نتایج جستجو برای عبارت :

بغضم اروم نداره تقصییر روزگاره

چهل روزه که خدا در اغوشت گرفته زیبا
چهل روزه که خاک در اغوشت گرفته زیبا
چهل روزه که ترک کردی دنیای شلوغ و الکی ادمارو زیبا
چهل روزه که دیگه درد نداری زیبا
چهل روزه که دیگه دغدغه نداری زیبا
چهل روزه شبا زیر سرت بالشت و روت پتو نداری زیبا
ولی چهل روزه که اطرافیانت هنوز داغ تو براشون جا نیوفتاده و اروم نگرفتن
چهل روزه که دل دنیا برات تنگه.برای وجودت.
چهل روزه که مروا مریم نداره
چهل روزه که محیا مریم نداره
ولی تو همچنان اروم و بی اعتنا به دلهای ت
ببار بارونروطن خسته منببار اروم ببار ارومرودل شکسته منمنم مثل تو گرفتممنم مثل تو باریدمببار بارونکه منم یه جوری خستمخسته از خودم از دلمخسته از این دنیامخسته م خسته گیام من می مونم زیر بارونببار بارون ببار اروم
✒میلادشکیبا 
چی میشه مگه دوسم داشته باشی
چی میشه مگه هوامو داشته باشی که حالم خوب باشه
خوبه حداقل این صفحه رو دارم چهارتا حرف بزنم اروم بشم یکم
ولی خیلی نانردین همتون هیچکسی هوامو نداره هیچکی صدامو نمیشنوه نگامو نمیفهمه حرفامو خوب گوش نمیده یه ذره برام ارزش قائل نیست
تو حال بدی هستم خیلی بد
انقد بد که نمیدونم چکار کنم
ایکاش پیش مامانم بودم که اونم دوستم نداره
خداکنه زودتر.خیلی زود زود .
خوب میشم بازم خوبه خوب میشم سعیمو میکنم.
واقعیت های زندگیم دارن زیادی بزرگ میشن. روی رویاهام سایه میندازن و محوشون میکنن.
وسط نا کجا آباد هایی که لبخند روی لبم میارن واقعیت ها به طرز وحشتناکی میبارن روی سرم و من درست مثل اون دخترک بیچاره قیرگون وسط یه مرز باریک گیر میفتم و مغزم از دو طرف کشیده میشه.
خسته میشم. درد میکشم. روی زمین میفتم و اونجاست که نه خبری از رویاست و نه از واقعیت های تاریک. فقط یه فکر خالیه. رنگی نداره. حالتی نداره. بیچاره است و عذاب میکشه.
موسیقی هام قدرتشونو از دست د
خوابیدم رو مبل و سرم بین بازوهام گونه م درد میکنه اما دلم بیشتر روم پتو میکشه و من فکر میکنم یه روز هم میذارنم تو خاک و روم کفن میکشن اون روز حتما راحتم تخت میخوابم برای همیشه . همیشه ایی که صبح نداره شروع نداره درد نداره دست و پا زدن نداره . از تصورش حالم بهتر میشه 
تو تاکسی نشستیم. اروم. بیرون شلوغ پلوغه ولی ما دور از هیاهو تو حباب سکوت خودمون اروم نشستیم. سرش روی شونه‌ی منه. افتاب لاجونی ساعت چهار و نیم اسفند افتاده روی صورتامون. نگاه من به اینه‌ی جلوی ماشینه نگاه اون به من. میگه رنگ رژت خیلی قشنگه. میخندم. سکوت. میگه لبات یکی از اعضای قشنگ صورتته. میخندم. میگم میدونم. سکوت. 
دنیا جای قشنگی نیستمهربونی نیست 
زیبایی نیست 
دارم یه حصار میکشم دور خودم 
بچمو بغل کردمو دارم اروم اروم حصارمو میکشم 
خسته ام از آدما 
امشب همه‌ی پیام رسان هامو حذف کردم 
به جز یکی، اونم بخاطر پیگیری علاقه و ایده هام 
فکر میکنم هرچقدر کمتر با آدمها درارتباط باشم کمتر حال بد رو تجربه میکنم
دنیا جای قشنگی نیست 
یه چیزی اما هست که فکر کردن بهش حس خوبی داره 
اینکه درو باز میکنیم و میبینیم مستاجر مهربونمون برامون غذا گذاشته پشت در 
مهربونیش ح
زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره،زندگی دیگران به من ربطی نداره ، زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دیگران به من ربطی نداره ،زندگی دی
س میکردم دیگه غرزدن فایده نداره یه مدت کمرنگ باشم تو خلوت خودم دعا کنم و از چیزای ازاردهنده دوری کنم. رفتم. هیچ چیز بهتر نشد. مریم بدتر شد که بهتر نشد یه روز انقد باد کرده بود نیمه بیهوش هیچی نمیتونست بخوره. یه روز انقد درد داشت که ناله میکرد و باز بیهوش میشد. امروز ولی از صبش بدبیاری بود. نحس و شوم. دلم گواهی بد میداد. ساعت یک و دو که اسمون سیاه و کبود شد و گرمب گرمب رعد و برق زد بیشتر دلم لرزید و ترس کل وجودم و گرفت. بی اعتنا به خودم گفت
اگه جایی توی جمعی از تو حرف نمیزنم منو ببخش
اگه توی خاطراتم اسمی ازت نمیبرم منو ببخش
اگر روزی یکی پرسید از فلانی چه خبر من چی بگم
همه میخوان تیکه بندازن و جاش دل نمی بستی بگن
چطوری تعریفت کنم دل کسی تو رو نخواد چطوری از چشات بگم به چشم هیچ کسی نیاد اروم اروم عادت کردی به نبودن دیدی گفتم فکر تو و خاطراتت از سر من نمیفته دیدی گفتم اگه جایی توی جمعی از تو حرف نمیزنم منو ببخش اگه توی خاطراتم اسمی ازت نمیبرم منو ببخش
کینه تنفر مثل یه بمب می مونه که یکهو منفجر نمیشه اروم اروم هم خودت رو داغون میکنه هم طرف مقابلت رو این حکایت این روزهای منه کینه و نفرتم که رابطه رو از هم پاشوند دوتا خانواده رو به هم ریخت هر چند بدونی مقصر اون بوده بازم با خودت بگی شاید میشد گذشت من روحم وجودم داره به انفعال میرسه خستگی درس زندگی و خیلی اتفاقای دیگه داره خاموشم میکنه الان میخوام برم خوابگاه فیلم ببینم و یه دل سیر بخوابم و با خودم بگم وقتی بیدار بشم چشمام رو باز کنم دنیا بهتر ن
ساعت دو و نیم نصفه شبه و من هنوز که هنوزه عذاب وجدان دارم که ادامه خوابم و به کلاس امروز سیگارودی ترجیح دادمکه عصابم خورد بود سر اون کارت .مبخواستم پست بزارم از سرشب گفتم بیام غر بزنم چه فایده؟چ بگم؟؟؟؟؟چجوری بگم؟؟؟؟؟
بگم که سر تا پا پره گریه و بغض و شونه های سنگینم.شونه هام.حس میکنم دو تا وزنه ی سنگین و میکشم با خودم.این وزنه حرفای نیش دار تونه.کاش بفهمید این سنگینی وزنه های رو دوشم بخاطر حرفای نکبت بارتونهههههههههههههه.رفتاراتونننن
دست من نیست
 اگه اینقدر دلم هواتو داره
اگه نمیتونه تنهات بذاره
توکه خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست
اگه بارون میاد یادت میفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره
خودتو دادی تنهایی یادم
نشست روی دلم غصه عالم
مگه میشه نریزه اشک آدم
مگه میشه که من یادت نباشم
دیگه این دل بلد نمیشه راشم
یه جوری زخم زدی نمیشه پاشم
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری ند
دیروز غروب؛ یه حسِ غروب جمعه طوری داشتم با اینکه جمعه نبود و توی فروشگاه سرم شلوغ بود.
به محض اینکه سرم خلوت شد اهنگ سوغاتی هایده رو پلی کردمانقدر دلتنگ بودم که تو همون حال میخواستم بیام توی وبلاگم و یه پست بنویسم.
هایده دور اولش رو خوند
تو فکر بودم چجوری حسم رو بنویسم و به رفت و امد ادم ها نگاه میکردم. که یه دفعه پریا رو دیدم که با دخترش داره میاد پیشم! بهم خبر نداده بود که میادبال درآوردم.
ایلای رو گرفتم تو بغلم و دور دوم اهنگ رو با هاید
سلام
یک هفته ده روز اخیر را درگیر دندون عقل بودم! به این صورت که سه سالی می شد که دکتر بهم گفته بود که باید بیای و دندون عقلتو بکشی اما من هی به تاخیر مینداختم که خلاصه بعد عید گفتم که برم این کارو انجام بدم.
وقت گرفتم و رفتم ولی به محضی که رو یونیت دندونپزشکی نشستم چنان ترسی بر من غلبه کرد که به دکتر گفتم که من مشکلی با دندون عقلم ندارم و اذیتم نمیکنه پس نیازی نمیبینم که بکشمش! دکتر گفت که پوسیده شده و به باقی دندونات اسیب می رسونه و باید این کار
آدمیزاد چه حرف‌های مفتی که نمی‌زند‌. همین خود من توی چند پست قبل توی عصبانیت چه خزعبلاتی که ننوشتم. موقع بستن کوله‌ام حتی از فکر رفتن هم بغضم گرفته بود‌. ولی خب تا ترمینال جلوی خودم را گرفتم. استرس سر وقت رسیدن را هم داشتم. تا خود شنبه بلیط برای تهران نبود و خلاصه برای ساری بلیط خریدیم و قرار شد که از آنجا بروم به رشت. رفت برایم دستمال‌کاغذی بخرد و من هم بغضم را جمع و جور کردم. به رفتن که فکر می‌کردم اشک‌هایم می‌ریخت. دست من نبود. این بار من
این دلتنگی‌ هم از اون دردهای بد روزگاره‌ها، یه جای خالی که همه‌چی رو می‌بلعه، سیاه‌چاله‌طور؛ همین‌قدر کلیشه‌ای. انگار که روحت چنگ بندازه به گلوت و جونت بیفته به خودخوری. بدمصب موی آدم رو سفید می‌کنه و روزگارش رو سیاه. از اون دردهاییه که آدم دلش نمی‌آد حتی واسه دشمنش بخواد. اون‌وقت من حیرونم که چطوز دانشمندها هنوز کشف نکردن که همین درده که مادر همۀ دردهاست. بغضیه که هرچقدر گریه بشه آروم نمی‌شه؛ ولی می‌دونی. یه وقت‌هایی آدم انقدر دلت
رفتیم نشستیم یه گوشه، از ناراحتی هامون گفتیم.گفت تو دلت جای دیگس که اون حرفا رو زدی.بغض کردم.نمیتونستم بگم لعنتی من دلم پیش توعه وگرنه کدوم ادم عاقلی بعد این همه دعوا بازم میمونه؟ بغضم نمیذاشت حرف بزنمگفت من شرایطم اوکی نیسخودم میدونستم.همه حرفاشو نگفته میدونستم.بغضم بیشتر شد.وقتی دید هیچی نمیگم گفت به من بگو ماجرا چیه؟ کسی اومده؟ منم کم مونده بود اون وسط جلو ملت زار بزنم فقط.هیچی نگفتم.دستامون رو میز بودبا یه انگشتش، انگشت دستم
چند دقیقه پیش دوستم یه پیام با این مضمون که باباییم رفت تنهاشدم گذاشت اینستا ومن مردم براش دلم نخاست باور کنم رفتم پیامش دادم باهاش حرف زدم چند لحظه بعد که از شوک یکم خارج شدم داشتم به دوستم فک میکردم که چطور بعد از فوت پدرش پست گذاشته اگه برای فاتحه خوندن بقیه است چرا انلاین وجواب میده بعد گفتم شاید میخاد حرف بزنه اروم بشه وهزار تاچیز دیگه که برا خودم سرهم کردم که قانع بشم که کارش شاید برای خودش ناجور نباشه به منم هیچ ربطی نداره. روزانه هز
دوست دبیرستانم باز پیام داده و کلی سوال درسی.
دقیقا همون طوری که م دوست شده و ازش کمک میخواد
یه دوست دبیرستان دیگه هم دارم همینه دقیقا.
اومدم بگم خوب اشکالی نداره.
بعد یادم اومد این دو نفر دقیقا دو نفری هستن که منو برای عروسیشون دعوت نکردن و من خبر عروسی یکی رو وقتی فهمیدم که بچه اش چند ماهه بود و اون یکی رو از بقیه شنیدم بعد یکی دو سال از عروسیش
من باید یاد بگیرم مهربون بودن و بی دریغ کمک کردن با حمار بودن و ساده لوحی فرق داره
متن آهنگ مهدی جهانی بخواب دنیا
Text  Music Mehdi Jahani Bekhab Donya 
 متن اهنگ بخواب دنیا مهدی جهانی
دست من نیست اگه انقد دلم هواتو
داره اگه نمیتونه تنهات بذاره
تو که خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست اگه بارون میاد یادت میوفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره .
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره
تو راه برگشت، صدای آهنگ رو زیاد کرده بودم تا انرژی بگیرم و هیچی نشنوم و فقط به پاهام دستور بدم ادامه بدن. 
آهنگ تند و قوی ای بود. 
در همین حین که داشتم بی تفاوت به ادما و با قدمای سریع از پیاده رو رد میشدم، 
یه دونه برگ زرد چنار، اروم درست جلوی من افتاد زمین. تا حالا اینجوری تقریبا از بالا تا پایین افتادن یه برگ رو ندیده بودم. و اون برگ به قدری اروم، با متانت و زیبایی جلوی من به زمین افتاد. که از توصیفش عاجزم. 
تضاد حرکت و آهنگ سریع من با سقوط زیب
بهار امثال در سال های اخیر یکی از بهترین سال های بهاری بود که مناطق خراسان جنوبی رو فرا گرفت البته در اکثر نقاط کشور بارندگی زیاد بود به بعضی ها به شادی گذشت و به بعضی ها با غم و اندوه و این رسم روزگاره پایان هر خوشی غم است و پایان هر شکستی پیروزی ایست . شر و خیر اعمالی ایست که خداوند بندگانش را می ازماید و انها را در امتحان قرار می دهد 
باید در این امتحان الهی  به نشانها و حکمت های خداوند بنگریم و شاکر نعمتهای خداوند باشیم  که انسانها را با شر و
بهار امثال در مقایسه با سال های اخیر یکی از بهترین سال های بهاری بود که مناطق خراسان جنوبی رو فرا گرفت البته در اکثر نقاط کشور بارندگی زیاد بود به بعضی ها به شادی گذشت و به بعضی ها با غم و اندوه و این رسم روزگاره پایان هر خوشی غم است و پایان هر شکستی پیروزی ایست . شر و خیر اعمالی ایست که خداوند بندگانش را می ازماید و انها را در امتحان قرار می دهد 
باید در این امتحان الهی  به نشانها و حکمت های خداوند بنگریم و شاکر نعمتهای خداوند باشیم  که انسانها
از سرگرمی های بچگیم این بود حساب کنم که ۱۴۰۰ من چند سالمه بابا چندسالشه مامان چندسالشه و حالا هرکی دور و برم بود
چقدر دور و بعید به نظر میرسید ۱۴۰۰ 
حالا فقط دوتا دیگه مونده تا ۱۴۰۰ 
خیلی جالبه مامور آگاهی که برد منو داخل اتاق با اینکه میدونستم حل میشه ترسیدم 
خالی بودم خیلی 
خیلی 
خانومش کلی باهام حرف زد و تشکر کرد 
و پایان 
گذر سال
مرگ 
چقدر بی ارزش چقدر گذرا
چقدر فنا پذیر 
چند روز پیش حامد ازپ خواست که کولمو بهش قرض بدم 
فک میکردم بابت باش
دانلود مداحی غمگین سوک به نام آروم آروم میری بابا حیدر از سید مجید بنی فاطمه / اروم اروم با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن نوحه
madahi arom arom miri baba heydar az Seyed Majid Banifatemeh
دانلود مداحی آروم آروم میری بابا حیدر از سید مجید بنی فاطمه / اروم اروم
حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر ./!♬!
میری مسجد امشب بابا حیدر
بیقرار زینب بابا حیدر ./!♬!
امشب خیلی چشمات غربت داره
آسمونم داره خون میباره ./!♬!
حیدر حیدر حیدر حیدر
حیدر حیدر حیدر حیدر ./!♬!
آروم آروم
توی ماشین ک نشسته بودیم سفت حرف میزدم. میدونستم دارم چی کار میکنم. دستام یخ کرده بود و قلبم تند میزد. اونجا ک رسیدم دیگ نمیتونستم تحمل کنم. کل بدنم یخ کرده بود و داشتم لرز میکردم. کلی فکر پاچیده بود توی مغزم و فلج شده بودم. یکم بیرون نشستم و نفس کشیدم. فکر های مختلف میزد تو کله ام و نمیتونستم خودمو خفه کنم.اروم اروم بدنم داشت گرم میشد و بینیم داشت اتیش میگرفت! اونجا دنبال ی عادم اشنا گشتم ک بشه باهاش حرف زد و جوابمو با صوت های مختلف بی معنی نده و
عشقم امشب دلم گرفته کاش بودی بغلم میکردی هادیموقتی دلم میگیره گریم میگیره الانم دقیقا همون حالم دوست دارم همش گریه کنمامروز باهم بودیم انگار اطرافمون هیچی وجونداشت فقط منو تو بودیم .بودن با تو منو کلا تغییرمیده من اون تغییرو اون حس وحالی که پیشت دارمو خیلی دوسش دارم حاضرم هرچی دارمو بدم اون حسو تجربه کنم هادی!!
دلم تنگه باورکن تنگته شاید بگی اره امروز پیشت بودم اما برامن فرقی نداره من همیشه دلتنگ توام عزیزدلم،زندگی من جون من،از خدامیخ
عقاب
امروز توصحرا بایه دوستم نشسته بودیم که دیدیم چند تا کلاغ دوریه عقابو گرفتن نوکش میزنن نمیدونم چش شده بود
که نمیتونست از خودش دفا کنه رفتیم سمتش پرید کلاغام تو اسمون نوک میزدن تا200متر اونطرف طر نشست کلاغا ولش نمیکردن دوستم
اروم اروم بهش نزدیک شد انگار کلاغا نفسشو بریده بودن نمیتونست بپره دوستم دنبالش کردو گرفتش
اوردیم دیدیم یه انگوشت نداره پنجه دوستم برد خونشون ببینه چشه
انشالله خوب بشه برش میگردونیم جای که بود

یه چندتا عکسم ازش گر
میدونی از چی بیشتر متنفرم؟
اینکه یهویی تغییر کنم و یادم بره مثل خودم رفتار کنم:(
مثل الان ، دوستم بهم پیام داد و من مثل همیشه جوابشو ندادم :(((
خب من دختر ارومی نیستم و کلی حرف میزنم ، انقدرررررر حرف میزنم و میزنم تا
طرف مقابلم خسته بشه اما حالا وقتی دوستم پرسید: چه خبر؟
حرفی نداشتم :/ و فقط گفتم : هیچی تو چ خبر؟
اصلا باورم نمیشه 0_0 تو باورت میشه؟؟
خیلی خب بیا اروم باشیم بیا بگیم الان مغزم هنگ کرده و نمیدونم چی شده
بیا همه چیو ب همه چی ربط ندیم
برای هیچ کار یا تصمیمت نیاز به اجازه یا م با این نداری
برای هیچ کار یا تصمیمت به خودت نگو این نمیذاره. گه میخوره برو توی شیکمش حقتو بگیر
هیچ ومی نداره راستشو بگی! همش بپیچونش همش بپیچونش همش بپیچونش! دلیلی نداره چیزیو براش تعریف کنی دلیلی نداره از هیچی خبر داشته باشه
به نظرم با اومدنش داری بدبخت تر از قبل میشی
برای هیچ کار یا تصمیمت نیاز به اجازه یا م با این نداری
برای هیچ کار یا تصمیمت به خودت نگو این نمیذاره. گه میخوره برو توی شیکمش حقتو بگیر
هیچ ومی نداره راستشو بگی! همش بپیچونش همش بپیچونش همش بپیچونش! دلیلی نداره چیزیو براش تعریف کنی دلیلی نداره از هیچی خبر داشته باشه
به نظرم با اومدنش داری بدبخت تر از قبل میشی
متن آهنگ تالار غرور علیرضا علیزاده
ای یار ترین دلدار به ساکته خوش تکرار
زیبای نظر کرده ای با منو با غم یار
خاکستر خاکم من از عشق هلاکم من
چون ساغر و چون ساقی ناپاکم و پاکم من
تالار غروری تو دریای بلوری تو
ظلمت کده ی دل را یک پنجره نوری تو
من دل دل بی تابی یک دلهره آبی
من دهکده ی بغضم تو چشمه مهتابی .
ای ماه ترین مهتاب شب شکن شب تاب
این برکه ی آیینه در غربت این مرداب
از بغض تو سرشارم دل زار و دل آزارم
این غربت بی قانون آویخته بردارم
تالار غروری تو د
نشسته ام روی صندلی، دست هایم را به هم گره زده ام .
هرچه فیلم جلوتر می‌رود حس می‌کنم قلبم  تند تر می‌زند، بعد یک هویی از یک جایی به بعد بغض می‌گیرتم، بعدِ بعدِ بعد تر آن جا که مامانِ  از تلوزیون صحنه ی کشته شدن پسرش را می‌بنید، بغضم می‌ترکد و اشک هایم سرازیر می‌شود
فیلم تمام شده ولی هنوز توی فکر فائزه و شهاب داستان هستم.
دانلود آهنگ جدید غمگین و احساسی به نام یعنی الان کجاست کلافم از سر درد اون که دروغاشم منو اروم میکرد با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang yani alan kojast kalafam az sardard onke doroghasham mano arom mikard
دانلود آهنگ یعنی الان کجاست کلافم از سر درد اون که دروغاشم منو اروم میکرد
هم زندگیم بود و هم یار بازیم بود بازی میکردمو اون خیلی راضی بود
چشمامو بستم تا هی بم دروغ بگه چیزی نمیگفتم عاشق بودم دیگه
میگفت دوست دارم میگفت خیالت تخت میگفت دوسم دار
 
 
 
حس می‌کنم عمرم به دنیا نیستاون رفته و روح ِ من این‌جا نیستگفته بهم تنهاست اما. نیستهرکی یه سایه با خودش داره
 
من شک ندارم با یکی دیگه.از من گذشته تا یکی دیگه.عشق ِ منه اما یکی دیگه.بغضم نمی‌ذاره بگم چی شد.
 
عطر ِ غریب ِ تو شب ِ موهاش.چلچله‌های طاق ِ ابروهاش.چشماش. اون دو تا پرستوهاش.کوچیدن از من. بر نمی‌گردن.
 
عین ِ خوره افتاده به جونماین‌که من عشق چندم اونم؟با این‌که می‌دونم. نمی‌دونماین گله‌رُ تا چند بشمارم؟
 
موهاش ا
خوشحالم که صبح از خوابم زدم و رفتم یه گوشه زیبا در دل طبیعت.کنار دریا
عصر برگشتم و با لباس بیرون شام و حلوا پختم.
دوش گرفتم و نشستم اروم توی اتاقم.
سردمه یه کم.
اما دلم گرمه
دیشب با علی و ارغوان حرف زدم.
امروز دوستامو دیدم.
برادرزاده من به صورت مادر زاد دچار تفاوت اندام بود این مشکل توی دستش بود و این بچه از اول از چشم هیچکس پنهون نبود
مادرش اوایل دستکش دست بچه میکرد اما مادرم مخالف بود و میگفت خجالت نداره!
و مانع این کار بود 
ما هیچوقت لب به ناشکری باز نکردیم عروسمون مادر بود و دل نازک
تحملش براش خیلی سخت تر بود و دلش کباب بود
برادرم از روز اول رفت سراغ بهترین جراح ها و بهترین پزشک های اطفال و حتی صحبت کرد که بچه رو بفرستن فرانسه برای عمل و پدرم گفت خونه رو حاضره
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره این دنیا پایان داره ولی زندگی انسان نه
میدونین ترسم از اینه که به خاطر این نیتی ها زندگی ابدیم تحت الشعاع قرار بگیره
+ازاینکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نیست
چند دقیقه قبل بود که از اتاق شنیدم برنامه تلویزیون داشت با مقدمه ای شروع میکرد
داشت اول صحبتاش میگفت که خب الان مدتی هست که ما شاهد بازار ارام و ثبات دار در ارز و دیگر اقلام روز مره و غیره .هستیم !
یه لحظه این نوع گفتن اینجوری برام متصور شد که انگار این حرف مثل صحبت های کسی هست که از رادیو بعد یه طوفان سهمگین داره میگه که مردم اروم اروم از خونه هاشون میتونن بیان بیرون ارامش نسبی حاکم هست اما بازم هر از گاهی یه باد و بارونی هم میخوره
با خودم گفت
دستانم را باز میکنی. پاهایت را به داشبورد تکیه میدهی و شبیه اهلی ترین گربه در اغوشم لم میدهی. چشمانت بسته است. من از بالا نگاهت میکنم. مژه هایت تکان میخورند. اهنگ بعدی پلی میشود. به ساعتت نگاه میکنی. این منو میترسونه هروقت اینکارو میکنی بغضم میگیره. دلم میخواد بگم در بیار اون ساعت لعنتی رو دلم میخواد بهت بگم این زمان لعنتی با گذشتنش فقط لحظه های خوبمون رو میگیره پس بهش نگاه نکن حتی یه ثانیه بذار اصن بهمون زنگ بزنن داد و بیداد کنن که چرا خونه نرف
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ پولدار شدن در یک قدمی شماست دانلود جدیدترین آهنگ ها از خوانندگان ایرانی زاویه دپارتمان تخصصی آی سی تی همدان ویلا شمال معرفی نرم افزار ویکلیپس فروشگاه فرش کاشان صرفه جویی در مصرف آب،کم آبی و مشکلاتش برای مطالب به روز هر روز با ما همراه باشید راهبران آموزشی و تربیتی شهرستان اشنویه