نتایج جستجو برای عبارت :

بنشین رفیقم تادرد دل بگویم .کاملش

مسی و رونالدو دو بازیکنی هستند که در تاریخ بیشترین افتخار را کسب کرده اند و به آنها بهترین بازیکنان تاریخ گفته میشود. لقب مسی آلبی سلسته به معنای جانشین قهرمان است و لقب رونالدوکینگ یونیورس است به معنای سلطان کهکشان. مسی از سن ۹ سالگیش در تیم نو جوانان بارسلونا بازی میکرد. الان هم در سن ۳۱ سلگیش یک بازیکن بارسلونا است . رونالدو اول در اسپورتینگ سپس در منچستر یونایتد بعد از آن در ریال مادرید وهم اکنون در یوونتوس بازی میکند . مسی نابغه آرژانتین
چقدر براساس قضاوتها زندگی کردم، تصمیم گرفتم، این همه بیراهه : شاید خیلی وقت بود که موقع تغییر رسیده بود، نادیده اش نگرفتم و از وقتی اینو فهمیدم سعی کردم روش کار کنم الان دیگه دوسالی شده هنوز کامل اتفاق نیفتاده اما پیشرفتهای داشتم با اینکه خیلی سخت بوده اما هنوزم میخوام کاملش کنم.
بعد از چند ماه، بالاخره اومدم و یه چرخی توی وبلاگا زدمخیلیا رفته بودن خیلیا بودن خیلیا هم در حال تصمیم گیری برای رفتن بودنخیلیا هم زیر اب بودن و به ظاهر خبری ازشون نبود دوست داشتم یه پست بنویسم و منتشر کنم، رفتم دیدم یه پست نیمه تموم توی پیش نویسام دارم اومدم کاملش کنم که دیدیم حالشو ندارم احتماا فردا منتشرش کنم تاریخ نوشتنش 27 فروردینه :|
رزومه کاریه که باید زود تر انجامش بدم و کاملش کنم
گزارش کاراموزی رو هم بردم تو چند اسلاید نشون دادم به کنار دستیش استاد گفت ( اتاق اساتید ) نه واقعا یه چیزی یاد گرفته !
:) په نه فکر کردی الکی میرم یه جایی فقط ساعت پر کنم
بعضی جاهاهم سوال های که چندین مدت تو ذهنش از برق قدرت بود رو پرسید براش حل شد
اما خوبی کارشناسی یه چیزی بود که بیشتر منو با فرصت ها حتی ثانیه ها اشنا کرد
که اگه تو بعضی جاها اگه اون کارو و اون حرف رو نمیزدم خیلی برام دردسر و دوبار
تا ساعات دیگر تهران را بمقصد شهرم ترک میکنم :)
البته تا ترک کاملش ، فکر کنم دو ساعت طول بکشه :)
ولی چون دیگه احتمالا دسترسی به اینترنت ندارم برای همین الان پست نوشتمش :)
کامنتا ایشالا بعدا تایید میشه دیشب انصافا سرم شلوغ بود :)
ممنون میشم دعای خیرتون بدرقه راهمون بشه
دختر 5 ساله دارم میخوام حضانت کاملش رو بگیرم چکار کنم که بتونم بدون مشکل این کار رو انجام بدم ؟ واینکه دخترم میتونه خودش مشخص کنه که دوست داره با کی زندگی کنه ؟ در چه سنی بچه میتونه خودش بگه با کی زندگی کنه ؟

تا هفت سالکی حصانت باشماست وپس از ان باشوهرت تا بلوع و رشد که خودش انتخاب میکند

منبع: سایت وکالت دادراه
:) هنوز نرسیدم کاملش کنم 
آخه
آخه شو وقتی کامل کردم میذارم 
اما! حس من نسبت به رفتارهای واکنشی ِ هیجانیم همونه که قبلا بوده: 
تنفر! و ناامیدی از خود! 
:| 
آاااه 
شروع مشاوره های جدید 
دکتر جدید 
داروهای جدید (مربوط به هفده سال قبل) 
و دوستم (همکارم) شماره م رو پیدا کرده و زنگ زده پنج بار! که اتوریجکت میشده پیام داده که میرفته تو هرمه که پاییز جان یه هفته است تو تلگرام جواب ندادی! :/ نمی دونم چکار باید بکنم :( بابا امروز فهمید مخالفتی نکرد موافقتی
میگن زندگی قویترین چیز عالمه، حتی وقتی نمیخوایش، به مسیر خودش ادامه میدهراست میگن
من
هر شب
هرشب 
هر شب
آرزو میکنم هرگز صبح نشه، فردا نشه
آرزو میکنم زمان تو همین لحظه متوقف شه و تا ابد همین حالا بمونه
و نکته اینجاست که همین لحظه، گند ترین لحظه ایه که تا الان وجود داشته، و البته بهترین لحظه ای که در مقایسه با آینده وجود خواهد داشت.
برای تولدم یه پست پیشنویس کردم که تو این دو هفته وقت داشتم، دلشو نداشتم کاملش کنم. خط آخرش این بود که من بیست و چها
بنشين رفیقوم تا درد دل بگیوم - پارت بلاگ
 
partblog.ir/post/بنشين+رفیقوم+تا+درد+دل+بگیوم/
 
دانلود اهنگ درخواستی بنشين رفیقوم تا درد دل بگویوم ببین چه کرده فلک با حالو روزوم . متن آهنگ چه بگويم از سالار عقیلی چه بگويم نگفته هم پیداست غم این دل مگر .
بشین رفیقوم تا درد دل بگویوم - لیست بلاگ های اتومات blog.allblog.ir/post/بشین+رفیقوم+تا+درد+دل+بگویوم/
 

دانلود موسیقی جدید رستاک بنام اختیاریهDownload New Music Rastaak – Ekhtiariehترانه: حامد عسکری , موزیک: رستاک حلاج , تنظیم: اش
دیشب اصلا خوب نخوابیدم.هر بار که حالش بد میشد و از تخت بیرون می‌امدم یادم میافتاد فردایش روز شلوغی دارم
اما او مهمتر بود، با خودم گفتم صبح میتوانی هرچه خواستی بخوابی اگر نشد حتی برای کنفرانست هم نرو یک کاریش میکنی.بالاخره نزدیک ۵صبح خوابیدم.
میخواستم‌ بیخیال برنامه‌هایم شوم اما رفتم،آنهم منی که استاد فرار کردنم . ساعتهای بین کلاس به نمازخانه پناه بردم و در حالی که به سجده‌های تند تند دختری آنطرف تر نگاه میکردم و به این‌فکر میکردم که این
قرصی که دارم میخورم و قرار نیست شما بدونین چیه، اگرچه تونسته سه شب من رو بدون کابوس و راحت به خواب ببره و سردردام رو به یک چارم حالت معمول رسونده، اما باعث شده اوایل صبحم رو خوابالوده و گیج بگذرونم. سه روزه که خبری از یک ساعت زودتر بیدار شدن و رقص و قهوه صبحگاهی و دوش نیست. توی درمانگاه اگه سرگرم نوت برداشتن نباشم دووم نمیارم. البته کاربرد اصلی این قرص خواب آوری و اینها نیس، این از عوارضشه! و من کلا کارم تو عارضه و اینها خیلی خوبه. حالا الان دار
ثانیه‌های آخر، ثانیه‌های مهمی‌اند. داریم که یک روز نزد خدا، به اندازه‌ی هزارسال است. این، یک فانتزی نیست. دقت که می‌کنم، می‌بینم اگر این نباشد، فانتزی می‌شود. فکر کنید، همه‌چیز، همین‌قدر بی‌هوده باشد، همین‌قدر خشن و خشک و سریع؛ آن‌وقت، چه می‌خواهد قضاوت شود؟ پس آن نیم‌لرز‌هایی که بر دل می‌افتد چه؟ آن‌ها به کدام قلم روایت می‌شوند؟
ثانیه‌های آخر را می‌گذرانم. آخرین لحظاتی که می‌توانند همه‌ی گذشته را تبدیل» کنند. مفهوم ترکیب
هر چقدر قدیم الایام از تاریخ بدم میومد، تازگی نه تنها دوستش می‌دارم بلکه از خوندنش لذت می‌برم.
متاسفانه نتونستم کتاب حیالت القلوب رو تموم کنم. امیدوارم وقتم کمی آزاد شه کاملش کنم.
این روزها شروع کردم به خوندن تاریخ اسلام: پیامبر صلی الله علیه و آله و اجدادشون، امیرالمومنین علیه السلام.
چقدر علاقه‌ام به حضرت ابوطالی و عبدالمطلب زیاد شده.
می‌دونستید سیادت از حضرت هاشم جد پیامبر آغاز شده؟ ایشون در قحطی که در مکه میاد تمام اموالشون رو خرج مر
به نام خالق هستی‌بخش.
پسری از طریق دری در باغ وارد سرزمینی ناشناخته می‌شه، سرزمینی که 
چیزی از اون نمی‌دونه و برخلاف ترس و بی‌میلی عموش با کنجکاوی قصد 
کشف اونجا رو می‌کنه. بعد از مدتی که مردی او رو وادار به تمرینات جسمانی
و شمشیربازی و. می‌کنه، از گذشته اون سرزمین و دلیل ورودش به اونجا
می‌گه و پسر می‌فهمه که با ماجراهایی روبه رو میشه که حتی ممکنه به
قیمت جونش تموم بشه. در این راه گروهی برای کمک به اون وجود داره
که بتونه موجود پلید اون س
کتاب سنگی بر گوری ، نوشتهٔ جلال آل احمد
 
ما سنگ هارا با خودمان واکنده ایم و تن به قضا داده ایم و سرمان را به کارمان گرم کرده ایم.
 
کدام ایده آل است که ارزش یک تن آدمی را داشته باشد تا بتوانی خودت را فدایش کنی.
 
 
جلال آل احمد اومده با طنز خیلی چیزا گفته. خب این کتاب درمورد بچه دار شدن جلال و سیمین هست. ولی خیلی جدیه. به قول استادم کسایی که طنازن جدیترین آدم هان. ییه همچین چیزایی. ولی کتاب قبلی که دست یکی از بچه ها بود اون سانسور داشت. ولی این یکی م
شب خواست تا به هیأت ماهت در آورم آیینه از دو چشم سیاهت در آورم حوا شدی به وسوسه , تا آدمت شومیوسف شدی که از ته چاهت درآورمبنشين نترس , دست به مویت نمی زنم بگذار تا که شال و کلاهت در آورم بنشين و سر گذشت مرا مو به مو بخوان تا  از  دل  تو    آتش آهت    در آورم تا دل بخواهتان بشوم , زودتر بگو خود را چه شکل با چه شباهت در آورم مشکل پسندمن , چه کنم تا که خویش را مقبول طبع و طرز نگاهت درآورم؟سیدمحمدعلی رضازاده
✍✍
ملک الشعرای چشم هایت.
بیا  و  آرام بنشين
جان آرامم !
 که وقت  سرور است وسرودن!
شامگاه  شعرنوشیدن است.وشیدایی چشیدن
تأخیرنکن
بیاوبنشين برسر کارستان خویش
توفقط بنشين و موی پریشان کن
تنها  ؛ بنشين و آشوب کن درشهر دل 
می شود روی بچرخانی وبنشينی ام درمقابل؟
شعرگفتنم می آید.!
می شود چشم بگشایی وشراب  بریزی در جام  جانم !؟
دوسه جرعه نگاه کفایت می کند کام تفتیده را .
بیا  ؛بیابنشين و خنده  سرکن که جهان  جان می گیرداز ترانه ی تبسم ت.
تو زلف بگشا
ت
نمی توانم از این بغض بی اراده بگويمکه با سواره چه حرفی منِ پیاده بگويم؟به آن که در دلش آبی تکان نخورده، چگونهاز آتشی که نگاهت به جا نهاده بگويم؟چه سود اگر که هوای تو را نداشته باشد؟سرم کم از بدنم باد اگر زیاده بگويمنه طاقتی که از آن چشم تیره، دست بدارمنه فرصتی که از این حال دست داده بگويمپناه می برم از شرّ شهر بی تو به غربتبه گوشه ای که غمم را به گوش جاده بگويمچه سخت منزوی ام کرده است عشق تو، بشنو:"دلم گرفته برایت، سلیس و ساده بگويم"سجاد رشیدی
آه که مطمئن نیستم که ناراحت نمیشه اسمشو بگم؟ 
یه خانم عزیز و نازنین فضای بیان که همتون می شناسیدش 
درگیر یه مسئله ی سلامتی شده که به دعای شما دوستان احتیاج داره 
چند وقته می دونستم این مورد را داره اما واقعا نمی دونستم و نمی تونستم باور کنم که به این جدی ایه 
دیشب عصبانی شدم بعد ناراحت شدم بعد حس کردم احساسم ترحمه؟  
برای همین به فکرم رسید از شماها بخوام براش دعا کنید 
دعا کنید اولا خدا توانشو زیاد کنه و دوما هر چه زودتر سلامتی و شفای کاملش را
آه که مطمئن نیستم که ناراحت نمیشه اسمشو بگم؟ 
یه خانم عزیز و نازنین فضای بیان که همتون می شناسیدش 
درگیر یه مسئله ی سلامتی شده که به دعای شما دوستان احتیاج داره 
چند وقته می دونستم این مورد را داره اما واقعا نمی دونستم و نمی تونستم باور کنم که به این جدی ایه 
دیشب عصبانی شدم بعد ناراحت شدم بعد حس کردم احساسم ترحمه؟  
برای همین به فکرم رسید از شماها بخوام براش دعا کنید 
دعا کنید اولا خدا توانشو زیاد کنه و دوما هر چه زودتر سلامتی و شفای کاملش را
.
هشت فروردین و بالاخره انگار دارم برای یک چیز شوق پیدا می‌کنم. دیروز توی نور قشنگ دم غروب وقتی کادو رو خریده بودم و پیاده می‌رفتم و تمام لحظه‌های بعدش که پاهام درد می‌کردند اما همچنان به راه رفتن ادامه دادم، فکر کردم که چقدر خوشحالم بابت این که مدام دارم یاد می‌گیرم پرفکشنیست درونم رو آروم کنم. از قبل از تعطیلات برای یک کار ساده کلی نگران بودم چون می‌دونستم نمی‌تونم کاملش کنم اما الان دیگه برام مهم نیست. این همه وقت عقبش انداختم ولی می‌خ
داستانی خوندم خوش مضمون اما ناتمام.
اینجور کاملش کردم:
سخنران یه چک پول تانخورده ی صدهزارتومنی از جیبش درمیاره و رو به حضار:
کی این چک پول رو میخواد؟!
همه دست بلند میکنن
تو مشتش مچاله ش میکنه
حالا کی میخواد؟!
دست همه بلند بود
زیر کفشش میندازه و حسابی لگدمالش میکنه
حالا کی میخواد؟!
جز دو سه نفر بقیه هنوز دستاشون بالا بود
چک پول رو از وسط پاره میکنه
حالا؟!
باز هم دستها بالا بود
یکی یکی گوشه های چک پول رو جر میده
جمعیت به تناوب دستشون پایین میاد
و
_
_ یک‌صندلی‌بگذار‌وسط‌پاییز‌لعنتی
_ بنشين‌نظاره‌گر‌باش‌بر‌این‌آسمان‌کریه
_ بگذار‌به‌جایِ‌تو‌آسمان‌ببارد‌بر‌این‌زمین
_ فقط‌بنشين‌و‌ببین‌و‌دق‌کن‌و‌بمیر (!) _
.
.
.

@pourkariman
• رضا پورکریمان
• پاییز ۹۷ 
شازده شاعرمان" امید خان رو عرض میکنم"طبع جالبی دارد،شعر میسراید برای خودش ،بچه خوبی است ،انشالله آدم خوبی هم باشد :).
گاهی هم ما کمکی میکنیم و تک مصرعی میگیم،شازده هم عنایت میکنند و رویش شعر می سرایند.
چندی پیش در پاسی از شب با شازده در گفت و گو بودیم که امر کرد مصرعی بگو تا شعری بسراییم،ما هم به امر شازده بر خود فشار آوردیم کلماتی سرهم کردیم؛شازده هم لطف فرمودند و کاملش کردند.
زیبا نگاه، معنا صدا، دنیا خدایم آفرید
دستی نهادم بر لب‌ش، یک لحظه
1. دیشب خوابم نمی گرفت. یادم افتاد طی روز یک بیت از یک شعر منزوی را توی گوشی ام سیو کرده بودم. از بی خوابی، موبایلم را برداشتم و شعر کاملش را سرچ کردم. نمی دانم دیشب هر بیت را چند بار خواندم و با خودم زمزمه کردم که امروز یکهو توی مترو به خودم آمدم و دیدم دارم از حفظ می خوانمش . نمی دانم دیشب چه قدر سر بیت به بیتش ماندم . فکر کردم . غصه خوردم . 
از زمزمه دل تنگیم، از همهمه بیزاریم // نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم // آوار پریشانی ست، رو سوی که بگری
کلید گریز از مرکز به صورت سری با سیم بندی راه انداز بسته شده و در داخل موتور قرار داده می شود.قطع اتوماتیک سیم بندی راه انداز شبکه هنگام رسیدن سرعت به 70 تا 80 درصد سرعت بار کاملش خازن توسط یک رله مغناطیسی که در داخل کمپرسور قرار دارد از مدار خارج می شود.در مدار استارت برخی از موتور ها از رله جریان استفاده می شود.رله جریان دارای یک مویین با سیم پیچ ضخیم و مقاومت کم می باشد.معمولا در دستگاه های تبرید به هنگام رسیدن سرعت موتور به 70 تا 80 درصد سرعت با
اربعین امسال بدون اینکه قطعیتی در کار باشد و عزم جزمی برای رفتن به پیاده‌روی نجف تا کربلا داشته باشم، تقدیر اینگونه رقم خورد که ما هم رفتیم. 
در طول سفر سعی کردم وقایعی که اتفاق افتاد را بدون داشتن دیدگاه خاصی و همان‌گونه که هستند روایت کنم. ذات سفر طوری بود که خیلی فرصت نوشتن فراهم نبود. بخش‌های ابتدایی که درگیر رانندگی بودم و اگر وقتی خالی پیدا می‌شد سعی می‌کردم استراحت کنم؛ در طول پیاده‌روی هم که نمی‌شد چیزی نوشت. سر شب قبل خوابیدن و ی
و اگر به تو تو” می‌گویم به دل نگیرمن به تمام آن‌هایی که دوست می‌دارم شان تو” می‌گویمحتی اگر فقط یک بار دیده باشم شانمن به تمام عاشقان تو” می‌گویمحتی اگر نشناسم شان
بخشی از شعر باربارا اثر ژاک پره‌وِر و ترجمه نوید نادریکاملش اینجا هست
یه ترجمه هم از یغماگلرویی هست که اونم لینکش اینه.یه سری هم براش ساختن که من این رو بیشتر دوست داشتم.
+و من چقدر در بی اینترنتی این پست را در مغزم مرور کردم!+
نیامدم مثل پارسال از روزهایم گزارش بدهم.آمده ام از خودم بگويم.از نقطه ی صفر.از بحران زندگی بعد هجده سالگی.
منی که دیگر قطره های باران را،درز آجر ها را،نمیشمرم.منی که خیره به چشم هاش نشدم،گریه نکردم،با کمیل نمردم و با عهد زنده نشدم.منی که بوی گند رخوت گرفته ام.
هرروز رفيقم را ندیدم،به جای نمازخانه ی مدرسه و خواب خوش در آن،از پله های دانشکده بالا دویدم و به جای دویدن به کتابخانه و قاپیدن هشت
میخواهم بنویسم. میخواهم بگويم نذر کرده‌ام. میخواهم بگويم خوابت را دیده‌ام. میخواهم بگويم از مردهای میانسال با ریش دراز می‌ترسم. میخواهم بگويم وقت خداحافظی بهم میگه مواظب سلامتیت باش». میخوام بگم بی‌خوابی باعث ترس میشه. میخوام بگم هیچ کنترلی روی خودم ندارم. میخواهم بگويم انگار از دور دارم خودم را نگاه می‌کنم. میخواهم بگويم cosmology به فارسی میشه "کیهان‌شناسی"! میخوام بگم که . ولی از دیروز صبح تا حالا بیدارم. دیشب تا صبح داشتم به پروگرام‌ها
 
خدا رو شکر زندگی به خوبی پیش می ره . البته از نظر من
قرار شد حدود ۹۰ متر از  طبقه پایین  رو جدا کنیم برای همتا و حدود ۳۰ متر هم برای اتاق بچه ها و خیاطی و .
 
کلی کار داریم این چند وقت ، خیاطی و بنایی و جابجایی و .
 
 
تو این مدت گاهی همسر از دست همتا ناراحت شده ، همونجور که از دست من ، بعد از این همه سال ،متاسفانه هنوز ناراحت می شه و اشتباهاتی دارم.
سعی می کنم یار باشم نه بار  ، سعی می کنم درکشون کنم و حتی جذابیتها و تازگی ها و  . رو .
البته نمی گم
هرکو نکند فهمی، زین کلک خیال‌انگیز
نقشش به حرام ارخود صورت‌گر چین باشد
خیلی‌ها امام علی (علیه السلام) و عظمتش  را دوست و باور داشتند، ولی جرأت نکردند نزدیکش شوند. خیلی‌ها مسحور و مبهوت خیبر» بودند، ولی در خود نمی‌دیدند روایتش کنند. در نتیجه هیچ حرفی زده نشد و هیچ حقی ادا نشد. 
حسن روح الامین در این اثر شگفت تلاشش را کرده و شاهکاری آفریده. قبول‌دارم این فریاد هم روایت تام و تمام حقیقت خیبر نیست. ولی از سکوت و انفعال به‌مراتب بهتر و زیبات
 (: .Happy Eid Ghadir ​​​​​​
 
 
خب این دفعه دیگه عید رو به موقع تبریک گفتم. :)
دارم مطلب جدیدی می نویسم.امیدوار بودم امروز تموم بشه و بالاخره گزینه ی انتشار رو بزنم ولی به دلیل مشغله ها نتونستم کاملش کنم.ان شاء الله وقتی کامل شد می تونید بخونیدش. :)
چه قدر هم منتظرید تا بخونیدش. ;))
 
 
از وقتی یادم میاد، عاشق کارکترهای کارتونی و انیمیشن بودم.این که چیزی رو خلق کنی، بهش شخصیت بدی و براش داستان بسازی. شاید خیلی ناخودآگاه دلیل این که به سمت نقاشی رفتم همین بوده. بعد از دوره طراحی چندتا عکس انیمیشنی به استادم نشون دادم و گفتم چجوری میتونم اینا رو بکشم؟! گفت همین جلسه اولین درسشو بهت میدم، این چهره ایم که داریم کار میکنیم ببر خونه و خودت کاملش کن. من؟ داشتم بال در میاوردم!
چند جلسه ای کار کردیم و در نهایت، خلقِ کارکترِ خودم! یه ه
بسم الله اَلرحمن اَلرحیم
سلام
************************
من وجود دارم.
وجودى که یه نقطه از فعل خدا است. 
شاید هم یه اپسیلون. ینی حتما این طوریه که خیلییییی کوچولوه
انقد که تو دایره ى خلقت دیده نمیشه.
خدا وجود داره.
یه وجود اونقدر بزرگ که من اگه تمام سلولاى مغزو قواى روحیمو جمع کنم نمیتونم درکش کنم
خدا اشد موجوداته
وجود، دوست داشتنیه و خدا، دوست داشتنی ترین
و منِ کوچولو رو هم از سر همین دوست داشتنی بودن خودش آفریده
ینی فکر کن خدا به من موجودیت داده به انسان
اولین رفيقم تو بیان
 
✌کسی ک اشتباهامو بم گوش زد میکنع
 
کسی ک باهام قهر میکنع و دل قهر کردنو ندارع و میاد واسع اشتی
 
عاشق غر غر کردناشم و چش غرع رفتناش
 
[حنانه ای] گفدنشو دوس دارم 
 
شخصیت رک و عالی ک الان کمتر کسی دارع
 
هوامو دارع حتی اگ ب روم نیارع.
 
رفيقم تولدت مبارکاااا:)
راستش عین مطلب یادم نیست، اینم یادم نیست کی نوشته بود و از قول کی گفته بود. ولی می‌گفت به لیله‌الرغائب نگید شب آرزوها. اصلش اینه که از خدا بخوای میل و رغبت‌هات رو خدایی کنه.
فکر کنم یعنی از خدا بخوایم به خواسته‌هامون یه جوری جهت بده که بشه همون چیزی که صلاح‌مونه، که خیره و خودش برامون می‌خواد.
به نظرم چیز خوبی میاد. امیدوارم همین اتفاق برا همه‌تون بیفته، و حاجت‌روا بشین :) ♥


به هر صورت این چند بیت از استاد شهریار رو خیلی دوست دارم و ه
+ به رفيقم میگم داداش مسیج منو خوندے دیشب بهت دادم ؟
- ڪه گفته بودے 100 تومن پول میخوای؟
+ آره آره
- نه نخوندم !!!!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دانلود آهنگ جدید عاشقانه و شاد آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رضا بهرام با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang aram aram atash be delam zadi benshin ke khosh omadi az
دانلود آهنگ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی رضا بهرام
♫ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه …شدم روانه ×!*/-
♫ ♫ گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه !!×!*/-
♫ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشين که خوش آمدی ♫… رویای من ×!*/-
// این تو این جان من شوق چشمان من ♫… عا
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
بسیار این داستان را شنیده آید که((خانمی میگوید در سالن نه صدای خنده شوهر رفيقم می آمد،دوستم در حالی که بچه بغلش بود گوشی را به من داد و گفت برایش پیامک بده که خفه شو  آبرویم با صدای خنده هایت رفت.
من هم از گوشی دوستم برای شوهرش اینگونه نوشتم، فدای خنده هایت شوم کاش همیشه شاد باشی ولی صدای خنده هایت تا سالن نه می آید کمی آرامتر خوشبختی مان را چشم میزنند.))
این داستان را زیاد شنیده
انواع DNA:: B-DNAفرم طبیعی DNA که راستگرد هست حول یک محور فرضی پیچیده هر دور34Aو 10bp هست.A- DNA:با کاهش رطوبت و افزایش نمک B-DNA  به این فرم در می آید.راستگرد هست ودر هیبرید DNA-RNA و RNA دو رشته دیده می شود.Z-DNA:در نواحی غنی از GC و تحت شرایط واتس شدید آب ایجاد می شود و چپ گرد میباشد.به صورت زیگزاگ هست و بروماسیون یا متیلاسیون C باعث پایداری آن میشود.H-DNA:سه رشته ای که رشته سوم میتواند پلی پورین یا پلی پیریمیدین باشد پیوندشهوگ استین و نقشش در تنظیم بیان ژن هست.DNA چهار
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

ترجمه متون تخصصی
دانلود آهنگ
میران کالا ، فروشگاه اینترنتی خرید یخچال ال جی و جهیزیه عروس مبین دلربایی فروشگاه لوازم شکار و کمپینگ خلاصه کتاب استاندارد بین المللی حسابداری شماره ۱۲ مالیات بر درآمد طراحی سایت املاک samad1001.com سئو بازار20 زنان نام آور ایرانی