نشنید کیفشو انداخت کنار اتاقو دوید طرف آشپز خونه.
علی کجاس مامان
میخام بهش بگم چه داداش هنرمندی داره
مادر که داشت سبزی رو داخل آش میریخت
تقدیم به همه ی خانومايی که داداش دارن.
داداش داشتن خودش یه زندگیه.
داداش داشتن یعنی به جون داداشم راست میگم.
یعنی به جون داداشم که میخوام دنیا نباشه.
یعنی اق دادااااااااشمو عشقه
یعنی.میگه اجی اينی که پوشیدم بهم میاد خوبه؟
یعنیدعوا،کتک کاری ،خنده ،اشتی
یعنی فوتبال نگاه کردن وکل کل هاي باحال
یعنی.روت غیرت داره
یعنی .کسی نگات کنه مرگش حلاله
یعنیهمه بهت میگن تو ابجیشی برو باهاش حرف بزن راضیش کن
یعنی.یعنی انقداذیتش کنی کفر
سلامدارم آهنگ شايد بهشت شروین رو گوش میدمچقد احساس دارهبالاخره کنکور ما هم تموم شد و وارد دنیاي بعدش شدیمخب آقايی هم از فرصت سو استفاده کردن و سفارش کیف چرم دادنالان تیکه هاشو برش دادم فعلا.هر روز زنگ میزنه جویاي احوال کیفشهامیدوارم معلمی بیارم ب امید خدا یا روانشناسیآزمون عملی هنر هم ثبت نام کردمبرا نقاشیبايد تمرین کنم اگه خواب اجازه بدهی چیزی میخواستم بگمآهاي داداش نداشتم ک هیچ وقت بدنیا نیومدی میخواستم بگم خیلی دوستت دارم
مسأله اين است: خونه‌ی داداش و زن‌داداش یا خوابگاه یا خانه‌ با گروهی از دوستان؟
و اما مسأله‌ی مهم‌تر چیست؟ جلب رضايت مادر و پدر.
| عکاسی - تهران - دانشگاه پارس |
پ.ن. من تلاش کردم(البته نه چندان کافی) که دولتی قبول بشم. اما شما شاهدید که با ظرفیت زیر سی تايیِ عکاسی در تهران، کار خیلی دشوار است.
[تبریک هم نگویید لطفا!]
گاهی وقتا به خودم میگم خجالت نمیکشی بعد از رفتنش میخندی؟ شرمت نمیاد داری خوش میگذرونی؟»
نمیدونم. هیچی نمیدونم. 
من خجالت میکشم خوشحال باشم وقتی هنوز میبینم در خانواده م کسی از یاد داداش منفک نشده. 
من دلم میخواد خوشحال باشم که خانواده م بجاي نبودن داداش دلشون به خنده هاي من خوش شه.
اما؛ نمیتونم. 
من نهايت 6 ساعت میتونم ممتد بگم و بخندم و در جمع باشم. امتحان کردم ک میگم. 
واقعا احساس می کنم بند بند وجودم از کش دادن اين زندگی خسته س. 
خسته تر از
براتون داستان عمل بینی داداش بزرگه رو گفتم ؟ توی خانواده ما فقط داداش بزرگه دماغش طبیعی و خوش فرم بود که اونم به لطف پولیپ و انحراف کارايی نداشت :/
سرباز که شد تصمیم گرفت بره عمل کنه .به اين صورت که من مشهد بودم زنگ زد گفت من چقدر دستت پول دارم ؟ گفتم اينقدر ‌. گفت من بیمارستان بقیه الله ام میخوام عمل کنم . من
البته از اون روزی که اينو به من گفت حداقل ۱۰ روز دیر تر عمل شد ولی خب استرسش رو داشتم کلا ! 
پنجشنبه قرار شد عمل کنه و از اونجايی که هیچکس ب
چقد برام عجیبه ک از اشتباهات بقیه ب راحتی میگذرم بعد همون بقیه ب خاطر ی چیز مسخره خودشونو واسه من میگیرن و کلاس میذارنخدايا چرا دنیا برعکسه؟
تازگی ها نمیدونم چرا قلبم اينقد بد میزنههی تاپ تاپ میکنه محکمالان دقیقا فهمیدین قلبم چش شده یا بیشتر توضییح بدم؟؟؟ داداش محمد حسین رفت دیروز ساعت دوازدهالبته بردادر شوهرمه اما مثل داداش نداشتم دوسش دارم براش شیرینی کشمشی هم پختم خوبه وقتی بمیرم همه یاد شیرینی هام میفتن آخه هنر دیگه اي ک ندارمب
شنبه با جناب برادر پاشدیم رفتیم دکتر . برگشتنی یه چند قطره اي از بینی مبارک مان خون اومد . سوار اتوبوس شده بودیم ، توی قسمت مردونه وايساده بودیم ، داداش بزرگه پرسید خوبی ؟ گفتم نه ! و همون طور که بازوش رو گرفته بودم سرم رو به سینه ش تکیه دادم و بهش گفتم دارم غش میکنم . ( احتمالا حضار پیش خودشون گفتن اَه اَه خجالتم خوب چیزیه اين جلافت ها توی ملاء عام ؟؟؟ ) فکر کنم چند ثانیه بعد من کف اتوبوس بودم داداش بزرگه دستمو گرفته بود میگفت خوبی ؟؟ گفتم آره خوب
من عاشقِ خانواده ام هستم. برايم مهم نیست که چقدر با هم فرق داریم و دنیايمان فرسنگ ها با هم فاصله دارد. با اينحال دوستشان دارم. ولی باز هم اين دلیل نمیشد که علاقه ام را ابراز کنم.
داداش کوچیکه برايم عزیز است. با همه ی کل کل ها و دعواهاي فیزیکی مان، خالصانه دوستش دارم. ولی داداش بزرگه برايم جورِ دیگری عزیز است. از آن عزیزهايی که در کنارش احترام هم هست. که نمیشود خیلی از شوخی ها را کرد.
تنها موردی که میتواند احساساتِ من را در مورد مردهاي زندگی ام غلغ
قراره امروز علی بعد سه ماه بیاد خونه.
مامان که میدونه علی چقدر آش دوست داره از صبح حسابی تو زحمت افتاده.
زنگ مدرسه رو که زدن سعید فی الفور وسايلشو ریخت توی کیفشو  با ذوق اومد طرف خونه به علی بگه امروز معلم یه مُهر صد آفرین بهش داده چون نمره نقاشیش ۲۰ شده وقتی رسید؛ خونه رو گذاشت رو سرش:داداش علی داداش علی!» صدايی نشنید کیفشو انداخت کنار اتاقو دوید طرف آشپزخونه.
علی کجاس مامان
میخام بهش بگم چه داداش هنرمندی داره
مادر که داشت سبزی رو داخل آش میر
بسم رب الشهدا
.#قسمت_پنجاه_و_دوم
.
- بگو چی کار کرد با من داداش هادی شما
یکم نشستیم محمد تسبیح رو روی چشماش گذاشت و بعد بوسه اي زد بهش
- داداش هادی دست مارو هم بگیر
اينکه نشد همش دختر بازی یکم هواي مارو هم داشته باش
چپ چپ نگاهش کردم
زد زیر خنده
- اوخ ببخشید
داداشم شوخی بود بخدا
ادامه مطلب
به نام خالق یکتا
من:آخیش رسیدیما
ویدا:واي مامان دارم از خستگی بیهوش میشم
درحالی که رویا داشت خودشو رو کاناپه پرت میکرد گفت:اين داداش توهم عجب
سلیقه اي داره ها.وسايل خونه رو مثل یه خانم با سلیقه چیده.باریک باریک
خوشم اومد.  من :الاغ تشریف داری رویا ها.پریسا نامزد داداش آرشام خوش
سلیقه اس وگرنه سلیقه آرشام مثل شلغم میمونه.یکتا:به جاي اين حرفا برید
بخوابید. فردا دیرمون بشه خیلی خیطه میگم رها.  من:هان؟   یکتا:بی تربیت  
من:خودت  یکتا:اه بسه حوص
به نام خالق یکتا
من:آخیش رسیدیما
ویدا:واي مامان دارم از خستگی بیهوش میشم
درحالی که رویا داشت خودشو رو کاناپه پرت میکرد گفت:اين داداش توهم عجب
سلیقه اي داره ها.وسايل خونه رو مثل یه خانم با سلیقه چیده.باریک باریک
خوشم اومد.  من :الاغ تشریف داری رویا ها.پریسا نامزد داداش آرشام خوش
سلیقه اس وگرنه سلیقه آرشام مثل شلغم میمونه.یکتا:به جاي اين حرفا برید
بخوابید. فردا دیرمون بشه خیلی خیطه میگم رها.  من:هان؟   یکتا:بی تربیت  
من:خودت  یکتا:اه بسه حوص
به نام خالق یکتا
من:آخیش رسیدیما
ویدا:واي مامان دارم از خستگی بیهوش میشم
درحالی که رویا داشت خودشو رو کاناپه پرت میکرد گفت:اين داداش توهم عجب
سلیقه اي داره ها.وسايل خونه رو مثل یه خانم با سلیقه چیده.باریک باریک
خوشم اومد.  من :الاغ تشریف داری رویا ها.پریسا نامزد داداش آرشام خوش
سلیقه اس وگرنه سلیقه آرشام مثل شلغم میمونه.یکتا:به جاي اين حرفا برید
بخوابید. فردا دیرمون بشه خیلی خیطه میگم رها.  من:هان؟   یکتا:بی تربیت  
من:خودت  یکتا:اه بسه حوص
ايندفه پر انرژی اومدم ، خوشال اومدم، شاد اومدم
هر قدر غر زدم ، هر قدر ناشکری کردم کافیه:)))))

خب مسبب حال خوبم داداش ک هست عجیییب حالمو خوب کرد با حرفاش ، چقدر منو امیدوار کرد به آینده و فهمیدم چه بهتره که تمام اون تلاشیو که قرار بود برا رسیدن به چیزی که دوسش ندارم بکنم ، الان صرف خودم و رشته ی مورد علاقم بکنم 
حالم خوبه و یکم ناراحتم بخاطر اون دو سه تومنی که الکی الکی خرج کردم و پولمم بر نمیگرده وووو بشدت عذاب وجدان گرفتم:))))
حالم خوبه چون تمام چش
قدیما، همه چیز یه جور دیگه بوده!
اونهايی که میخواستن برن حج، اول میرفتن بدهکاریاشونو صاف میکردن، از همه حلالیت میطلبیدن، بعد با خیال راحت میرفتن حج.
الان انگار رسم و رسوم حج رفتن هم عوض شده!
زنگ زدم به مشتریمون، و اين چندمین باری بوده که براي حساب و کتابش بهش زنگ میزدم. خودمو آماده کرده بودم که بهش بگم اين چه وضعیه آقاي فلانی؟ چندبار برا یه حساب بايد زنگ زدت بهت؟ که ناگهان ازونور خط صدا اومد: بفرمايید.
_آقاي فلانی سلام، فلانی هستم از شرکت فلان
به‌تنگ‌آمده از خویشتن، آدمیان را در بند می‌کشد؛ سرگشته‌روحی آزرده و نالان.
قاب‌هاي سرد و بسته‌اي که "چگونه بودن" را حکم می‌رانند، انعکاسی گزنده از ذاتی در سايه مانده‌اند. شرارتی تلخ، که از بی‌خردی می‌نوشد و چخماق می‌زند به انسانِ فهم‌ناشده‌ی اين عصر. 
و من، فریاد واخواهی‌ام به اين تقدیر غیابی، چه رام و تسلیم است. بر اختفاي خویشتن سر فرود آورده و زخم‌هاي دم‌به‌دمِ روزگاران‌ام را لیس می‌زنم. #واژه‌بافی
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ تکاپو پسابندر فیلم و سریال گروه آموزشی دبیران زبان انگلیسی دوره دوم متوسطه ناحیه 1 اصفهان مشاوره دندانپزشکی Test & project site فناوری آموزشی صمصام مدیا زرند جوان گروه عربی ناحیه 2 اصفهان