محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

آیا میتونم بعد ۶ سال دیه تصادفی که کردم رو بگیرم ، بعد اینکه نامه پزشک قانونی رو به قاضی دادم ، قاضی با تهدید ازم رضایت گرفت

مردکی را چشم درد خواست.پیش بیطار (دام پزشک)رفت که دوا کن.بیطار از انچه در چشم ستوران می کرد ،در دیده او کشید و کور شد.حکومت (شکایت)به داور بردند.گفت:براو هیچ تاوان نیست.اگر این خر نبودی بیش بیطار نرفتی»
در روزگاران قدیم مردی چشم درد گرفت وپیش دام پزشک روستا رفت که بیماریش را مداوا کند.دام پزشک از دارویی که برای چشم درد چهارپایان و حیوانات می زد به مرد داد.زیرا که تنها چنین دارویی داشت برای مداوای چشم درد. دام پزشک داروی حیوانات را در چشم مرد کش
اوایل مهر با حجم زیادی از تنفر میومدم می‌نشستم سرکلاس و عین چی زل می‌زدم به چشمای استادا و بهشون نمی‌خندیدم. اونا شوخی می‌کردن و من حتی چیزی نمی‌شنیدم.همه رو گناهکار می‌دیدم.بچه‌ها می‌مردن از خنده‌‌کلاس از خنده‌ها به تعویق می‌افتاد و من واسه خودم یه چیزایی رو برگه می‌نوشتم.اولین بار که احساس تعلق کردم، به اون مدرسه به اون کلاسزنگ ادبیات. با این‌که سر کلاس هیچ استادی حرف نمی‌زدم و نظر نمی‌دادم برای اولین بار سر کلاس قاضي سرمو آو
من میخوام از همسرم توافقی جدا بشوم از توافقاتی که گذاشتیم زیاد راضی نیستم  ممکن خود قاضي شرایط بهتری بزاره.
میخوام حضانت دخترم را به طور کامل بگيرم چکار کنم؟
 و سوال اخر جهیزیه ام. با گذشت 6سال کم کم خودم جمع کردم اما شوهرم میگه خودم پولش دادم. پس نميتونم جهیزیه خونه ام بگيرم. باتشکر.
روزی مردی در دادگاه در مقابل قاضي ایستاده بود و منتظر بود تا قاضي رای نهایی او را صادر کند. قاضي به مرد گفت ” حق داری یک جمله صحبت کنی. اگر جمله ات راست باشد، تو را به ۴ سال حبس و اگر جمله تو دروغ باشد تو را به ۶ سال حبس محکوم خواهم کرد ” .
پس از آنکه مرد جمله خود را تمام کرد ، قاضي تصمیم گرفت مرد را آزاد کند. به نظر شما مرد چه جمله ای می تواند گفته باشد‌ ؟
↓↓↓↓
حکایت کوزه عسل ملانصرالدین و قاضي
 
ملانصر الدین سندی داشت که باید قاضي شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضي هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد .
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضي شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضي رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت.
قاضي همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید ک
 
مردکی را چشم درد خاست. پیش بیطار (دام پزشک) رفت که دوا کن؛ بیطار از آنچه در چشم ستوران می کرد، در دیده او کشید و کور شد. حکومت (شکایت) به داور بردند. گفت: بر او هیچ تاوان نیست؛ اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی». (گلستان)
بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست نگارش پایه هشتم
پیر مردی بود که دچار چشم درد شد و بعد از چند روز دید که دردش خوب نمیشود و پی برد که دیگر نمیتواند ان درد لعنتی را تحمل کند و پیش دام پزشکی در شهر خودشان رفت که نامش بر سر زیبانها
هرگاه مرحوم قاضي می‌شنید یکی از مریدان و یارانش متصدی منصبی از مناصب زعامت(ریاست) شده است، استعاذه می‌کرد و از شیطان به خداوند پناه می‌برد.✍ آیت الحق، ج ۱، ص ۴۴۷
-------------
سید هاشم رضوی نقل می‌کند که من بارها در مسجد کوفه و سهله او [مرحوم قاضي] را دنبال کردم و مواردی از تهجد و تلاوت قرآن و سجده‌های طولانی و تفکر و تأمل عمیق و خیره شدن‌ها و بهت زدگی‌های او (و برگشت دوباره او به حالت اولی، بعد از انتظار و تأمل دراز) را که شگفت انگیز و دهشت آور بو
به استناد سایت مشاوره حقوقی دینا ، رضايت نامه بیمار ، فرمی است که در آن بیمار اعتماد خود را نسبت به درمان پزشک و تیم درمانی اعلام می کند . از لحاظ حقوقی رضايت نامه و برائت نامه تفاوت هایی با یکدیگر دارند . اما در بیمارستان ها و مراکز درمانی در یک فرم توسط بیمار و یا ولی قانوني او و پزشک امضاء می شود . دو نفر شاهد نیز ، شهادت خود را در همان فرم تایید می کنند . پزشک در این فرم مراحل درمان و اثرات خوب و بد آن را ذکر کرده و بیمار تعهد می دهد که اگر علی ر
پایان نامه حمایت از ن بزه دیده

جهت مشاهده و دانلود فایل به روی لینک زیر کلیک نمایید
دانلود پایان نامه حمایت از ن بزه دیده

حمایت از ن بزه دیده پایان نامه ارشد حقوق حمایت از ن بزه دیده و ارتباط آن با پزشک دانلود پایان نامه ارشد حقوق حمایت از ن بزه دیده و ارتباط آن با پزشک قانوني.پایان نامه حمایت از ن بزه دیده و ارتباط آن با پزشک قانوني در دسته بندی علوم انسانی بازدید کننده عزیز میتوانید فایل مربوط به پایان نامه حمایت از
 
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط 
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط 
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط 
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط 
همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف،حیف خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط 
+وحشی بافقی
+ شاعر عنوان: صائب تبریزی
دربرائت نامه ، پزشک خود را از نتیجه منفی عمل جراحی بری می کند ، ولی در رضايت نامه ذکری از برائتِ ذمه پزشک نمی شود؛ بلکه فقط تاکید بر رضايت بیمار است .
نتیجه اینکه در برائت نامه بار اثبات تقصیر پزشک به عهده بیمار است ولی در رضايت نامه بار عدم تقصیر پزشک بر عهده خود پزشک است .
به عبارت دیگر در برائت نامه بیمار تلاش میکند که تقصیر پزشک را اثبات کند ولی در رضايت نامه پزشک تلاش میکند که اثبات نماید که خودش تقصیری مرتکب نشده است .
امروزه تمام فرمهای ب
دانلود کتاب صوتی زارا اثر محمد قاضي MP3
 
دانلود فایل
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابketab9.blog.ir › post › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-ا.کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3 حجم:43 مگابایت زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای .
دانلود رایگان کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: .ketab9.blog.ir › tag › دانلود رایگان کتاب صوتی زارا ع.کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6
روزی شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و برایش کاه ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد . روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.✍️شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. روستایی گفت: اسب تو خر
▪️جلسه محاکمه یک پاسدار برای نزدن یک موشک کروز
متهم: پاسدار؟؟
مورد اتهام: شلیک نکردن موشک به سمت موشک کروز آمریکایی که حساس ترین مرکز حیاتی تهران را مورد هدف قرار داد و صدها نفر را به شهادت رساند 
قاضي: برادر ؟؟؟؟ شما برای حفاظت از آسمان و جان مردم ایران حقوق می گیری چرا به سمت موشک آمریکا شلیک نکردیمتهم : جناب قاضي تشخیص سخت بود فکر کردم هواپیمای مسافر بری است.قاضي: مگر شما در حالت آماده باش صد در صد نبودید؟ متهم: چراقاضي: مگر به شما اطلاع ن
چرا من احمق با وجود اینکه چندین بار بهشون اعتماد کردم و دهنم سرویس شد باز حماقت کردم و بهشون اعتماد کردم.
جرا وقتی که چند صد بار امتحانشون رو پس دادن باز من بهشون فرصت دادم ؟ چرا باز خودم رو انداختم توی گردابی که هزاران بار سر نفهمی خودم و اعتماد خودم را انداخته بودم . چرا من احمق باز بهشون اعتماد کردم و به حرفشون گوش دادم .
لاشیا قبل از اینکه خرشون دم پله عزیزم قربونت برم تو هم یکی از مایی به محض اینکه خره رد شد .
یه روز خودم رو می‌کشم . قول مید
فکر دیگه ای به سرم حمله کرد
من واقعا میخوام بدونم ميتونم چکاری براش انجام بدم
با خودم فکر کردم و با پاهام روی آسفالت ضرب گرفتم
یه فکر دیگه کردم
اخم کردم
فکر رو به عقب ذهنم هول دادم
اما برگشت.
نه خدای من،نه!
به عقب هولش دادم
دوباره برگشت
اون حتی برام ارزشی هم نداره چرا باید اینکارو براش کنم!؟
دوباره برگشت
من فقط اینجام چون نمیخوام مثل یه ترسو فرار کنم
دوباره فکرم رو دور انداختم
نه، نه. من قرار نیست که بغلش کنم و ازش بخوام که آروم بشه.
دوباره فکر
من جنگنده‌ی جنگی بودم که وجود نداشت. میخواستم جون بدم تو جنگی که وجود خارجی نداشت. من رو چی چیده بودم این همه خواستنت رو؟ رو یه فرض اشتباه؟ امید اشتباه تر؟ چرا فکر کردم ميتونم عاشقت کنم؟ چرا فکر کردم دوسم داری؟ واسه چیزی تلاش می‌کردم که اصلا واسه من نبود. قلبت.
سوالات حقوقی : فروش مال غیر
چگونه از کسی که ملک مرا بدون اطلاع من فروخته است شکایت کنم؟
کاربر: یه خونه چند سال پیش خریدم 70درصد پول را دادم و خونه در اختیار دوستم بود
چون من بچه اون شهر نبودم دوستم که فروشنده هم بود
ملک را بدون اجازه بابت بدهی باقیمانده از ملک فروخته شرایط داخل قولنامه این بوده
که من همه پول ملک را بدهم و فروشنده ملک را تحویل دهد
که نه من پولی دادم ونه فروشنده ملک را تحویل داده حالا من بعد 6 ماه خبر شدم
که ملک را فروخته آيا ملک
.
عصری که همه خواب بودن، در اتاقو بستم، چراغا رو خاموش کردم، رفتم روی تخت زیر پتو نشستم. نور سرد کمی از توی حیات خلوت میومد. مثل روتین هرروزم جیمیل رو باز کردم و بعد از حدود دو ماه دیدم ایمیل از طرف کیتسونه دارم. نمیدونم چی شد، ولی از همون بند اول ایمیل بغضم گرفت و بی صدا چندتا قطره از چشمام سر خورد. بعدش هدفون گذاشتم و پشت سر هم اهنگ گوش دادم. هری هم اومد اول کنار پام، بعد کنار پهلوم خوابید. دستمو گذاشتم روش و چشمامو بستم. همینجوری آهنگ گوش دادم و
با استناد به سایت مشاوره حقوقی دینا ، رضايت نامه بیمار نوعی اعلام اعتماد به پزشک و تیم درمانی است که از طریق آن بیمار رضايت خود را اعلام می کند تا پزشک درمان مورد نظر خود را انجام دهد که قدری با برائت نامه متفاوت است . برائت نامه ، فرمی است که بیمار اعلام می کند در صورتی که پزشک با انجام همه ی اقدامات لازم موجب آسیبی به وی شد ، ادعایی نداشته باشد ، به همین لازم است از قبل با این مسائل آشنا باشیم و نمونه فرم رضايت نامه بیمار را مطالعه کنیم . برای
امروز داخل بوفه مدرسه ، بعد از زیاده روی یه -سال دوازدهمی- در دخالت ، جر و بحثی رخ دادکه نتیجه ش یه سیلی توی گوش راست من بوده دنیای لحظه سیلی درونِ من :(
 1- من همین الان ميتونم ازش شکایت کنم و پولی که برای ثبت نام کلاس آلمانی نیاز داشتم دست پیدا کنم
 2- با توجه به نفرتی که ازش دارم ميتونم ازش شکایت کنم پیش مدیر تا اخراج شه
 3- ميتونم همین الان روش دست بلند کنم و تا جایی که ميتونم کتکش بزنم تا دیگه جرأت دعوا کردن با کسی رو نداشته باشه
 )پیش ناظم رفتم
امسال فکر می کنم در مریض شدن رکورد شکنی کردم . داستان مریض شدنم از ایام ماه رمضان و در لیالی قدر شروع شد خیلی سخت و بد بود و باعث شد یک هفته نتوانم روز بگيرم به طوریکه خودم شک کردم که نکنه بیماریم جدی باشه و هنوز تشخیص داده نشده که الحمدلله بعد از چند روز در روند بهبودی تسریع شد و باعث رفع نگرانی خودم و خانواده بشود. یاز هم از پاییز تا امروز فکر میکنم این دفعه چهارم پنجم باشه که به پزشک مراجعه کرده باشم که اخرین دفعه آن پریشب بود وقتی که بازیی ای
از یجایی به بعد 
ترک کردن یا حذف کردن چیزایی دوسش دارم و داشتم 
برام مهم نیست 
قبلا برام مهم بود ٬ نگهشون میداشتم ٬ چندین و چند سال 
مثل نامه ها ٬ مثل وسایلی که دوست داشتم ٬ مثل خیلی چیزای دیگه 
نمی‌دونم چیشد . 
اون بخش از احساساتم رو از دست دادم بابت نگهداریشون 
اون وبلاگ بیانم که توش شعر می‌نوشتم رو حذف کردم 
نامه ها رو سوزوندم 
با آدمایی که آشنا میشدم و دوسم داشتن ٬ خیلی راحت ترکشون کردم .
هیچی برام مهم نیست
نمی‌دونم چرا احساس می‌کنم یه چیزی گم کردم.
اتفاقا مشهد که بودیم اون دوتا انگشترم که از عروسی رضا گم شده بود پیدا شد. ولی تازه احساس میکنم یه چیزی گم کردم که نمی‌دونم چیه.
دیشب از مشهد برگشتیم. مشهد خوب و طولانی‌ای بود. دوبار فاطمه‌زهرا شهربازی رفت. یک بار موج‌های آبی. یک‌بار باغ‌وحش و چندبار حرم و یک غذا حضرتی و دیگه چی می‌خواستیم از مشهد و .
ولی کلی حاشیه داشت. خستگی کار دستم داد. چه تو رفت چه برگشت کلی بدخلقی کردم. شاید هم به خاطر استرس و
 محمدبن یوسف گوید در نشینگاهم دمل و زخمی پیداشد که گویا در زمان ما فیستول نام دارد من انرا به پزشگان نشان دادم و پولها خرج کردم همه گفتند ما دارویی برایش سراغ نداریم نامه یی  بحضرت قایم ع نوشتم وتقاضای دعا کردم انحضرت بمن نوشت خدا ترا لباس عافیت پوشاند ودر دنیا و اخرت همراه ما دارد یکهفته نگذشت که عافیت یافتم و مثل کف دست شد پزشکی از رفقای خود دبدم و باو نشان دادم گفت ما برای این دارویی سراغ نداریم یعنی از راه معجزه بهبودی یافته است نه ازراه
.
عصری که همه خواب بودن، در اتاقو بستم، چراغا رو خاموش کردم، رفتم روی تخت زیر پتو نشستم. نور سرد کمی از توی حیات خلوت میومد. مثل روتین هرروزم جیمیل رو باز کردم و بعد از حدود دو ماه دیدم ایمیل از طرف کیتسونه دارم. نمیدونم چی شد، ولی از همون بند اول ایمیل بغضم گرفت و بی صدا چندتا قطره از چشمام سر خورد. بعدش هدفون گذاشتم و پشت سر هم اهنگ گوش دادم. هری هم اومد اول کنار پام، بعد کنار پهلوم خوابید. دستمو گذاشتم روش و چشمامو بستم. همینجوری آهنگ گوش دادم و
آيا اخذ رضايتنامه از بیمار قبل از عمل جراحی رافع مسئولیت پزشک می باشد؟
در سال های گذشته استفاده از فرم رضايتنامه مشکلات عدیده ای را برای کادر درمانی و دادسرا و هیات های بدوی و تجدید نظر و کمیسیون های مربوطه و همچنین پزشکی قانوني از بابت تشکیل پرونده های مختلف ایجاد کرده بود تا اینکه مسئولین قضایی و پزشکی قانوني –وزارت بهداشت و درمان و نظام پزشکی با تشکیل جلسات متعدد و با همفکری و اخذ نظرات متخصصین امر جهت تهیه یک فرم واحد و مشترک به توافق ر
نویسنده: Alison Green /مترجم: مریم مرادخانی /منبع: the Cut : مشاور عزیز، یک ماه پیش از کارم استعفا دادم و حالا دنبال کار جدید هستم. بلافاصله بعد از استعفا، فایل رزومه‌ام را که مدت‌ها از نوشتنش می‌گذشت اصلاح و بهروز‌رسانی کردم. سعی کردم تمام نکات رزومه‌نویسی را رعایت کنم. اما شنیده‌ام که بد نیست در کنار رزومه، یک نامه معرفی هم به کارفرماها بفرستیم. اصلا نامه معرفی چیست و چطور باید آن را نوشت؟
پاسخ: دوست عزیز، نامه معرفی سندی است که در کنار رزومه ارس
سخت بود 
در حدی که چند شب نتونستم بخوابم
در حدی که برای اولین بار طی این 6-7 سال سه تا از کلاسهام رو کنسل کردم
در حدی که توی بقیه کلاسهایی که تشکیل دادم مثل بچه آدم نشستم رو صندلی
در حدی که تو جلسه پیش دفاع با کاپشن رفتم
در حدی که وسط یکی از کلاسهام یکی از دانشجوها اجازه گرفت بره بیرون و وقتی برگشت دیدم برام آب آورده
در حدی که منی که بی نهایت گریزانم از دکتر رفتن مجبور شدم دو بار برم دکتر
در حدی که منی که فقط برای عمل هام سرم تزریق کرده بودم مجبور ش
رسما شدم آش شعله قلم کار انقدر که دوست دارم همه چی یاد بگيرم
شروع کردم به یاد گرفتن بورس
فعلا خودم و چند جلد کتاب
شاید بعدا کلاس رفتم
تازه کار های فنی شو انجام دادم
کدبورسیم آپدیت کردم
سجام کامل کردم
اهراز هویت شدم
تا بگم بسم الله و شروع کنم
 
وقتی یه چیز جدید یاد میگیرم خیلی ذوق دارم
 
رسما شدم آش شعله قلم کار انقدر که دوست دارم همه چی یاد بگيرم
شروع کردم به یاد گرفتن بورس
فعلا خودم و چند جلد کتاب
شاید بعدا کلاس رفتم
تازه کار های فنی شو انجام دادم
کدبورسیم آپدیت کردم
سجام کامل کردم
احراز هویت شدم
تا بگم بسم الله و شروع کنم
 
وقتی یه چیز جدید یاد میگیرم خیلی ذوق دارم
 
سیگار کشیدم،دنده عوض کردم،سروش گوش دادم و دین و اخلاق را ناخنک زدم،به کوه های پر برف و آفتاب بی جان زمستان نگاه کردم.تابلوهای زنجان را که حفظم دوباره دیدم و برایشان دست تکان دادم.به دنیا گفتم که دارم میروم و برمیگردم اما شالی پر از عشق همراه خود دارم که همه چیز را گرم میکند.گرم.
وقتی دو تا کشور فارسی‌زبان با هم نامه‌نگاری می‌کنن:


مهر برجسته‌ای که رو این نامه خورده تو گاوصندوق نگهداری میشه، پاکتی که این نامه رو توش گذاشتن از یه پوشه بزرگتره! بعد ببینید من چیکار کردم. رفتم خودم پاکت رو باز کردم، از روش یکی واسه سفارت و دو تا واسه خودم!! کپی گرفتم و بعد یه لا ورقه رو بردم تحویل مقصد دادم!!! مسئوله شوکه شده بود! می‌گفت "کیییی اینو باز کرده؟؟؟ تو چطوری نامه به این ابهت رو خودت باز کردی؟" به‌جای من اون دست و پاشو گم کرده بو
به استناد سایت مشاوره حقوقی دینا ، از جمله دلایلی که موجب اثبات جرم می شود عبارتند از : اقرار ، شهادت ، قسامه و سوگند و علم قاضي . علم قاضي بر طبق قانون مجازات اسلامی عبارت است از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود . اگر فردی دعوای را علیه کسی مطرح کند باید دلایل و شواهدی برای اثبات آن به مقام قضایی یا قاضي ارائه کند اگر این مستندات باعث شود که قاضي به حقانیت فرد علم پیدا کند می گویند علم قاضي . برای دریافت اطلاعات بیش
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › دانلود-کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان.کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3 حجم:43 مگابایت زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای .
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › tag › کتاب صوتی زارا عشق چوپان ا.۲ مطلب با کلمه‌
متاسفم ازتون خیلی میانهه.
حقیقتا من چند روز بود حالم خوب نبود و دیشب به اوج خودش رسید و باعث شد تصمیم به رفتن بگيرم ,بیشتر ناراحتیام واسه دنیای واقعی بود اما چی شد که اینجوری کردم خودمم نمیدونم.
ناراحت کردن کسایی که دوسم دارن و دوستشون دارم من هیچوقت نمیخواستم چنین کاری بکنم اما ,نمیدونم فک کردم با رفتنم کمتر اسیب میزنم و ناراحتشون میکنم
ولی اشتباه بودِ. اون موقع همه چی از یادم رفته بود.
یادم رفته بودخیلییی وقت پیش به یکی که خیلی برا
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › دانلود-کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان.کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3 حجم:43 مگابایت زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای .
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › tag › کتاب صوتی زارا عشق چوپان ا.۲ مطلب با کلمه
حلوا زنجبیلی
برای حدودا ۱۰ تا ۱۱ عدد این شکلی
آرد سفید ۱۵۰ گرم (یک لیوان)
پودر قند ۸۰ گرم (نصف لیوان)
روغن جامد ۸۰ گرم ( حدودا یک سوم لیوان)
کره ۲۵ گرم
پودر هل نصف ق چ
زنجبیل ۱ ق غ (میزانش بستگی به خودتون داره تند دوست دادین یا ملایم می تونین ۲ تا ۳ ق غ هم بریزین)
برای این حلوا ترجیحا آرد سفید قنادی استفاده کنین تاحلوا تغییر رنگ زیاد پیدا نکنه .
آرد رو الک کردم و داخل تابه روی حرارت ملایم تفت دادم ، نباید خیلی تغییر رنگ پیدا کنه من حدودا ۲۵ تا ۳۰ دقی
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › دانلود-کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان.کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3 حجم:43 مگابایت زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای .
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › tag › کتاب صوتی زارا عشق چوپان ا.۲ مطلب با کلم
آيا پزشک قانوني رابطه از پشت را می فهمد یا نه؟ این سوال مشترک بسیاری از بازدیدکنندگان ویکی روان است چون رابطه جنسی مقعدی یکی از انواع نزدیکی میان زن و مرد می باشد. قبلا به طور مفصل در مورد این رابطه مقعدی صحبت کردیم اما حالا قصد داریم به پرسش یکی از بازدیدکنندگان ویکی روان در مورد تشخیص رابطه از پشت توسط پزشک قانوني و مدت زمان تشخیص دخول از عقب بپردازیم.
منبع : پزشک قانوني و تشخیص رابطه مقعدی
ادامه مطلب
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › دانلود-کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان.کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3 حجم:43 مگابایت زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای .
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي :: دانلود کتابdownload-book-ketab2.blog.ir › tag › کتاب صوتی زارا عشق چوپان ا.۲ مطلب با ک
دیشب با بابا آشتی کردم، یعنی در واقع آشتی کرد،چون منکه قهر نبودم:))
یه پاستای فوق العاده خوشمزه درست کردم که وقتی بعد از صلح گفت شام بریم بیرون؟ سوپرایزش کنم و بگم نههههه یه شام فوق العاده تو آشپزخونه منتظرتونه:)))
امروزم رفتیم خونه باباجون اینا. خداروشکر بلاخره عمه ام اومد و تونستم باهاش حرف بزنم
بهش گفتم چه غلطی کردم، البته قبلش قول گرفتم به بابام نگه،البته می دونستم نمیگه ولی خب میخواستم دلم قرص شه. 
خیلی عصبانی شد ،خیلی و کلی دعوام کرد
به گزارش خبرگزاری مهر، سرهنگ دوستعلی جلیلیان گفت: با عارضه چند فقره موبایل قاپی توسط راکب یک دستگاه موتورسیکلت تو محدوده کلانتری ۱۱۷ جواديه، بررسی موضوع به طور اختصاص تو رخصت کار مأموران کلانتری جواديه قرار گرفت. وی با اشاره به اینکه داخل تحقیقات میدانی، تصویری از چهره سارق بوسیله دست آمد، گفت: درون گام بعدی مخفیگاه متهم در محدوده خیابان مرسلی تک شناسایی قرار گرفت. سرکلانتر هفتمین پایتخت با اظهار اینکه خراج تحقیقات ارتکاب شده اختیار م
بیمه مسئولیت پزشکان چیست؟بیمه مسئولیت پزشکان یکی از انواع بیمه مسئولیت حرفه‌ای است. در این بیمه هر مسئولیتی که مطابق قانون، پزشک در برابر بیماران خود دارد مطابق بیمه‌نامه به شرکت بیمه منتقل می‌شود و بیمه‌گر در مواقع نیاز پاسخگو خواهد بود.مواردی مانند اشتباهات و خطاهای پزشکی جزو پوشش‌های این بیمه قرار می‌گیرند.درصورتی‌که پزشکی اقدام به مداوای بیماری کند یا دستور مداوای وی را دهد، حتی اگر این کار با رضايت بیمار یا ولی قانوني او باشد،
همیشه توی خونمون دنبال یه جای دنج میگشتم که وقتی میخوام نقاشی کنم بهم انرژی بده.
فکر کنم پیداش کردم. دیروز یه تغییراتی توی اتاقم دادم. یه جای دنج درست کردم و میزم رو بردم اونجا.
امروز نشستم به نقاشی کشیدن. خیلی خوب بود. گمونم پاییز و زمستون دنجی در راه داشته باشم. البته اگه تنبلی نکنم.
شایدم واسه اینه که ریخت و پاشای دورم رو جمع کردم. آخه وقتی میشینم پای کار خیلی شه میشم.
دست خودم نیست. وسایل کارم زیاده. پهن کردنش آسونه و جمع کردنش سخت. 
دیروز
7سال با یک مرد معتاد زندگی کردم تمام وسایل زندگیم رو فروخت در این بین دوست همسرم گفت از ش جدا بشم وایشون هم از همسرش جدا میشه وبا هم زندگی کنیم قبول نکردم با همسرش از من اخازی کردند ومنم برای حفظ آبروم در محل کارم 6میلیون پول دادم این موضوع را خانواده ی همسرم فهمیدند ومجبور شدم با بخشش مهریه طلاق بگيرم بعد از مدتی همسرم که ترک کرده بودخواست که برگردم منم برگشتم یک سال خرج زندگیش رو دادم ولی بازم به مواد برگشته میخوام طلاق بگيرم وقتی فهمیدتهدی
فکر میکردم این حالت روحی بد مال پی ام اس باشه ولی پی ام اس هم تموم شد و من همچنان.
از شدت تنهایی کل کانتکتای گوشم رو بالا و پایین کردم ولی کسی رو پیدا نکردم که بتونم حتی باهاش تماس بگيرم
گزینه انتخابی اخر: مامانبزرگ بود!!! و جالبه که اونم جواب نداد:))))))
از ۹:۳۰ صبح که بلند شدم تا همین الان که ساعت ۸ هست و دیگه داره شب میشه یا غذا درست کردم یا تی وی دیدم یا پای نت بودم و اینستا و وبلاگ خونی کردم یه چند دقیقه ای هم پاشدم با دو تا اهنگ در پیت قر دادم!
ه
نویسنده: Alison Green /مترجم: مریم مرادخانی /منبع: the Cut : مشاور عزیز، یک ماه پیش از کارم استعفا دادم و حالا دنبال کار جدید هستم. بلافاصله بعد از استعفا، فایل رزومه‌ام را که مدت‌ها از نوشتنش می‌گذشت اصلاح و بهروز‌رسانی کردم. سعی کردم تمام نکات رزومه‌نویسی را رعایت کنم. اما شنیده‌ام که بد نیست در کنار رزومه، یک نامه معرفی هم به کارفرماها بفرستیم. اصلا نامه معرفی چیست و چطور باید آن را نوشت؟
پاسخ: دوست عزیز، نامه معرفی سندی است که در کنار رزومه ارس
دو بیت شعری که آیت الله سید علی قاضي، در پایان نامه‌شان به سید محمدحسن الهی طباطبایی، خطاب به ایشان و برادرشان(علامه طباطبایی) سروده اند و شدت علاقه و جایگاه این دو برادر نزد مرحوم قاضي را نشان می‌دهد:فَدَیتُک لو عَرَضتُ علیک شوقییَمِلّ السَّمعُ مِن طول الکلامِفإنّی بَعد بُعدِکما، کشمسٍلَقَد کُسِفَت و صارت فی ظَلامِفدایت شوم؛ هرگاه بخواهم مراتب علاقه خود را به تو توضیح دهم، همانا از درازی سخن، گوش به ملال می‌آید. من بدون شما دو نفر(علام
امروز، دست خودم را گرفتم، رفتیم به یک کافه ی قشنگ، یک میز، زیر شاخه های درختی فوق العاده انتخاب کردم، نشستم و ساعت ها غرق خواندن کتاب شدم، امروز خودم را به یک روز خاص دعوت کردم، به یک روز متفاوت! روزی که در آن، خودم در کنار خودم، بخاطر خودم و برای خودم زندگی میکنم! امروز خودم را به بستنی مورد علاقه ام دعوت کردم، برای خودم شاخه گلی خریدم و آن را به دختر بچه ی زیبایی که لبخند شیرینی بر لب داشت هديه دادم، امروز در کنار خودم خوشحال بودم و زندگی را ب
بیژن قاسم زاده کیست | بیژن قاسم زاده بیوگرافی | بیژن قاسم زاده تلگرام
بیوگرافی بیژن قاسم زاده کیست
بیژن قاسم زاده کیست
برچسب: بیژن قاسم زاده. رد شکایت از بازپرس فیلترکننده تلگرام. درباره تعریف آزادی آغاز شده است اقدام بیژن قاسم زاده. کد خبر: ۶۳۱۲۱۵ تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۶/۲۱.
بیژن قاسم زاده. اردیبهشت- ۱۳۹۷ -. ۱۷ اردیبهشت. اخبار مهم. دادگاه. 1 266. شکایت جمعی از وکلا از بازپرس صادرکننده دستور فیلترینگ تلگرام. اعتمادآنلاین نوشت: .
رویداد۲۴-بعد از برگ
شرایطی که سر مهریه گذاشته ایم را زیاد دوست ندارم ممکن خود قاضي شرایط بهتری بزار. بعدش میخواهم حضانت بچه دختر کامل بگیر باید چکار کنم. و سوال اخر جهیزیه ام. با گذشت 6سال کم کم خودم جمع کردم اما شوهرم میگه خودم پولش دادم. پس نميتونم جهیزیه خونه ام بگيرم. باتشکر.


با سلام اگر قصد بر انجام طلاق توافقی دارید تمام موارد باید با اراضی مشخص و معین و به دادگاه اعلام شود.
منبع: سایت وکالت دادراه
خواب دیدم دانشگاه باز شده
رفتم سر کلاس ساعت اول و به جای یک ساعت و نیم بیشتر از دو ساعت تو کلاس بودم
کلاس روش تحقیق بود و گفتم چون روش تحقیق پیشرفته س در مورد کل پایان نامه کار می کنیم نه فقط در حد پروپوزال
نکات مهمی رو هم که باید تو هر فصل رعایت بشه میگم بهتون
رو وایتبورد کل فرمت پایان نامه 5 فصله  رو نوشتم و توضیح دادم و توضیح دادم و رفع اشکال کردم
تا وقتی که دیگه کلاس بعدی داشت شروع میشد و از اون کلاس بیرونمون کردند
کلاس بعدی هم کلاس طراحی آموز
- ‌برو تو که فقط امتحانی اینجا هستی برای مرخصی گرفتن هم نیاز نیست که اجازه بگیری.
سرم رو تکان دادم و با تشکری زیر لب، ازش جدا شدم.
اسکنر سنگین بود، کمی انگشت‌هام رو تکان دادم، از پله ها بالا می‌رفتم که از سنگینی و زیادی پله‌ها نفس نفس میزدم.
قفسه‌ی سینه‌ام به شدت بالا و پایین می‌شد، تنم توی این سرما به عرق نشسته بود.
از خستگی اسکنر رو روی پله‌ها گذاشتم و از خستگی روی پله ها ولو شدم و دستم‌هام رو به عقب بردم و تنم رو عقب فرستادم نفسمام تند شد
خندیدم و گفتم:- اگه دستت بهم رسید، بزنخنده ای سر داد و گفت:+ الان که دیگه دستم بهت می‌رسهاز روی نیمکت بلند شدم و سریع قدم برداشتم چند قدم آنطرف‌تر ایستادم و همانطور که نگاهش می‌کردم خندیدم.لبخند شیطانی بر لبانش نقش بست و از جایش بلند شد. بی‌معطلی، شروع کردم به دویدن+ کجا میریمیخندیدم و سعی می‌کردم با تمام سرعتم بدوم؛ اما نمی‌دانم چطور خودش را به من رساند که احساس کردم به عقب کشیده شدم!داشتم تعادلم را از دست می‌دادم و نزدیک بود بین زمی
سلام  من عتی محمدهستم
ام روز من بعد از ابنکه مشق هایم را انجام دادم دیدم که ساعت  دم دم های اذان است ورفتیم وباپدرم در هیا ت باهم نماز خوا ندیم بعد از این که هر دو نماز ما دو تا  یعنی نماز ظهر وعصر تمام شد پدرم به من گفت  که علی محمد  برو  ودرخت ها را آب بده  و من  هم به پدرم گفتم چشم وبعد رفتم وتمام درخت های در خانه  وتمام گل هایی که در خا نه بود 
را تمام آب دادم  وهمین تور کمی  هم خراب کاری کردم و آب هارا هدر دادم وپدرم کمی از دست من  ناراحت شد و
تصمیم دارم روی قضاوت نکردن زوم کنم.
تو چندروز گذشته چندتا قضاوت سطحی کردم که خیلی از خودم دلم گرفت
چرا اینقدر زود راجع به آدمها فکر میکنم؟ چرا اینقدر بی صبرانه در مورد کارهاشون نظر میدم، زبانی یا قلبی فرقی نمیکنه.خدایا منو ببخش
افسار ذهنم از دستم در رفته
 باید تسمه ی دهنه ی ذهنم رو محکم بگيرم، و قبل از هر ظن و گمانی به خودم نهیب بزنم شاید داری ندونسته قضاوت میکنی، شاید اینجورم نباشه، شاید داری از ظن و گمانت پیروی میکنی، شاید اگه تو هم تو او
ی کیسه زر ملّانصرالدین را ربود‌، وی شکایت نزد قاضي برد
تا خواست ماجرا را شرح دهد! مردی وارد شد و نزد قاضي نشست
ملّا متعجب شد و هیچ نگفت و از محضر قاضي بیرون امد؛
روز بعد مردم دیدند که ملّا فریاد میزند که آی مردم کیسه ام . کیسه ام را یافتم ،
ادامه مطلب
قبل از اینکه بروم حمام لباس هایی که بوی سیگار میداد را گذاشتم توی تراس. میز را دستمال کشیدم و پیچک عزیز تازه رسیده ام را رویش فرم دادم. کنار پیچک ها شمع چیدم. تازه از سفر رسیده بودم و وسایلم در اتاق نامظم بود، منتها حالا از کمال گرایی ام کم کرده ام و میدانم بنا نیست همه کارها را در یک لحظه انجام دهم. باقی جمع و جور را گذاشتم پس از مراسم! 
با کاموا روی میز مخفف اسمم را نوشتم. سررسید را گوشه راست گذاشتم . هدفون و دستبند سال تولد را گوشه چپ.
از حمام که
ميتونم بگم بد ترین کار ها رو سال نود و هفت کردم 
بد ترین تصمیم ها رو گرفتم  
تصمیم ها و کارهایى که واقعا ميتونم دربارشون بگم اگه یه بچه ى ده ساله جاى من بود بهتر واکنش میداد بهتر برخورد میکرد 
واقعا نميتونم براى خودم این موضوع رو هضم کنم که اینقدر خودم رو کوچیک کردم که با یه مشت ادم هایى که واقعا نمیشه بهشون گفت ادم معاشرت کردم و اجازه دادم وارد زندگیم بشم و حتى باهاشون حرف بزنم ! نمیخوام به ادمى توهین کنم اما واقعا بعضى از رفتار ها از ادم ها وا
سلام امروز ساعت هفت وقت مصاحبه داشتم و خواستم داغ داغ براتون تعریف کنم چی شد!
در مورد وقتم:
ایمیل اول: 17 نوامبر2017
ایمیل دوم: 16ژانویه 2019
وقت مصاحبه: 23ژانویه 2019
"برای لیسانس یا همون کالج"
اول از همه که چون مدارک تحصیلیم تایید نشده بود و مدرک زبان نگرفته بودم تا اینارو تکمیل کنم سایت ها واسه پذیرش بسته شد و کلا مجبور بودم بدون پذیرش برم سفارت (حالا نمیدونم میشد پذیرش مشروطی چیزی گرفت یا نه بالاخره گذشت)
بعد از اینکه دو روز تمام گریه کردم چون تو یک ه
بزرگواری از 20 سال آینده خودشان و منتها رجای 20 سال آینده خودشان نوشته‌اند و  چقدر خوب که میدانند چه میکنند و چه میشوند.استادی دارم که فکر کنم علاقه نیز دو طرفه است چون هر موقع کلاسی داشتیم، ایشان من را در کنار خودشان جای میدادند(این قسمت برای تعریف از مقام منیع بنده است!!!) پس از بحث‌های فلسفی که خواهش فراوانی کردم که سیر درسی به ما بدهند و ایشان قبول کردند و سیر را دادند در انتها گفتند که این سیر برای من 20 سال طول کشیده!20 سال طول می‌کشد تا انسا
 خلاصه کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر قاضي376.palagevon.com- Translate this page بایسته های حقوق اساسی by ابوالفضل قاضي کتاب بایسته های حقوق اساسی | دکتر سید ابوالفضل قاضي | نشر کتاب بایسته های حقوق اساسی تالیف دکتر سید . پاورپوینت کتاب بایسته های حقوق اساسی دکتر ابوالفضل قاضي5.freedownloadi35.ir › product Translate this
آخرین باری که اینجا از درس نوشتم، اخبار پراکنده و بی‌سروته و مصاحبه‌های هر روزه و تکذیب پشتِ تکذیبِ مسئولین مربوطه، اعصاب و نظمِ درس خوندنم رو متلاشی کرده بود. تعویق ۷ هفته‌ای که شوکه‌م کرد و نظمی که دو سه روز بود با همه‌ی توانم سعی کرده بودم دوباره داشته باشمش رو پروند! اما سعی کردم منعطف باشم و خیلی خودمو اذیت نکنم. تو ۳-۴ روز حسابی تفریح کردم. با دوستام کوه رفتم، سه شب از این سر شهر تا اون سر شهر پیاده‌روی کردم، خرید کردم و با بنی به ای
سپس بسامره امدم کیسه پولی دینار بود با جامه یی بمن رسید اندوهگین شدم با خود گفتم پاداش من نزد این مردم یعنی ایمه  این است  . من دعا ی انها را میخواهم  برای مال دنیا میفرستند و ممکن است مقصودش کمی مبلغ باشد و نادانی ورزیدم وان را پس دادم ونامه یی نوشتم گیرنده نامه در ان پاره بمن اشاره یی نکرد وچیزی نگفت سپس سخت پشیمان شدم با خود گفتم من بسبب رد کردم بر مولای خود کافر شدم نامه یی نوشتم و از کار خود پوزش خواستم و بگناه خود اقرار کردم دبنارها بمن ب
آمد صدای ترس از وجودم
که من خار این چشم میشوم
آزارم به مورچه نمیرسد
فراموش کارم - به یاد ندارم حتی شام دیشبم
 
کمی تند خو و تند مزاج
که یحتمل اندکی لازم است
سر در گم این وقایع
که زندگی شبیه پازل است
 
اما مشکل یافت شد
وقتی که هر اشتباه نمره منفی دارد
به قدری مرتکب جرم شدم
مجری گفت قاضي ببینه میکنه از وسط پاره ات
 
قاضي ؟ همه الان قاضي اند
فقط ذکر الله گوی وسط میدان
که هرکس خدایی و پیامبری
من سر در گم و حیران
 
_ پاسبان پارسی
 
انتشار با ذکر منبع و ش
مطلب قبل را خواندم و کمی از نظر دستور و املا ناامیدم کرد. دقت بیشتری باید داشته باشم. روی انتقال احساسات هم. خیلی خشک و ساده بود. 
 
ملت عشق اسم کتابیه که حتما یک بار شنید (اگه نه، حس حسودی مرا برای این حجم از دور بودن از گیر و دار ها پذیرا باشید.). اول مقاومت شدیدی نشون دادم برای خوندنش. ولی یه بار سفر بودیم و توی کتابخونه صاحاب‌خانه پیداش کردم و ورداشتم و خوندم. زیاد خوشم نیومد ولی خب جالب بود. مخصوصا ۴۰تا قانوني که داشت. به سرم زد منم چله نشینی ک
به نام خداوند عشق و دوستی❣️
دوست داشتن را باید یاد گرفت در کودکی عاشق بادکنک بودم امکان نداشت با پدر و مادرم به سوپر مارکت بروم و برای بادکنک پا زمین نکوبماولین بادکنکی که داشتم را همان روز اول در دست هایم گرفتم و محکم بغلش کردم. ولی ترکید.فهمیدم همان اول نباید خیلی دوست داشتنم را نشان بدهم. نباید خیلی محکم بغلش کنم طاقتش را ندارد می ترکد!! بادکنک بعدی را بیش از حد بزرگش کردم ظرفیتش را نداشت. آن هم ترکید. فهمیدم نباید چیزی را که دوست دا
قیمه کوفته
گوشت سیصد گرم گوشت را با یه پیاز رنده شده ونمک وفلفل وزردچوبه وگرد لیمو عمانی وپودرزیره وپودر دارچین ودوقاشق ارد نخودچی خوب ورز دادم وبه اندازه یه گردو کوفته ها را درست کردم سایزش دست خودتان است وتوی روغن سرخ کردم 
لپه لپه را با یه دونه برگ بو وچوب دارچین نیم پز کردم چون بقیه پخت را توی خورشت انجام میده 
ادامه کار یه پیاز را توی روغن تفت دادم سبک که شد پوره دوحبه سیر را اضافه وتفت دادم بعد دوقاشق رب واونم تفت دادم تا رنگ ب
بعد از انتشار نامه گروهی از سینماگران برای اعطای مرخصی به محمد امامی(متهم پرونده بانک سرمایه) انتقادات زیادی از این نامه صورت گرفت و حتی تعدادی از امضاکنندگان منکر امضای این نامه شدند. مهدی سحاده‌جی رییس صنف فیلمنامه‌نویسان خانه سینما اما اولین کسی است که اشتباهش در امضای این نامه را قبول کرده. این سینماگر به تسنیم گفت: اشتباه کردم زیرا حساسیت افکار عمومی را به عنوان رئیس یک صنف نادیده گرفتم و الّا حتی یکبار با محمد امامی دیدار نداشته‌ا
بالاخره دیشب بعد از سه هفته فاز اول پروژه رو انجام دادم. خیلی سخت نبود و میشد یه هفته‌ای هم انجامش داد اما تنبلی کردم و سه هفته طولش دادم. شاید به‌خاطر این باشه که چند وقت طولانی میشه کد نزدم. به هرحال، دیشب به مانا پیام دادم که متلب‌ش رو می‌خوام برای شروع فاز دوم پروژه. بعدش که فکر کردم فردا باید ۸صبح از خونه بزنم بیرون و این همه راه ُ برم تا دانشگاه پشیمون شدم که چرا دانلود نکردم.موقع خواب زمانبندی پروژه رو مرور میکردم و اینکه ميتونم خوب تم
کل امروزم به درس خوندن گذشت و یه ۳ ساعت هم ما بینش غذا درست کردم و خونه رو تمییز کردم
اعصابم از خستگی و شنیدن یک سری چیزای وااقعا نامربوطِ مزاحم و مزخرف بهم ریخت.اجازه دادم اشکهام بریزن.ولی بلافاصله به نوشتن جواب سوالهای بایو ادامه دادم و سعی کردم حفظشون بکنم اما احساس کردم نیاز به یه جوشونده دارم که این التهاب اعصابم رو کاهش بده.گل گاوزبون گذاشتم دم بیاد،یهو یاد پارسال و اون وقتا که از کتابخونه برمیگشتم و برای ارامش اعصابم گل گاوزبون
در یک روز زمستانی که از خیسی کفشم گله داشتم و ترس از لیز خوردن در برف‌های نیمه آب شده، راهی را انتخاب کردم که آسفالت نبود و هر چند تا زانو زیر برف رفته بودم ولی با فراغ ‌بال، به سمت مقصد حرکت کردم. دختری را در قسمت آسفالت دیدم که با عجله حرکت می‌کرد و برای اینکه متنم طولانی شود، چون آهوی سبک‌بالی، خرامان خرامان از نوع تند، من را که هیچ، کلاغ‌های آسمان را از راه به در می‌کرد.با خود شرط بستم که اگر افتاد، مقداری پول به صدقه می‌دهم به خصوص اگر
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي - مرجع دانلود .hasrace22.4kia.ir › info › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-اثر-محمد-قاضي۲۰ شهریور ۱۳۹۸ - زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای اولین‌بار در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسیده است. در دیگر چاپ‌های.
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيsarmashg.ir › خانه › آموزشکتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي - مرجع دانلود .hasrace22.4kia.ir › info › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-اثر-محمد-قاضي۲۰ شهریور ۱۳۹۸ - زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای اولین‌بار در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسیده است. در دیگر چاپ‌های.
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيsarmashg.ir › خانه › آموزشکتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فای
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي - مرجع دانلود .hasrace22.4kia.ir › info › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-اثر-محمد-قاضي۲۰ شهریور ۱۳۹۸ - زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای اولین‌بار در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسیده است. در دیگر چاپ‌های.
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيsarmashg.ir › خانه › آموزشکتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 فایل mp3 ح
نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد ، روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید
از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند .
شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند!
روستایی آن سخن را نشنیده گرفت ، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت . ناگاه اسب لگدی زد . روستایی گفت : ا
آلارم گوشی به صدا درآمد. خوابم می‌آمد پس دوباره خوابیدم. طبق معمول خواب‌های بی سر و ته دیدم. چشمانم را باز کردم. امیدوارم بودم که ظهر نشده باشد. ساعت تازه از 10 گذشته بود. نور خورشید را از پشت پرده دیدم و فهمیدم که پیش‌بینی هواشناسی گوشی مزخرف بوده. از ذوق نور و عکاسی، از تخت پریدم بیرون. چای دم کردم. ظرف‌ها را شستم. خانه را مرتب کردم. یوگا کار کردم. صبحانه خوردم. صدایم را گرم کردم. تمرینات سلفژ و ریتم را انجام دادم. همسر پدرم تماس گرفت تا روز جوا
راننده ی اسنپ که تماس گرفت و گفت بسته دارید، مهربان همسر با تعجب پرسید از طرف چه کسی است؟!
بسته برای من بود. کادو پیچ شده با ربانی پارچه ای به رنگ عشق و یک شاخه گل رز سفید و یک نامه روی بسته. هر چه فکر کردم از طرف چه کسی می تواند باشد ‌و مناسبتش چیست به نتیجه نرسیدم‌. به سرعت نامه را باز کردم و چشمم به نامش که افتاد خندیدم و گفتم صبا هديه فرستاده است. کادو را که باز کردم فقط جیغ کشیدم. چه کرده بود این دختر‌. تحلیل ردیف طلایی. بهتر از این نمیشد‌. نام
داشتم توی برنامه اینستاگرام می چرخیم که پیداش کردم نمی دونید چقد هول شدم نمی دونستم چیکار کنم درخواست دادم و از دیروز منتظر بودم تا تایید کنه امروز تایید کرد و‌درخواست داد برای فالو کردن من .منم تایید کردم ولی دل توی دلم نیست که وپیام میده یا نه اصلا نمی دونم چرا درخواست دادم و اینقدم خودمو اذیت می کنم دیگه ذهنم کار نمی کنه یعنی چی میشه؟؟؟اگه پیام داد جواب بدم ندم
بعدا نوشت: هنوز پیام نداده چرا من درخواست دادم:(
چند روز پیش یکی از بچه هایی که توی فنی حرفه ای تازه باهاش آشنا شدم میگفت داره میخونه برای آزمون کانون وکلا یهو از من پرسید تو برای ارشد نمیخونی و من یک " نه " قاطع بهش گفتم! تعجب کرد که چقدر قاطع و مصمم گفتم نه و لااقل میدونم تکلیفمو توی این زمینه!امروز رفتم سرچ کردم یه تست شغل براساس شخصیت پیدا کردم و انجامش دادم و گفت تیپ شخصیتی من ENTJ هستش و خب به تبع یه سری شغل ها رو هم گفت. 
چند روز پیش هم با فرفری صحبت میکردم و در مورد اینکه چرا زودتر نرفته حقو
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي - مرجع دانلود .hasrace22.4kia.ir › info › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-اثر-محمد-قاضي۲۰ شهریور ۱۳۹۸ - زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای اولین‌بار در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسیده است. در دیگر چاپ‌های.
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيsarmashg.ir › خانه › آموزشکتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي - مرجع دانلود .hasrace22.4kia.ir › info › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-اثر-محمد-قاضي۲۰ شهریور ۱۳۹۸ - زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای اولین‌بار در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسیده است. در دیگر چاپ‌های.
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيsarmashg.ir › خانه › آموزشکتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6 ف
دانلود کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضي - مرجع دانلود .hasrace22.4kia.ir › info › کتاب-صوتی-زارا-عشق-چوپان-اثر-محمد-قاضي۲۰ شهریور ۱۳۹۸ - زارا عشق چوپان به نویسندگی محمد قاضي نویسنده و مترجم معاصر کرد است که برای اولین‌بار در ۱۳۱۹ شمسی به چاپ رسیده است. در دیگر چاپ‌های.
کتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيsarmashg.ir › خانه › آموزشکتاب صوتی زارا عشق چوپان اثر محمد قاضيشامل 6
چند وقتی بود که میشناختمش؛ سنش بالای ۶۰ سال بود هر وقت منو می دید لبخند می زد از کیف زرد رنگ و رو رفتش که آرم پست رو داشت یه دسته ی کوچیک گل سفید در میاورد و می داد دستم بعد دستی به سرم می کشید و می گفت : مثل این گل ها با طراوتی!سنش هی بالاتر رفت ؛ تبدیل شده بود به پستچی آشفته ای که روز به روز خسته تر میشد یکی از همون شبا بود که زنگ در خونمونو زد ؛ لبخندش از همیشه کمرنگ تر شده بود بعد از دادن یه دسته گل سفید گفت : بهش بگو متاسفم گفتم: به کی؟یکم فکر کرد
میخوام اعتراف کنم اشتباهات زیادی کردم ،تو یه مقطع زمانی که به شدت اوضاع زندگیم وخیم بود به ادمهایی اعتماد کردم که گرگهایی در لباس میش بودند چون فقط گوش شنوا میخواستم این بین دوستان خوبی هم بودند ولی سر لج و لجبازی با دنیا و اینکه حقم رو باید از دنیا بگيرم اشتباه هایی کردم که الان که بهش فکر میکنم از خودم خجالت میکشم ومی پرسم چرا اجازه دادم ادمهای گرگ صفت وارد زندگیم بشن
تجربه تلخی بود که باعث شد بزرگ بشم 
باعث شد تنهایی و شرایط سخت زندگیم رو
 
https://soundcloud.com/haloproject/sea_and_sand
 
به امید ساختن یه زندگی جدید دلو زدم به دریا و سفر کردم 
چه روزای خوبی داشتم،چه ماجراهایی دیدم، چه دردایی کشیدم
، توی طوفان چه کسایی رو از دست دادم
الان همه چیو از دست دادم و نشستم همونجایی که شروع کردم
ولی ایندفعه بی کس اینقدر بی کس که حتی خودمو هم ندارم
یادمه از آخرین باری که امتحان آیین نامه دادم تقریبا یه ماه یا بیشتر میگذره!یادمه قبول نشدم و چقدر اعصابم خورد شده بود،دیگه نرفتم امتحان بدم تا اینکه هفته پیش نوبت گرفتم و امتحانش افتاد واسه امروز،از ساعت ۷/۵ صبح تو آموزشگاه بودم.بعد از امتحان،وقتی افسر اسم مردودی ها رو میخوند ضربان قلبم تندتند میزد و کلی استرس گرفته بودم و تو دلم دعا میکردم خدایا اسم من رو نخونه یهو!که خوشبختانه نخوند و ظاهرا قبُول شده بودم!خدایا شکرت.خیلی وقت بود به یه
نمیدونم ما سه تا به کی رفتیم ، چند روز پیش زنگ زدم به داداش بزرگه گفتم تو باید میومدی به من سر میزدیا، گفت من ماشین ندارم که ، گفتم مرد که هستی شب زنگ زدن گفتن ما داریم میایم حقیقتا خوش گذشت . تند تند الویه درست کردم ، نصف کارا رم دادم داداش بزرگه انجام داد . دو تا دونه انار داشتیم کلا که همونا رو دون کردم دور هم خوردیم . کیک سالگرد رو هم آوردم دور هم خوردیم . یه کیک پیتزا هم پخته بودم دادم بردن
یادمه از آخرین باری که امتحان آیین نامه دادم تقریبا یه ماه یا بیشتر میگذره!یادمه قبول نشدم و چقدر اعصابم خورد شده بود،دیگه نرفتم امتحان بدم تا اینکه هفته پیش نوبت گرفتم و امتحانش افتاد واسه امروز،از ساعت ۷/۵ صبح تو آموزشگاه بودم.بعد از امتحان،وقتی افسر اسم مردودی ها رو میخوند ضربان قلبم تندتند میزد و کلی استرس گرفته بودم و تو دلم دعا میکردم خدایا اسم من رو نخونه یهو!که خوشبختانه نخوند و ظاهرا قبُول شده بودم!خدایا شکرت.خیلی وقت بود به یه
یادمه از آخرین باری که امتحان آیین نامه دادم تقریبا یه ماه یا بیشتر میگذره!یادمه قبول نشدم و چقدر اعصابم خورد شده بود،دیگه نرفتم امتحان بدم تا اینکه هفته پیش نوبت گرفتم و امتحانش افتاد واسه امروز،از ساعت ۷/۵ صبح تو آموزشگاه بودم.بعد از امتحان،وقتی افسر اسم مردودی ها رو میخوند ضربان قلبم تندتند میزد و کلی استرس گرفته بودم و تو دلم دعا میکردم خدایا اسم من رو نخونه یهو!که خوشبختانه نخوند و ظاهرا قبُول شده بودم!خدایا شکرت.خیلی وقت بود به یه
رفتم روی سکوی جلوی اتوبوس BRT نشستم. به جاده و درخت‌ها و ماشین‌ها نگاه کردم. آهنگ گوش دادم و چشم‌های اشکیم گریه کردن. اما خاکستری غرق نشد.
روی پله‌برقی که به سمت پایین می‌رفت ایستادم. سقف بالا میومد و من پایین تر میرفتم. از سرم رد شد و توی سفیدی غرق شدم. 
کنار خط زرد کنار مترو راه رفتم و مسیر رو تا درون تونل ادامه دادم. ادامه دادم و تاریکی غرقم کرد. 
وقتی آمدم که بنویسم،سردرد عجیبی مثل شمشیری در سرم بازی می کرد!نگران بودم،شاید نگران کسی،شاید نگران آینده ای،شاید نگران پاسخی.دلم گرفته بود،دلم میخواست سیگاری گوشه ی لبم می گنجاندم و دود می کردم تمام افکارم را،اما نه سیگاری بودم نه دلم می خواست باشم.آمدم و نوشتم اما پاک کردم.با خودم گفتم:این بندگان خدا چه گناهی کرده اند که افکار آشفته ام را تحمل کنند.نوشتم و پاک کردم،کمی که احساس سبکی کردم،به نیت دود سیگار نفسی بیرون دادم و باز هم منتظر
به کارگیری واژه مستشار برای قاضي و دادرس خطای لغوی است که در نتیجه ناآشنا بودن به زبان عربی صورت گرفته است.

در
قوانین برخی از کشورهای عربی لفظ مستشار برای قاضي استفاده میشده و شاید
هم اکنون نیز بشود. لیکن قانونگذار مصر، متوجه این خطا شده است و در قانون
شماره 142 مصوب سال 2006 در ماده نخست، عنوان داشته است که لفظ مستشار در
هر قانوني که به کار رفته است، به قاضي تغییر یابد.»

مستشار
در تمامی زبانهای دنیا به معنای رایزن و م دهنده است؛ در شأن ق
    یک سنت حسنه ای در درمانگاه ما جاری است. به این ترتیب که وقتی پزشک جدیدی جایگزین پزشک قبلی می شود، تمام بیماران بدقلق و بداخلاق را دستچین میکنند و هل میدهند توی جمعیت پزشک جدید. همین طوری بود که من الان صاحب تیم ملی بد قلق ها هستم. حالا چند وقتی هست که کاغذی برداشته ام و نام بیماران بدقلق و همیشه ناراضی را یکی یکی به آن اضافه میکنم برای روزی که یکی ار پزشک های اینجا منتقل شود جای دیگر و یک پزشک جدید جایگیزین شود. تقریبا می شود گفت دارم برای وق
در قرار اول
دستمو می گرفت و به طرز چندش آوری می مالوند. ور می داشتم چند دقیقه بعد دوباره می
گرفت. چندبار تذکر دادم فایده نداشت. بحث تندی کردم و گفتم نمی تونم باهات باشم.گفت
منکه نیمچه اعتقادی دارم از این چیزا گذر کردم، تو که ادعات می شه مذهبی نیستی!
بزبز قندی فکر کرده مشکل من محرم و نامحرمه. (اثیری)
و توش نوشت به دخترهایی که بی ادبی به والدینشون می کنن و گاو و زر نزن و خفه و چیزایی که زشته آدم بنویسه نمیگن مبارک 
خوب اونقدر خوشحال شدم که با خودم تصمیم بگيرم دیگه بهش فوش ندم 
ولی خوب اون هنوزم حرف نمیزنه 
حتی یه بسته شکلات شیک مجلسی خریدم و بهش تعارف کردم فقط یکی برداشت و هیچی نگفت 
سلام هم که کردم جوابی نشنیدم 
شکلات رو خودم تعارف کردم و بعد بردم قایم کردم 
چون اصصصصصصلا دلم نمیخواد دختر کوچیکه برداره
و مامان فاطمه (خواهر دومیم) 
اگه تو ب
از سری ماجراهای من و میلاد :) 
وقتی رفتم برای پیگیری درمان و نامه دکتر رو دادم پذیرش که نوبت بده و اونم نامردترین آدم روی زمین آخرین نوبت توی فروردین سال جدید رو بهم داد و وقتی گفتم دکترم خودش گفت ماه بعد بیا و برای همین نامه داد و یعنی ایشون این ماه وقت خالی ندارن که شما فروردین نوبت زدی؟ که خب خیلی آدم نبود و سرم داد کشید که اگه اینترنتی نوبت گرفتی که بمون اگه نه به سلامت! ( درحالی که من فهمیدم نوبت ها 4 ماه اعتبار دارن و من تا چهارماه ميتونم بیا
+من آدم کینه ای نبودم.همیشه سعی کردم ببخشم.هرچند هیچ وقت هم از یادم نمیره برخوردایی که با من شده بود رو.
و هیچ وقت هم عذرخواهی نکردند هیچ کدموشون که شاید امیدی ه بخشیده شدن باشه.
شب نوزدهم شب قدر موقع دعاهام به خدا گفتم نمیبخشم دختره رو .تهمت بزرگی بود خیلی بزرگ و سنگین
امشب هم میگم شب آخر هم میگم.همیشه میگم.
+ سه ماه پیش یه حرکت بچگانه انجام دادم و دوستمو ناراحت کردم.ولی ازش عذرخواهی کردم و دلایلم برای اون کار هم براش توضیح دادم.
ولی نخواست قبول
من دوتا بچه دارم ومتاسفانه هر دوی ما معتاد شده ایم من برای نجات از این وضعیت چندین بار اقدام کردم ولی با وجود شوهرم که داره توی خونه مصرف میکنه این امکان نیست زندگی خودم ودوتا بچه داره نابود میشه در خواست طلاق دادم بعد درخواست قاضي دستور مشاوره دادن فردا مشاوره دارم لطفا راهنمایی کنین چجوری از چه راهی استفاده کنم که مشاور تایید کنن ادامه زندگی امکان نداره و طلاق سریعتر انجام بشه 

حتما حسن نیت خودتون رو برای طلاق بگید اعتیاد همسرتون رو عنوا
حکایت راز دل به زن ظرفیت مگو از کجا آمده؟  پدری به پسرش وصیت کرد که در عمرت این سه کار را نکن : راز دل به زن مگو، با نوکیسه معامله نکن و با آدم کم عقل رفیق نشو. بعد از این که پدر از دنیا رفت پسر خواست بداند که چرا پدرش به او چنین وصیتی کرده؟ پیش خودش گفت: امتحان کنم ببینم پدرم درست گفته یا نه.هم زن گرفت، هم از آدم نوکیسه قرض کرفت و هم با آدم کم عقل دوست شد.روزی زن جوان از خانه بیرون رفت. مرد فوری رفت گوسفندی آورد و در خانه کشت و خون گوسفند را دور خانه
* این روزها حالم خیلی بهتره از قبل:))
* بالاخره یه تی به خودم دادم. کلی نوشتمو یکم از گره های ذهنمو باز کردم
* تقریبا همه‌ی آهنگای غمگینمو پاک کردم و قول دادم به خودم که دیگه آهنگی گوش ندم که حالمو بگیره:))
* واسه درس خوندن هم اقدام کردم:)) البته با کمک تو
* دیگه بگین نت‌هارو وصل کنن دیگه:! در فراغِ نت سوی چشمانمان رفت (اشاره به حضرت یعقوب و یوسفَش:/ )
+ حس می‌کنم قالب جدید یکم ناجوره! ولی دوسش دارم:|
* این روزها حالم خیلی بهتره از قبل:))
* بالاخره یه تی به خودم دادم. کلی نوشتمو یکم از گره های ذهنمو باز کردم
* تقریبا همه‌ی آهنگای غمگینمو پاک کردم و قول دادم به خودم که دیگه آهنگی گوش ندم که حالمو بگیره:))
* واسه درس خوندن هم اقدام کردم:)) البته با کمک تو
* دیگه بگین نت‌هارو وصل کنن دیگه:! در فراغِ نت سوی چشمانمان رفت (اشاره به حضرت یعقوب و یوسفَش:/ )
+ حس می‌کنم قالب جدید یکم ناجوره! ولی دوسش دارم:|
در ماده ۲۱۱ قانون مجازات اسلامی ‌مصوب
۱۳۹۲ در تعریف علم قاضي آمده است: علم قاضي عبارت از یقین حاصل از مستندات
بین در امری است که نزد وی مطرح می‌شود. در مواردی که مستند حکم، علم قاضي
است وی موظف است قرائن و امرات بین مستند علم خود را به طور صریح در حکم
قید کند.
روش‌های حصول علم قاضي به واقعه مجرمانه از حیث زمان و مکان ارتکاب جرم دو دسته است:
قسم اول وقتی محقق است که علم قاضي در
خارج از جلسات تحقیق و محاکمه کسب شود؛ به این معنی که قاضي قبل از ط
پشتم داشت می‌اومد اما من ندیدمش. برگشتم که برگردم. دیدمش. بهش لبخند زدم و فکر کردم می‌خواد رد شه. رد نشد. مچ دستمو گرفت و منو کشوند تو کلاس. سریع برگشت و.نفهمیدم چی شد! فقط یهو سد شکسته شد و من پرت شدم تو هجوم بوی عطرش. تنامون می‌لرزید. محکم منو گرفت. منم دستامو دورش حلقه کردم اما نفهمیدم اصلاً چجوری. فقط تمرکزم روی نفسم بود که حبسش کرده بودم. نفسم وایساده بود. قلبم وایساده بود. شرط می‌بندم اون موقع حتی زمانم ایستاده بود.چند ثانیه صبر کرد تا بو
موسسه خیریه سگال
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
CLC & Cheshire کرمی مطالب مفید روانشناسی yjktyk آموزش زبان عربی کودک دانا vps مـیــنـیـمـال مـایـنـد آموزشات هک و امنیت مشاوران و صنعت مشاوره و کوچینگ