نتایج جستجو برای عبارت :

بعضی اگه باشون خوب بشی ازت سواستفاده میکنن

انقده تعداد آدمای سواستفاده گر زیاده؟؟
انقدر که از لطف و حرمت نگه داشتن تو و بزرگتر کوچیکتری و احترامت سواستفاده ميکنن؟؟
این همه پررویی از کجا میاد؟؟بگید مام بخریم!
کی این همه بیشعوری و یاد گرفتید؟؟
بلکه بعد این همه وقت یذره ام ما یاد بگیریم. بزنیم تو خط بی حرمتی و بیشعوری.
الف امروز یه مطلب گذاشته برای مقابله با هوسرانی مردها. جدا از اینکه دیدگه نویسنده کاملا مردسالارانه است از نوشته هم سواستفاده شده. تگهای پایانی نوشته این دوتاست: قتل میترا استاد و هوسرانی
یعنی از مطلبی که ظاهرا ماهیت اطلاع رسانی و آموزشی داره، کاملا سواستفاده ی کرده اند و برای تخریب دیگری استفاده شده است. به هر حال سایت الف نشون میده که همه چی در اختیار هدف است و بی دلیل نیست که رفرنس معتبری هم به حساب نمیاد.
اینم لینکش:
https://www.alef.ir/news/398040
اون:انقد بدم میاد از اینا که باشون غذا میخوری تا دو تیکه میخورن هی میگن وای من دیگه نمیتونم -_-
من: اه اه اره اصلا اشتهای آدمو کور ميکنن
اون:خداروشکر ما ازوناش نیستیم

یه ربع بعد.
من:  به جان خودم دارم میترکم دیگه
اون: من ترکیدم رفت(در حال کشیدن نفس عمیق)
و نصف پیتزا رو به خانه بردیم.
این قسمت : قمپُز 
اون:انقد بدم میاد از اینا که باشون غذا میخوری تا دو تیکه میخورن هی میگن وای من دیگه نمیتونم -_-
من: اه اه اره اصلا اشتهای آدمو کور ميکنن
اون:خداروشکر ما ازوناش نیستیم

یه ربع بعد.
من:  به جان خودم دارم میترکم دیگه
اون: من ترکیدم رفت(در حال کشیدن نفس عمیق)
و نصف پیتزا رو به خانه بردیم.
این قسمت : قمپُز 
دوستای صمیمی دو دسته هستن:
دسته اول اونایین که همیشه خدا به بهانه های مختلف میبینیشون. زیاد باهم حرف میزنین، بیرون میرین و.
چیزی بینتون پنهان نیست و تقریبا در مورد همه چیز به همدیگه میگین. 
دسته دوم هم اونان که زیاد نمیبیننشون یا شاید حتی زیادم صحبت نکنین ولی خوب میدونین که اونا بهترین دوستاتونن و حرف هاتونو درک ميکنن. وقتی باشون صحبت میکنین یه لبخند عمیق روی لب هاتون میشینه.
هشدار: مدیر رد لاو چت به اسم حمید از کاربران سواستفاده میکند و فریب این مدیر
 را نخورید از ورود به چتروم رد لاو چت خودداری کنید و امنیت خود را در فضای
 مجازی بالا ببرید زیرا این مدیر از تمامی اطلاعات کاربران سواستفاده میکند
هشدار: مدیر رد لاو چت به اسم حمید از کاربران سواستفاده میکند و فریب این مدیر
 را نخورید از ورود به چتروم رد لاو چت خودداری کنید و امنیت خود را در فضای
 مجازی بالا ببرید زیرا این مدیر از تمامی اطلاعات کاربران سواستفاده میکند
هشدار: مدیر رد لاو چت به اسم حمید از کاربران سواستفاده میکند و فریب این مدیر
 را نخورید از ورود به چتروم رد لاو چت خودداری کنید و امنیت خود را در فضای
 مجازی بالا ببرید زیرا این مدیر از تمامی اطلاعات کاربران سواستفاده میکند
هشدار: مدیر رد لاو چت به اسم حمید از کاربران سواستفاده میکند و فریب این مدیر
 را نخورید از ورود به چتروم رد لاو چت خودداری کنید و امنیت خود را در فضای
 مجازی بالا ببرید زیرا این مدیر از تمامی اطلاعات کاربران سواستفاده میکند
هشدار: مدیر رد لاو چت به اسم حمید از کاربران سواستفاده میکند و فریب این مدیر
 را نخورید از ورود به چتروم رد لاو چت خودداری کنید و امنیت خود را در فضای
 مجازی بالا ببرید زیرا این مدیر از تمامی اطلاعات کاربران سواستفاده میکند
هشدار: مدیر رد لاو چت به اسم حمید از کاربران سواستفاده میکند و فریب این مدیر
 را نخورید از ورود به چتروم رد لاو چت خودداری کنید و امنیت خود را در فضای
 مجازی بالا ببرید زیرا این مدیر از تمامی اطلاعات کاربران سواستفاده میکند
گاهی به دنیای کوچک بعضي از آدم ها حسودیم میشه. 
گفتن این حرف وسعت دنیای خودمو تقلیل میده اما میگم. 
واقعا گاهی حسودی میکنم به داشتن دنیایی ب غایت مزخرف. به اینکه هدف غاییم پیدا کردن عشق زندگیم باشه در حالیکه نه معنی عشق رو میدونم نه زندگی!
شاید بد نبود اگه منم مثل خیلی ها سر ب سر قوانین زندگی نمیذاشتم و باشون سر و کله نمیزدم. 
شاید راحت تر بودم اگه نهایت خوشبختی رو تو این میدیدم ک مژه بکارم و بتونم عکسای جذاب تری آپلود کنم. که پسرای بهتری رو بدس
گاهی خیلی راحت باید نه گفت 
به فرهنگی که حالت را خوب نمی کند و وظایف اش را به درستی انجام نمی دهد .
به آدم هایی که گرو کشی عاطفی ميکنند و از قلب تو و وجدانت میخواهند سواستفاده کنند .
به باورهایی که پشت به پشت به ما رسیده بی آنکه دردی از ما دوا کند . عقایدی که اغلب حتی میتواند حال خراب کن هم باشند .

روح وحشی
باید کم کم شروع کنم به نوشتن ! حالا نمیدونم از کجا شروع کنم ولی در کل خودسانسوری به شدت به جونم افتاده !
نمیدونم از چی بگم که مجبور نباشم بابتش کلی توضیحات بدم. شاید بد نباشه درباره بی ربط ترین اتفاق امروز بگم. اونجوری بهتره. 
تو مترو داشتم به پادکست گوش میدادم. درباره ی رئیس جمهور جدید برزیل که به شدت راستگرا و نژاد پرسته. و میگن انتخابش به همون صورت که ترامپ انتخاب شد بود. یعنی مردم فکر میکردن رای نمیاره و نگرانش نبودن و جدیش نمیگرفتن بعنوان ی
اوکی اممم خیلی عجیب بود. اگه میدونستم اینجوریه شاید نمیخریدمش ولی الانم همچین پشیمون نیستم
داستان توی یه عالم دیگه اتفاق میفته. یه چیزی مثل برزخ. و پر از ارواحیه که فک ميکنن مریضن و قراره به زودی حالشون خوب بشه و از اونجا برن.
وقتی هر کدوم داستانشونو میگفتن با اینکه میدونستم مردن ولی خب اخرش به شوک خفیفی بم وارد میشد.ادم چقدر راحت میتونه بمیره. بدون هیچ نشونه ای و در اخرم به راحتی فراموش شه.
یه تیکه ای که خیلی خیلی دوست داشتم اونجایی بود که او
من  فهمیدم مردهایی وجود دارن که مذهبی نیستن ولی با زنهای مذهبی ازدواج ميکنن تا خیالشون راحت باشه زنشون با مردی در ارتباط نیست و بعدخودشون…
یع عده مردهای مذهبی هم هستن که با زنهای غیر مذهبی ازدواج ميکنن چون میگن میخوان با کسی زندگی کنن که باهاش حال کنن  ولی احترامی برای زنشون قائل نیستن و با زنهای مذهبی دیگران دوست دارن صحبت کنن درددل کنن بهشون کمک کنن
یه سریها هستن هردو طرف مذهبی نیستن یک سریها هم هر دو طرف مذهبی هستن که بهترین نوع ازدواجه
به تجربه دیده ام که اگر بخواهم راحت شوم باید به این دو کلمه کلیدی بچسبم. هرجا که احساس بکنند باسوادی، کاربلدی،  همه سعی ميکنند سواستفاده کنند.هفته ای یک روز میروم درمانگاه نازلو (دانشگاه). آنجا را انتخاب کردم چون مریض نداره و میشه استراحت کرد و درس خوند. همکاران از نگهبان و راننده گرفته تا نرس، آن روزهایی که آنجا هستم فک و فامیل و خانواده شونو میارن که دکتر متخصص خوب هست. بریم بدون نوبت و مفت ویزیت بشيم . وسط ظهر که وقت چند دقیقه استراحته پیداش
به تجربه دیده ام که اگر بخواهم راحت شوم باید به این دو کلمه کلیدی بچسبم. هرجا که احساس بکنند باسوادی، کاربلدی،  همه سعی ميکنند سواستفاده کنند.هفته ای یک روز میروم درمانگاه نازلو (دانشگاه). آنجا را انتخاب کردم چون مریض نداره و میشه استراحت کرد و درس خوند. همکاران از نگهبان و راننده گرفته تا نرس، آن روزهایی که آنجا هستم فک و فامیل و خانواده شونو میارن که دکتر متخصص خوب هست. بریم بدون نوبت و مفت ویزیت بشيم . وسط ظهر که وقت چند دقیقه استراحته پیداش
چرا  گاهی نمیشه شاد بود؟
چرا اینهمه از دردودلام نوشتم ولی پاک کردم؟
چرا دارم دق میکنم؟
چرا حس میکنم تو این زندگی هیچ سهمی ندارم؟
چرا دیگه مث قبل به همسرم احساسی ندارم؟
چرا همسرم دیگه به حرف من اهمیت نمیده؟
حس دختری رو دارم که چون حالا یه بچه دارم مجبورم بسوزم و بسازم
و همسرم داره از این موضوع سواستفاده میکنه
قدر خوبی ها و خوشبختی هاتونو بدونین
چون خیلی زود دیر میشود
پ.ن: گاهی هیچ چیزی مرحم زخم دلت نمیشه حتی یه آغوش گرم
2413 - شاهین نجفی» با انتقاد از مسیح علینژاد»
بابت سواستفاده ی و اقتصادی از موضوع حجاب در ایران، او را مسیح صد
دلاری» نامید که در قبال دریافت مبالغ هنگفتی برنامه‌های استعمارگرایانه
بیگانگان را اجرا می‌کند.منبع: www.yon.ir/mzdr80
دانلود فایل اصلی
مردا نه تنها فرق بین رنگهارو نمیتونن تشخیص بدن بلکه


 ، فرق پلوپز و آرامپز و زودپز و ماهیتابه رو نمیدونن
به همشون میگن قابلمه

دستگیری مادر شوهر یزدی که گوشی عروسش را هک کرده است! 
رییس پلیس فتای یزد گفت: مادر شوهر یزدی که با هدف انتقام گیری نسبت به هک کردن اطلاعات و سواستفاده از گوشی همراه عروسش اقدام کرده بود، شناسایی و دستگیر شد. /ایسنا 
+مادرشوهرم، مادرشوهرای قدیم! حالا درسته خون به جیگرت میکردن ولی دیگه نه در این حد
یه چیز بانمک وجود داره در مورد تماشای سریال بازی تاج و تخت» بین ترمک‌ها. سرصبح وقتی مجبوری کارگاه ُ باشون بگذرونی، با این سوال از بقیه‌ی دوستان‌شون شروع می‌کنند قسمت ۲ که چیزی نبود، ولی آنچه خواهید دیدش خیلی خوب بود، همون تیکه‌ست که آریا فولان.» به‌ش می‌گی عه! قسمت جدید اومده؟» که بفهمه و دهان‌ش ُ بسته نگه‌داره. دوباره شروع می‌کنه دیگه از آریا متنفرم، چرا این کارو کرد؟» [!] این دفعه علنی به‌شون می‌گم بچه‌ها لطفاً اسپویل نکنید. :]
این برادر یاالله های خوابگاه، اساسا موجودات روی اعصابی هستند؛ خاصه آنها که از بی حجابی غیر عمدی دخترها سواستفاده و چشم چرانی می‌کنند.
طبق معمول توی نمازخانه خوابم برده بود. بیدار شدم و وسایلم را جمع کردم که به اتاق بروم. هنوز اورینته نشده بودم و چشم هایم هم طبق معمول نمی‌دید. یک دفعه برادر یالله از توی سرپرستی سر و کله اش پیدا شد. از بخت خوش، اتاقمان نزدیک سرپرستی است و بسیار از حضور یاالله ها مستفیض می‌شویم! مردک به جای اینکه گورش را گم کند
خیلی از اوقات ، پیش اومده که دچار حمله هکرها و یا نفوذ ویروس و تروجان از طریق نرم افزارهای مختلف شدیم ؛ اما به جای اینکه خونسردی خودمون رو حفظ کنیم ، کارهایی کردیم که کار هکینگ رو برای فرد سازنده ویروس ، راحت تر کرده .
در این پست ، روش هایی رو معرفی خواهیم کرد که احتمال نفوذ و سواستفاده تروجان ها رو از سیستم شما ، به حداقل میرسونه
ادامه مطلب
این برادر یاالله های خوابگاه، اساسا موجودات روی اعصابی هستند؛ خاصه آنها که از بی حجابی غیر عمدی دخترها سواستفاده و چشم چرانی می‌کنند.
طبق معمول توی نمازخانه خوابم برده بود. بیدار شدم و وسایلم را جمع کردم که به اتاق بروم. هنوز اورینته نشده بودم. چشم هایم هم اساسا زیاد کار نمی‌کند. یک دفعه برادر یالله از توی سرپرستی سر و کله اش پیدا شد. از بخت خوش، اتاقمان نزدیک سرپرستی است و بسیار از حضور یاالله ها مستفیض می‌شویم! مردک به جای اینکه گورش را گم
حس بدیه اینکه نگاه به اطرافیانت میکنى و آدمهایى رو میبینى که دوست نیستن و اگر دوستن دوستیشون خالص نیست. متاسفانه من جورى تربیت شدم که اگر کسى برام اهمیت داشته باشه برایش وقت و انرژى میذارم؛ همونقدر یا حتى خیلى بیشتر از چیزى که براى خودم میذارم ولى حالا با گوشت و پوستم درک میکنم که داره از این رفتار من سواستفاده میشه. نکته ى بدترش اینجاست که من نمیتونم و بلد نیست جورى غیر از خودم باشم و با این وجود که میدونم دیگران از زاویه یه آدم ساده بهم نگا
بعضي وقتها بعضي چیزا که هیچ وقت اولویت نقل کردنت نبوده بخاطر جزئیات بی ربط و بانمکش تعریف کردنی میشن، مثل سه تا خانم امروز صبحی که برا خواستگاری اومده بودن، پای راستم روی پای چپم بود و میوه میخوردم و حرفای شادی رو تایید میکردم، میز من روبه روی در ورودی اتاقمونه، دوتا بچه رو که کنارشون دیدم با نیشخند رو به خانم "ف" گفتم: مشتریات اومدن، فکر کردم برا سبدغذایی اومدن، نیشخندم تلافی دست انداختنای خانم "ف" بود که هر بار تلفن زنگ میزد و منو میخواستن(ب
سلااااااااااام به همه ی دوستان گلمم
حالتون چطوره؟
حال دلتون چطوره؟
تابستون خوش میگذره؟
دلم واستون تنگ شده بود
**خب اول از همه تبریک بگم حذف شدن با قدرت تیم عزیزمون که سنگ تمام گذاشتن ولی خب شانس باشون همراه نبود ولی این چیزی از ارزش های ما کم نمیکنه خخخ
**جونم براتون بگه که پس فردا کنکوووووره
استرس دارم فراواااان 
از شما دوستای خوبم میخام که هم برا من هم برا بهار عزیزم خییییییلی دعا کنید 
نیازمند دعای تک تک شماییم
انشالله که بعد کنکور میایمو
نشستم و خیره به صفحه چتی ام که با جوین شدن من، خیلی عادی پیام داده سلام. خوبی؟». انگار نه انگار که همین آدم از تمام اعتماد من سواستفاده کرد و زد زیر حرفاش و دوست دارم گفتناش!
آره خب، آدمی که نظرش این باشه، حالا که به درد ازدواج هم نمی خوریم می تونیم دوست معمولی یا دوست صمیمی باشیم باید خیلی عادی همچین پیامی بده. چطوری با آدمی بودم که همچین عقیده ای داره؟ اصلا چرا نفهمیدم اینو؟
می دونه جون کَندم تا حقیقتو توف نکنم تو صورتش؟
اصلا اینایی که نوشتم
امروز سر کلاس حرف سوسک های کابینتی شد. گفتم تجربه ای که توی مبارزه باشون داشتم رو اینجا بنویسم بلکم بدرد کسی بخوره.
این سوسک ها که بهشون سوسک آلمانی  هم میگن خیلی ناقلا و جون سخت هستن. خلاصه که فکر خلاصی  با ه کش های معمولی رو از ذهنتون بیرون بریزید. چون فقط به ریه های خودتون آسیب میرسونین و سوسک ها رو  یک ماه بعد از سمپاشی مجدد روئیت میکنین.
پایان ماجرای من و سوسک های ریز خونه اینجور شد که: 
یکی از روزهایی که با ه کش و دمپایی دنبال سوسک ها
2432 - حسین فردوست» رئیس دفتر ویژه
اطلاعات محمدرضا پهلوی» در خاطراتش درباره فساد اقتصادی در دربار پهلوی
نوشت:‌ در دوران نخست‌وزیری هویدا همه می‌چاپیدند و او کاملا نسبت به این
وضع بی‌تفاوت بود. از سال 1350 تا 1357 تنها در بازرسی (قسمت تحقیق آن)
3750 پرونده سواستفاده کلان تشکیل شد که عموما به دادگستری ارجاع گردید.
اما همه پرونده‌ها طبق دستور شفاهی هویدا به وزیر دادگستری، بایگانی می‌شد و
شاه نیز اهمیتی به این امر نمی‌داد و این کار از نظرش بی
۱- خودشیفتگان
این گروه از افراد به طور خستگی ناپذیر مشغول تبلیغ ویژگی های هستند که در خود سراغ دارند و به نظرشان، همان توانایی ها باعث برتری شان نسبت به بقیه می باشد. این گروه از افراد از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی کنند.
۲ – ماکیاولی‌ها
به اعتقاد دکتر Paulhus، این گروه، شارلاتان ترین نوع افرادهستند که فریب و دست به سر کردن مردم، از قابلیت های محرز آنها است. افرادی چون Bernard Madoff که استاد تقلب در سهام شر
واقعا خدا رو شکر میکنم که یه دوست دختر ایرانی خوب پیدا کردم اینجا که واقعا ادم سطحی و یا تنبل نیست.
امروز رفته بودیم بدوئیم با هم
و حرفای قشنگی میزد
میگفت وقتی پای حیوان خانگی خیلی زیاد باز بشه به یه جامعه
یعنی در حد وسیع مثل کانادا
اون جامعه یه مشکلی در تعاملاتش داره داره
یعنی انسان ها احتمالا نمیتونن اونجا خوب و درست تعامل کنن و جای اون تعامل رو با یه حیوان پر ميکنن.
و حرفش درسته.
جالبه که اینقدر بعضي ادمها خودخواهن که اون حیوان رو میبینی تنب
از آدمایی که انقدر مغرورن که هیچوقت حاضر به عذرخواهی کردن نیستن متنفرم.
ازینایی که در ظاهر مظلومن و همه فکر ميکنن هیچوقت کسیو ناراحت نميکنن اما همه گندی میزنن و نهایتا تو هم صرفا به خاطر شلوغ بودن و مظلوم به نظر نرسیدن!در هر شرایطی آدم بده به نظر میرسی متنفرم!
از اینایی که یه مشت دروغ سرهم ميکنن تا اتفاق افتاده رو به نفع خودشون بکنن متنفرم.
از اینایی که کارای بقیه رو هی عیب می گیرن اما خودشون هر کاری دلشون میخواد ميکنن متنفرم.
از آدمای خودخواه
خیلی وقتا با خودم میگم چرا این لطفو در حق این آدم میکنی؟ چرا داری از جون و دل برای کار یه نفر دیگه مایه میذاری در حالی که اون نمیبینه و شاید واقعا قدردانت هم نباشه؟! خیلی وقتا خودمو دعوا میکنم و زورم به خودم نمیرسه!
و یه موجود لجباز در من میگه: من کارمو درست انجام میدم، چون اینطوری خودم حس بهتری دارم، حالا اون فرد بخواد نمک نشناس باشه یا قدردان!
و همیشه هم میترسم که مورد سواستفاده قرار بگیرم، که بارها قرار گرفتم و خودم متوجه نشدم! 
انگار دوتا مو
دلم یه دوست میخواد که برم تو بغلش و سرم و بذارم رو شونه هاش و های های گریه کنم
سارا که حسابی این روزا درگیر جشن عقدشِ
ماریا که خیلی توداره و غصه هاش و تو دلش نگه میداره نمیخوام منم درد شم براش
ندا که تحمل نداره و زود قاطی میکنه
غزل و مریم و سمیرا و فاطمه وهرکدوم مشکل خودشون و دارن دلم نمیاد از شونه هاشون سواستفاده کنم.
خانم دکتر هم سرش خیلی شلوغه و گفت بعد عید زنگ بزنم مرکز وقت مشاوره بگیرم دلم میخواد وقتی رفتم پیشش بشينم کنارش و سرم و بذارم ر
کلی چیز توو ذهنم هست که باید بنویسم.
اول. ارائه گروهی داشتیم. و هرکی ازین به بعد بیاد به من بگه دخترا لج بازن با پشت دست میزنم توو دهنش. چندین بار به همگروهیمون که پسره گفتیم آقا داستان نگو. آقا فلان و فلان و فلان و نگو به جاش اینو بگو. گفت باشه! بعد توو ارائه ش زارت هرچی دلش خواست گفت. :/
البته ارائه مون خوب بود. ولی خب ایشون اگه لجبازی نمیکرد بار علمی بیشتری هم داشت.
نتیجه ی اخلاقی این قسمت : بعضي "آدم ها" لجبازن! 
دوم. دو تا سریال میبینم. قسمت آخر فص
امروز به موضوعی فکر کردم که معمولا کمتر فکر میکردم، بنابراین مشخصه که توش اگر بیسواد نباشم خیلی کمسوادم.
آدمها معمولا در ارتباط با دیگران در اطرافشون یه خط و خطوط نامرئی ای دارن که دور خودشون رسم ميکنن. بسته به اینکه چقدر به کسی نزدیک یا دور باشیم این مرزبندی ها میتونه قطر کمتر یا بیشتری داشته باشه.
اما چیزی که هست اینه که متوجه شدم این مرزبندی ها گاهی توسط خود شخص و گاهی توسط فرد مقابل رسم میشه. و اینکه افراد در ابتدای رابطه به شدت در تلاش بر
نوشته بود اول فوریه روز جهانی حجاب
روزی که به ابتکار یه خانم مسلمان آمریکایی در پی اسلام هراسی بنا شد که دراین روز، (بعضي از) خانم های غیر مسلمان یک روز متفاوت رو با حجاب و پوشش تجربه ميکنن.
بعد این طرف دنیا یه عده سر حجاب دعوا دارند
یکم اون طرف ترِ دنیا چند نفر سر حجاب داشتن یا نداشتنِ این طرفی ها نظر میدن و بحث ميکنن! یکم اون ور تر این ورترِ سال ها قبلِ ما، دستور کشف حجاب صادر ميکنن! اصلا چیه این حجاب که سرش بحثه!
اگه خوبه، چرا این همه چهارشنبه و
7 ساله بودم. پسر خاله مادرم با خانواده خانه ای با فاصله یک خانه از ما اجاره کردند. همسایه وسط که من همکلاسی و همبازی دخترشان بودم زن عجیبی بود. در حال بازی با دخترش بودیم. من را نشاند و در باره خانواده پسر خاله مادر کلی از من سوال پرسید. من هم جواب ها را دادم. ت چه میدانستم چیست!! مکر چه میدانستم چیست! 
چند روز بعد که داشتیم با بچه های کوچه در حیاطمان بازی میکردیم( نوبت حیاط ما بود) زن پسرخاله مادر آمد. رفت داخل ساختمان پیش مادرم. طولی نکشید ماد
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ خدمات رنگ پودری و کوره ای تکنوفام موسسه فرهنگی سراج میبن ری شرکت ستاره عرش آریا تور یار وبلاگ تخصصی اکسل ایران مرکز تخصصی واردات و پخش بلبرینگ و رولبرینگ Arizon Co چنگ دل دانلود جدیدترین برنامه سالانه سال 97 "میکس بلاگ"