محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

بنشین رفیقون

شب خواست تا به هیأت ماهت در آورم آیینه از دو چشم سیاهت در آورم حوا شدی به وسوسه , تا آدمت شومیوسف شدی که از ته چاهت درآورمبنشين نترس , دست به مویت نمی زنم بگذار تا که شال و کلاهت در آورم بنشين و سر گذشت مرا مو به مو بخوان تا  از  دل  تو    آتش آهت    در آورم تا دل بخواهتان بشوم , زودتر بگو خود را چه شکل با چه شباهت در آورم مشکل پسندمن , چه کنم تا که خویش را مقبول طبع و طرز نگاهت درآورم؟سیدمحمدعلی رضازاده
✍✍
ملک الشعرای چشم هایت.
بیا  و  آرام بنشين
جان آرامم !
 که وقت  سرور است وسرودن!
شامگاه  شعرنوشیدن است.وشیدایی چشیدن
تأخیرنکن
بیاوبنشين برسر کارستان خویش
توفقط بنشين و موی پریشان کن
تنها  ؛ بنشين و آشوب کن درشهر دل 
می شود روی بچرخانی وبنشينی ام درمقابل؟
شعرگفتنم می آید.!
می شود چشم بگشایی وشراب  بریزی در جام  جانم !؟
دوسه جرعه نگاه کفایت می کند کام تفتیده را .
بیا  ؛بیابنشين و خنده  سرکن که جهان  جان می گیرداز ترانه ی تبسم ت.
تو زلف بگشا
ت
_
_ یک‌صندلی‌بگذار‌وسط‌پاییز‌لعنتی
_ بنشين‌نظاره‌گر‌باش‌بر‌این‌آسمان‌کریه
_ بگذار‌به‌جایِ‌تو‌آسمان‌ببارد‌بر‌این‌زمین
_ فقط‌بنشين‌و‌ببین‌و‌دق‌کن‌و‌بمیر (!) _
.
.
.

@pourkariman
• رضا پورکریمان
• پاییز ۹۷ 
دانلود آهنگ جدید عاشقانه و شاد آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رضا بهرام با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang aram aram atash be delam zadi benshin ke khosh omadi az
دانلود آهنگ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رضا بهرام
♫ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه …شدم روانه ×!*/-
♫ ♫ گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه !!×!*/-
♫ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی ♫… رویای من ×!*/-
// این تو این جان من شوق چشمان من ♫… عا
دانلود آهنگ جدید قشنگ عاشقانه و جذاب برای کسی که دوستش داری از رضا بهرام به نام گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ارام ارام اتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang gole eshgham ra chidi dane be dane che asheghane aram aram atash be delam zadi benshin ke
دانلود آهنگ گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه♩♫/
یک بار قبل تر ها نوشته بودم من از عددهایی که به دو میچسبند واهمه دارم
کمتر از پنج شش روز دیگر آخرین عدد دو ثابت زندگیم تمام میشود 
من هیچ وقت دیگر هجده سالگی را قرار نیست تجربه کنم 
شوق بیست سالگی راهم دیگر نمیکشم عاشق رسیدن به بیست و چهار سالگی هم نمیتوانم باشم
قطعا دلهره بیست و پنج سالگی راهم دیگر ندارم
قرار نیست دیگر به بیست و هفت سالگی برسم و با خودم فکر کنم که چیز دیگری تا سی سالگی نمانده 
تمام این سه دهه ای را که تجربه کردم فقط میتوانم به
دانلود آهنگ یا برگرد یا این دل را برگردان از سالار عقیلی
Download New Music Che Begooyam- Salar Aghili
دانلود آهنگ جدید سالار عقیلی با نام چه بگویم
 
دانلود آهنگ یا برگرد یا این دل را برگردان از سالار عقیلی
متن آهنگ چه بگویم از سالار عقیلی :
♫ ♫ نکست وان ♫ ♫
چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکیو دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست
چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکیو دوتاست
به همم ریخته است گیسویی به همم ریخته است مدت هاست
یا برگ
♦️شعری بسیار زیبا (#صلح)

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبانِ دل، دلی لبریزِ مهر تو
تو ای با دوستی دشمن.
 
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر گر که می خوانی مرا، بنشين برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان
بیا مستی مکن ، بنشين

نمی بینی دگر ما را

بیا با آستین بزدای ، اشک چشمهایم را

مرو ، آخر پشیمان میشوی

دانم که می جویی پس از من در ره میخانه

هر شب رد پایم را
من آخر می روم ، اما تو با افسوس می بوسی
نشان دستهایم را در این پیمانه ها هرشب
چو بوم خسته تنها می نشینی و اشک می ریزی
بیادم تا سحر پشت در میخانه ها هرشب
چو شبها باد سرگردان وحشی سر به در کوبد
تو پنداری منم
پر می زنی از جای و می خندی
کلون کهنه را وا میکنی ، اما مرا دیگر نمی بینی
سرشک از دیده می ب
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
کاش مى‌شد که حرف‌هایم را
روبروى تو، مو به مو بزنم
تا که آزرده‌خاطرت نکنم
باز باید به شعر رو بزنم
 
شعر، دنیاى کوچکى که در آن
تو براى همیشه مال منى
من، جواب سکوت مبهم تو
و تو زیباترین سوال منى
 
وَهم زیباى من سلام، کمى
بنشين باز پاى صحبت من
بنشين دردِ دل کنم با تو
حامى روزهاى غربت من
 
بنشين، شعر تازه دم کردم
باز هم تشنه‌ى شنیدن باش
روى یک قله رو به آغوشم
باش و آماده‌ى پریدن باش
 
تو در آغوش من؟ چه رویایى
حیف در شعر و
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
کاش مى‌شد که حرف‌هایم را
روبروى تو، مو به مو بزنم
تا که آزرده‌خاطرت نکنم
باز باید به شعر رو بزنم
 
شعر، دنیاى کوچکى که در آن
تو براى همیشه مال منى
من، جواب سکوت مبهم تو
و تو زیباترین سوال منى
 
وهم زیباى من سلام، کمى
بنشين باز پاى صحبت من
بنشين دردِ دل کنم با تو
حامى روزهاى غربت من
 
بنشين، شعر تازه دم کردم
باز هم تشنه‌ى شنیدن باش
روى یک قله رو به آغوشم
باش و آماده‌ى پریدن باش
 
تو در آغوش من؟ چه رویایى
حیف در شعر وا
سیاهی کجاست؟ مگر نه آنکه غرقی؟  پس نمی‌بینی‌اش.
سیاهی همان من است، همین دنیا، همین وجود و همین زندگی
جستجوی بیهوده‌ایست، راه‌ها همه بن‌بستند و این شهر گور آرزوهایت شده.
بنشين و سیاهی را تماشا کن و غرق شو، یک نفس عمیق و دیگر هیچ.
جان خوش است ، اما نمیخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشين ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که میخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .
جان خوش است ، اما نمیخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشين ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که میخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .»
 چون گرد حرم گشتی با خان خدا بنشين               چون می به قدح کردی بر چشمه زمزم زن
 گر تکیه دهی وقتی، برتخت سلیمان ده             ورپنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن
 گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن         ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
 زاهد سخن تقوا بسیار مگو با ما                      دم در کش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
                                         فروغی بسطامی
مجید حسینی نازدار از شادمهر بلاگ
دانلود آهنگ مازندارنی شاد مجید حسینی به نام نازدار از شادمهر بلاگ با لینک مستقیم و پخش آنلاین
قشنگی یاری دا هنوز وچوئه فکر کنه شی خاله خنه ههنوز بلد نیه شی چپ و راست ره مره خسته هاکرده از عاشقی خستهلیلا لیلا لیلایی دم ره بیرین ونی سول بیچاره ماری دم ره بیرینتره عروس شی مار هاکنم من تره بیرم شی دلدار هاکنمده تا ماشین جهاز هاکنم من تره بیرم شی نازدار هاکنم منمی نازنین خیلی کم سن و ساله همش گنه می یار چنی باحالهل
بعد از مدتها .
خودم را نشاندم گفتم درست است که دلت گرفته آدمها همینند تو میشوی اولویت آخرشان بعد نرسیده به تو حذفت میکنند 
حالا که حذف شدی بیا بنشين یک چیزی نشانت بدهم 
و حالا دلم کمی آرام گرفته 
دیگر یاد گرفتم تنهایی آرامش کنم در میان آشوب بی توجهی ها
اما تو . یادت بماند این دوران را 
گذر این روزها برایم سخت شد اما فراموش نمیکنمشان 

سیب سرخ انار سرخ به دومن یار بزنه .
اگه دیروز که بعضی پان‌ترکیست‌های تماشاگرنما یا تماشاگرهای پان‌ترکیست‌نما، به اسم طرفداری از تیم‌ محبوب‌شون شعار "خلیج عربی" سر دادن،یه چک زیر گوش هر کدوم خوابونده بودیم، امروز اینقدر وقیح نمی‌شدن که به ارتش ترکیه سلام نظامی بدن!
 
پ.ن: فوتبالی نیستم.ولی برای فهمیدن معنی این حرف‌ها و کارها نیازی به فوتبالی بودن نیست! فقط خطاب به بعضی میگم:
مرا بهل که همان داغدار خود باشم
به جای خود بنشين تا به کار خود باشم!
 
#دیدگاه_شخصی
مثل کوهیم و از این فاصله هامان چه غم استلذت عشق من و تو نرسیدن به هم استما دو مغرور، دو خودخواه، دو بد تقدیریمعاشقى کردن ما شرح عدم در عدم استمثل یک تابلوى نیمه ى نفرین شده اىدست هر کس که به سوى تو بیاید قلم استعشق را پس زدى اى دوست ولى پیش خداهر که از عشق مبّرا بشود ، متهم استمى روى ، دور نرو ، قبل پشیمان شدنتفکر برگشتن خود باش و زمانى که کم استقبل رفتن بنشين خاطره اى زنده کنیم بنشين چاى بریزم ، بنشين تازه دم است
تقی سیدی
در این خلوت روزهایم را می نویسم. کارهای زندگی. خیابان ها. خریدها. آدم هایم. اشیا. واژه ها. شعر. شاید هم خلوت نیست چون خودم خواسته ام و این یعنی چیزهایی را هم نمی نویسم. تا هر جای هر سو هم که بتوانی بدوی، جاهایی هست و وقت هایی که خودت می گویی این سمت نرو یا دور بزن و برگرد یا بنشين و نفسی تازه کن.به هرحال این ها هم طوری است از این زندگی. این نوشته ها. این ننوشتن ها و پاک کردن ها یا دور ریختن ها. جدی نیست آن قدر که فکر می کنم. هست. فقط هست  مثل خیلی چیزهای
امیرالمومنین علیه السلام فرمود از جمله عالم ست که از او زیاد نپرسی  جا مه اش نگیری و چون بر او وارد شدی و گروهی نزد او  بودند  بهمه سلام کن و اورا نزد آنها تحیت مخصوص گردان مقابلش بنشين و پشت سرش منشین چشمک مرگ با دست اشاره مکن پر گویی مکن که فلانی و فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته اند و از زیادی مجا لستش دلتنگ مشو زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست باید درانتظار باشی تا چیزی از آن بز تو فرو ریزد و پاداش عالم از روزه دار شب زنده داری که در راه خدا جها
امیرالمومنین ع فرمود از جمله حقوق عالمست که از او زیاد نپرسی و جامه ش نگیری و چون براو شدی وگروهی نزد بودند بهمه یلام کن اورا نزد انها بتحیت مخصوص. ،گردان مقابلش بنشين وپشک سرش منشین چشمک مزن با دست اشاره مکن  پرگویی کن که فلانی فلانی بر خلاف نظر او چنین گفته اند واز زیادی مجالستش دلتنگ مشو زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست باید در انتظارباشی تاچیزی از ان بر تو فرو ریزد و پاداش عالم اروزه دار شب زنده داریکه درراه خدا جهاد کند بیستر است
گل‌های زرد، بنقش و قرمز گل‌فروشی‌ها را به حال خودشان بگذار. یک روز و دو روز عطر خوش رزهای بی‌ریشه را فراموش کن. من برای تو نهال آورده‌ام. نهالی از درخت زیبای یاس. تا آن را در گوشه‌ی خانه‌‌ات بنشانی. چرا گوشه؟ آن را ه میان خانه بنشان، دور آن بنشين،‌ پیش او چای بنوش. من برای آب دادن به آن نهال به تو سر خواهم زد و تو با قلبی که از حرارت من می‌تپد به آن رسیدگی خواهی کرد. به دورش ربان‌ خواهی بست. درخت یاسم را به پیش خود حفظ کن. روزی گل‌های آن را با
بنشين در کنارم، در مقابلم
دستانت را در دستانم بگذار
تا لطافت دستان زیبایت دشواری زندگی را از من بزداید
بیا و بنشين تا بوسه ای بر دستانت
تسکین لبهای جستجوگرم باشد
که سالها تو را جستجو کردند و نامت را فریاد
در چشمانم نگاه کن
بگذار در دریای زیبای چشمانت سیر کنم
در زلال چشمانت غبار تن بشویم
و چون کودکی پاک از نو زاده شوم
سخن بگو، با من سخن بگو
بگذار تا آوای زیبایت، همه صداها و فریادها را
همه دشنامها و کینه ها را از ذهنم بزداید
به خوابم بیا و در روی
من کَزین فاصله غارت شده‌ی چشم توام
چون به دیدار تو اُفتد سر و کارم چه کنم؟
سید‌حسن حسینی

هیچ یعنی من ِ از حسرت رویت دلتنگ
منِ آواره یِ در وسعتِ یک عالمه هیچ
اولین صفحـــه تقدیر دو دستم پـر پــوچ
دومین صفحه این قصه بی خاتمه هیچ
بــی تــو اقلیم زمین در نظرم یک کف خاک
هفت دریا همه در چشم ترم یک نمه هیچ
هیچ یعنی که مرا نشنوی از اینهمه بغض
هیچ یعنی که مرا نشنوی از اینهمه هیچ


"بنشين بر لب جــوی و گذر عمـــــر ببین"
ما نشستیم و ندیدیم جز این زمزمه هی
پاک کن برداشتم دیشب ولیپاک کردم هرچه را منغیرعشقپاک کردم دردوهجروغربت ودلخوشی هایی هر آنچهغیرعشقمشق من شد خط خطی من بازهمپاک کردم جمله ها راغیرعشقعاقبت درصفحه کاغذ نماندجز کلام ماندگاریغیرعشقصبح شد رفتم به سوی مدرسهزنگ خورد، آن زنگ اونگ عشقبازهم خانم معلم آمد ومشق ها را دید بالبخند عشقروی مشق من کشید یک خط سرخخط سرخ روشنزیبای عشقباز برمن خنده زد یعنی جوانمانده ای بد جور درسودای عشقمن زجا برخواستم بی اختیارگفت :بنشين ای توخاطر خوای ع
یا دائِمَ الفَضلِ عَلَی البَریَّه
یا باسِطَ الیَدَینِ بِالعَطیَّه
یا صاحِبَ المَواهِبِ السَّنیَّه
صلِّ عَلی محمّدِِ و آلهِ خَیرِ الوَری سَجیَّه
وَ اغفِرلَنا یا ذَالعُلی فی هذِهِ العَشیَّه

+از اعمال امشب اینه که ده بار این ذکر شریف رو بخونیم ^_^ (معنیشم اگه متوجه نشدید و دوست داشتید خودتون سرچ کنید دیگه خدا خیرتون بده)
عید تون مبارک رفقا. این عید واقعاً "عیدمونه" و هرکس به اندازه‌ای که مجاهدت کرده از این عید بهره خواهد برد. ان‌شالله که خدا
Bax
این کلمه، ریشه‌ی فعل دیدن» در ترکی‌ست و همه افعال در ترکی برای دیدن» مثل دیدم, خواهی دید, اگر ببینی, میتونی ببینی, دیده بوده‌ای و. همه‌شون با همین bax شروع میشن.
همچنین bax همون جایگاه فعل امر مفرد رو داره و معنای ببین» هم میده.
.
خلاصه اینکه در ترکی ریشه‌ی هر فعلی همزمان فعل امر مفرد هم هست. مثلا:
Dur بایست
Ged برو
Bax ببین
Vur بزن
iç بنوش
at بینداز
Gəz گشت بزن
De بگو
bil بدان، آگاه باش، بفهم
sev دوست داشته باش
Elə, et, yap, qıl انجام بده، بکن
.
همه این بالا
دانلود آهنگ جدید عاشقانه خیلی زیبا از رضا بهرام به نام در پی چشمت چشمات شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang dar pey chashmat shahr be shahr khane be khane shodam ravane
دانلود آهنگ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه رضا بهرام
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه ♩♫/
گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ♩♫/
آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رویای من ♩♫/
این تویی این جان من شوق چشمان
.
چهارمین لیوان چاییمو میخورم صدای تلوزیونو بلند میکنم فینال کرلینگ رو تحلیل میکنم میگم کانادا سنگشو نباید اونجا میزاشت میگم سوئیس تکنیکی تر بازی میکنه این ست دبل نکنه امتیازی هم ب کانادا نمیده روبروت نشستم ولی به هیچ کدوم از حرفایی که میزنم گوش نمیدم میون افکار خودم دست و پا میزنم گُمم تپش قلبمو حس میکنم دلم شور میزنه خودمو از عکسای دسته جمعی گوشیم پاک میکنم، نخ به نخ سیگارای مچاله و خیس زیر تختم رو دود میکنم، با طناب دار فدر خودکشی میکنم و
.
چهارمین لیوان چاییمو میخورم صدای تلوزیونو بلند میکنم فینال کرلینگ رو تحلیل میکنم میگم کانادا سنگشو نباید اونجا میزاشت میگم سوئیس تکنیکی تر بازی میکنه این ست دبل نکنه امتیازی هم ب کانادا نمیده روبروت نشستم ولی به هیچ کدوم از حرفایی که میزنم گوش نمیدم میون افکار خودم دست و پا میزنم گُمم تپش قلبمو حس میکنم دلم شور میزنه خودمو از عکسای دسته جمعی گوشیم پاک میکنم، نخ به نخ سیگارای مچاله و خیس زیر تختم رو دود میکنم، با طناب دار فدر خودکشی میکنم و
--------------------
کلام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به اصبغ بن نباته
مذهبی, منبر مکتوب – امام علی (علیه السلام)
کلام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به اصبغ بن نباته
کلام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به اصبغ بن نباته در واپسین لحظات عمر شریفشان
 در کتاب فضائل ابن شاذان» و همچنین الروضه» آمده است :
  اصبغ بن نباته‏ رحمه الله گوید: در واپسین لحظات امیرمومنان على ‏علیه السلام – که فرق مبارکش از شمشیر کین ابن ملجم لعین شکافته شده بود – به عیادت
بی‌خود شو به پیش‌ام آ، یا با همه تنها شوای با‌همه زین جا رو، ای بی‌همه با ما شو 
تو مست خودی با خود، این باده نمی‌دانیمن مست توام بی تو، ای بی‌تو به دریا شو
من قصّه نمی‌دانم، افسانه نمی‌خوانمتو گر سر حق داری، بی سر به ثریّا شو
با خلق به سودایی، این خلق نمی‌دانمآن خلق حق ار یابی با آن به سر جا شو
بی چشم تو را دیدم در محفل بی‌خوابانبی حرف ندا آمد: ای روح به بالا شو
حلمی تو چه می‌جویی؟ آن خانه به جان پیداستبنشين و به پنهان رو، برخیز و هویدا شو
F#m
در پی چشمت شهر به شهر

F#m Bm F#m
خانه به خانه شدم روانه

F#m
گل عشقم را چیدی

F#m Bm F#m
دانه به دانه چه عاشقانه

C#m D F#m
آرام آرام آتش به دلم زدی

F#m Bm C#m
بنشين که خوش آمدی رویای من

C#m D F#m
این تو این جان من شوق چشمان من

F#m Bm C#m
عاشق ها میکشی زیبای من
D C#m Bm F#m
مثل تو دنیـا نـدیـده فصل عشق ما رسیده

Bm D
رو نمایان کردی و یک شهر دستش را بریده

C#m D
کفرمو دینم تو هستی

Bm
امشب بالاخره نامه رو شروع کردم.
براش نوشتم که حس ورتر  رو دارم. هرچند که لوته ای رو از دست ندادم.
+ عزیزدلم
برایت خوانده بودم "بنشين رفیق تا که کمی درد دل کنیم/اندازه ی تو هیچکس مهربان نبود/اینجا تمام حنجره ها لاف می زنند/ هرگز کسی هرآنچه که می گفت آن نبود"
یادمه پارسال وقتی نشسته بودیم توی زیرگذر میدون ولیعصر براش خوندم.
حالا میخوام حرف بزنم. می خوام بگم این چهارماه چی بهم گذشت که سکوت کردم و دوباره از همه دورتر شدم.
سر انگشتانم که میسوزد یعنی وقت نوشتن از توست
بیا در خیالم آرام بنشين ؛ میخواهم صدای نفس هایت را بنویسم مهربان.
سال هاست که من با خیالت سر می کنم زندگی را. و با خودت عاشقی!
آری 
کنارم که هستی ، زمان هم مثل من دستپاچه میشود ، عقربه ها دوتا یکی می پرند !
اما همینکه می روی تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم! جانم را می گیرند ثانیه های بی تو بودن.
گاهی وقت ها آدم ها از یک جایی به بعد ؛
از یک روزی به بعد؛
از یک نفر به بعد ؛
دیگر هیچ چیز برایشان مع
عصر جدید واقعی:
در برنامه عصر جدید هر فرد هنر خاص خود را ارائه می کند و داوران طبق شگفتی هنر  ، نظر می دهند. 
زندگی هر فردی نمایش هنر ارائه خوبی هاست و شاهدان واقعی ، داوری را بر عهده دارند.  خداوند ، امام زمان عجل الله فرجه، ملائکه و اعضا و جوارح شاهدند و آیا هنر خوبی را ارائه کرده ایم که برای امام زمان عج شگفتی داشته باشد و نمره مثبت به ما بدهند. آیا وضعیت ما مورد رضایت ایشان هست؟
همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين کنار
رویِ صندلی اتوبوس نشسته بودم و تقریباً کسی‌هم وسطِ اتوبوس سَرِپا نبود. تو ایستگاه بعدی مردی پا به سن گذاشته با چهره‌ای جا افتاده و ریشی از تَه زده و سبیلی کاملاً مردانۀ مردانه واردِ اتوبوس شد. کُلاهِ نمدی قهوه‌ای رنگی رویِ سرش داشت که گوش‌هایش را نمی‌پوشاند. چندین نفر بُلند شدند و جایشان را به‌او تعارف کردند ولی مرد قاطعانه نپذیرفت! من فقط نگاه می‌کردم. با خودم گفتم:تعارف را کنار بذار مرد! بنشين رویِ یکی از صندلی‌ها!» اتوبوس حرکت کرد و
چند سالی است خیرین در حوزه ورزش به ساخت سالن‌ها و سازه‌های ورزشی بزرگ‌ می‌پردازند و حتی به ارائه خدمات ورزشی در بسیاری از نقاط کشورمان کمک می‌کنند. در استان همدان نیز سال گذشته گام‌های آغازین فعالیت خیرین با تشکیل هیات موسس مجمع خیرین ورزش‌یاربرداشته شد
ادامه مطلب
موسسه خیریه سگال
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
مرکز و کمپ ترک اعتیاد روزهای دانشجویی بلاگ مطالب خواندنی دیجیتال مارکتینگ X MIND نوشدارو صندلی اداری MGIranPower بازرگانی اسلامی همانم که نمی داند برنامه نویسان