نتایج جستجو برای عبارت :

بنشین رفیقوم تا غم دل بگویوم

بنشين رفيقوم تا درد دل بگیوم - پارت بلاگ
 
partblog.ir/post/بنشين+رفيقوم+تا+درد+دل+بگیوم/
 
دانلود اهنگ درخواستی بنشين رفيقوم تا درد دل بگويوم ببین چه کرده فلک با حالو روزوم . متن آهنگ چه بگویم از سالار عقیلی چه بگویم نگفته هم پیداست غم این دل مگر .
بشین رفيقوم تا درد دل بگويوم - لیست بلاگ های اتومات blog.allblog.ir/post/بشین+رفيقوم+تا+درد+دل+بگويوم/
 

دانلود موسیقی جدید رستاک بنام اختیاریهDownload New Music Rastaak – Ekhtiariehترانه: حامد عسکری , موزیک: رستاک حلاج , تنظیم: اش
دانلود اهنگ رفيقوم دردت به جونم ای داداش مهربونم - پارت بلاگ
 
partblog.ir/post/دانلود+اهنگ+رفيقوم+دردت+به+جونم+ای+داداش+مهربونم/
 
دانلود اهنگ رفيقوم دردت به جونم ای داداش مهربونم. اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری .
اهنگ رفيقوم دردت به جونوم ای داداش مهربونوم - پارت بلاگ partblog.ir/post/اهنگ+رفيقوم+دردت+به+جونوم+ای+داداش+مهربونوم/
 

دانلود اهنگ درخواستی بنشين رفيقوم تا در
شب خواست تا به هیأت ماهت در آورم آیینه از دو چشم سیاهت در آورم حوا شدی به وسوسه , تا آدمت شومیوسف شدی که از ته چاهت درآورمبنشين نترس , دست به مویت نمی زنم بگذار تا که شال و کلاهت در آورم بنشين و سر گذشت مرا مو به مو بخوان تا  از  دل  تو    آتش آهت    در آورم تا دل بخواهتان بشوم , زودتر بگو خود را چه شکل با چه شباهت در آورم مشکل پسندمن , چه کنم تا که خویش را مقبول طبع و طرز نگاهت درآورم؟سیدمحمدعلی رضازاده
_
_ یک‌صندلی‌بگذار‌وسط‌پاییز‌لعنتی
_ بنشين‌نظاره‌گر‌باش‌بر‌این‌آسمان‌کریه
_ بگذار‌به‌جایِ‌تو‌آسمان‌ببارد‌بر‌این‌زمین
_ فقط‌بنشين‌و‌ببین‌و‌دق‌کن‌و‌بمیر (!) _
.
.
.

@pourkariman
• رضا پورکریمان
• پاییز ۹۷ 
دانلود آهنگ جدید عاشقانه و شاد آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رضا بهرام با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang aram aram atash be delam zadi benshin ke khosh omadi az
دانلود آهنگ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رضا بهرام
♫ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه …شدم روانه ×!*/-
♫ ♫ گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه !!×!*/-
♫ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی ♫… رویای من ×!*/-
// این تو این جان من شوق چشمان من ♫… عا
دانلود آهنگ جدید قشنگ عاشقانه و جذاب برای کسی که دوستش داری از رضا بهرام به نام گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ارام ارام اتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang gole eshgham ra chidi dane be dane che asheghane aram aram atash be delam zadi benshin ke
دانلود آهنگ گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه♩♫/
بیا مستی مکن ، بنشين

نمی بینی دگر ما را

بیا با آستین بزدای ، اشک چشمهایم را

مرو ، آخر پشیمان میشوی

دانم که می جویی پس از من در ره میخانه

هر شب رد پایم را
من آخر می روم ، اما تو با افسوس می بوسی
نشان دستهایم را در این پیمانه ها هرشب
چو بوم خسته تنها می نشینی و اشک می ریزی
بیادم تا سحر پشت در میخانه ها هرشب
چو شبها باد سرگردان وحشی سر به در کوبد
تو پنداری منم
پر می زنی از جای و می خندی
کلون کهنه را وا میکنی ، اما مرا دیگر نمی بینی
سرشک از دیده می ب
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
کاش مى‌شد که حرف‌هایم را
روبروى تو، مو به مو بزنم
تا که آزرده‌خاطرت نکنم
باز باید به شعر رو بزنم
 
شعر، دنیاى کوچکى که در آن
تو براى همیشه مال منى
من، جواب سکوت مبهم تو
و تو زیباترین سوال منى
 
وَهم زیباى من سلام، کمى
بنشين باز پاى صحبت من
بنشين دردِ دل کنم با تو
حامى روزهاى غربت من
 
بنشين، شعر تازه دم کردم
باز هم تشنه‌ى شنیدن باش
روى یک قله رو به آغوشم
باش و آماده‌ى پریدن باش
 
تو در آغوش من؟ چه رویایى
حیف در شعر و
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
کاش مى‌شد که حرف‌هایم را
روبروى تو، مو به مو بزنم
تا که آزرده‌خاطرت نکنم
باز باید به شعر رو بزنم
 
شعر، دنیاى کوچکى که در آن
تو براى همیشه مال منى
من، جواب سکوت مبهم تو
و تو زیباترین سوال منى
 
وهم زیباى من سلام، کمى
بنشين باز پاى صحبت من
بنشين دردِ دل کنم با تو
حامى روزهاى غربت من
 
بنشين، شعر تازه دم کردم
باز هم تشنه‌ى شنیدن باش
روى یک قله رو به آغوشم
باش و آماده‌ى پریدن باش
 
تو در آغوش من؟ چه رویایى
حیف در شعر وا
جان خوش است ، اما نمیخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشين ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که میخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .
جان خوش است ، اما نمیخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشين ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که میخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .»
 چون گرد حرم گشتی با خان خدا بنشين               چون می به قدح کردی بر چشمه زمزم زن
 گر تکیه دهی وقتی، برتخت سلیمان ده             ورپنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن
 گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن         ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
 زاهد سخن تقوا بسیار مگو با ما                      دم در کش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
                                         فروغی بسطامی
بعد از مدتها .
خودم را نشاندم گفتم درست است که دلت گرفته آدمها همینند تو میشوی اولویت آخرشان بعد نرسیده به تو حذفت میکنند 
حالا که حذف شدی بیا بنشين یک چیزی نشانت بدهم 
و حالا دلم کمی آرام گرفته 
دیگر یاد گرفتم تنهایی آرامش کنم در میان آشوب بی توجهی ها
اما تو . یادت بماند این دوران را 
گذر این روزها برایم سخت شد اما فراموش نمیکنمشان 

سیب سرخ انار سرخ به دومن یار بزنه .
در این خلوت روزهایم را می نویسم. کارهای زندگی. خیابان ها. خریدها. آدم هایم. اشیا. واژه ها. شعر. شاید هم خلوت نیست چون خودم خواسته ام و این یعنی چیزهایی را هم نمی نویسم. تا هر جای هر سو هم که بتوانی بدوی، جاهایی هست و وقت هایی که خودت می گویی این سمت نرو یا دور بزن و برگرد یا بنشين و نفسی تازه کن.به هرحال این ها هم طوری است از این زندگی. این نوشته ها. این ننوشتن ها و پاک کردن ها یا دور ریختن ها. جدی نیست آن قدر که فکر می کنم. هست. فقط هست  مثل خیلی چیزهای
گل‌های زرد، بنقش و قرمز گل‌فروشی‌ها را به حال خودشان بگذار. یک روز و دو روز عطر خوش رزهای بی‌ریشه را فراموش کن. من برای تو نهال آورده‌ام. نهالی از درخت زیبای یاس. تا آن را در گوشه‌ی خانه‌‌ات بنشانی. چرا گوشه؟ آن را ه میان خانه بنشان، دور آن بنشين،‌ پیش او چای بنوش. من برای آب دادن به آن نهال به تو سر خواهم زد و تو با قلبی که از حرارت من می‌تپد به آن رسیدگی خواهی کرد. به دورش ربان‌ خواهی بست. درخت یاسم را به پیش خود حفظ کن. روزی گل‌های آن را با
بنشين در کنارم، در مقابلم
دستانت را در دستانم بگذار
تا لطافت دستان زیبایت دشواری زندگی را از من بزداید
بیا و بنشين تا بوسه ای بر دستانت
تسکین لبهای جستجوگرم باشد
که سالها تو را جستجو کردند و نامت را فریاد
در چشمانم نگاه کن
بگذار در دریای زیبای چشمانت سیر کنم
در زلال چشمانت غبار تن بشویم
و چون کودکی پاک از نو زاده شوم
سخن بگو، با من سخن بگو
بگذار تا آوای زیبایت، همه صداها و فریادها را
همه دشنامها و کینه ها را از ذهنم بزداید
به خوابم بیا و در روی
من کَزین فاصله غارت شده‌ی چشم توام
چون به دیدار تو اُفتد سر و کارم چه کنم؟
سید‌حسن حسینی

هیچ یعنی من ِ از حسرت رویت دلتنگ
منِ آواره یِ در وسعتِ یک عالمه هیچ
اولین صفحـــه تقدیر دو دستم پـر پــوچ
دومین صفحه این قصه بی خاتمه هیچ
بــی تــو اقلیم زمین در نظرم یک کف خاک
هفت دریا همه در چشم ترم یک نمه هیچ
هیچ یعنی که مرا نشنوی از اینهمه بغض
هیچ یعنی که مرا نشنوی از اینهمه هیچ


"بنشين بر لب جــوی و گذر عمـــــر ببین"
ما نشستیم و ندیدیم جز این زمزمه هی
یا دائِمَ الفَضلِ عَلَی البَریَّه
یا باسِطَ الیَدَینِ بِالعَطیَّه
یا صاحِبَ المَواهِبِ السَّنیَّه
صلِّ عَلی محمّدِِ و آلهِ خَیرِ الوَری سَجیَّه
وَ اغفِرلَنا یا ذَالعُلی فی هذِهِ العَشیَّه

+از اعمال امشب اینه که ده بار این ذکر شریف رو بخونیم ^_^ (معنیشم اگه متوجه نشدید و دوست داشتید خودتون سرچ کنید دیگه خدا خیرتون بده)
عید تون مبارک رفقا. این عید واقعاً "عیدمونه" و هرکس به اندازه‌ای که مجاهدت کرده از این عید بهره خواهد برد. ان‌شالله که خدا
دانلود آهنگ جدید عاشقانه خیلی زیبا از رضا بهرام به نام در پی چشمت چشمات شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang dar pey chashmat shahr be shahr khane be khane shodam ravane
دانلود آهنگ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه رضا بهرام
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه ♩♫/
گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ♩♫/
آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رویای من ♩♫/
این تویی این جان من شوق چشمان
.
چهارمین لیوان چاییمو میخورم صدای تلوزیونو بلند میکنم فینال کرلینگ رو تحلیل میکنم میگم کانادا سنگشو نباید اونجا میزاشت میگم سوئیس تکنیکی تر بازی میکنه این ست دبل نکنه امتیازی هم ب کانادا نمیده روبروت نشستم ولی به هیچ کدوم از حرفایی که میزنم گوش نمیدم میون افکار خودم دست و پا میزنم گُمم تپش قلبمو حس میکنم دلم شور میزنه خودمو از عکسای دسته جمعی گوشیم پاک میکنم، نخ به نخ سیگارای مچاله و خیس زیر تختم رو دود میکنم، با طناب دار فدر خودکشی میکنم و
.
چهارمین لیوان چاییمو میخورم صدای تلوزیونو بلند میکنم فینال کرلینگ رو تحلیل میکنم میگم کانادا سنگشو نباید اونجا میزاشت میگم سوئیس تکنیکی تر بازی میکنه این ست دبل نکنه امتیازی هم ب کانادا نمیده روبروت نشستم ولی به هیچ کدوم از حرفایی که میزنم گوش نمیدم میون افکار خودم دست و پا میزنم گُمم تپش قلبمو حس میکنم دلم شور میزنه خودمو از عکسای دسته جمعی گوشیم پاک میکنم، نخ به نخ سیگارای مچاله و خیس زیر تختم رو دود میکنم، با طناب دار فدر خودکشی میکنم و
F#m
در پی چشمت شهر به شهر

F#m Bm F#m
خانه به خانه شدم روانه

F#m
گل عشقم را چیدی

F#m Bm F#m
دانه به دانه چه عاشقانه

C#m D F#m
آرام آرام آتش به دلم زدی

F#m Bm C#m
بنشين که خوش آمدی رویای من

C#m D F#m
این تو این جان من شوق چشمان من

F#m Bm C#m
عاشق ها میکشی زیبای من
D C#m Bm F#m
مثل تو دنیـا نـدیـده فصل عشق ما رسیده

Bm D
رو نمایان کردی و یک شهر دستش را بریده

C#m D
کفرمو دینم تو هستی

Bm
امشب بالاخره نامه رو شروع کردم.
براش نوشتم که حس ورتر  رو دارم. هرچند که لوته ای رو از دست ندادم.
+ عزیزدلم
برایت خوانده بودم "بنشين رفیق تا که کمی درد دل کنیم/اندازه ی تو هیچکس مهربان نبود/اینجا تمام حنجره ها لاف می زنند/ هرگز کسی هرآنچه که می گفت آن نبود"
یادمه پارسال وقتی نشسته بودیم توی زیرگذر میدون ولیعصر براش خوندم.
حالا میخوام حرف بزنم. می خوام بگم این چهارماه چی بهم گذشت که سکوت کردم و دوباره از همه دورتر شدم.
عصر جدید واقعی:
در برنامه عصر جدید هر فرد هنر خاص خود را ارائه می کند و داوران طبق شگفتی هنر  ، نظر می دهند. 
زندگی هر فردی نمایش هنر ارائه خوبی هاست و شاهدان واقعی ، داوری را بر عهده دارند.  خداوند ، امام زمان عجل الله فرجه، ملائکه و اعضا و جوارح شاهدند و آیا هنر خوبی را ارائه کرده ایم که برای امام زمان عج شگفتی داشته باشد و نمره مثبت به ما بدهند. آیا وضعیت ما مورد رضایت ایشان هست؟
همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين کنار
رویِ صندلی اتوبوس نشسته بودم و تقریباً کسی‌هم وسطِ اتوبوس سَرِپا نبود. تو ایستگاه بعدی مردی پا به سن گذاشته با چهره‌ای جا افتاده و ریشی از تَه زده و سبیلی کاملاً مردانۀ مردانه واردِ اتوبوس شد. کُلاهِ نمدی قهوه‌ای رنگی رویِ سرش داشت که گوش‌هایش را نمی‌پوشاند. چندین نفر بُلند شدند و جایشان را به‌او تعارف کردند ولی مرد قاطعانه نپذیرفت! من فقط نگاه می‌کردم. با خودم گفتم:تعارف را کنار بذار مرد! بنشين رویِ یکی از صندلی‌ها!» اتوبوس حرکت کرد و
زندگی را ورق بزنهر فصلش را خوب بخوانبا بهار برقصبا تابستان بچرخدر پاییزش عاشقانه قدم بزنبا زمستانش بنشين وچایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش.
زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید.مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری! "  #نسرین_بهجتی "
دستایی که از عصر میلرزه رو زور میکنم که چند خطی بنویسن! نمیشه ننوشت از حالی که بده
اونم وقتی که کسی نیست که براش حرف بزنی
و حتی اگرم باشه دردی دوا نمیشه دلی که تنگه که گشاد نمیشه
چند روزی بود که به طرز عجیبی دلتنگش بودم و براش بی قرار! دیشب که دلو به دریا زدم دوستش گفت که تو یه خفت گیری خیابونی گوشیشو ازش گرفتن
گفت حالش خوبه ولی از همون لحظه که بهم گفت حال من بده
تصور میکنم که چقدر ترسیده؟ چقدر ممکنه آسیب دیده باشه؟ چقدر اذیتش کرده؟!
من موندم و گر
یار عیسوی مذهب میل مذهب ما کن 
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن همرهم به مسجد آ مومن و مسلمان شو یا مرا ببر با خود ساکن کلیسا کن کاسه ی سرم کشتی هر دو دیده ام طوفان ناخدا بیا بنشين سیر موج دریا کن از زبور و از تورات از قرآن و از انجیل دلبرا بیا بگذر صفحه ی دلم وا کن 
 شاعر؟؟
متن آهنگ گل من رضا بهرام
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانهآرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رویای مناین تو این جان من شوق چشمان من عاشق ها میکشی زیبای مندر پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شدم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه
ادامه مطلب
   ساقی بَسی خُمارم ،  پُر کن تو جام مارا
   از شَهدِ بوسه هایت ، تَرکن تو کام ما را
   بر بامِ کُلبه ی عشق ، بنشين که مَست گردم
   هرگز مکُن  تو   تَرکِ  ، تارَکِ  بام  ما را
 
                                                شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
بازدیدِ وقت و بی وقت از برخی نوشته هایم، با زبان بسته پیام هایی از شما به من می رساند که، شرمنده ام. همین. امیدوارم که بتوانم این پرچین شرمساری را بشکنم و. همین. دیگر آنکه از دیروز مدام در گوش خودم می خوانم که نکند انتقام بگیرم! نکند دوباره گند بزنم به خودم، نکند باز خودم را شرمنده ی خودم کنم! که قوی بمانم، انتقام نگیرم، انتقام خوب نیست مهرداد، انتقام شیرین هم نیست، انتقام نگیر مهرداد، خواهش می کنم، بنشين سر جایت و از پنجره بهار را تماشا کن و
مأمون رقی نقل می کند:
روزی خدمت امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن خراسانی وارد شد، سلام کرده، نشست. آن گاه عرض کرد:

یابن رسول الله، امامت حق شماست زیرا شما خانواده رأفت و رحمتید، از چه رو
برای گرفتن حق قیام نمی کنید، در حالی که یکصد هزار تن از پیروانتان با
شمشیرهای بران حاضرند در کنار شما با دشمنان بجنگند!
امام فرمود:
– ای خراسانی! بنشين تا حقیقت بر تو آشکار شود.
به کنیزی دستور دادند، تنور را آتش کند. بلافاصله آتش تنور افروخته شد، به طو
تنهایی‌ام را با تو قسمت می‌کنم، سهم کمی نیست
گسترده‌تر از عالمِ تنهایی من عالمی نیست
غم آن‌قدر دارم  که می‌خواهم تمام فصل‌ها را
بر سفره‌ی رنگین خود بنشانمت، بنشين غمی نیست
حوّای من بر من مگیر این خودستایی را که بی‌شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
آیینه‌ام را بر دهان تک‌تک یاران گرفتم
تا روشنم شد، در میان مردگانم  همدمی نیست
همواره چون من نه! فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست
من قصد نفی بازی گل
خستگی حسی کِشدار است زمان دوایَش نیست و روز به روز زنده ماندَن را سخت‌تر میکند . مثل این است که کسی پایَش را رویِ گلویت گذاشته باشد و بگوید نفَس بکش  
نه دلت می‌آید نفسَت را قطع کنی نه میتوانی قطعَش نکنی وقت‌هایی هم هست که منتظِری فقط یک نفر پیدا شود که پایش را بگذارد روی گلویت و بگویَد نفس بکش تو هَم او را بهانه کنی و کار را تمام !
"خستگی" که میگویم غرَضم کوفتگی بدن و قرمز شدنِ چشم‌ها از فرطِ بیداری و اینجور داستان ها نیست! منظورم وقت‌
مامون
رقّى - که یکى از دوستان امام جعفر صادق(ع)  است - حکایت می‌کند:
در منزل آن حضرت بودم که شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى
وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت: یاابن
رسول اللّه! شما بیش از حدّ عطوفت و مهربانى دارید، شما اهل بیت امامت و ولایت هستید، چه
چیز مانع شده است که قیام نمى کنید و حقّ خود را از غاصبین و ظالمین باز پس نمى
گیرید، با این که بیش از یک صد هزار شمشیر زن آماده جهاد و فداکارى در رکاب شما
هستند؟ !
ام
آن که او دیده ی جان و دل و نور بصر است
هر کجا می نگرم صورت او در نظر است
خبر از دوست بدان بر که ندارد خبری
ور نه آنجا که عیان است چه جای خبر است
ره بدو برد کسی کز پی خود دور افتاد
اثر از دوست کسی یافت که او بی اثر است
ره بی پا و سران است تو نتوانی رفت
بنشين خواجه تو را چون هوس پا و سر است !
تو بدین چشم کجا چهره معنی بینی
چشم صورت دگر و چشم معانی دگر است
شمس مغربی
بدنبال روزنه‌ای ام. هرچقدر که می‌خواهد کوچک باشد. از آفتاب آموخته‌ام که چگونه باید از ریزترین روزنه‌ها خود را به تو رساند و دستهایت را به گرمی گرفت. چگونه باید روی موهایت مکث کرد و آخرسر صورتت را بوسه باران کرد. من همهٔ اینها را از آفتاب آموخته‌ام. از کسی که هیچوقت نمی‌تواند تو را روی پاهایش بنشاند و هر روزِ خدا، صبح زود، می‌آید و روی پاهایت می‌نشیند. و تو می‌گذاری‌اش. تو می‌گذاری‌اش اما مرا نه!؟
بگذریم. غیر از گذر راهی نیست. آسمانم را ب
در کافه بنشين، چند خطی کتاب بخوان. شاید این مغازه ها (ببخشید کافه ها) روزگاری نباشند یا شاید این کتاب های قلم خورده دیگر از رنگ هم بیفتند. شاید دیگر منی نبودم که منتظرش نشسته باشی. تا به حال فکر کرده ای به جای بارانی بروی تا شاید از آن چتری که خریده ای استفاده کنی. یا در فصلی سرد لباس نپوشی تا قرص های سرماخوردگی ات مصرف شوند. شاید ما به دنبال اندوهی میگردیم که اشکهایمان را برایش سرازیر کنیم
دانلود اهنگ میخندی تو دنیا رنگی
دانلود آهنگ میخندی تو
دانلود آهنگ شیرین خیال از گروه دال
دانلود بنشين لحظه ای رودرروی من

دانلود آهنگ میخندی تو گروه دال
میخندی تا دنیا رنگی تازه شود متن
متن اهنگ طعم شیرین خیال دال بند
دانلود آهنگ sweetness of a dream
گاهی فکر. نمی‌کنم. مطمئنم. اینستاگرام با همه‌ی چیپ بودن و مزخرف بودن، چرت بودن، چندش بودن و مبتذل. بله مبتذل بودنش جای خوبیست. یک جاییست به هرحال. که آدم می‌تواند ابتذالِ ناگهان از ناکجای غیر قابل حدس پیدا شده‌اش را در آن تخلیه کند. (مثل آشغالی که بین بقیه‌ی آشغال‌ها پرت می‌شود.) تا درون آدم، تو در تو نشود، پیچ  و تاب نخورد، پیچیده نشود، متراکم نشود. و نشت نکند در وبلاگش!
”ابتذال هم اصلا چیز خوبیست جناب! دردناک است، زجر آور است. خودِ م
وبلاگ گل زیبا این روز مبارک را تبریک عرض می کند .
 " قسم به کسی که جان علی در دست اوست همه امور نیک و بدی که بر بندگان جاری می‌شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم می‌شود. هیچ بنده‌ای نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعای خضر بخواند، مگر آن که دعای او اجابت شود. بنشين ای کمیل هنگامی که این دعا را حفظ کردی خدا را در هر ، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یاری و کفایت
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ کمپرسور اسکروسازان tour and travel دانلود انواع بازی های کامپیوتری وپ کید جدیدترین ها گلچینی از کتاب شعر های دفتر سیاه اقای طاهااکبرزاده یاد نوشت رمق آخر تجزیه و تحلیل آماری روستای بادجان دانلود آهنگ و البوم جدید