محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

بوسه های سریال رئیس خجالتی

کتاب جیغ هاي صورتیشاعر: ژاله افشاری مقدم

تنِ کبود شیونش به بوسه فکر می کندشکنجه هاي در تنش به بوسه فکر می کندبه لحن عاشقانه اش دوباره ترس می پردولی زبانِ الکنش به بوسه فکر می کندزنی که رقص موی او اسیر سایه ها شدهصلیب دور گردنش به بوسه فکر می کندزنی که زیر چادرش بهار رخنه کرده استگلِ کنار دامنش به بوسه فکر می کنداز آخرین دریچه ها به عشق خیره می شودو چشم هاي روشنش به بوسه فکر می کنددر انتهاي جاده ها به شهر عشق می رسدهمیشه قبلِ رفتنش به بوسه فک
به گزارش سایت تفریحی چفچفک برگرفته از روزیاتو : بوسه و بوسیدن شاید یکی از ساده ترین راه ها برای ابراز محبت و علاقه و ایجاد پیوند با یکدیگر باشد، اما حقایق جالب زیادی درباره ی همین بوسه هاي ساده وجود دارد که اغلب ما از آن بی خبریم. مثلاً شاید ندانید که بوسه فواید و مضرات مختلفی برای بدن ما دارد یا اینکه ما هم علم بوسه شناسی داریم و هم فوبیای بوسه. با چند حقیقت جالب درباره بوسه همراه باشید.
ادامه مطلب
جاری شدی به جاده
اشک از دو چشم جاری
گفتی که می‌آیم، من منتظر اینجا
جاده‌ چه بخشنده است
مرغ دلم جز تو رازق نمی‌خواهد
دانه ز دست غیر هرگز نمیگیرد
مرغی که آشفته است
مرغی که بیمار،
مرغی که پر‌خنده‌ است
من در تکاپوی
طبخ دو تا بوسه‌ام
یک بوسه‌ی خوش طعم
گویی کباب‌دنده‌ است
یک بوسه رنگی
از نسل سیب سرخ
خوشمزه و شیرین
از عشق آکنده است
 
دلم بوسه هاي بی هوا می خواهد
از همان هايی که میان لبهاي تو تلمبار شده
و سهم من است!
 
"امیر ارسلان کاویانی"
 
 
پ.ن1:
بانو
من شاعرم
مبادی آداب نیستم!
گاهی رندانه و مستانه
پا می کوبم
بوسه می م!
 
"امیر ارسلان کاویانی"
 
پ.ن2:
صورتش پر است از بوسه.
او که خندید
دنیا خندید
عشق خندید
خدا هم خندید و من.
مثل باران یک ریز بوسیدمش!
 
"حامد نیازی"
تا حالا در مورد تاثیر بوسه بر مردان و حتی بوسه مورد علاقه مردان فکر کرده اید؟ این سوال که مردان چه نوع بوسه ای را دوست دارند میتواند نوع زندگی و کیفیت آن را تغییر دهد. بوسیدن مرد زندگیتان می تواند برای او یک تجربه گیج کننده باشد و به یاد ماندنی باشد. قبلا در سایت ویکی روان در مورد جملاتی که مردان را دیوانه می کند صحبت کردیم و در این مطلب قصد بررسی بوسه مورد علاقه مردان بپردازیم.
منبع مقاله : گاز گرفتن همسر نشانه چیست
ادامه مطلب
بوسه ای بر این سر بدبختی را پاک می کند
سرت را می بوسم.
بوسه ای بر این چشم بی خوابی را می برد
چشمت را می بوسم.
بوسه ای بر این لب عمیق ترین تشنگی را فرو می نشاند
لبت را می بوسم.
بوسه ای بر این سر خاطره را پاک می کند
سرت را می بوسم.
| مارینا تسوتایوا |
‏پس که لطف می‌کند؟ 
 کی پوست سیمای تو را، به بوسه، می‌درد ‏
تا نور، فرو ریزد و 

 آهسته، شکر شود؟ ‏
من! من که بوسه‌ام، ترسناک‌تر از یک امضاست.
 ‏هوای روشن را تایید می‌کنم، و قیام را، از روی صندلی
 ‏بخاطر بدرود.
 ‏- بیژن الهی
دانلود آهنگ جدید پیام قائدی به نام بوسه
Текст песни Boose Payam Ghaedi
منو بایه بوسه از این حال دربیار منو با یه خنده از این حال دربیارПоцелуй меня, так что теперь со мной со смехом
منو با نگاهی ببر به راهی که تو شروعشی که تو پایانشیВзгляни на то, как ты начал, что ты закончил
منو بایه بوسه ببر به حادثه اونجا که پر از حوادثه

ادامه مطلب
شب است و پنجره ها خفته اند
تو نیز پلک ها بر هم بگذار
که قاصدک بوسه هايم را
روان کرده ام به شهر باران ها
تا که شاید رویاهايمان
در این سکوت پر غوغای ظلمت
دیدارشان تازه شود
به مهر
زیر نور ماه 
.
.
.
بوسه هايم نذر چشمانت

روح وحشی
1:07 بامداد 
بوسه کمپین هلیل بر دستان مسئولین شرافتمند. https://t.me/haliljazmorian1395                                                     به نام خدا یکی از وکلای با سابقه جیرفت از قول آقای کارزاری قاضی دادگاه تجدیدنظر کرمان تعریف  کرد :  در زمانی که رئيس دادگستری بردسی
ادامه مطلب
بوسه کمپین هلیل بر دستان مسئولین شرافتمند. https://t.me/haliljazmorian1395                                                     به نام خدا یکی از وکلای با سابقه جیرفت از قول آقای کارزاری قاضی دادگاه تجدیدنظر کرمان تعریف  کرد :  در زمانی که رئيس دادگستری بردسی
ادامه مطلب
انسان موجودی با عادت ها و رفتارهاي پیچیده است که حتی خودش هم نمیداند این عادات چرا و چگونه پدید آمده اند. شاید تا به حال به اینکه بوسیدن چطور به وجود آمده و به یک عادت همگانی بدل شده فکر نکرده اید. در مواقع مختلفی از بوسه و بوسیدن استفاده می کنیم، زمان شادی، دلتنگی، غم و اندوه یا .
آنچه که مسلم است بوسیدن از لحاظ روانی ما را تحت تاثیر قرار میدهد به همین خاطر است که بوسه به در حالات مختلف روحی روانی جای خود را باز کرده است. روزیاتو مقاله ای نوشته
گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا
به بوسه نقش‌کنم برگ یاسمین ترا
هر آن زمین که تو یک ره برو قدم بنهی
هزار سجده برم خاک آن زمین ترا
هزار بوسه دهم بر سخای نامهٔ تو
اگر ببینم بر مهر او نگین ترا
به تیغ هندی گو: دست من جدا بکنند
اگر بگیرم روزی من آستین ترا
اگر چه خامش مردم که شعر باید گفت
زبان من به روی گردد آفرین ترا
کسی که با تو سر خم نشسته مرتد نیست 
که مثل چشم تو در ساقیان سرآمد نیست 
  چه دوزخی چه بهشتی که در همه حالات
  کسی که شاعر چشم تو شد مردد نیست 
تو را به بوسه قسم دادمت نپرهیزی  
که جمع بوسه و پرهیز با تو مفرد نیست 
  تو آتشی و تنت گرمخانه غزل است 
جهان با تو مرا می جهنّمد بد نیست   .
 
 
جاویدان رافی
یا لطیف.
 
از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
هنوز پیرهنم را، نشُسته می پوشمهنوز بوی تو از تار و پود زندگی ام
نرفته است که خود را به عطر بفروشمعجب مدار، از این جوششی که در من هست
که من به هرم نفس هاي توست که  می جوشمکجا به پیری و سستی و ضعف روی آرم
منی که آب حیات از لب تو می نوشمبه بوسه ای که گرفتم در آخرین لحظه
برای بوسه ی دیگر دوباره می کوشم.
آخر گشوده شد ز هم آن پرده هاي راز آخر مراشناختی ای چشم آشنا چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو من هستم آن عروس خیالات دیر پا چشم منست اینکه در او خیره مانده ای لیلی که بود ؟ قصه چشم سیاه چیست ؟ در فکر این مباش که چشمان من چرا چون چشمهاي وحشی لیلی سیاه نیست در چشمهاي لیلی اگر شب شکفته بود در چشم من شکفته گل آتشین عشق لغزیده بر شکوفه لبهاي خامشم بس قصه ها ز پیچ و خم دلنشین عشق در بند نقشهاي سرابی و غافلی برگرد . این لبان من این جام بوسه ها از دام بو
نه، صحبتی از عشق نیست. صحبت از نور سپیده، افتاده به دالانِ نمورِ قلب است. آن اتفاقی که رخداد، در طولایِ سرنوشتش نیست، آن اتفاق که نمی‌افتد.
عرصه‌ی پهناورِ زیستن، وقتی مجال بودن ندارد می‌شود ما. باشد، هر چه بادا باد، بوسه‌ات آباد 
یک نفر گفت: هر مردی که تو را می بوسد، دریایی می شود میان ما. می فهمی؟ 
یک نفر گفت: هر مردی که مرا می بوسد یادم می آورد مرا نبوسیدی. 
یک نفر گفت: هر مردی که زنی را می بوسد بخشی از روح خود را از دست می دهد. 
یک نفر گفت: هر مردی که او را می بوسد باید بداند چقدر خوشبخت است. 
یک نفر گفت: هر مردی که زنده است، باید بوسیده شود. چرا که مردنش قطعی است. 
یک نفر گفت: هر مردی که با عشق بوسیده شود، بعد از آن بوسه دوباره زاده می شود. 
یک نفر گفت: هر مردی که زنی را با عشق
شما اما اگر توانستید ببوسید تمام گونه‌هاي از گریه خیس شده را؛ به‌خصوص اگر هوا سرد و تاریک بود و برف می‌بارید. ببوسید تمام چشمان از انتظار کم‌نور شده را. تمام لب‌هاي مشکوک به بوسه را. تمام دست‌هاي پاک آلوده شده به تن یار را. تمام قلم‌هاي از معشوق نوشته را. تمام چین‌هاي افتاده از انتظار بر پیشانی‌ها را. من نتوانستم اما اگر شما توانستید ببوسید تمام زخم‌هاي عاشقان را؛ که از بوسیدنی‌تر در جهانمان وجود ندارد.
شده با خواندن بیت غزلی گریه کنی؟
یا که در حسرت حس بغلی گریه کنی؟
به دلت بارشی از غم، به لبت خنده زنی 
ظاهرت شاد نشان داده ولی گریه کنی؟
خنده ی تلخ کند، زرد شود رخسارت
شهره ی شهر شوی و مثلی، گریه کنی؟
هوس بوسه ای از لعل لبش داشته و
بهر یک بوسه ی قند و عسلی گریه کنی؟
شده دیدار رخش را به دلت وعده دهد
نکند وعده ی خود را عملی، گریه کنی ؟
بعد دیدار شود، شهر دلت زله خیز
یا غرورت شکند چون گسلی گریه کنی؟
لاادری
من این جا هستم: t.me/minimugraphy
دارد آن بوی هم آغوشی تو آغوش من،
بوسه ات مهر خموشی لب خاموش من.
غصه ها با بوسه ها از دل رود چون قافله،
می برد یاد خوشت از سر خیال و هوش من.
دیدة بیدار دارم، دولت بیدار نه،
حرف زیبایت نیاید لحظه ای بر گوش من.
خنده هاي شکّرینت لذّت شعر ترم،
آتش قلبت شرار این دل پرجوش من.
آشنایی کرده ای با دشمن غدار من،
طعنه هاي دشمنم باری شود بر دوش من.
شیشة قلبم شکستی و خمارت در دلم،
شوق وارستن ندارد از دل خون جوش من.
من که شک کرده ام به چشمانمکه چگونه تو را نمی بینددخترت به بوسه محتاج استبوسه ای از لبت نمی چیندال س لا م عل یک یا م ظ ل وممن زبانم به لکنت افتادهگوشواره به روی گوشم نیستزجر ملعون به دخترش دادهروی ناقه نشسته بودم که دشمنت رسید و هی هل دادمن کجا شکل پیرزن هستمتازه دندان شیری ام افتادسر بازار دیدنی بودیمجشن و هلهله ها به پا کردندبین کوچه پس کوچه ها مردمخارجی مرا صدا کردندبه کسی من نگفته ام جز توماجرای سکینه را بابادلقکی میان بزم شراب .عمه جان م
وطن عشق تو افتخارم 
وطن در رهت جان نثارم 
وطن عشق من هم وطن جان من 
وطن روح من عز و ایمان من 
وطن در رهت جان نثاری کنم 
به خاکت ز خون لاله کاری کنم 
چه ارزش بوَد در رهت جان دهم 
به خاکت ز خون لاله کاری کنم 
زنم بوسه بر بیرق و خاک تو 
بنازم به شیران بی باک تو 
وطن عشق من .
در جهان عشق سلطانت کنم،
آنچه خواهی، جان من، آنت کنم.
جا دهم در مردم چشمم ترا،
تا ز چشم غیر پنهانت کنم.
ریزی باران ملامت بر سرم،
بوسه باران، بوسه بارانت کنم.
 چیده گلهاي مراد خویش را،
دسته-دسته زیب دستانت کنم.
پردة دل کرده پای انداز تو،
در دل و در دیده مهمانت کنم.
روز مرگم تو میا، شرمند ه ام،
چون ندارم جان، که قربانت کنم.
 
بوسه ها را خاویاری کن بکش آتش مرا
آتشینی،روی دست تو دگر مشروب نیست
در نبودت حال من بد هست بدتر میشود
تو که باشی در مدار زندگی آشوب نیست
دیده در راه تو دارم نیست از رویت خبر
صبر و طاقت نیست دیگر دوره ی ایّوب نیست
گوشه ی باغ است و یاران نیز دورم کرده اند
با نبودت حوصله تنگ و زمان مطلوب نیست
با دو گیلاس از تو حالم میشود افسانه ای
جای حاشا نیست وقتی حال انسان خوب نیست
دوستت دارم و تنها با تو راضی میشوم
عاشقان را ترس از شلّاق و از سرکوب نیست
دیده حسن روی تو دیده منور  میشود،
عالم از بوی خوش مویت معطر می شود.
گرد دامان تو گردم، دامن افشانی ز من،
سر به سودایت زنم، درد سرم سر می شود.
دیده چشمان ترت چشمان من تر می شود،
بوسه از لبهاي تر گیرم، دلم تر می شود. 
آبرویم ریزی و از تو نشویم دست هیچ،
آبرو با آب جو گرچه برابر می شود. 
تشنه تر گردم، ببوسم از لبان تشنه ات، 
بوسه خوش باشد برایم، مرگ خوشتر می شود.
کاش با چشم دلت بینی جهان عشق را، 
پیش چشمانت جهان از عشق دیگر می شود.
 
 (Artist: Exo | Music Name: Electric Kiss | Genre: Pop | Released: 2018 | Album: Countdown | EXO - Electric Kiss (Music Video

هنرمند: اکسو | نام موزیک: بوسه الکتریکی | سبک: پاپ | تاریخ انتشار: 2018 | ملیت: کره جنوبی
دانلود موزیک ویدیو کره ای گروه (اکسو) EXO با نام (بوسه الکتریکی) Electric Kiss
ادامه مطلب
می‌شدی و به می‌رساندی‌ام. لب‌هايم در طواف بوسه به دور پاهايت، آن پاهاي سفیدت. لب‌هايت که بوسیدن نمی‌دانستند اما به هنگام بوسیدن به الهه‌ی بوسه می‌ماندند. آبشار موهاي سیاهت که روان می‌شدند بر روی کپل‌هايت و منی که جز سجده در برابر زانویت چه کاری می‌توانستم کرد؟ ناله‌هاي شهوتناک آمیخته به درد تو که فضای اتاق را پر می‌کرد و انگار، تمام اجزا و اشیای اتاق در مشاهده‌ی تو و تنها منی که توانایی لمس تو را داشتم. دستانم، آلوده‌ی خی
دانلود آهنگ جدید علی مولایی حسرت بوسه
Download New Music Ali Molaei Hasrate Booseh
آهنگ جدید علی مولایی بنام حسرت بوسه
دلم تنگه تو این سینه تو روزای قرنطینه آخه بوسه ی تو درمون این عاشق غمگینه
خالی شده آغوشم ولی نمیشه فراموشم آخه لمس تو بی واهمه در همهمه تضمینه
 
ادامه مطلب
جادوی کلمات بر کسی پوشیده نیست، مرد و زن دوست دارند حرف هاي زیبا از یارشان بشنوند. تاثیر این جملات بر افزایش کیفیت رابطه جنسی هم بسیار مشهود میباشد. در ادامه این مقاله به بررسی جملاتی که مردان را تحریک می کنند میپردازیم. همراه ما باشید.
بررسی جملاتی که مردان را تحریک می کنند
من عاشق بوسه هاي آتشین تو هستم
مردان عاشق این اند که بدانند بوسه هايشان آتشین و غیرقابل مقاومت هستند. هنگامی که شما بوسه هاي او را تحسین می کنید یعنی دقیقا چیزی که شما را
همین چند ثانیه پیش از الان که دارم این پست رو مینویسم انیمه بوسه ی ایزدی رو تموم کردم . 
چقدر قشنگ تموم شددددد واقعا عالی بود ولی اگه پایانشو دست من میدادن حتما یه تغییر کوچیک توش ایجاد میکردم :/ یه تشکر فراوان و تپل از جغد سفید عزیز که این انیمه رو بهم معرفی کرد ⁦(●♡∀♡)⁩ 
خلاصه ی انیمه ی بوسه ی ایزدی : 
راجع یه دختریه که باباش به خاطر قمار و بدهکاری ولش میکنه خونشون هم از دستش میره و می ه تو یه پارکی یه آقایی بهش میگه میتونی بری خونه ی من بعد
خوووووبببببببببببببب
جونم براتون بگه کههههههه
مهسا اومدهههه!! بعععععله بالاخره مخاطب خاص بلاگ مو دوباره بعد حدود یک سال از نزدیک میبینمش و چه قدددددددددددددددر خوشحالم از این که بازم حضورا میبینمش و کلی میشینیم و حرف می زنیم و میگیم و میخندیم واییی خدا جاتون خالی خوهد بود جای کی دقیقا>؟! ;) :))))
هیچی دیگه خواستم نشونه بذارم یادم نره این اتفاق خوبو که براش خاطره ای ثبت کنم بعدا توی دفتر خاطراتم
راستش این روزا خیلی روزای خوبیه
خدایااااا
خوووووبببببببببببببب
جونم براتون بگه کههههههه
مهسا اومدهههه!! بعععععله بالاخره مخاطب خاص بلاگ مو دوباره بعد حدود یک سال از نزدیک میبینمش و چه قدددددددددددددددر خوشحالم از این که بازم حضورا میبینمش و کلی میشینیم و حرف می زنیم و میگیم و میخندیم واییی خدا جاتون خالی خوهد بود جای کی دقیقا>؟! ;) :))))
هیچی دیگه خواستم نشونه بذارم یادم نره این اتفاق خوبو که براش خاطره ای ثبت کنم بعدا توی دفتر خاطراتم
راستش این روزا خیلی روزای خوبیه
خدایااااا
یه تیکه شعر از حامد ابراهیم پور پیدا کردم که منو برد توی یه خاطره خیلی کمرنگ رو به فراموش شده. 
[تو را به گریه قسم بازگرد. آن بوسه برای اینکه خداحافظی کنیم، نبود.] 
نشسته بودیم توی یه اتوبوس قدیمی با پرده هاي آبی چرک. منتظر بودیم تا بقیه مسافرا بیان که همشون پسر بچه بودن که باید می رفتن اردو. باید می رفت. نمیشد که با من بیاد. اومده بودم که بمونم و موندگار شیم. ولی منو راهی می کرد. دستم رو گرفته بود و زل زده بودیم به هم چه حس عجیب و تکرار نشدنی ای
به خیالم تنها بوسه ای و آغوشی ! 
چه میدانستم که میدَرَد،بکارت روح آشفته ام را !
بر وزن درد ، هم رنگ لعنت ! 
و چه میدانستم که من میمانم و ذهنی ملتهب
از تهوع صبحگاهی یک زن !
آبستن شوریدگی لعنت 
و خون خشکیده ام ، تحفه ی آخرین دیدار
قابله را خبر کنید !  
غم برای رسیدن به سینه ها گُر گرفته ام ، امان نمیدهد !
گرگ ها را به میلاد طفل من دعوت کن و بند ناف را 
به دندان کفتار پیری از جانم بیرون بکش !
لالایی کودکم ! 
لاشه ی تو،ته مانده ی عشق،کودکم ! 
تو مرا به انزو
 داریوش_به نام من
ریتم: 4/4         گام: B
Am      B        Em       B
ببین تمامِ من شدی اوج صدای من شدی
B        C       D       Em
بتِ منی شکستمت وقتی خدای من شدی
Am         Em           B
ببین به یک نگاه تو تمامِ من خراب شد
B       C       D         Em
چه کردی با سرابِ من که قطره قطره آب شد
C          D          Em
به ماه بوسه میزنم به کوه تکیه میکنم
B               C            D
به من نگاه کن ببین به عشق تو چه میکــــنم
C        Am            B
منو به دست من بکش به نام من گناه کن
B    Am
 ‍ عاشقم…
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی……
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی آغاز ؟
از آن چشمِ گنه کار ؟
از آن لحظه ی دیدار ؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ،
تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم
به کسی
مادربزرگم همیشه می‌گفت خیلی مهم نیست چقدر دوست داشتنی هستی. می‌گفت اینکه چقدر دوست داشتن بلد هستی مهم‌تر است. اینکه چقدر می‌توانی دلتنگ شوی. مادربزرگم همیشه می‌گفت آن‌هايی که از دوست داشتن و دلتنگی چیزی نمی‌دانند خیلی از کارها را آنطور که باید به سرانجام نمی‌رسانند. می‌گفت طعم قرمه‌سبزیِ کسی که دوست داشتن را بلد است کجا و طعم غذاهاي کسی که هیچ از دوست داشتن و دلتنگی نمی‌داند کجا! 
مرتضی قدیمی 
من نوشت:
خواهری نشسته قربون صدقه‌ی خوش
موسسه خیریه سگال
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
ادونس کلینیک آموزش مراحل بازی GTA5 مجله آموزشی یکتا مطالعات تخصصی کانی‌شناسی ایران نرم افزار حسابداری شایگان سیستم پاریـــــــــــــس چـــــــــت:پاریس چت کتاب گویا گزینه ارشد کمیک پلاس نمایندگی تصفیه آب در شیراز