نتایج جستجو برای عبارت :

آیا میتونم بعد ۶ سال دیه تصادفی که کردم رو بگیرم ، بعد اینکه نامه پزشک قانونی رو به قاضی دادم ، قاضی با تهدید ازم رضایت گرفت

اوایل مهر با حجم زیادی از تنفر میومدم می‌نشستم سرکلاس و عین چی زل می‌زدم به چشمای استادا و بهشون نمی‌خندیدم. اونا شوخی می‌کردن و من حتی چیزی نمی‌شنیدم.همه رو گناهکار می‌دیدم.بچه‌ها می‌مردن از خنده‌‌کلاس از خنده‌ها به تعویق می‌افتاد و من واسه خودم یه چیزایی رو برگه می‌نوشتم.اولین بار که احساس تعلق کردم، به اون مدرسه به اون کلاسزنگ ادبیات. با این‌که سر کلاس هیچ استادی حرف نمی‌زدم و نظر نمی‌دادم برای اولین بار سر کلاس قاضي سرمو آو
روزی مردی در دادگاه در مقابل قاضي ایستاده بود و منتظر بود تا قاضي رای نهایی او را صادر کند. قاضي به مرد گفت ” حق داری یک جمله صحبت کنی. اگر جمله ات راست باشد، تو را به ۴ سال حبس و اگر جمله تو دروغ باشد تو را به ۶ سال حبس محکوم خواهم کرد ” .
پس از آنکه مرد جمله خود را تمام کرد ، قاضي تصمیم گرفت مرد را آزاد کند. به نظر شما مرد چه جمله ای می تواند گفته باشد‌ ؟
↓↓↓↓
من میخوام از همسرم توافقی جدا بشوم از توافقاتی که گذاشتیم زیاد راضی نیستم  ممکن خود قاضي شرایط بهتری بزاره.
میخوام حضانت دخترم را به طور کامل بگيرم چکار کنم؟
 و سوال اخر جهیزیه ام. با گذشت 6سال کم کم خودم جمع کردم اما شوهرم میگه خودم پولش دادم. پس نميتونم جهیزیه خونه ام بگيرم. باتشکر.
 
مردکی را چشم درد خاست. پیش بیطار (دام پزشک) رفت که دوا کن؛ بیطار از آنچه در چشم ستوران می کرد، در دیده او کشید و کور شد. حکومت (شکایت) به داور بردند. گفت: بر او هیچ تاوان نیست؛ اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی». (گلستان)
بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست نگارش پایه هشتم
پیر مردی بود که دچار چشم درد شد و بعد از چند روز دید که دردش خوب نمیشود و پی برد که دیگر نمیتواند ان درد لعنتی را تحمل کند و پیش دام پزشکی در شهر خودشان رفت که نامش بر سر زیبانها
هرگاه مرحوم قاضي می‌شنید یکی از مریدان و یارانش متصدی منصبی از مناصب زعامت(ریاست) شده است، استعاذه می‌کرد و از شیطان به خداوند پناه می‌برد.✍ آیت الحق، ج ۱، ص ۴۴۷
-------------
سید هاشم رضوی نقل می‌کند که من بارها در مسجد کوفه و سهله او [مرحوم قاضي] را دنبال کردم و مواردی از تهجد و تلاوت قرآن و سجده‌های طولانی و تفکر و تأمل عمیق و خیره شدن‌ها و بهت زدگی‌های او (و برگشت دوباره او به حالت اولی، بعد از انتظار و تأمل دراز) را که شگفت انگیز و دهشت آور بو
پایان نامه حمایت از ن بزه دیده

جهت مشاهده و دانلود فایل به روی لینک زیر کلیک نمایید
دانلود پایان نامه حمایت از ن بزه دیده

حمایت از ن بزه دیده پایان نامه ارشد حقوق حمایت از ن بزه دیده و ارتباط آن با پزشک دانلود پایان نامه ارشد حقوق حمایت از ن بزه دیده و ارتباط آن با پزشک قانوني.پایان نامه حمایت از ن بزه دیده و ارتباط آن با پزشک قانوني در دسته بندی علوم انسانی بازدید کننده عزیز میتوانید فایل مربوط به پایان نامه حمایت از
 
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط 
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط 
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط 
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط 
همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف،حیف خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط 
+وحشی بافقی
+ شاعر عنوان: صائب تبریزی
دربرائت نامه ، پزشک خود را از نتیجه منفی عمل جراحی بری می کند ، ولی در رضايت نامه ذکری از برائتِ ذمه پزشک نمی شود؛ بلکه فقط تاکید بر رضايت بیمار است .
نتیجه اینکه در برائت نامه بار اثبات تقصیر پزشک به عهده بیمار است ولی در رضايت نامه بار عدم تقصیر پزشک بر عهده خود پزشک است .
به عبارت دیگر در برائت نامه بیمار تلاش میکند که تقصیر پزشک را اثبات کند ولی در رضايت نامه پزشک تلاش میکند که اثبات نماید که خودش تقصیری مرتکب نشده است .
امروزه تمام فرمهای ب
روزی شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و برایش کاه ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد . روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.✍️شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. روستایی گفت: اسب تو خر
سوالات حقوقی : فروش مال غیر
چگونه از کسی که ملک مرا بدون اطلاع من فروخته است شکایت کنم؟
کاربر: یه خونه چند سال پیش خریدم 70درصد پول را دادم و خونه در اختیار دوستم بود
چون من بچه اون شهر نبودم دوستم که فروشنده هم بود
ملک را بدون اجازه بابت بدهی باقیمانده از ملک فروخته شرایط داخل قولنامه این بوده
که من همه پول ملک را بدهم و فروشنده ملک را تحویل دهد
که نه من پولی دادم ونه فروشنده ملک را تحویل داده حالا من بعد 6 ماه خبر شدم
که ملک را فروخته آيا ملک
امروز داخل بوفه مدرسه ، بعد از زیاده روی یه -سال دوازدهمی- در دخالت ، جر و بحثی رخ دادکه نتیجه ش یه سیلی توی گوش راست من بوده دنیای لحظه سیلی درونِ من :(
 1- من همین الان ميتونم ازش شکایت کنم و پولی که برای ثبت نام کلاس آلمانی نیاز داشتم دست پیدا کنم
 2- با توجه به نفرتی که ازش دارم ميتونم ازش شکایت کنم پیش مدیر تا اخراج شه
 3- ميتونم همین الان روش دست بلند کنم و تا جایی که ميتونم کتکش بزنم تا دیگه جرأت دعوا کردن با کسی رو نداشته باشه
 )پیش ناظم رفتم
از یجایی به بعد 
ترک کردن یا حذف کردن چیزایی دوسش دارم و داشتم 
برام مهم نیست 
قبلا برام مهم بود ٬ نگهشون میداشتم ٬ چندین و چند سال 
مثل نامه ها ٬ مثل وسایلی که دوست داشتم ٬ مثل خیلی چیزای دیگه 
نمی‌دونم چیشد . 
اون بخش از احساساتم رو از دست دادم بابت نگهداریشون 
اون وبلاگ بیانم که توش شعر می‌نوشتم رو حذف کردم 
نامه ها رو سوزوندم 
با آدمایی که آشنا میشدم و دوسم داشتن ٬ خیلی راحت ترکشون کردم .
هیچی برام مهم نیست
امسال فکر می کنم در مریض شدن رکورد شکنی کردم . داستان مریض شدنم از ایام ماه رمضان و در لیالی قدر شروع شد خیلی سخت و بد بود و باعث شد یک هفته نتوانم روز بگيرم به طوریکه خودم شک کردم که نکنه بیماریم جدی باشه و هنوز تشخیص داده نشده که الحمدلله بعد از چند روز در روند بهبودی تسریع شد و باعث رفع نگرانی خودم و خانواده بشود. یاز هم از پاییز تا امروز فکر میکنم این دفعه چهارم پنجم باشه که به پزشک مراجعه کرده باشم که اخرین دفعه آن پریشب بود وقتی که بازیی ای
نویسنده: Alison Green /مترجم: مریم مرادخانی /منبع: the Cut : مشاور عزیز، یک ماه پیش از کارم استعفا دادم و حالا دنبال کار جدید هستم. بلافاصله بعد از استعفا، فایل رزومه‌ام را که مدت‌ها از نوشتنش می‌گذشت اصلاح و بهروز‌رسانی کردم. سعی کردم تمام نکات رزومه‌نویسی را رعایت کنم. اما شنیده‌ام که بد نیست در کنار رزومه، یک نامه معرفی هم به کارفرماها بفرستیم. اصلا نامه معرفی چیست و چطور باید آن را نوشت؟
پاسخ: دوست عزیز، نامه معرفی سندی است که در کنار رزومه ارس
وقتی دو تا کشور فارسی‌زبان با هم نامه‌نگاری می‌کنن:


مهر برجسته‌ای که رو این نامه خورده تو گاوصندوق نگهداری میشه، پاکتی که این نامه رو توش گذاشتن از یه پوشه بزرگتره! بعد ببینید من چیکار کردم. رفتم خودم پاکت رو باز کردم، از روش یکی واسه سفارت و دو تا واسه خودم!! کپی گرفتم و بعد یه لا ورقه رو بردم تحویل مقصد دادم!!! مسئوله شوکه شده بود! می‌گفت "کیییی اینو باز کرده؟؟؟ تو چطوری نامه به این ابهت رو خودت باز کردی؟" به‌جای من اون دست و پاشو گم کرده بو
سیگار کشیدم،دنده عوض کردم،سروش گوش دادم و دین و اخلاق را ناخنک زدم،به کوه های پر برف و آفتاب بی جان زمستان نگاه کردم.تابلوهای زنجان را که حفظم دوباره دیدم و برایشان دست تکان دادم.به دنیا گفتم که دارم میروم و برمیگردم اما شالی پر از عشق همراه خود دارم که همه چیز را گرم میکند.گرم.
به استناد سایت مشاوره حقوقی دینا ، از جمله دلایلی که موجب اثبات جرم می شود عبارتند از : اقرار ، شهادت ، قسامه و سوگند و علم قاضي . علم قاضي بر طبق قانون مجازات اسلامی عبارت است از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود . اگر فردی دعوای را علیه کسی مطرح کند باید دلایل و شواهدی برای اثبات آن به مقام قضایی یا قاضي ارائه کند اگر این مستندات باعث شود که قاضي به حقانیت فرد علم پیدا کند می گویند علم قاضي . برای دریافت اطلاعات بیش
متاسفم ازتون خیلی میانهه.
حقیقتا من چند روز بود حالم خوب نبود و دیشب به اوج خودش رسید و باعث شد تصمیم به رفتن بگيرم ,بیشتر ناراحتیام واسه دنیای واقعی بود اما چی شد که اینجوری کردم خودمم نمیدونم.
ناراحت کردن کسایی که دوسم دارن و دوستشون دارم من هیچوقت نمیخواستم چنین کاری بکنم اما ,نمیدونم فک کردم با رفتنم کمتر اسیب میزنم و ناراحتشون میکنم
ولی اشتباه بودِ. اون موقع همه چی از یادم رفته بود.
یادم رفته بودخیلییی وقت پیش به یکی که خیلی برا
به گزارش خبرگزاری مهر، سرهنگ دوستعلی جلیلیان گفت: با عارضه چند فقره موبایل قاپی توسط راکب یک دستگاه موتورسیکلت تو محدوده کلانتری ۱۱۷ جواديه، بررسی موضوع به طور اختصاص تو رخصت کار مأموران کلانتری جواديه قرار گرفت. وی با اشاره به اینکه داخل تحقیقات میدانی، تصویری از چهره سارق بوسیله دست آمد، گفت: درون گام بعدی مخفیگاه متهم در محدوده خیابان مرسلی تک شناسایی قرار گرفت. سرکلانتر هفتمین پایتخت با اظهار اینکه خراج تحقیقات ارتکاب شده اختیار م
حلوا زنجبیلی
برای حدودا ۱۰ تا ۱۱ عدد این شکلی
آرد سفید ۱۵۰ گرم (یک لیوان)
پودر قند ۸۰ گرم (نصف لیوان)
روغن جامد ۸۰ گرم ( حدودا یک سوم لیوان)
کره ۲۵ گرم
پودر هل نصف ق چ
زنجبیل ۱ ق غ (میزانش بستگی به خودتون داره تند دوست دادین یا ملایم می تونین ۲ تا ۳ ق غ هم بریزین)
برای این حلوا ترجیحا آرد سفید قنادی استفاده کنین تاحلوا تغییر رنگ زیاد پیدا نکنه .
آرد رو الک کردم و داخل تابه روی حرارت ملایم تفت دادم ، نباید خیلی تغییر رنگ پیدا کنه من حدودا ۲۵ تا ۳۰ دقی
دو بیت شعری که آیت الله سید علی قاضي، در پایان نامه‌شان به سید محمدحسن الهی طباطبایی، خطاب به ایشان و برادرشان(علامه طباطبایی) سروده اند و شدت علاقه و جایگاه این دو برادر نزد مرحوم قاضي را نشان می‌دهد:فَدَیتُک لو عَرَضتُ علیک شوقییَمِلّ السَّمعُ مِن طول الکلامِفإنّی بَعد بُعدِکما، کشمسٍلَقَد کُسِفَت و صارت فی ظَلامِفدایت شوم؛ هرگاه بخواهم مراتب علاقه خود را به تو توضیح دهم، همانا از درازی سخن، گوش به ملال می‌آید. من بدون شما دو نفر(علام
بیژن قاسم زاده کیست | بیژن قاسم زاده بیوگرافی | بیژن قاسم زاده تلگرام
بیوگرافی بیژن قاسم زاده کیست
بیژن قاسم زاده کیست
برچسب: بیژن قاسم زاده. رد شکایت از بازپرس فیلترکننده تلگرام. درباره تعریف آزادی آغاز شده است اقدام بیژن قاسم زاده. کد خبر: ۶۳۱۲۱۵ تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۶/۲۱.
بیژن قاسم زاده. اردیبهشت- ۱۳۹۷ -. ۱۷ اردیبهشت. اخبار مهم. دادگاه. 1 266. شکایت جمعی از وکلا از بازپرس صادرکننده دستور فیلترینگ تلگرام. اعتمادآنلاین نوشت: .
رویداد۲۴-بعد از برگ
فکر میکردم این حالت روحی بد مال پی ام اس باشه ولی پی ام اس هم تموم شد و من همچنان.
از شدت تنهایی کل کانتکتای گوشم رو بالا و پایین کردم ولی کسی رو پیدا نکردم که بتونم حتی باهاش تماس بگيرم
گزینه انتخابی اخر: مامانبزرگ بود!!! و جالبه که اونم جواب نداد:))))))
از ۹:۳۰ صبح که بلند شدم تا همین الان که ساعت ۸ هست و دیگه داره شب میشه یا غذا درست کردم یا تی وی دیدم یا پای نت بودم و اینستا و وبلاگ خونی کردم یه چند دقیقه ای هم پاشدم با دو تا اهنگ در پیت قر دادم!
ه
همیشه توی خونمون دنبال یه جای دنج میگشتم که وقتی میخوام نقاشی کنم بهم انرژی بده.
فکر کنم پیداش کردم. دیروز یه تغییراتی توی اتاقم دادم. یه جای دنج درست کردم و میزم رو بردم اونجا.
امروز نشستم به نقاشی کشیدن. خیلی خوب بود. گمونم پاییز و زمستون دنجی در راه داشته باشم. البته اگه تنبلی نکنم.
شایدم واسه اینه که ریخت و پاشای دورم رو جمع کردم. آخه وقتی میشینم پای کار خیلی شه میشم.
دست خودم نیست. وسایل کارم زیاده. پهن کردنش آسونه و جمع کردنش سخت. 
دیروز
7سال با یک مرد معتاد زندگی کردم تمام وسایل زندگیم رو فروخت در این بین دوست همسرم گفت از ش جدا بشم وایشون هم از همسرش جدا میشه وبا هم زندگی کنیم قبول نکردم با همسرش از من اخازی کردند ومنم برای حفظ آبروم در محل کارم 6میلیون پول دادم این موضوع را خانواده ی همسرم فهمیدند ومجبور شدم با بخشش مهریه طلاق بگيرم بعد از مدتی همسرم که ترک کرده بودخواست که برگردم منم برگشتم یک سال خرج زندگیش رو دادم ولی بازم به مواد برگشته میخوام طلاق بگيرم وقتی فهمیدتهدی
قبل از اینکه بروم حمام لباس هایی که بوی سیگار میداد را گذاشتم توی تراس. میز را دستمال کشیدم و پیچک عزیز تازه رسیده ام را رویش فرم دادم. کنار پیچک ها شمع چیدم. تازه از سفر رسیده بودم و وسایلم در اتاق نامظم بود، منتها حالا از کمال گرایی ام کم کرده ام و میدانم بنا نیست همه کارها را در یک لحظه انجام دهم. باقی جمع و جور را گذاشتم پس از مراسم! 
با کاموا روی میز مخفف اسمم را نوشتم. سررسید را گوشه راست گذاشتم . هدفون و دستبند سال تولد را گوشه چپ.
از حمام که
سلام امروز ساعت هفت وقت مصاحبه داشتم و خواستم داغ داغ براتون تعریف کنم چی شد!
در مورد وقتم:
ایمیل اول: 17 نوامبر2017
ایمیل دوم: 16ژانویه 2019
وقت مصاحبه: 23ژانویه 2019
"برای لیسانس یا همون کالج"
اول از همه که چون مدارک تحصیلیم تایید نشده بود و مدرک زبان نگرفته بودم تا اینارو تکمیل کنم سایت ها واسه پذیرش بسته شد و کلا مجبور بودم بدون پذیرش برم سفارت (حالا نمیدونم میشد پذیرش مشروطی چیزی گرفت یا نه بالاخره گذشت)
بعد از اینکه دو روز تمام گریه کردم چون تو یک ه
شرایطی که سر مهریه گذاشته ایم را زیاد دوست ندارم ممکن خود قاضي شرایط بهتری بزار. بعدش میخواهم حضانت بچه دختر کامل بگیر باید چکار کنم. و سوال اخر جهیزیه ام. با گذشت 6سال کم کم خودم جمع کردم اما شوهرم میگه خودم پولش دادم. پس نميتونم جهیزیه خونه ام بگيرم. باتشکر.


با سلام اگر قصد بر انجام طلاق توافقی دارید تمام موارد باید با اراضی مشخص و معین و به دادگاه اعلام شود.
منبع: سایت وکالت دادراه
ميتونم بگم بد ترین کار ها رو سال نود و هفت کردم 
بد ترین تصمیم ها رو گرفتم  
تصمیم ها و کارهایى که واقعا ميتونم دربارشون بگم اگه یه بچه ى ده ساله جاى من بود بهتر واکنش میداد بهتر برخورد میکرد 
واقعا نميتونم براى خودم این موضوع رو هضم کنم که اینقدر خودم رو کوچیک کردم که با یه مشت ادم هایى که واقعا نمیشه بهشون گفت ادم معاشرت کردم و اجازه دادم وارد زندگیم بشم و حتى باهاشون حرف بزنم ! نمیخوام به ادمى توهین کنم اما واقعا بعضى از رفتار ها از ادم ها وا
قیمه کوفته
گوشت سیصد گرم گوشت را با یه پیاز رنده شده ونمک وفلفل وزردچوبه وگرد لیمو عمانی وپودرزیره وپودر دارچین ودوقاشق ارد نخودچی خوب ورز دادم وبه اندازه یه گردو کوفته ها را درست کردم سایزش دست خودتان است وتوی روغن سرخ کردم 
لپه لپه را با یه دونه برگ بو وچوب دارچین نیم پز کردم چون بقیه پخت را توی خورشت انجام میده 
ادامه کار یه پیاز را توی روغن تفت دادم سبک که شد پوره دوحبه سیر را اضافه وتفت دادم بعد دوقاشق رب واونم تفت دادم تا رنگ ب
بالاخره دیشب بعد از سه هفته فاز اول پروژه رو انجام دادم. خیلی سخت نبود و میشد یه هفته‌ای هم انجامش داد اما تنبلی کردم و سه هفته طولش دادم. شاید به‌خاطر این باشه که چند وقت طولانی میشه کد نزدم. به هرحال، دیشب به مانا پیام دادم که متلب‌ش رو می‌خوام برای شروع فاز دوم پروژه. بعدش که فکر کردم فردا باید ۸صبح از خونه بزنم بیرون و این همه راه ُ برم تا دانشگاه پشیمون شدم که چرا دانلود نکردم.موقع خواب زمانبندی پروژه رو مرور میکردم و اینکه ميتونم خوب تم
چند روز پیش یکی از بچه هایی که توی فنی حرفه ای تازه باهاش آشنا شدم میگفت داره میخونه برای آزمون کانون وکلا یهو از من پرسید تو برای ارشد نمیخونی و من یک " نه " قاطع بهش گفتم! تعجب کرد که چقدر قاطع و مصمم گفتم نه و لااقل میدونم تکلیفمو توی این زمینه!امروز رفتم سرچ کردم یه تست شغل براساس شخصیت پیدا کردم و انجامش دادم و گفت تیپ شخصیتی من ENTJ هستش و خب به تبع یه سری شغل ها رو هم گفت. 
چند روز پیش هم با فرفری صحبت میکردم و در مورد اینکه چرا زودتر نرفته حقو
کل امروزم به درس خوندن گذشت و یه ۳ ساعت هم ما بینش غذا درست کردم و خونه رو تمییز کردم
اعصابم از خستگی و شنیدن یک سری چیزای وااقعا نامربوطِ مزاحم و مزخرف بهم ریخت.اجازه دادم اشکهام بریزن.ولی بلافاصله به نوشتن جواب سوالهای بایو ادامه دادم و سعی کردم حفظشون بکنم اما احساس کردم نیاز به یه جوشونده دارم که این التهاب اعصابم رو کاهش بده.گل گاوزبون گذاشتم دم بیاد،یهو یاد پارسال و اون وقتا که از کتابخونه برمیگشتم و برای ارامش اعصابم گل گاوزبون
داشتم توی برنامه اینستاگرام می چرخیم که پیداش کردم نمی دونید چقد هول شدم نمی دونستم چیکار کنم درخواست دادم و از دیروز منتظر بودم تا تایید کنه امروز تایید کرد و‌درخواست داد برای فالو کردن من .منم تایید کردم ولی دل توی دلم نیست که وپیام میده یا نه اصلا نمی دونم چرا درخواست دادم و اینقدم خودمو اذیت می کنم دیگه ذهنم کار نمی کنه یعنی چی میشه؟؟؟اگه پیام داد جواب بدم ندم
بعدا نوشت: هنوز پیام نداده چرا من درخواست دادم:(
وقتی آمدم که بنویسم،سردرد عجیبی مثل شمشیری در سرم بازی می کرد!نگران بودم،شاید نگران کسی،شاید نگران آینده ای،شاید نگران پاسخی.دلم گرفته بود،دلم میخواست سیگاری گوشه ی لبم می گنجاندم و دود می کردم تمام افکارم را،اما نه سیگاری بودم نه دلم می خواست باشم.آمدم و نوشتم اما پاک کردم.با خودم گفتم:این بندگان خدا چه گناهی کرده اند که افکار آشفته ام را تحمل کنند.نوشتم و پاک کردم،کمی که احساس سبکی کردم،به نیت دود سیگار نفسی بیرون دادم و باز هم منتظر
به کارگیری واژه مستشار برای قاضي و دادرس خطای لغوی است که در نتیجه ناآشنا بودن به زبان عربی صورت گرفته است.

در
قوانین برخی از کشورهای عربی لفظ مستشار برای قاضي استفاده میشده و شاید
هم اکنون نیز بشود. لیکن قانونگذار مصر، متوجه این خطا شده است و در قانون
شماره 142 مصوب سال 2006 در ماده نخست، عنوان داشته است که لفظ مستشار در
هر قانوني که به کار رفته است، به قاضي تغییر یابد.»

مستشار
در تمامی زبانهای دنیا به معنای رایزن و م دهنده است؛ در شأن ق
نمیدونم ما سه تا به کی رفتیم ، چند روز پیش زنگ زدم به داداش بزرگه گفتم تو باید میومدی به من سر میزدیا، گفت من ماشین ندارم که ، گفتم مرد که هستی شب زنگ زدن گفتن ما داریم میایم حقیقتا خوش گذشت . تند تند الویه درست کردم ، نصف کارا رم دادم داداش بزرگه انجام داد . دو تا دونه انار داشتیم کلا که همونا رو دون کردم دور هم خوردیم . کیک سالگرد رو هم آوردم دور هم خوردیم . یه کیک پیتزا هم پخته بودم دادم بردن
در قرار اول
دستمو می گرفت و به طرز چندش آوری می مالوند. ور می داشتم چند دقیقه بعد دوباره می
گرفت. چندبار تذکر دادم فایده نداشت. بحث تندی کردم و گفتم نمی تونم باهات باشم.گفت
منکه نیمچه اعتقادی دارم از این چیزا گذر کردم، تو که ادعات می شه مذهبی نیستی!
بزبز قندی فکر کرده مشکل من محرم و نامحرمه. (اثیری)
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

ترجمه متون تخصصی
دانلود آهنگ
با مخاطب های آشنا سامسونگ کلش بصیرت دریافت مجموعه جدیدتربن ها و بهترین ها رازها و سرگذشت زندگی من علم مبارزه + دانش هنر رزمی =》 زندگی آرام Civil.Engineering باشگاه فرهنگی ورزشی شهید ابراهیم هادی راور وکیل یاری ، همراه حقوقی شما